شرایط تغییر جنسیت در ایران:

رئیس بخش معاینات روانپزشکی پزشکی قانونی استان تهران با تشریح شرایط تغییر جنسیت در ایران گفت: تغییر جنسیت از مرد به زن حدود هشت برابر بیشتر از زن به مرد است.

دکتر مهدی صابری در گفتگو با مهر، اظهار داشت:  یکی از وظایف بخش معاینات روانپزشکی سازمان پزشکی قانونی بررسی ادعای افرادی است که مدعی هستند اختلال هویت جنسی دارند. البته باید این افراد را از افراد منحرف جنسی و یا افرادی که به دلیل عوارضی دیگر چنین علایمی دارند تفکیک کنیم. اختلال هویت جنسی در ایران شیوع زیادی ندارد و بین 50 تا 100 هزار نفر جمعیت یک نفر  به این اختلال مبتلا می شود که عوارض آن از کودکی تا اوایل جوانی خود را نشان می دهد. این افراد در قالب جنسیتی که به دنیا آمده اند نمی توانند زندگی کنند.

وی افزود: بر اساس استفتائات و پس زمینه های علمی، اختلال هویت جنسی به عنوان اختلال روانی شناخته شده است که در صورت تایید پزشکی قانونی این افراد از دادگاه مجوز تغییر جنسیت می گیرند. این کار در کشور قدمتی 30 ساله دارد که طی سال های اخیر ساماندهی بهتری شده است. پیش از این نظرات شخصی در این باره اعمال می شد  و یا با گواهی یک یا دو روانپزشک فرد عمل تغییر جنسیت را انجام می داد. در برخی موارد نیز این کار بدون مجوز انجام می شد. با کمک سازمان پزشکی قانونی این موضوع را منظم کرده و یک برنامه و پروتکل نوشتیم.

یک سال زمان برای مجوز
رئیس بخش معاینات روانپزشکی پزشکی قانونی استان تهران خاطر نشان کرد: فردی که دچار این عارضه است باید یک مسیری حدوداً یک ساله را طی کند تا بعد از بررسی های روانپزشکی و روانشناسی مشخص شود راهی جز تغییر جنسیت ندارد. در آن صورت این موضوع از سوی کمیسیون پزشکی قانونی تایید شده و فرد از دادگاه اجازه تغییر جنسیت می گیرد. با این مجوز این فرد می تواند کارت ملی و شناسنامه جدیدی بر اساس هویت و جنس جدید خود داشته باشد.

نیاز به اقدامات بعد از عمل
وی با اشاره به اینکه جراحی و تغییر جنسیت پایان کار نیست تاکید کرد: مهم ترین اقدامات به مراجعات بعد از جراحی مربوط می شود. این بیماران پس از تغییر جنسیت باید به طور مرتب تحت نظر پزشک باشند تا میزان عوارض و عفونت های ناشی از جراحی، مورد بررسی و کنترل قرار بگیرد. همچنین مشاوره روانپزشکی پس از تغییر جنسیت برای این بیماران حیاتی است زیرا برخی از آنان پس از عمل جراحی دچار نارضایتی و پشیمانی می شوند و اگر مشاوره روانپزشکی نداشته باشند خودکشی یکی  از عواقبی است که گریبان این بیماران را خواهد گرفت.

40 نفر سالانه مجوز می گیرند
دکتر صابری درباره میزان عمل جراحی تغییر جنسیت در ایران گفت: به طور متوسط حدود 60 مورد جدید از این اختلال هر ساله در کشور معرفی می شود که مراحل تشخیصی را در پزشکی قانونی انجام می دهند. از این تعداد 40 نفر مجوز می گیرند و یک سوم بقیه اختلالاتی دارند که مانع از تصمیم گیری برای عمل جراحی این افراد است.همچنین امکان دارد اختلال هویتی آنها واقعی نبوده و با درمان روان پزشکی در هویت فعلی خود زندگی کنند.

تمایل به تغییر جنسیت به زن
وی در خصوص نسبت تغییر جنسیت در کشور نیز اظهار داشت: بر اساس آمارها تمایل از تغییر
جنسیت مذکر به جنس مونث بیشتر است، تفاوت در تغییر جنسیت مذکر به مونث 3 تا 8 برابر مونثت به مذکر می باشد. این آمار در ایران متفاوت است و در بعضی از سال ها این افزایش دو برابری بوده است یعنی تغییر جنس مونث به مذکر در کشور ما نسبت به آمار جهانی بیشتر است که باید درباره دلایل آن تحقیقات بیشتری صورت گیرد. برخی تصور می کنند این موضوع به خاطر محدودیت های فرد مذکر در جامعه می باشد که باید در پاسخ به آنها بگویم فردی که دچار اختلال هویت جنسی نیست به هیچ عنوان حاضر نمی شود بر اساس شرایط جامعه تغییر جنسیت را تغییر دهد.

باید آگاه سازی کرد
این روانپزشک تاکید کرد؛ به نظر بنده  آگاهی افراد جامعه از این اختلال هویت و شرایط افراد مبتلا به آن بیشترین کمک را می توانند به این افراد بکند. فیلم سینمایی "آینه های روبرو" کمک خیلی خوبی به شناخت این افراد در جامعه کرد. با آگاهی جامعه این افراد راحت تر در مسیر درمان قرار می گیرند. آن گروهی که چاره ای جز عمل ندارند تحت عمل جراحی قرار گرفته و گروه دوم که می توان به آنها کمک کرد با اقدامات روانشناسی و روانپزشکی در هویت خود به زندگی ادامه می دهند.

53 سال بیشتر سن تغییر جنسیت
رئیس بخش معاینات روانپزشکی پزشکی قانونی استان تهران درباره سن متقاضیان تغییر جنسیت نیز گفت: طی 18 سال گذشته کم سن ترین فردی که درخواست این عمل را ارائه داد 14 سال سن داشت و مسن ترین 53 ساله بود البته در شرایط فعلی به افراد زیر سن قانونی اجازه تغییر جنسیت داده نمی شود.

کد خبر: ۳۵۳۵۳۸

۱۵ روش فکر کردن افراد موفق:

success-people-thought

 

موفق‌ترین افراد دنیا یک خصوصیت مشترک دارند: طرز فکرشان با دیگران فرق دارد.

چون ما هم باور داریم که تفکر هوشمندانه زندگی را تغییر می‌دهد، در اینجا به ۱۵ مورد از بهترین طرزفکرهای افراد موفق اشاره می‌کنیم.

فکر کردن یک نظم است. اگر می‌خواهید در آن بهتر شوید، باید روی آن کار کنید.

می‌توانید برای برنامه‌ریزی فکر کردنتان وقت بگذارید مثلاً هر دو هفته یکبار یک نصفه روز، هر یک ماه یک روز کامل و هر سال یک تا دو روز کامل.

ببینید انرژیتان را باید کجا متمرکز کنید، و بعد از قانون ۲۰/۸۰ استفاده کنید.

۸۰ درصد از انرژیتان را به ۲۰ درصد از مهمترین فعالیت‌هایتان اختصاص دهید. یادتان باشد که نمی‌توانید در آنِ واحد همه جا باشید، همه را بشناسید و همه کاری انجام دهید. و از انجام همزمان چند کار اجتناب کنید: ممکن است کارایی شما را به ۴۰% برساند.

افراد موفق خود را در معرض ایده ‌ها و آدم‌های مختلف قرار می‌دهند.

آنها سعی می‌کنند بیشتر وقتشان را با کسانی بگذرانند که آنها را به چالش می‌کشند.

ایده داشتن یک چیز است، دنبال کردن آن چیزی دیگر.

ایده‌ها تاریخ مصرف کوتاهی دارند. باید قبل از اینکه تاریخ انقضای آنها فرا برسد، آنها را عملی کنید.

افکار برای ایجاد شدن نیاز به زمان دارند. اولین چیزی که به ذهنتان می‌رسد را انجام ندهید.

آخرین باری که ساعت ۲ صبح یک فکر عالی به سرتان زد و وقتی صبح از خواب بیدار شدید به نظرتان احمقانه می‌رسید، را به خاطر دارید؟

افکار تازمانیکه ماده دارند باید شکل داده شوند و باید مورد بازجویی و سوال قرار گیرند.

افراد باهوش با افراد باهوش دیگر همفکری می‌کنند.

فکر کردن با دیگران نتایج بهتری در بر خواهد داشت. مثل این می‌ماند که به خودتان یک راه میان‌بر بدهید. به همین خاطر است که جلسات طوفان مغزی تا این اندازه موثر هستند.

تفکر عامه‌‌ پسند را رد کنید (که معمولاً یعنی اصلاً فکر نکرده‌اید).

خیلی از آدم‌ها وارد عمل می‌شوند با امید اینکه به فکر بقیه خوب برسد.

برای اینکه از وضعیت خارج شوید باید اول با احساس ناراحتی کردن کنار بیایید. همچنین به خاطر داشته باشید که همین الان آدم‌های دیگری هستند که سعی دارند برای خودشان فکر کنند و آنها هستند که موفق‌اند.

بهترین متفکران از قبل برنامه‌ می‌ریزند، درحالیکه برای افکار ناگهانی نیز جا می‌گذارند.

وقتی با استراتژی وارد عمل شوید، احتمال خطا پایین می‌آید. داشتن افکار مبهم از اینکه کجا هستید و دوست دارید چه کاری انجام دهید، شما را به هیچ کجا نمی‌رساند.

کلید استراتژیک بودن: ۱٫ موضوع را خرد کنید. ۲٫ بپرسید چرا این مشکل باید حل شود. ۳٫ موارد کلیدی را مشخص کنید. ۴٫ منابعتان را مرور کنید. ۵٫ افراد مناسب را در جای مناسب قرار دهید.

هنری فورد می‌گوید، “هیچ چیز سخت نیست اگر آن را به اجزای کوچکتر تقسیم کنید.”

برای متفاوت فکر کردن، باید کارهای مختلفی انجام دهید.

راه ‌های جدیدی برای انجام کارتان پیدا کنید، با آدم‌های جدید آشنا شوید، حتی کتاب‌هایی را بخوانید که فکر می‌کنید خسته‌کننده هستند. رمز کار این است که با ایده‌ها و سبک‌های زندگی جدید آشنا شوید.

برای تقدیر از ایده‌های دیگران، باید به ایده‌های دیگر احترام بگذارید.

نمی‌توانید فکر کنید که همیشه حق با شماست. باید به نظرات دیگر هم فرصت دهید.

برای هر روزتان و زمان‌هایی که افراد دیگر را ملاقات می‌کنید، برنامه و موضوع داشته باشید.

بیشتر آدم‌ها فقط برای روزشان برنامه‌ریزی می‌کنند. متفکران برای برنامه‌ریزی هفته، ماه و اهداف بلندمدتشان وقت می‌گذارند و بعد آن را دنبال می‌کنند.

همچنین بدون موضوعی برای حرف زدن وارد جلسات، مهمانی‌ها و قرارهای ملاقات نمی‌شوند. قبل از اینکه وارد چنین موقعیت‌هایی شوند، تصمیم می‌گیرند که از آدم‌ها یاد بگیرند.

تفکر انعکاسی در مهارت‌های تصمیم‌گیریتان به شما رویکرد و اعتمادبه‌نفس می‌دهد.

اگر تفکر انعکاسی نداشته باشید، بیشتر از آنچه که فکر می‌کنید شما را عقب می‌کشد.

بر حرف‌های منفی که با خودتان می‌زنید غلبه کنید. برنده‌ها با عباراتی مثل “من می‌توانم” حرف می‌زنند.

افراد باهوش محدودیت‌ها را نمی‌بینند. آنها امکانات را می‌بینند.

سام ایوینگ قهرمان سابق بیسبال می‌گوید، “هیچ چیز شرم‌آورتر از این نیست که ببینید کسی کاری را انجام می‌دهد که شما می‌گفتید غیرممکن است.”

