شعر و صوت مثنوي شهادت...
فایل صوتی شعر زیر را میتوانید از این جا دانلود کنید
اثري از قاسم الهياري، فرزند شهيد الهياري
مثنوی شهادت
روزگاری شهر ما ویران نبود ..................... دینفروشی اینقدر ارزان نبود
صحبت از موسیقی و عر فان نبود ................. هیچ صوتی بهتر از قرآن نبود
دختران را بی حجابی ننگ بود .................. رنگ چادر بهتر از هر رنگ بود
د ختر باحجب و حیا قرتی نبود ...................... خانهي فرهنگ کنسرتی نبود
مرجعیت مظهر تکریم بود ........................... حکم او عالمی را تسلیم بود
یک سخن بود و هزاران مشتری ............. آن هم از لوث قرائتها بری
وای که در سالهای سیاه دوهزار .................. کار فرهنگی شده پخش نوار
ذهن صاف نوجوانان محل ................................ پر شد از فیلمهای مبتذل
پشت پا بر دین زدن آزادگیاست ........ حرف حق گفتن عقب افتادگیاست
آخر ای پرده نشین فاطمه ............................ تو برس بر داد دین فاطمه
بی تو منکرها همه معروف شد .............کینه توزی با ولی مکشوف شد
در به روی رشوهگیران باز شد .................... دشمنی با نائبش آغاز شد
بی تو دلهامان به جان آمد بیا .................... کاردها بر استخوان آمد بیا
گوش کن اینک نوای جنگ را ................ قصهای از شهر بعد از جنگ را
قصهای پر سوز و تاب و التهاب ................... قصهای تلخ و سراسر اضطراب
قصهی شهری که غرق درد بود .................. آتش شهوت درونش سرد بود
شهر ما شبهای خیبر یاد داشت ............. رمز یا زهرا و حیدر یاد داشت
شهر ما همت درونه سینه داشت ........... با شهادت انس از دیرینه داشت
شهر ما روح خدا در دست داشت ...... صد هزاران عاشقِ سرمست داشت
ناگهان این شهر ما بی درد شد ................. آتش غیرت درونش سرد شد
حال رازها در شهر قصه چپ شده ............... پوشش خاکی لباس رپ شده
دیگر از جبهه در این جا رنگ نیست .................. دیگر آن حال و هوای جنگ نیست
یا خمینی ای خلیل بتشکن .............................. خیز و بنگر فتنههای شهر من
جبهه و یاران من گم گشتهاند .................. غرق در نسیان مردم گشتهاند
پس چه شد یاد پرستوهای جنگ؟ ................... یاد جبهه یاد آن خونین تفنگ
شهر من حجب و حیایت پس چه شد ............ نالهي مهدی بیایت پس چه شد
ای بسیجی کو صفای جبههها؟ ................. کفر نگویم کو خدای جبههها؟
ای جماعت نالهام را بشنوید ..................... درد چندین سالهام را بشنوید
ای شما آن سوی آتش رفتگان ................... ای شما آغوش لیلا خفتگان
بنگرید این لکههای ننگ را ......................... فتنههای شهر بعد از جنگ را
عدهای با نامتان نان میخورند ............... ای شهیدان خونتان را میخورند
رفت جنگ و شهر ما تاریک شد ....................... راه وصل عاشقان باریک شد
شما رفته مردم ریایی شدند ....................... و برخی دگر شیمیایی شدند
نه آن شیمایی که در جنگ بود ............. نه آن گاز سمی که بیرنگ بود
همانانی که رنگ ریا میزنند ......................... و بر سینه سنگ خدا میزنند
همانانی که یادی ز دل میکنند ....................... فضا را پر از ادکلن میکنند
به یک چک رشوهخور میشوند .................. به یک حکم مسئول کل میشوند
همانانی که در بیحجابی تکاند ........................ سزاوار یک قبضه نارنجکاند
به سنگ تهاجم محک میشوند ..................... و ز مثل عروسک بزک میشوند
از اینها بپرسيد مهران کجاست؟ ....... شلمچه حلبچه دوكوهه هويزه فاو و مریوان کجاست؟
از اینها بپرسید رزمنده كيست؟ ................. ببينيد آن گه كه شرمندگي است
از اينها بپرسيد که بابایی که بود ........ رجایی حسنپور اللهیاری که بود؟
کسی فکر گلهای این باغ نیست ................ کسی مثل آن روزهای داغ نیست
همه ناگهان عافیتخو شدند ................. و ز یک شب از این رو به آن رو شدند
کسی بر شهیدان سلامی نگفت ............................. رضای خدا را کلامی نگفت
بیایید مردم که بهتر شویم .................................. در این آبشار خدا تر شویم
بیایید تجدید پیمان کنیم ................................... نگاهی به قبر شهیدان کنیم
این وبلاگ، یک وبلاگ فنی، فرهنگی و تفریحی میباشد که مطالب گردآوری شده در آن، نقطهنظرات، سلایق و دیدگاههای نویسنده را در بر دارد.