افراد خلاق خود را وقف ایده‌ها می‌کنند.

آنها ابهامات را در آغوش می گیرند و از شکست نمی‌ترسند و با افراد خلاق دیگر نشست و برخاست می‌کنند.

افراد خوشبین نمی‌توانند متفکرانی واقعبین باشند.

داشتن رویکرد واقعبینی به شما این امکان را می‌دهد آنقدر به یک مشکل نزدیک شوید که بتوانید آن را بشکافید. روبه‌رو شدن با عواقب احتمالی هم به شما کمک می‌کند کارامدتر باشید و به شما اعتبار بیشتر می‌دهد.

برای اینکه متفکری واقعبین‌تر باشید، باید: ۱٫ از واقعیت تقدیر کنید. ۲٫ کارتان را انجام دهید و واقعیات را به دست آورید. ۳٫ نقاط مثبت و منفی آن را بسنجید. ۴٫ بدترین حالت ممکن را در نظر بگیرید. ۵٫ تفکرتان را با منابعتان هم‌تراز کنید.

خیلی مهم است که آخر روز به یاد بیاورید که می‌توانید طرزفکرتان را عوض کنید.

اینکه یاد بگیرید چطور در فکر کردن استاد شوید باعث می‌شود تفکری پربازده داشته باشید. اگر بتوانید این خصوصیت را در خود ایجاد کنید طوریکه به عادت همیشگیتان تبدیل شود، تمام طول زندگی فردی موفق خواهید شد.

افراد باهوش تصمیمات خوب می‌گیرند.

 

برگرفته از سايت DokhtaranPesaran.Com

۱۲ رفتاری که هرگز نباید ترک کنید:

 

سرنوشتتان را در دست داشته باشید. خودتان را باور کنید. از کسانی که سعی دارند شما را دلسرد کنند، دوری کنید. از چیزها، افراد، مکان‌ها و عادت‌های منفی دوری کنید. دلسرد و نا امید نشوید. این زندگی نیست که پشت سر شما است بلکه خاطرات هستند.(م : پشت سر نیست فضایی زنده. پشت سر خستگی تاریخ است!)  زندگی همیشه در جریان است، همین حالا! آن را دریابید. امروز یکی از توانایی‌هایتان را انتخاب کنید تا فردایتان را درخشان کنند.

این کارها را همیشه انجام دهید و فراموش نکنید.

۱- فقط به بهترین فکر کنید، برای بهترین کار کنید و فقط انتظار بهترین ها را داشته باشید

برای اینکه چیزی آرامش ذهنتان را به هم نزند از صداقت و حقیقت دفاع کنید. اشتباهات گذشته خود را فراموش کنید و آن‌ها را به دستاوردها و درس‌های امروز اضافه کنید. برای بهبود به خودتان زمان بدهید تا زمانی برای انتقاد کردن از دیگران نداشته باشید. نیمه پر لیوان را ببینید، و مثبت اندیشی را بخشی از مذهب و باور خود بسازید. این گونه زندگی کنید و ایمان داشته باشید که همه اتفاق‌های جهان به نفع شماست، تا زمانی که باور داشته باشید بهترین چیزها برای شما است.

۲- خودتان باشید

اگر دنباله روی مسیر دیگران نباشید، ممکن است عصبانی شوند. نگران نباشید. بگذارید عصبانی باشند. این مشکل آن‌هاست نه شما. به نظر می‌رسد که بیشتر مردم برای هدایت زندگی دیگران، ایده های روشنی دارند اما نمی‌دانند که چطور زندگی خودشان را هدایت کنند. شما در کدام دسته اید؟!  پس روی صدای درونتان تمرکز کنید و راه خودتان را هموار سازید. به خاطر داشته باشید آگاهی از تنها یک قدرت و یا ضعف خودمان مفید تر از دانستن هزاران نقطه قدرت و ضعف دیگران است.

۳- مشکلاتتان را بپذیرید

پس از پشت سر گذاشتن مشکلات دیروز، برای رویارویی با مشکلات امروز قوی‌تر و تواناتر می‌شوید و همین طور مشکلاتی که امروز با آن‌ها مواجه هستید شما را برای چالش‌های آینده آماده می‌کنند. همان طور که جریان رشد اتفاق می‌افتد به خاطر داشته باشید که اشتباهی وجود ندارد. مهم نیست رویدادهایی که در سفر زندگی برای شما پیش می‌آید چقدر ناخوشایند هستند. قدم‌هایی لازم است تا یاد بگیرید برای رسیدن به جایگاهی که انتخاب کرده‌اید چه چیزهایی نیاز دارید.

۴- فقط بر امور قابل کنترل تمرکز کن

اگر احساس بدبختی می‌کنی و استرس زیادی داری، احتمال بالایی وجود دارد که یک وابستگی ناسالم (اعتیاد) به چیزهایی که کنترلش را ندارید توسعه داده شده. نخستین قدم این است که از این موضوع‌ها خارج شوی و خود را از استرس رها کنی. در واقع به هیچ عنوان آن‌ها را کنترل نکردی. دگرش های مثبت زمانی در زندگی شما اتفاق می‌افتند که تصمیم بگیرید به جای اینکه روی کارهای غیر قابل کنترل تمرکز کنید، روی کارهایی که قدرت انجام و کنترلشان را دارید تمرکز کنید.

۵- در همه جنبه های زندگی مسئولیت کامل را بپذیرید

وقتی فکر می‌کنید اشتباهات اطرافیان باعث بروز مشکلات شما در زندگی است، نمی‌توانید هیچ کدام از آن‌ها را در برطرف کنید. خودتان را به وسیله باورهایتان محدود نکنید. در نهایت شما به چیزی که باور دارید دست پیدا می‌کنید. زندگی تمرین شو لباس نیست. اگر یاد نگیرید مسئولیت هر چیزی را در زندگی‌تان بر عهده بگیرید و خودتان را بهبود نبخشید، آنگاه آرزوهایتان در حد رویا باقی خواهند ماند.

۶- هرچه دارید به کار گیرید، تا آنچه کاشته‌اید را (سرمایه گذاری کرده‌اید) برداشت کنید

میزان تلاشتان تعیین کنندهٔ میزان شادی و لذتی است که دریافت می‌کنید. اگر زندگی برای شما خوش‌آیند نیست، کاری بکنید. دگرشی ایجاد کنید. همه چیز آن بیرون منتظر شماست تا صدایش کنید. هر چیزی را بخواهید، خواهان شما می‌شود. فقط باید برای رسیدن به آن کاری بکنید. اگر می‌توانید پرواز کنید. اگر نمی‌توانید، بدوید، اگر نمی‌شود، راه بروید. اگر نمی‌توانید راه بروید، چهار دست و پا بروید. مهم نیست چگونه، فقط رو به جلو بروید.

۷- پایبندی‌های غیر ضروری را هرس کنید

نشانه یک فرد موفق آن است که بتواند امور غیر ضروری را به خاطر رسیدن به موارد حیاتی‌تر کنار بگذارد. در مورد اولویت‌هایتان، باید بدون دشواری آن‌ها را درست و منظم دسته بندی کرده و فعالیت‌هایی که در راستای رسیدن به آن‌ها نیست را از لیست امور روزمره‌تان خارج کنید.

۸- نفس عمیق بکشید

نگذارید استرس و عصبانیت شما را از پا در بیاورد. همه چیز همان طور است که باید باشد. دلیلی برای نگرانی وجود ندارد. دم، بازدم، دم، بازدم … خودتان را آرام کنید. بگذارید همه چیز همان طور که هست باشد. آنچه باید در سر راهتان قرار می‌گیرد و آنچه در مسیر زندگی‌تان نیست دور خواهد شد. یادتان باشد که یک هدیه دلخواه و زیبا ممکن است همیشه آن طور که شما انتظار دارید کادوپیچ نشده باشد.

۹- تواضع داشته باشید

بدبختی ریشه در ترحم به خود دارد، و ترحم به خود ریشه در زیادی جدی گرفتن زندگی دارد. اگر شما هر چیزی را زیادی جدی بگیرید، به خصوص خودتان را، از هر قدم جدیدی که برمی دارید، موج ترسی به شما می‌رسد. اگر می‌توانید آن را آسان بگیرید و به آن بخندید، به خصوص وقتی که چیزها آن طور که برنامه ریزی کرده‌اید، پیش نمی‌روند. افراد شوخ طبع، احساس خوبی از زندگی دارند. شما روزی رشد می‌کنید که به خودتان و موقعیتتان اولین لبخند واقعی را بزنید.

۱۰- آن‌هایی که عشقشان را به شما ثابت می‌کنند، محترم بشمارید

سخت یا عجیب نیست که در روزهای آفتابی و زیبای عمرتان اطرافیانتان به شما مهربانی کنند اما در یک روز طوفانی است که شما می‌توانید بفهمید که برای چه کسی واقعاً مهم هستید. به همین خاطر است که باید به کسی که، وقتی تنها هستید در کنار شما است، توجه کنید. چون کسانی که در شب‌های تار شما در کنارتان هستند کسانی اند که ارزش اینکه روزهای خوشیتان را با آن‌ها سپری کنید دارند.

۱۱- استعدادهایتان را بکار گیرید

هر کاری می‌توانید انجام دهید، چون می‌توانید؛ و وقتی خسته شدید کسانی را به خاطر بیاورید که نمی‌توانند کاری را که شما می‌توانید انجام دهید، انجام دهند. در مورد آنچه که آن‌ها حاضرند بدهند تا توانایی‌های شما را داشته باشند، فکر کنید – هدیه ای ساده که به شما اعطا شده است. پس برای آن‌ها تلاش کنید؛ و بدانید آن بیرون کسانی هستند با استعداد های متفاوت که مشابه این کار را نمی‌توانند انجام دهند.

۱۲- متحول شوید

این که شما زمانی چیزی را دوست داشته‌اید، دلیل نمی‌شود که آن را برای همیشه دوست داشته باشید. فکرتان را تغییر دهید. مجبور نیستید تظاهر کنید چیزی را دوست دارید، به خود اجازه دهید که آزادانه رشد کرده، تغییر کرده و آن که هستید و هر فکری که در لحظه دارید را به چالش بکشید. تنها چیزی که شما همیشه از آن مطمئن هستید عدم اطمینان است و این یعنی دارید رشد می‌کنید و در افکار راکد و قدیمی زندانی نشده‌اید.

شما به این لیست ۱۲ تایی چه چیزهایی را اضافه می کنید؟

 

برگرفته از سایت Degaresh.Com

۱۰ فایده شگفت انگیز لبخند زدن:

smiling-advantage-image

 

لبخند چیزی فراتر از نشان دادن خوشایند بودن چیزی است. تحقیقات روانشناسی ۱۰ فایده لبخند زدن را بیان می‌کنند.

آدمها همیشه لبخند می‌زنند، مخصوصاً وقتی در جمع هستند اما لبخند فقط نشان دهنده شاد بودن آنها نیست. ما از لبخند برای اهداف خاص اجتماعی استفاده می‌کنیم زیرا لبخند می‌تواند پیام‌های مختلفی را به دیگران برساند.

در زیر به ۱۰ روشی که می‌توان از لبخند برای فرستادن پیام درمورد قابل اعتماد بودن، جذابیت، اجتماعی بودن و ویژگی‌های بسیار دیگر درمورد خودمان استفاده کرد، اشاره می‌کنیم.

ادامه نوشته

۷ نکته که کمکتان می‌کند باور کنید همه چیز درست خواهد شد:

trustbelieve

 

به یک مسئله فکر کنید که دوست دارید واقعاً درست شود. آیا باور دارید که درست می‌شود؟ شاید وقتش رسیده که اعتماد کنید.

واقعیت این است که همه چیز بالاخره درست می‌شود. زندگی بلد است از خودش مراقبت کند، چه شما بخواهید چه نخواهید. اگر نگاهی به زندگیتان بیندازید متوجه می‌شوید که همه اتفاق‌های آن در آخر درست شدند و به بهترین نتیجه رسیدند.

اعتماد یعنی نتیجه را فراموش کنید. باید باور کنید که اهداف و آرزوهایتان اگر اعتماد به تحقق آنها داشته باشید، به حقیقت می‌پیوندند. اعتماد مجانی است و اجازه می‌دهد زندگی مسیر خود را طی کند، حتی اگر از آینده واهمه داشته باشید. اگر فقط کمی بیشتر اعتماد می‌کردید، زندگیتان چطور بود؟

دوست دارید اعتماد بیشتری به زندگی‌تان داشته باشید؟ این مراحل ساده را دنبال کنید:

۱- آدمهایی که از اعتمادتان سوءاستفاده کرده‌اند را ببخشید.

این اصلاً کار آسانی نیست. منظورمان این نیست که کسانیکه واقعاً به شما صدمه زده‌اند را فراموش کنید. اما آنهایی که قصد آزارتان را نداشته‌اند چه؟ آنهایی که خیلی وقت است به دنبال بخشش شما هستند و هنوز منتظرند که آنها را ببخشید؟ ماندن در ناراحتی‌های گذشته فقط باعث می‌شود نتوانید اعتماد کنید که اوضاع بالاخره در آینده درست می‌شود.

۲- انتظار داشته باشید که دیگران غافلگیرتان کنند.

قبل از اینکه از دیگران ناامید شوید به آنها فرصت دهید، ممکن است چیزی برای غافلگیر کردنتان داشته باشند. نگرانی از اتفاقاتی که ممکن است هیچوقت نیفتد، فقط اذیتتان می‌کند. و با این روش روابط صمیمانه‌تری با دیگران خواهید داشت.

۳- گرایشاتتان را اصلاح کنید.

اعتماد یعنی به دیدگاهتان تغییری مثبت دهید. نگرش شما است که اهمیت دارد. زندگی پیش می‌رود و شما به آن واکنش می‌دهید. مهمترین چیز این است: این شمایید که واکنشتان را انتخاب می‌کنید.

۴. به استقبال چیزهای تازه بروید.

اعتماد یعنی به استقبال اتفاقات جدید در زندگیتان بروید. قبل از اینکه در را باز کنید، هیچوقت نمی‌دانید چه چیزی پشت آن انتظارتان را می‌کشد.

۵- خودتان را با دیگران تقسیم کنید.

اعتماد یعنی قسمت بیشتری از خودتان را برای دیگران آشکار کنید تا آنها هم بتوانند قسمت بیشتری از خودشان را به شما نشان دهند. شاید در ابتدا سخت باشد اما ارزش ریسک کردن را دارد. یادتان باشد، وقتی بدی‌های زندگی را از خودتان دور کنید، خوبی‌های آن هم از شما دور خواهند شد.

۶- به خودتان اعتماد کنید.

اعتماد می‌گوید، «من به خودم ایمان دارم.» وقتی باور داشته باشید که قدرت کنار آمدن با  هر چیزی که بر سر راهتان قرار می‌گیرد را دارید، آنوقت واقعاً این قدرت را خواهید داشت.

۷- باور کنید که درست خواهد شد.

اعتماد یعنی قبل از اینکه سند و مدرک اینکه همه چیز درست می‌شود را دیده باشید، آن را باور کنید. گاهی‌اوقات قبل از اینکه پاداش را ببینید باید به بودن آن اعتماد داشته باشید. ممکن است برای این اول مجبور به انجام کارهایی شوید که اصلاً دوست ندارید یا باعث ناراحتی‌تان می‌شود اما اعتماد کنید که در مسیر درست قرار دارید و همه چیز در انتها درست خواهد شد.

اعتماد یعنی نترسید و پیش روید. اعتماد بعنی بااینکه نمی‌دانید چه پیش می‌آید اما برای آن جلو بروید. نظرتان چیست که اعتماد بیشتر را وارد زندگی‌تان کنید؟ مطمئن باشید از قدرت و آزادی که برایتان به همراه می‌آورد متعجب خواهید شد. به نظرتان این روش بهتری برای زندگی کردن نیست؟

 

برگرفته از سايت DokhtaranPesaran.Com

۱۰ جمله مخربی که نباید به خودمان بگوییم:

dont-say

 

ما در این مقاله سعی داریم ۱۰ جمله سرزنش کننده را مطرح کنیم که به خودمان می گوییم. سپس راهکارهایی را برای مقابله با این خودگویی های منفی به شما پیشنهاد می کنیم.

ما در این مقاله سعی داریم ۱۰ جمله سرزنش کننده را مطرح کنیم که به خودمان می گوییم. سپس راهکارهایی را برای مقابله با این خودگویی های منفی به شما پیشنهاد می کنیم.
قدم اول برای مقابله با این خودگویی ها، شناختن آنهاست. ممکن است افکار و خودگویی های منفی در اعماق ذهن شما باشند و شما از آنها آگاهی نداشته باشید اما این افکار منفی خواه ناخواه بر احساسات و عملکرد شما تاثیر می گذارند. بنابراین لازم است در ابتدا این افکار را شناسایی کنید و از آنها آگاه شوید. در ادامه به ۱۰ مورد از خودگویی های منفی رایج اشاره شده است:

۱ -  من ارزشش را ندارم
این جمله مستقیما اعتماد به نفس شما را مورد حمله قرار می دهد و هیچ ریشه ای در حقیقت ندارد. گفتن “من ارزشش را ندارم” باور منفی است که می تواند به سرعت شما را از پا درآورد. پس تا دیر نشده کاری بکنید.

۲ – من آدم بی خاصیتی هستم
گفتن این جمله به خود به کلی قدرت شخصی تان را می رباید و شما را بدون انگیزه می سازد.

۳ – من نمی توانم آن کار را انجام دهم
این جمله هم قدرت شما را کاهش می دهد. زمان هایی وجود دارد که شما واقعا نمی توانید کاری را انجام دهید، اما در اکثر مواقع این فکر ، بیشتر یک حمله به خود است تا واقعیت.

۴ – من هرگز پیشرفتی نخواهم داشت
این خودگویی آغازی برای شکست است قبل از آنکه شما واقعا شروع به انجام آن کار بکنید. همه ما می دانیم که موفقیت پس از تلاش ما و در یک زمان خاص فرا می رسد. گفتن این مسئله به خود که “شکست خواهم خورد” قبل از آغاز یک کار، شما را از شکوفایی استعدادها و رسیدن به جایگاهی که استحقاق آن را دارید، باز خواهد داشت.

۵ – دیگران من را دوست نخواهند داشت
یک شروع برای طرد شدن. زمانی که شما وارد یک موقعیت می شوید و به خودتان می گویید که دیگران شما را دوست نخواهند داشت در واقع با دست خودتان (با فکر خودتان) این طرز فکرتان را به واقعیت تبدیل می کنید. زیرا وقتی با این فکر وارد یک جمع می شوید از ترس اینکه دیگران با شما برخورد خوبی نداشته باشند، از جمع کناره گیری می کنید و کمتر با دیگران حرف می زنید. بنابر این به طور طبیعی دیگران هم با شما کمتر صحبت می کنند. بنابراین خودگویی منفی شما تایید می شود.

۶ – دیگران بهتر از من هستند
معمولا همه ما تمایل داریم خودمان را با دیگران مقایسه کنیم. اما گفتن این جمله به خود که ” دیگران بهتر از من هستند” ضربه شدیدی به اعتماد به نفس وارد می کند.

۷ – من بی کفایت هستم
گفتن این جمله به خود باعث می شود احساس کنید برای دستیابی به خواسته های خود از زندگی لیاقت ندارید. حس بی کفایتی شخصی به شدت باعث بی انگیزگی می شود.

۸ – من باید کامل باشم
یک روش برای تضمین شکست خوردن، انتقاد از خود در زمانی است که کامل نیستید. این زمان در واقع همه زمان هاست زیرا همه ما کاملا ناکامل هستیم.

۹ – نظر من اهمیتی ندارد
در این جمله اعتماد به نفس بسیار پایینی نهفته است. در صورتی که این جمله را به خودتان می گویید احتمالا خودتان را بی ارزش در نظر می گیرید.

۱۰ – من هیچ تغییری نمی کنم
این جمله سرشار از ناامیدی است و باعث می شود شما در رکود بمانید و هیچ تلاشی برای پیشرفت و تغییر انجام ندهید.

با خودگویی های منفی چه کار کنیم؟
گام های زیر را پیگیری کنید تا بهتر بتوانید بر خودگویی های منفی تان کنترل داشته باشید:
۱ – مچ خودتان را بگیرید
در ابتدای روز زمان کوتاهی را به فکر کردن به افکار و خودگویی هایتان اختصاص دهید و خودگویی های منفی تان را شناسایی کنید.

۲ – برای خودگویی منفی تان عنوان بگذارید
مشخص کنید که خودگویی منفی تان دقیقا چیست. می توانید از ۱۰ مورد ذکر شده در این مقاله استفاده کنید.

۳  – این تنها یک فکر است
همه ما در طول روز فکرهای زیادی را از سر می گذرانیم. اما همه آنها واقعی نیستند . بنابراین زمانی که فکر یا خودگویی منفی تان را شناسایی کردید، به خودتان بگویید ” این تنها یک فکر است”. بنابراین شما باور دارید که یک فکر فقط یک فکر است نه حتما یک واقعیت.

۴ – میزان واقعی بودن فکر خود را بسنجید
به عنوان یک قاضی در مورد فکر خود قضاوت کنید. ببینید فکرتان تا چه اندازه واقعیت دارد. اگر تا حد زیادی واقعی بود تلاش کنید برای آن راه حلی پیدا کنید. مثلا اگر دلایل و شواهد کافی برای این خودگویی منفی دارید که “دیگران من را دوست ندارند” فکر کنید که چگونه می توانید رفتار خود را تغییر دهید تا فرد دوست داشتنی تری شوید. اما اگر فکرتان واقعیت کمی دارد بهتر است آن را با جملات و خودگویی های مثبت جایگزین کنید.

۵ – نفس عمیق بکشید
این تمرین را امتحان کنید. در جایی آرام بنشینید. چشم هایتان را ببندبد. بدنتان را رها کنید و نفس های عمیق بکشید. آرام آرام احساس می کنید احساس بهتری دارید و افکار و خودگویی های مثبت به ذهنتان می آید. خودتان هم شروع کنید خودگویی های مثبت را در ذهنتان مرور کنید.

۶ – از مشاور کمک بگیرید
اگر فکر می کنید خودگویی های منفی تان بسیار فراوان و عمیق است بهتر است از یک مشاور کمک بگیرید تا بتوانید با خودگویی های مثبت نسبت به خود احساس بهتری پیدا کنید و بیشتر از زندگی لذت ببرید.

 

برگرفته از سايت DokhtaranPesaran.Com

چگونه مي‌توانيم در هر کاری بهترین باشیم؟!

وقتی در چالشی گرفتار می آیید بجای خودخوری و حرص و جوش خوردن تنها به این فکر کنید که وضعیت را بهتر کنید. هیچ چیز را مطلق نبینید.

این 5 نکته را رعایت کنید تا در هر کاری بهترین باشید!


به گزارش خبرنگار کلینیک باشگاه خبرنگاران؛ زندگی بالا و پایین زیاد دارد و آنچه به آن فراز و نشیب در زندگی می گوییم، برای همه کمابیش وجود دارد و هر کسی به نحوی با مشکلات زندگی درگیر است.

برآمدن از پس مشکلات زندگی نیاز به تدبیر دارد و کسی که با تدبیر و اندیشیدن میانه خوبی نداشته باشد، چندان نباید امیدوار بود که بتواند با مشکلات کنار بیاید.

البته کنار آمدن با مشکلات و تدبیر چندان هم کار سختی نیست و تنها با دانستن نکاتی چند می تو ان به آن رسید.

۱ – سختکوشی مقدم بر هوش ذاتی است: همه ما از اهمیت هوش، دکاوت و خلاقیت باخبریم. اما چنین استعدادها و توانایی های ذاتی ای تا چه حد می تواند در خدمت رشد و پیشرفت ما قرار گیرد؟!

قدر مسلم است که تا وقتی از آنها درست استفاده نکنیم و نخواهیم آنها را در مسیر صحیح به کار گیریم، هیچ گره ای از زندگی ما باز نمی کنند.

ثابت شده است که در ۹۵% موارد هوش و خلاقیت بدون سختکوشی و پشتکار هیچ کاره اند.

این نکته را هم در نظر داشته باشید که خیلی وقت ها وجود چنین استعدادهای ذاتی ای باعث مغرور شدن فرد می شود.

۲ – ۱۰ هزار ساعت کار خوب است، به شرطی که سنجیده باشد: واقعیت این است که اگر ۱۰۰ هزار ساعت هم کار کنیم، اما سنجیده نباشد، خبری از کارشناس شدن و به حد تخصص رسیدن نیست.
به عنوان نمونه یک فرد ممکن است در طول زندگی خود ۱۰ هزار ساعت رانندگی کرده باشد، اما چون این کار را سنجیده انجام نداده است، بعد از ۱۰ هزار ساعت در همان سطحی است که قبل از آن بوده است و به واقع پیشرفت قابل ملاحظه ای ایجاد نشده است.

۳ – بزرگی با شما بدنیا نمی آید، اما می تواند در شما رشد می کند: خودتان را گول نزنید. منتظر نزول بزرگی و بزرگ شدن از آسمان هم نباشید. این خود شما و کار و تلاشتان است که منش و صفت بزرگی را به شما می دهد. شما را در نظر دیگران بهترین جلوه می دهد و می توانید با استفاده از این بزرگی به اهداف بزرگترتان برسید.

۴ – بلند مدت فکر کنید: این یعنی اینکه صبر داشته باشید و برای رسیدن به اهدافتان عجله نکنید. برای خود اهداف بلندمدت تعریف کنید و آهسته و پیوسته به دنبالشان بروید و پیگیرشان باشید.
راستی به ۱۰۰ فکر کنید تا به ۶۰ برسید!

۵  – به بهتر شدن فکر کنید: وقتی در چالشی گرفتار می آیید بجای خودخوری و حرص و جوش خوردن تنها به این فکر کنید که وضعیت را بهتر کنید. هیچ چیز را مطلق نبینید.
اگر اینطور نشد، پس دیگر هیچ چیز امکان ندارد و افکاری از این دست تنها شما را از هدف دورتر می کند. در صدد “بهتر کردن” اوضاع بربیایید که کمترین ضربه و آسیب را از چالش ها متحمل شوید.

چطور بیشتر از آنچه فکر می‌کنیم احترام دیگران را جلب کنیم؟

حتماً تابحال شنیده‌اید که می‌گویند برای به دست آوردن احترام باید به دیگران احترام بگذارید.

کاملاً درست است اما لزوماً نه به آن شکلی که شما فکر می‌کنید. بااینکه خیلی مهم است که به دیگران احترام بگذارید، این راه قطعی و تعیین‌کننده برای اینکه آنها هم حتماً به شما احترام بگذارند نیست.

درمورد احترام، همه چیز از خودتان شروع می‌شود.

اگر شما به خودتان احترام نگذارید، هیچکس دیگر این کار را نخواهد کرد.

چرا احترام به خود تا این اندازه مهم است

احترام به خود پایه و اساس داشتن یک زندگی توام با کمال و احترام است. اگر واقعاً خودتان را دوست نداشته باشید و به عنوان یک انسان به خودتان احترام نگذارید، چطور می توانید جرات کنید از ایده‌ها و اعتقاداتتان حمایت کنید یا مرزهای خود را به دیگران گوشزد نمایید؟

حتی آدم‌های خیلی مهربان هم نمی‌توانند با کسانیکه علاقه و احترامی برای خود قائل نیستند همدردی کنند.

چطور به خودتان احترام بگذارید

احترام به خود، درک وقار و ارزش ذاتی خودتان است. شایان ذکر است که این به داشتن هیچ توانایی یا رسیدن به هیچ موفقیتی بستگی ندارد: هر انسانی در این کره خاکی محترم به دنیا آمده است. اما در عمل این احترام همیشه به همه افراد داده نمی‌شود اما خیلی مهم است که بدانید برای احترام به خود نیاز به رسیدن به هیچ ایدآل خاصی نیست.

اگر تصور می‌کنید که به اندازه کافی به خودتان احترام نمی‌گذارید، راه‌هایی هست که بتوانید آن را تقویت کنید.

• مرزهایی سالم تعیین کنید. به خودتان اجازه ندهید از احساس دیگران نسبت به خودتان سوءاستفاده کرده یا میزان احترام به خودتان را بر مبنای آن پایه‌گذاری کنید.
• از خودتان خوب مراقبت کنید. یک رژیم‌غذایی سالم داشته باشید، ورزش کنید و از الکل و سایر مواد مشابه دوری کنید.
• در فعالیت‌هایی شرکت کنید که اعتمادبه‌نفستان را بالا می‌برد. این می‌تواند یک سرگرمی، ورزش، سازمان اجتماعی، داوطلب شدن برای کارهای خیر و از این قبیل باشد. هر چیزی که باعث شود حس خوبی نسبت به خودتان پیدا کنید مناسب است.
• تمرین کنید خودتان را آدم باارزشی ببینید. در آینه به خودتان نگاه کنید و به خودتان بگویید که همانطور که هستید دوستتان دارند.
• اطرافتان را با افراد مثبت پر کنید و با دیگران با احترام برخورد کنید. کسانیکه اعتمادبه‌نفس پایینی دارند و برای خود احترام قائل نیستند، معمولاً به شما هم جذب می‌شوند و گروهی منفی را تشکیل می‌دهند. معمولاً اولین قدم این است که بفهمید دیگران می‌توانند دوستتان داشته باشند و دارند. وقتی به خودتان احترام بگذارید، متوجه می‌شوید که به دست آوردن احترام دیگران آسان‌تر می‌شود. و حتی در موقعیت‌هایی که احترامی که باید را دریافت نکردید، یک احساس درونی احترام خواهید داشت که شأن و منزلت شما را حفظ خواهد کرد.

به دست آوردن احترام دیگران

بااینکه درست است که همه انسان‌ها محترم به دنیا آمده‌اند اما کسانی هستند که از این قاعده مستثنی می باشند و احترام بیشتری را به خود جلب می‌کنند. دلیل آن می‌تواند موفقیت‌های آنها، توانایی‌های ذاتی‌، زیبایی و یا قهرمان بودنشان باشد.

برای اینکه احترام دیگران را جلب کنید لازم نیست در دنیا معروف و مشهور باشید. در محافل کوچک‌تر هم کسانی هستند که دیگران برای آنها احترام ویژه‌ای قائلند. این در محدوده قدرت شماست که به یکی از این افراد تبدیل شوید. در زیر به چند راه برای آن اشاره می‌کنیم:

• با اعتمادبه‌نفس راه بروید. درست است. وقتی دیگران اعتمادبه‌نفس ما را ببینند تصور خواهند کرد که افراد موفقی هستیم.
• با همه با مهربانی و درستی رفتار کنید.
• اما مرزهایی بگذارید و اجازه ندهید دیگران هر رفتاری با شما داشته باشند.
• با درستی و صداقت رفتار کنید.
• یاد بگیرید چطور با خونسردی با استرس برخورد کنید.
• همیشه بخندید و لبخند بزنید.
• سخاوتمند باشید.
• افکارتان را مطرح کنید.
• به کمک محرومان و نیازمندان بروید.
• قاطع اما عادل باشید.
• با روشنفکری انتقاد را بپذیرید.
• دربرابر میل به گارد گرفتن در برابر دیگران مقاومت کنید.
• ضعف‌هایتان را بپذیرید.
• به موفقیت‌هایتان افتخار کنید.
• هر کاری که می‌کنید را با عشق و علاقه قلبی انجام دهید.

همه آدمها به دنبال احترام هم‌نوعانشان هستند؛ این مسئله کاملاً ذاتی است. وقتی حس می‌کنیم هیچکس به ما احترام نمی‌گذارد، خیلی سخت است که مثبت و موفق باشیم. وقتی ما به خودمان احترام نگذاریم، طوری رفتار خواهیم کرد که با خواست و علایقمان همخوانی ندارد.

احترام گذاشتن به خود و جلب احترام دیگران به داشتن یک زندگی شاد و سالم کمک می‌کند.

برگرفته از سایت Mardoman.Net

۱۰ درس مهم زندگی که آدم‌‌ها خیلی دیر یاد می‌‌گیرند:

قبل از اینکه چیزی بفهمید، به خودتان می‌آیید و می‌پرسید، «چطور اینقدر زود دیر شد؟» پس برای فکر کردن به زندگیتان وقت بگذارید. وقت بگذارید تا بفهمید واقعاً چه می‌خواهید و به چه چیزهایی نیاز دارید. برای ریسک کردن وقت بگذارید. برای عشق ورزیدن، خندیدن، گریه کردن، یاد گرفتن و بخشیدن وقت بگذارید. زندگی کوتاهتر از آن است که معمولاً به نظر می‌رسد.



اینها ۱۰ چیزی هستند که قبل از اینکه خیلی دیر شود باید یاد بگیرید:

این لحظه، زندگی شماست!

زندگی شما بین لحظاتی که به دنیا می‌آیید و می‌میرید نیست. زندگی شما بین الان و نفس بعدی است. زمان حال - همین حالا و همین جا - تنها چیزی است که زندگی به شما داده است. پس از هر لحظه استفاده کامل ببرید و با مهربانی و در آرامش زندگی کنید، بدون ترس و پشیمانی. و با هر چه که دارید، بهترینی که می‌توانید را انجام دهید؛ چون این تنها چیزی است که می‌توانید از کسی انتظار داشته باشید، ازجمله خودتان.

زندگی طولانی نیست!

این زندگی شماست و باید برای آن بجنگید. برای آنچه درست است بجنگید. برای اعتقاداتتان بجنگید. برای چیزهایی که برایتان اهمیت دارد، برای کسانی که دوستشان دارید بجنگید و هیچوقت فراموش نکنید که به آنها بگویید که چقدر برایتان مهم هستند. بفهمید که انسان خوش‌شانسی هستید چون هنوز فرصت دارید. پس یک لحظه مکث کرده و فکر کنید. هر کاری که لازم است انجام دهید را از همین امروز شروع کنید. فردا دیر است.

فداکاری‌هایی که امروز می‌کنید، در آینده برایتان سودآور خواهد بود!

وقتی نوبت به تلاش سخت برای رسیدن به یک هدف می‌رسد--چه گرفتن یک مدرک تحصیلی باشد، چه شروع یک کار جدید یا هر دستاورد شخصی دیگر که نیاز به زمان و تعهد دارد--باید این سوال را از خودتان بپرسید: «آیا حاضرم چند سال از زندگی‌ام را خلاف بقیه آدمها زندگی کنم تا بتوانم بقیه عمرم را هم طوری زندگی کنم که بقیه نمی توانند؟»

هنگامیکه وقت تلف می‌کنید، بنده دیروز می‌شوید!

اما وقتی فعال هستید، مثل این می‌ماند که دیروز دوست مهربانی برای شماست که  کمکتان می‌کند باری از روی دوشتان بردارد. پس همین الان کاری انجام دهید که بابت آن در آینده از خودتان تشکر کنید. مطمئن باشید فردا از اینکه امروز شروع کردید خوشحال خواهید بود.

شکست‌ فقط درسی برای عبرت گرفتن است!

اتفاقات خوب برای کسانی می‌افتد که هنوز امیدوارند حتی اگر ناامید شده باشند، برای کسانی که هنوز باور دارند حتی اگر طعم شکست را چشیده باشند، برای کسانی که هنوز عشق می‌ورزند بااینکه ضربه خورده‌اند. پس هیچوقت افسوس اتفاقاتی که در زندگیتان افتاده است را نخورید؛ این اتفاقات قابل تغییر نیستند و نمی‌توانید فراموششان کنید. آنها را مثل درس‌هایی ببینید که  می‌توانید از آنها عبرت بگیرید و برای آینده‌تان از آنها استفاده کنید.

خودتان مهمترین ارتباطتان هستید!

خوشبختی زمانی اتفاق می‌افتد که بدون نیاز به تایید کسی دیگر، احساس خوبی به خودتان داشته باشید. قبل از اینکه  بتوانید ارتباطی سالم به فردی دیگر داشته باشید، اول باید ارتباطی سالم با خودتان برقرار کنید. باید احساس ارزش کنید و  در چشم خودتان، خودتان را قبول داشته باشید تا بتوانید با اعتماد‌به‌نفس به چشمان اطرافیانتان نگاه کنید و با آنها ارتباط برقرار کنید.

عمل افراد، حقیقت را می‌گوید!

در زندگی با کسانی روبه‌رو خواهید شد که در زمان‌های درست، حرف‌های درست خواهند زد اما در آخر از اعمال و رفتار آنهاست که باید درموردشان قضاوت کنید. پس به کارهای دیگران دقت کنید. رفتار و اعمال آنها همه چیز را درمورد آنها به شما خواهد گفت.

مهربانی‌های کوچک دنیا را زیباتر خواهد کرد!

به کسانی که به نظر می‌رسد روز سختی داشته‌اند سلام کنید. با آنها مهربانی کنید. مهربانی تنها سرمایه‌ای است که هیچوقت تمام نمی‌شود. و هر جا که انسانی باشد، فرصتی برای مهربانی کردن وجود دارد. بخشش را یاد بگیرید، حتی اگر بخشیدن یک لبخند باشد. نه به این دلیل که زیاد از آن دارید، به این دلیل که می‌دانید افراد زیادی هستند که می‌دانند چیزی ندارند.

پشت هر زندگی زیبا، شکلی از درد بوده است!

می‌افتید، بلند می‌شوید، اشتباه می‌کنید، زندگی می‌کنید، یاد می‌گیرید. شما انسانید، کامل نیستید.     ضربه خورده‌اید اما هنوز زنده‌اید. به این فکر کنید که زنده بودن، نفس کشیدن، فکر کردن، لذت بردن و دنبال کردن چیزهایی که دوست دارید، چقدر عالی است. گاهی اوقات در سفر زندگی دچار ناراحتی‌ می‌شوید اما هنوز زیبایی‌های زیادی باقی است. حتی اگر آسیب دیدیم، باید بتوانیم روی پایمان بایستیم، چون هیچوقت نخواهیم دانست چه چیز در زندگی انتظارمان را می‌کشد.

گذشت زمان و کسب تجربه، دردها را التیام می‌بخشد!

سالها پیش وقتی درمورد غلبه بر دردها از مادربزرگم سوال کردم، اینطور برایم توضیح داد: به این دایره‌ها نگاه کن. دایره‌های سیاه نشاندهنده تجارب نسبی زندگی ماست. دایره‌های من بزرگتر است چون پیرتر هستم و تجربه‌های بیشتری دارم. دایره‌های کوچک قرمز نشاندهنده اتفاقات بد و منفی زندگی هستند. فرض می‌کنیم که هر دو ما یک اتفاق بد یکسان را تجربه کرده باشیم. می‌بینی که سایز دایره قرمز برای هر دو ما یکسان است اما ببین چه درصد از فضا را در دایره سیاه اشغال می‌کند. اتفاق بد تو به این دلیل بزرگتر به نظر می‌رسد که قسمت بزرگتری از تجربیات کلی زندگی توست. چیزی که باید یاد بگیری این است که  یک اتفاق بد و بسیار ناراحت‌کننده که الان در زندگیت وجود دارد، یک روز بخشی از گذشته بزرگتر تو خواهد شد و دیگر اینقدر مهم به نظر نخواهد رسید.

 

برگرفته از سایت Mardoman.Net

۱۵ راه برای اینکه زندگی کنید، نه اینکه فقط وجود داشته باشید!

جک لندن گفته است، «درست‌ترین عملکرد انسان زندگی کردن است، نه وجود داشتن.» خیلی وقت‌ها اجازه می‌دهیم زندگی هر طور که دوست دارد بگذرد، هرچه که برایمان پیش می‌آورد را می‌پذیریم و امروزمان تفاوتی با دیروزمان ندارد. این نسبتاً طبیعی و راحت به نظر می‌رسد، به جز آن ندای همیشگی در مغزتان که می‌گوید، «وقتش رسیده کمی تغییر ایجاد کنی.»

برای آندسته از شما که دوست دارید از یکنواختی همیشگی نجات پیدا کنید، در زیر ۱۵ پیشنهاد ساده آورده‌ایم که کمکتان می‌کند استفاده بیشتری از زندگیتان ببرید -- زندگی را با تمام وجود تجربه کنید و از آن لذت ببرید.

قدردان آدم‌ها و چیزهای خوب در زندگیتان باشید -- گاهی  اوقات کارهایی که دیگران برایمان می‌کنند را نمی‌بینیم تا وقتیکه دیگر آن کارها را برایمان انجام نمی‌دهند. نباید اینطور باشید. برای چیزهایی که دارید، کسانی که دوستتان دارند و مراقبتان هستند، قدرشناس باشید. تازمانیکه روزی برسد که دیگر پیشتان نباشند، نمی‌فهمید که چه ارزشی برایتان دارند. از اطرافیانتان قدردانی کنید و خیلی زود خواهید دید که افراد بیشتری دورتان را می‌گیرند. قدردان زندگی باشید و خیلی زود متوجه می‌شوید که چیزهای بیشتری برای زندگی کردن در اختیار دارید.

حرف‌های منفی دیگران را نادیده بگیرید -- اگر به دیگران اجازه دهید بیشتر از اینکه بازده‌ای به زندگیتان بدهند، از آن کسر کنند، تعادل زندگیتان بر هم خورده و بدون اینکه بفهمید اسیر منفی‌بافی خواهید شد. نظرات بی‌فایده و آزاردهنده دیگران را نادیده بگیرید. هیچکس حق قضاوت کردن درمورد شما را ندارد. ممکن است داستان زندگیتان را شنیده باشند اما مطمئناً نمی‌توانند حس و حالتان را درک کنند. شما هیچ کنترلی روی حرف‌های دیگران ندارید؛ اما کنترل اینکه به آنها اجازه بدهید این حرفها را به شما بزنند یا نه دست خودتان است. شما می‌توانید حرف‌های مسموم آنها را رد کنید تا به قلب و فکرتان آسیب نرسانند.

کسانیکه اذیتتان کرده‌اند را ببخشید -- اینکه دیگران را ببخشید به این معنی نیست که باز به آنها اعتماد کنید. فقط نباید وقتتان را برای متنفر شدن از کسانی که اذیتتان کرده‌اند تلف کنید چون باید حسابی مشغول دوست داشتن کسانی باشید که دوستتان دارند. اولین کسی که عذرخواهی می‌کند همیشه شجاع‌ترین است. و اولین کسی که می‌بخشد قوی‌ترین است. اولین کسی که می‌گذرد و از ناملایمات عبور می‌کند، شادترین است. پس شجاع باشید، قوی باشید و شاد. آزاد زندگی کنید.

همان کسی باشید که واقعاً هستید -- اگر آنقدر خوش‌شانس باشید که چیزی داشته باشید که شما را از دیگران متمایز کند، به هیچ وجه آن را تغییر ندهید. خاص بودن باارزش است. در این دنیای دیوانه که سعی دارد شما را مثل بقیه کند، جرات این را پیدا کنید که خودِ فوق‌العاده‌تان باشید. و اگر بخاطر متفاوت بودن بقیه به شما خندیدند، شما هم بخاطر یکسان بودن به آنها بخندید. تنها ایستادن جرات زیادی می‌خواهد اما ارزشش را دارد. اینکه خودتان باشید بسیار ارزشمند است!

به ندای درونیتان گوش دهید -- زندگی یا سفری پرمخاطره است یا هیچ چیز نیست. هیچوقت نمی‌توانیم با ادامه کارهایی که همیشه می‌کنیم، به چیزی تبدیل شویم که می‌خواهیم. تصمیم بگیرید که به ندای درونیتان گوش دهید نه نقطه‌نظرات بقیه آدمها. همان کاری را بکنید که ته قلبتان مطمئن هستید درست است. راه، راه خودتان است. ممکن است بقیه در این مسیر با شما همراه شوند اما هیچکس نمی‌تواند این راه را بجای شما بپیماید. و یادتان نرود که قدردان همه روزهای زندگیتان باشید. روزهای خوب شما را غرق در خوشبختی می‌کنند و روزهای بد تجربه‌تان را بالا می‌برند و بدترین روزها بهترین درس‌ها را به شما می‌دهند.

به استقبال تغییر بروید و از هرچه زندگی برایتان پیش می‌آورد لذت ببرید -- سخت‌ترین قسمت رشد کردن این است که چیزهایی که به آن عادت کرده‌اید را کنار بگذارید و با چیزهایی جلو روید که برایتان جدید است. بعضی‌وقت‌ها باید دست از نگران بودن، تعجب کردن، شک کردن بردارید و ایمان داشته باشید که همه چیز خوب پیش خواهد رفت. به سردرگمی‌هایتان بخندید، هوشیارانه در زمان حال زندگی کنید و از هر چه که زندگی برایتان پیش می‌آورد لذت ببرید. شاید آخر کار به آنجایی نرسید که ابتدا قصد داشتید، اما به همان جایی خواهید رسید که باید می رسیدید.

روابطتان را هوشمندانه انتخاب کنید -- بهترین روابط فقط زمان‌هایی نیست که اوقات خوشی را می‌گذرانید، موانع و مشکلاتی که با هم روبه‌رو می‌شوید و این واقعیت که آخر همه آنها باز هم بگویید، «دوستت دارم» هم اهمیت دارد. و دوست داشتن کسی به این نیست که هر روز به او بگویید دوستت دارم، باید هر روز به هر طریقی که می‌توانید آن را به او نشان دهید. روابط باید عاقلانه انتخاب شوند. برای عشق ورزیدن عجله نکنید. آنقدر صبر کنید تا بالاخره عشقتان را پیدا کنید. اجازه ندهید تنهایی شما را به آغوش کسی بیندازد که می‌دانید به شما تعلق ندارد. زمانی عاشق شوید که آمادگی آن را داشته باشید، نه وقتی که تنها هستید. یک رابطه خوب ارزش صبر کردن را دارد.

کسانی که دوستتان دارند را بشناسید -- به‌یادماندنی‌ترین افراد زندگی شما کسانی خواهند بود که زمانی دوستتان داشته‌اند که چندان دوست‌داشتنی نبوده‌اید. به این افراد در زندیگیتان خوب دقت کنید و شما هم دوستشان داشته باشید، حتی وقتی چندان دوست‌داشتنی رفتار نمی‌کنند.

خودتان را هم دوست داشته باشید -- اگر می‌توانید بچه‌ها را با وجود شلوغی‌هایی که می‌کنند دوست داشته باشید؛ اگر می‌توانید مادرتان را باوجود غرغرهایی که می‌کند دوست داشته باشید؛ اگر می‌توانید خواهر و برادرتان را بااینکه هیچوقت به حرفتان گوش نمی‌دهد دوست داشته باشید؛ اگر می‌توانید دوستتان را بااینکه فراموش می‌کند چیزهایی که قرض گرفته را پس بدهد دوست داشته باشید؛ در این صورت می‌دانید چطور می‌توان آدم‌هایی که کامل نیستند را دوست داشت. پس مطمئناً می‌توانید خودتان را هم دوست بدارید.

کارهای بکنید که در آینده از خودتان متشکر باشید -- کارهایی که هر روز انجام می‌دهید مهمتر از کارهایی است که هرازگاهی انجام می‌دهید. آنچه امروز انجام می‌دهید مهم است چون یک روز از زندگیتان را به ازای آن می‌دهید. سعی کنید کاری باشد که ارزش آن را داشته باشد.

بخاطر همه مشکلاتی که ندارید، متشکر باشید -- پولدار شدن دو صورت دارد: اینکه هر چه بخواهید داشته باشید و دیگری اینکه به آنچه که دارید راضی باشید. همین حالا قدردان همه چیز باشید و مطمئن باشید که با این روش از هر لحظه از زندگیتان لذت خواهید برد. خوشبختی زمانی می‌آید که دست از شکایت کردن درمورد مشکلاتی که داریم برداریم و بخاطر همه مشکلاتی که نداریم شکرگزار باشیم. و به خاطر داشته باشید، برای به دست آوردن روزهای خوب، باید با روزهای بد زندگی بجنگید.

برای تفریح کردن وقت کافی بگذارید -- گاهی اوقات لازم است که چند قدم عقب بروید تا به همه چیز خوب نگاه کنید. هیچوقت نگذارید زندگیتان آنقدر با کار مشغول شود، ذهنتان آنقدر درگیر نگرانی شود، قلبتان آنقدر انباشته از ناراحتی‌ها و کینه‌های قدیمی شود که هیچ جایی برای تفریح کردن و لذت بردن نداشته باشید.

از کوچکترین چیزهای زندگی لذت ببرید -- بهترین چیزهای زندگی رایگان هستند. می‌توانید از ساده‌ترین لجظات زندگی نهایت لذت و شادی را ببرید. تماشای غروب آفتاب یا وقت گذراندن با یکی از اعضای خانواده و هزاران لذت کوچک دیگر رایگان در اختیار شماست. از آنها لذت ببرید چون ممکن است یک روز که به عقب نگاه کنید متوجه شوید که چیزهای بزرگی بوده‌اند.

این واقعیت را بپذیرید که گذشته امروز نیست -- اجازه ندهید گذشته حال و آینده شما را بدزدد. شاید به کارهایی که در گذشته کردید مفتخر نباشید اما اشکالی ندارد. گذشته گذشته است و قابل تغییر، قابل فراموشی یا پاک کردن از زندگیتان نیست. فقط باید آن را قبول کرد. همه ما دچار اشتباه می‌شویم، همه ما دچار مشکل می‌شویم و گاهی افسوس اتفاقات مختلف در گذشته‌مان را می‌خوریم. اما شما اشتباهاتتان نیستید، مشکلاتتان هم نیستید، و الان با قدرت شکل دادن به زمان حال و آینده‌تان اینجایید.

زمانی که باید بگذرید -- همیشه موضوع ترمیم چیزی که شکسته است نیست. بعضی روابط و موقعیت‌ها قابل ترمیم نیستند. اگر بخواهید به زور آنها را به هم بچسبانید، همه چیز فقط بدتر خواهد شد. گاهی‌اوقات باید از نو شروع کنید و چیزی بهتر بسازید. قدرت نه فقط در توانایی ادامه دادن بلکه در توانایی شروع دوباره با لبخندی روی لب‌ و عشقی در دل پدیدار می‌شود.

برگرفته از سايت Mardoman.Net

7 قانون 2500 ساله برای رسیدن به خوشبختی...

یک راه عالی برای پیدا کردن نکات مفید و امتحان‌شده این است که به عقب برگردید. به تاریخ نگاه کنید. ایده‌هایی را پیدا کنید که طی چند هزار سال گذشته بارها و بارها امتحان شده است. در زیر به 7 مورد از این نکات اشاره می‌کنیم.
 
1. انتخاب با شماست

اکثر افراد به همان اندازه که ذهن خود را برای شاد بودن آماده می‌کنند، شاد هستند. – آبراهان لینکلن (Abraham Lincoln)

برای ساختن یک زندگی شاد، به چیزهای زیادی نیاز نیست؛ همه چیز در خودتان است، در طرز فکر خودتان. – مارکوس آرلیوس آنتونیوس (Marcus Aurelius Antoninus)

دنیای آدم‌های شاد از دنیای آدم‌های ناشاد متفاوت است. – لودویگ ویتگن‌اشتاین (Luwig Wittgenstein)

اینکه خودتان و دنیایتان را چطور می‌بینید، انتخاب‌ها و عادت‌های آگاهانه شما هستند. عینکی که برای نگاه کردن به همه چیز به چشم می‌زنید، نحوه تفسیر شما از اتفاقات را رقم می‌زند. و بنابر این تفسیرهاست که عمل می‌کنید. و همه اینها زندگی شما را می‌‌سازد.

می‌توانید تصمیم بگیرید که در چیزهای خیلی کوچک زندگی شادی و خوشبختی را ببینید. می‌توانید انتخاب کنید که همه اتفاقات را به طریقی مثبت تحلیل کنید.
و انتخاب‌های شما مقدار شادی که در زندگی پیدا و ایجاد می‌کنید را تعیین می‌کند.
 

 2 - به امروز فکر کنید، نه دیروز و نه فردا
وقتی یک در خوشبختی بسته می‌شود، در دیگری به رویتان باز می‌شود، اما معمولاً ما آنقدر به آن در بسته چشم می‌دوزیم که در جدیدی که باز شده است را نمی‌بینیم. – هلن کلر (Helen Keller)

نادان خوشبختی را در دوردست‌ها می‌جوید، دانا آن را زیر پای خود می‌رویاند. -- جیمز اوپنهایم (James Oppenheim)

شما فقط امروز را دارید. فقط همین امروز را. دیروز خاطره‌ای بیش نیست و نمی‌توانید تغییرش دهید. فردا خیالی بیش در ذهنتان نیست. سعی کنید بیشتر در زمان حال زندگی کنید؛ در همین امروز. نگران آینده و گذشته‌تان نباشید. درغیراینصورت بخش مهمی از شادی و خوشبختی را که همین الان در اختیارتان است از دست می‌دهید.

 
3. قدرشناسی را فراموش نکنید.
انسان‌ها عاشق شمردن مشکلاتشان هستند اما لذت‌هایشان را نمی‌شمارند. اگر آنها را هم می‌شمردند می‌فهمیدند که به اندازه کافی از زندگی لذت برده‌اند. – فئودور داستایوفسکی (Fyodor Dostoevsky)

ما معمولاً فراموش می‌کنیم که خوشبختی درنتیجه به دست آوردن چیزی که نداریم، به دست نمی‌آید، بلکه از تشخیص و قدردانی بابت چیزهایی که داریم به وجود می‌آید. – فردریک کونیگ (Fredrick Keonig)

باید قدردان کسانی باشیم که شادمان می‌کنند؛ آنها باغبانان مهربانی هستند که روحمان را شکوفا می‌سازند. – مارسل پروست (Marcel Proust)

یکی از ساده‌ترین و سریع‌ترین راه‌های تبدیل روحیه منفی به مثبت، قدرشناسی و شکرگزاری است.
چند چیزی که می‌توانید بخاطر آن خدا را شکر کنید و قدردان باشید عبارتند از: نور خورشید و هوا. سقفی که بالای سرتان است؛ سلامتی‌تان، یک برنامه تلویزیونی خوب؛ یک فیلم یا آهنگ زیبا. دوستان و خانواده‌تان، همکارانتان و ...

یک دقیقه امتحان کنید و ببینید چه تاثیر خوبی بر احساستان خواهد داشت. با شکرگزاری و قدرشناسی از دنیای اطرافتان احساس فوق‌العاده‌ای پیدا می‌کنید و روحیه افرادیکه از آنها قدرشناسی می‌کنید نیز عالی می‌شود.
 

4. به فردی دیگر کمک کنید به خوشبختی برسد.
از آنجاکه با لذت دادن به دیگران لذت بیشتری می‌برید، باید تلاش بیشتری برای شاد کردن دیگران به کار گیرید. – النور روزولت (Eleanor Roosevelt)

هزاران شمع را می‌توان با یک شمع روشن کرد بدون اینکه زندگی آن شمع کوتاهتر شود. تقسیم خوشبختی  هیچوقت از آن کم نمی‌کند. – بودا (Buddha)

اگر می‌خواهید برای یک ساعت خوشبخت باشید – چرت بزنید.
اگر می‌خواهید یک روز خوشبخت باشید – به ماهیگیری بروید.
اگر می‌خواهید یک سال خوشبخت باشید – پول ارث ببرید.
اگر می‌خواهید همه عمر خوشبخت باشید – به یک نفر کمک کنید. – ضرب‌المثل چینی

خوشبختی مانند یک بوسه است. برای اینکه از آن لذت ببرید باید آن را با کسی سهیم باشید. – برنارد ملتزر (Bernard Meltzer)

مطمئناً این یکی از متداول‌ترین باورهای موجود درمورد خوشبختی است. شاید کلیشه‌ای به نظر برسد اما خیلی خوب عمل می‌کند. وقتی باعث خوشبختی و خوشحالی فردی دیگر می‌شود—مثلاً با کمک کردن به او در کاری—می‌توانید آن را حس کنید، ببینید و بشنوید. و آن احساس شادی و خوشبختی دوباره به سمت خودتان جریان می‌یابد. بعد تازه کلی اعتماد‌به‌نفس پیدا می‌کنید که توانسته‌اید کسی را شاد کنید.

و بخاطر عمل متقابل، این امکان وجود دارد که آن فرد هم برای شاد و خوشبخت کردن شما تلاش کند.
 
5. چند مورد از آرزوها و خواسته‌های کم‌ارزش‌تر خود را فراموش کنید.
اگر می‌خواهید فردی را شاد کنید، نباید به دارایی‌های او اضافه کنید، از خواسته‌هایش کم کنید. – اپیکور (Epicurus)

هیچوقت نمی‌توانید از چیزهایی که لازم ندارید به اندازه‌ای به دست آورید که شادتان کند. – اریک هوفر (Eric Hoffer)

غنی‌ترین کسی است که لذت‌های ارزان‌تری دارد. – هنری دیوید تورو (Henry David Thoreau)

اگر به جای بیشتر و بیشتر و بیشتر، کمتر بخواهید، احتمال برآورده شدن خواسته‌ها و آرزوهایتان بیشتر خواهد شد. و اگر چند مورد از این خواسته‌هایی که خیلی برایتان مهم نیستند را دور بریزید مطمئناً احساس استرس و نگرانی کمتری هم خواهید داشت. زندگی برایتان آرام‌تر و بهتر می‌شود و از روزتان لذت بیشتری می‌برید و متوجه می‌شوید که خوشبختی همان موقع هم در زندگیتان وجود دارد.
 
6. کارهایی را انجام دهید که دوست دارید.
موفقیت کلید خوشبختی نیست. خوشبختی کلید موفقیت است. اگر کاری که انجام می‌دهید را دوست داشته باشید، موفق خواهید شد. – آلبرت شوایتزر (Albert Schweitzer)

خوشبختی در داشتن پول نیست؛ در لذت به دست آوردن و تلاش خلاقانه است. – فرانکلین دی. روزولت (Franklin D. Roosevelt)

کاملاً بدیهی است. اما خیلی راحت ممکن است در دام انجام کاری که دوست ندارید بیفتید و ندرتاً پیش بیاید که کارهایی را انجام دهید که واقعاً دوست دارید. شاید نتوانید خودتان کاری که الان باید انجام دهید یا چند ساعت در روز یا هفته مجبوری انجام دهید را انتخاب کنید اما همیشه قدرت انتخاب دارید. همیشه زمان دارید. انتخاب با خودتان است.
 

7. یا حداقل کاری انجام دهید.
عمل همیشه با خوشبختی همراه نیست اما هیچ خوشبختی بدون عمل به دست نمی‌آید. – بنجامین دیزرائلی (Benjamin Disraeli)

بیست سال دیگر بخاطر کارهایی که انجام ندادید ناامیدتر خواهید بود تا نسبت به کارهایی که انجام دادید. پس کشتی زندگی‌تان را از منطقه امن بیرون بیاورید و به اکتشاف و خیال در دریای زندگی بروید. -- مارک تواین

یکی از بهترین راه‌ها برای نرسیدن به خوشبختی این است که خودتان را عقب نگه دارید و هیچ کاری نکنید. همیشه وارد عمل شدن آسان نیست، ممکن است ترسناک و سخت باشد. اما اگر وارد عمل نشوید، خیلی چیزها را از دست خواهید داد؛ مثل خیلی از لحظاتی که می‌توانید با آدم‌های مختلف بگذرانید و خیلی تجربیاتی که می‌تواند خوشبختی زیادی برایتان به ارمغان آورد.

چرا به این راحتی دروغ می گوییم؟!

ادامه نوشته

9 موضوعی که زوج‌های خوشبخت درمورد آن حرف می‌زنند:


شما و همسرتان درمورد چه موضوعاتی حرف می‌زنید؟ در زیر به 9 موضوعی که زوج‌های خوشبخت درمورد آن حرف می‌زنند اشاره می‌کنیم.

در یک تحقیق مشخص شد که افراد وقتی درمورد موضوعات پرمفهوم حرف می‌زنند بسیار شادتر از زمانی هستند که گفتگوهای روزمره انجام می دهند. این تحقیق بر روی 79 دانشجو انجام گرفت و مکالمات آنها ضبط شده و توسط محققان بررسی شد که در آن گفتگوهای روزمره درمورد غذا و آب‌وهوا را با بحث‌های پرمفهوم درمورد فلسفه، تحصیلات و مذهب متمایز کردند. شرکت‌کنندگانی که بیشترین رضایت را گزارش دادند، فقط 10 درصد از گفتگوهای خود را صرف مکالمات عادی روزمره می‌کردند درحالیکه مکالمات 3/28 درصد از ناراضی ترین و ناراحت‌ترین شرکت‌کنندگان حول موضوعات عادی بوده است.

این تحقیق هنوز در حال پیگیری است و محققان در حال بررسی هستند که آیا این مسئله باعث راضی و شاد بودن افراد شده است که می‌توانند عمیق حرف بزنند یا به این دلیل عمیق حرف می‌زنند که افرادی شاد هستند. از میان موضوعات مختلفی که زوج‌ها معمولاً درمورد آن حرف می‌زنند، 9 مورد را انتخاب کرده‌ایم که باور داریم ازجمله موضوعات مورد بحث زوج‌های خوشبخت است.

1. لحظات خاطره برانگیز. اگر نتوانید درمورد لحظات و اتفاقات شرم‌آوری که مثلاً در دوران دبیرستان با دوست‌تان تجربه کردید با همسرتان حرف بزنید، با چه کس دیگری خواهید توانست؟ اگر تا امروز این کار را نکرده‌اید، از حرف زدن درمورد این موضوعات خجالت نکشید. شاید همسرتان هم به زبان آید و از اینکه او خاطراتی جالب داشته است، متعجب شوید.

2. دیدگاه سیاسی. درمورد سیاست روز کشور چطور فکر می‌کنید؟ لازم نیست دیدگاه‌هایتان یکسان باشد. یک رابطه خوب این امکان را فراهم می‌کند که هر دو طرف درمورد عقاید و دیدگاه‌های خود به آزادی و بدون این طرفشان موضوع را به خود بگیرد، حرف بزنند.

3. ترس‌ها و ناامنی‌ها. منظورمان از ترس، ترس شما از سوسک یا موش نیست. منظورمان چیزهایی است که نگرانتان می‌کند؛ چیزهایی که دوست دارید در خودتان بهتر کنید. ممکن است مورد قضاوت قرار گیرید اما این احتمال هم هست که درکتان کند.

4. کودکی. از همسرتان بپرسید وقتی بچه بوده چه شکلی بوده؟ راحت دوست پیدا می‌کرده؟ چه بازی‌هایی را دوست داشته؟ در مدرسه مشکلی نداشته؟ خاطرات دوران کودکی موضوعات جالبی برای گفتگو هستند اما می‌تواند کمکتان کند بفهمید همسرتان چطور امروز به شخصیتی که هست تبدیل شده است.

5. روابط گذشته. این موضوع بسیار حساس است زیرا هیچکس دوست ندارد درمورد عشق‌های قبلی همسر خود چیزی بشنود. اما با تمرین کافی، زوج‌ها می‌توانند یاد بگیرند چطور درمورد روابط گذشته خود حرف بزنند که بدون ایجاد حس حسادت طرف مقابل، نحوه و علت تمام شدن روابط قبلی خود را توضیح دهند.

6. زندگی خانوادگی. دانستن نحوه بزرگ شدن همسرتان و روابط او را پدرومادر و خانواده‌اش برای درک رفتار امروز او در مقابل آنها ضروری است. اگر می‌خواهید رابطه‌تان با او ادامه‌دار باشد، دانستن نحوه کنار آمدن او با خانواده‌اش کمک بسیاری به شما خواهد کرد. چرا به خواهر خود نزدیک‌تر از برادرش است؟ چرا به نظر می‌رسد از دست مادر خود عصبانی است؟ چطور در میهمانی‌ها و دورهمی‌های خانوادگی شرکت می‌کند؟

7. اتفاقات روز. بخاطر طغیان جریان اطلاعات، تقریباً غیرممکن است که درمورد همه اتفاقاتی که پیرامونمان می‌افتد، آگاهی پیدا کنیم. اینجاست که کار گروهی وارد عرصه می‌شود: از همسرتان درمورد علایقش بپرسید، اقتصاد یا سیاست، و ببینید می‌توانید چیزی از او یاد بگیرید یا نه. شاید بتوانید علاقه او به اخبار علمی یا امور بین‌المللی را جلب کنید، کسی چه می‌داند؟

8. تلویزیون و فیلم. شاید درمقابسه با سیاست و ترس‌های شخصی، حرف زدن درمورد تفریح و سرگرمی کمی سطحی به نظر برسد اما حرف زدن درمورد فیلم هم جزء موضوعات عمیق دسته‌بندی می‌شود، البته به شرط آنکه درمورد شخصیت‌ها و طرح و موضوع داستان صحبت شود.

9. آینده. لازم است بپرسیم که چیزی از آینده ترسناک‌تر وجود دارد یا نه؟ بااینکه نمی‌گوییم به طرفتان فشار بیاورید درمورد برنامه‌های خود با شما در آینده مثلاً برای ازدواج یا بچه‌دار شدن حرف بزند، اما اعتقاد داریم که باید درمورد اهداف، آرزوها و آرمان‌های او بدانید. چه چیزی او را به سمت موفقیت می‌کشاند؟ در پنج سال آینده خود را در چه جایگاهی می‌بیند؟ کسی که طالب رشد و پیشرفت است و از ناشناخته‌های پیش روی خود ترسی ندارد، مطمئناً شایسته شماست.

برگرفته از سایت Mardoman.Net

جملات الهام بخش:

* خوشحال بودن یعنی بدست آوردن یک زندگی و تقسیم آن با دیگران!

* برای زندگی کردن دو راه وجود دارد. یکی اینکه گویی هیچ معجزه ای وجود ندارد و دیگری اینکه گویی همه چیز یک معجزه است.

* اغلب روابط به سمت شکست می روند. نه بخاطر حضور نداشتن عشق. عشق همیشه حاضر است. تنها مشکل این است که یکی بسیار زیاد دوست داشته شده است و دیگری به اندازه کافی دوست داشته نشده است!

* اگر میدانستید که افکارتان چقدر قدرتمند است، هیچگاه حتی برای یک بار دیگر هم منفی فکر نمی کردید!

* در یک رابطه بودن به معنای بوسیدن، قرار گذاشتن یا در دسترس بودن نیست. به معنای بودن با کسی است که شما را به گونه ای خوشحال کند که هیچ کس دیگری نتواند!

* زنانی که خود را باور دارند و می دانند که اگر تصمیم بگیرند قادر به انجام هر کاری هستند، دارای یک زیبایی درونی می باشند. در توانایی و عزم یک زن که مسیرش را بدون تسلیم شدن در برابر موانع طی میکند، شکوه و زیبایی وجود دارد. در زنی که اعتماد بنفسش از تجربه ها نشأت میگیرد، و می داند که میتواند به زمین بخورد، خود را بلند کند و ادامه دهد، زیبایی وجود دارد...
ادامه نوشته

روش‌های خلاقانه حل مشکلات و رسیدن به اهداف:

یک عامل اجرایی کسی است که انتظار نتیجه داشته باشد. شما تا میزانی یک عامل اجرایی هستید که نتیجه از شما توقع می‌رود. برای مدیر یا مجری بودن نیازی به داشتن دفترکار و پرسنل نیست. کاری که باید بکنید این است که فردی باشید که مسئولیت انجام یک کار را در یک محدوده زمانی مشخص و طریقی قابل سنجش قبول کنید.

برای یک عامل اجرایی، توانایی اصلی، حل مشکلات و تصمیم‌گیری است. درواقع، از زمانیکه صبح از خواب بیدار می‌شوید تا زمانیکه شب به خواب می‌روید، مدام در حال دریافت اطلاعات، تحلیل اطلاعات، حل مشکلات برحسب آن اطلاعات، و گرفتن تصمیماتی که به اعمالی از جانب خودتان و دیگران ناشی می‌شود، هستید. می‌توان گفت کیفیت تصمیم‌گیری و حل مشکل شما، کیفیت زندگی شما را تعیین می‌کند. اگر می‌خواهید آینده‌تان بهتر از زمان حال باشد، باید بتوانید کیفیت فکر کردن‌تان را ارتقاء داده و تصمیمات بهتری بگیرید. باید بتوانید یک حلال مشکل خلاق باشید...
ادامه نوشته

غم و تعریف ما از آن:

گویا در این دنیا، همه چیز به خود انسان بستگی دارد. تعریف او از موضوعات، باعث می‌شود نگرش خاص و رفتار خاصی را در زندگی پیش گیرد.

انسان‌های خوش‌بین ـ که البته ثابت شده این موضوع ریشه ژنتیکی نیز دارد‌ ـ در این دنیا، تنها فکر به دست آوردن لحظات شاد و مفرح هستند. آن‌ها از هر چیزی شادی می‌آفرینند.

انسان‌هایی که به دنبال بهانه‌اند تا غم را مهمان خود کنند، همیشه در زندگی نیمه خالی را می‌بینند و مدام به فکر بهانه جویی و تلف کردن انرژی‌شان در حیطه غم ناباوری و نا‌امیدی هستند.

از همین روست که برخی بر این باورند همه چیز نسبی است و ما هستیم که هر گونه به اطرافمان نگاه کنیم، به‌‌ همان شکل انرژی دریافت کرده و رفتار می‌کنیم.

مثلی می‌گوید: «وظیفه ما به دنبال شادی رفتن است. غم خودش راه پیدا کردن ما را خواهد جست».

وقتی می‌توان از زندگی لذت برد، وقتی می‌توان قدرتی از خنده و شادی به دست آورد که ذهن را باز و آماده نگه داشت، برای خلق لحظات زندگی، چه نیازی به مرور مسائل تلخی است که به هر حال رخ داده و از ما کاری برنمی‌آید برای اصلاح یا حذف آن؟

ما خودمان بیش از هر کسی مسائل تلخ را باور کرده و به خود یادآوری می‌کنیم. ما نسبت به خود بسیار سختگیریم؛ بنابراین، تا هنگامی که یاد نگیریم باید و باید به خود و زندگی‌مان ارزش گذاریم و خود را بیش از همه دوست بداریم، این چرخه مرور حوادث بد، اوقات تلخ، پرخاشگری، ناله و زاری، مدام جریان خواهد داشت. بله، مقصر تنها خود ما هستیم. بهتر است این را بدانیم: هیچ کس دلش به حال ما نسوخته!

انسان‌هایی را می‌بینیم که تنها به دنبال غم هستند. این گونه انسان‌ها مسلما جز ناراحت کردن خود و دیگران بهره‌ای نمی‌برند؛ اما از آن طرف انسان‌هایی هم هستند که به اصطلاح «الکی خوشند».

معلوم نیست در این زمانه که با هزارتوی مشکلات باید کنار آمد، چرا به قول معروف «خود را بر طبل بی‌عاری زده‌اند»؟ یا اگر خودشان توانسته‌اند از بند فقر و بی‌بضاعتی برهند، چرا به دنبال کمک به دیگران نیستند و بی‌درد و دغدغه تنها به زندگی خود می‌اندیشند؟

بی‌دردی، بی‌درکی می‌آورد. رفاه زیاد، هیچ کمکی به تفکر و مطالعه و بررسی و بالا بردن شعور و فرهنگ نمی‌کند و بی‌دردی، تنها بی‌دردی می‌آورد.

این گونه هست که ما باید به هر دو دسته این انسان‌ها کمک کنیم.

فرستنده: مریم وزیری
 
کد خبر: ۲۵۶۶۵۸

10 موقعیتی که مغز شما در لحظه هنگ می‌کند!

در زندگی روزمره خود با اطلاعات بسیار زیادی رو به رو می‌شویم که مغز مسئول پردازش آن‌هاست. قرار است مغز اطلاعات بیرونی را به درستی پردازش کند، نتیجه درستی بگیرد و به ما برای زندگی در این دنیای پر از محرک کمک کند. اما مغز، سیستمی پیچیده است که خطاهایی هم دارد. خطاهای مغز در زندگی روزمره دائم اتفاق می‌افتد و برخی از آن‌ها را ما حتی به خطای مغزی نسبت نمی‌دهیم.

به گزارش ايسنا به نقل از منابع اينترنتي، دانستن این که چه پدیده‌های مغزی باعث این خطاهای روزمره می‌شود، خالی از لطف نیست.

- درها:

تا به حال شده وارد اتاقی شوید اما به کل فراموش کنید که اصلا برای چه وارد آن شده‌اید؟

نکته جالب این است که درها می‌توانند مقصر اصلی این فراموشی عجیب باشند. روان شناسان دانشگاه نوتردام کشف کرده‌اند که عبور از یک در، باعث پدیده‌ای در مغز می‌شود که می‌توان آن را جداکننده رویدادی نامید. در این پدیده، عبور از در، بخشی از افکار و خاطرات را از دسته‌ای دیگر جدا می‌کند، درست همان‌طور که در فیلم ها عبور از یک در به معنای خارج شدن از یک صحنه و ورود به صحنه‌ای دیگر است؛ بنابراین می‌توان به زبان ساده گفت وقتی از یک در عبور می‌کنید، مغزتان اطلاعات مربوط به اتاق قبلی را کنار می‌گذارد و با ارائه صفحه‌ای سفید و جدید، خود را برای فضایی تازه آماده می‌کند.

-ماه:

وقتی برای گردش شبانه همراه با اطرافیان بیرون از خانه هستید، ماه می‌تواند عنصری زیبا و خاطره‌انگیز باشد. به احتمال زیاد برای شما هم پیش آمده است که در مواردی، ماه را بسیار بزرگ‌تر از معمول ببینید،‌ با این که می‌دانید ماه بزرگ‌تر نشده و همان اندازه قبلی است. در واقع این بزرگ دیدن ماه هم یکی دیگر از خطاهایی است که مسئولش مغزمان است. به احتمال زیاد دلیل این پدیده که خطای دید ماه یا خطای دید پونزو نامیده می‌شود،‌ این است که ما عادت داریم ابرها را بالای سر خودمان ببینیم و می‌دانیم که وقتی ابری را در افق می‌بینیم،‌ آن ابر می‌تواند بسیار بسیار از ما دور باشد. اگر ابری در افق به اندازه ابری که بالای سرمان است به نظر بیاید، با خود فکر می‌کنیم آن ابر باید خیلی بزرگ باشد و چون ماهی که در نزدیکی خط افق می‌بینیم به اندازه ماهی است که به طور معمول بالای سر خود می‌بینیم، این‌طور ادراک می‌کنیم که ماه در نزدیکی افق خیلی بزرگ است! پس در دیدن اندازه ماه مشکلی نیست، اما مغز آن را بزرگ‌تر پردازش می‌کند.

- آژیرها و بوق‌ها:

کدام‌یک از این صداها بدترند: صدای زنگ ساعت دیجیتالی؟ صدای کامیونی که در حال عقب آمدن برای بارگیری است یا صدای سیستم تشخیص حریق وقتی باتری آن رو به اتمام است؟ همه آن‌ها آزاردهنده‌اند. این صداها در واقع متعلق به زندگی مدرن امروزی هستند و آزاردهنده‌اند چون از مواردی هستند که باعث می‌شوند مغز کمی هنگ کند. تکامل ما در راستای شنیدن این صداها نبوده است، به همین دلیل هم برای فهم آن‌ها مشکل داریم.

- عکس‌ها:

همان‌طور که ما برای شنیدن صدای آژیرها تکامل نیافته‌ایم، برای دیدن عکس هم تکامل نیافته‌ایم!‌ همان‌طور که ممکن است مادربزرگ شما یاد بگیرد با اینترنت کار کند، اما حسی درونی نسبت به آن ندارد، ما هم هشیارانه عکس‌ها را می‌بینیم و دریافت می‌کنیم اما مغزهای ناهشیارمان نمی‌توانند به راحتی آن‌ها را از افراد و اشیایی که از آن‌ها عکاسی شده است، تفکیک كنند.

مطالعات نشان داده‌اند مردم در پرتاب دارت به سمت عکس کسانی که دوست دارند، دقت خیلی کمتری دارند. همچنین مطالعه دیگری نشان می‌دهد که وقتی از افراد خواسته می‌شود عکس فردی را پاره کنند که در کودکی برایش ارزش و احترام زیادی قائل بوده‌اند، خیس عرق می‌شوند. دیدن عکس‌ها، برخلاف بسیاری دیگر از کارهایی که ما در زندگی روزمره خود انجام می‌دهیم،‌ میلیون‌ها سال سابقه تکامل و تمرین ندارد و به همین دلیل هم مغز ما در جدا کردن عکس‌ها از واقعیت دچار مشکل می‌شود.

-قرمز- سبز:

شما رنگ قرمز - آبی را می‌شناسید،‌ همان رنگی که اسمش را بنفش گذاشته‌ایم. در واقع رنگی دیگر هم داریم که قرمز- سبز است،‌ اما ما هیچ اسمی برای آن نداریم، ‌چون آن را نمی‌بینیم و در واقع مغزمان در برابر آن کور است! این محدودیت در درجه اول به نحوه دریافت رنگ‌ها برمی‌گردد. درون شبکیه چشم ما سلول‌هایی وجود دارد که دوقطبی هستند. وقتی به رنگ قرمز نگاه می‌کنیم، فعالیت این سلول‌ها به مغز می‌گوید که با رنگ قرمز روبه رو است و وقتی به رنگ سبز نگاه می‌کنیم، این سلول‌‌ها دست از فعالیت برمی‌دارند و این توقف فعالیت برای مغز به معنای دیدن رنگ سبز است. به طور معمول، همکاری این نوع سلول‌ها در شبکیه چشم به ما امکان دیدن اغلب ترکیب‌های رنگی را می‌دهد اما در مورد رنگ‌های قرمز و سبز، نمی‌توانیم هر دوی آن‌ها را از یک نقطه ببینیم و پردازش کنیم. البته در شرایط آزمایشگاهی می‌توان چشم را وادار کرد که هر دو رنگ را به طور هم زمان ببیند.

- چرخ‌ها:

تا به حال به چرخ‌های خودروهای در حال حرکت در فیلم‌ها نگاه کرده‌اید؟ حتما دیده‌اید که به نظر می‌رسد رو به عقب حرکت می‌کنند. دوربین‌های فیلم برداری از صحنه با طیفی محدود تصویر می‌گیرند و این در واقع خطای مغز ماست که تصاویر دارای فاصله را پیوسته پردازش می‌کند و فکر می‌کند حرکت را در آن دیده است. وقتی این تصاویر دارای فاصله از چرخ‌های در حال حرکت گرفته و به مغز نشان داده می‌شود، مغز آن‌ها را در حال حرکت رو به عقب پردازش می‌کند؛ چون در این حالت، تفاوت دو تصویری که پشت سر هم آورده می‌شوند، کمتر است. مغز ما هم از داده‌های بیرونی تصاویر مجزایی می‌گیرد،‌ درست مانند آن‌چه در فیلم‌برداری اتفاق می‌افتد. بنابراین مغز ما هم در حال فیلم‌برداری از دنیایی است که ما در آن زندگی می‌کنیم . اما همیشه سرعتش به اندازه‌ای بالا نیست که چرخ‌های در حال حرکت را در همان جهتی ببیند که واقعا می‌چرخند.

- چراغ‌های روشن:

تا به حال شده است ببینید کسی با نگاه کردن به یک لامپ روشن 4 بار عطسه کند؟ آیا ممکن است کسی به نور حساسیت داشته باشد؟ به این پدیده، واکنش عطسه نوری گفته می‌شود، یک بهم‌ریختگی مغزی که زیاد شناخته‌شده نیست. به طور کلی، واکنش عطسه ما به طور غیرارادی و در زمانی اتفاق می‌افتد که چیزی مزاحم وارد بینی ما شود. واکنش دیگری که ما به طور معمول تجربه می‌کنیم این است که وقتی با نور زیاد روبه رو می‌شویم، مردمک‌هایمان تنگ‌تر می‌شود. همه واکنش‌هایی که بدن ما نشان می‌دهد در واقع به پیام‌های پیچیده‌ درون سیستم عصبی مغز برمی‌گردد. چنین تصور می‌شود که پیام‌های ترکیبی می‌توانند نتایج ناخواسته‌ای را به همراه داشته باشند.

-مناظر کاملا باز:

وقتی مردم در بیابان، صحرا یا جنگل‌های تنک و خلاصه هر جا که عاری از نشانه‌های خاص باشد شروع به راه رفتن کنند، درون دایره‌ها راه می‌روند. آزمایش‌های انجام‌شده روی افرادی که با چشم بسته راه می‌رفتند، نشان می‌دهد که بدون نشانه‌های بیرونی، در دایره‌هایی با قطر 20 متر دور خودمان می‌چرخیم، در حالی که باور داریم در حال راه رفتن در یک مسیر مستقیم هستیم. بر اساس مطالعات محققان موسسه زیست- ژن‌عصب‌شناسی مکس پلانک آلمان، چرخیدن به دور خود بر اثر تغییر احساس رو به جلوی فردی که در حال راه رفتن است اتفاق می‌افتد. با هر گام، انحراف کوچکی در سیستم حفظ تعادل مغز یا شاید سیستم هشیاری بدن اتفاق می‌افتد و روی احساس فرد در مورد این که مسیر مستقیم کدام است تاثیر می‌گذارد. این انحراف‌های جزئی روی هم جمع می‌شود و به مرور زمان باعث می‌شود که فرد در دایره‌هایی حتی با قطر کمتر دور خودش بچرخد. وقتی بتوانیم با داشتن یک ساختمان یا کوه در منظره احساس جهت‌یابی خود را تنظیم کنیم، این انحراف‌های مغز روی هم انباشته نمی‌شود.

- تلفن‌ها:

آیا تا به حال برایتان پیش آمده است که احساس کنید گوشی همراهتان درون جیبتان می‌لرزد یا زنگ می‌زند، اما وقتی آن را از جیبتان بیرون می‌آورید می‌بینید هیچ خبری نیست؟ اگر برای شما هم مانند اغلب مردم چنین اتفاقی می‌افتد، پدیده‌ای را تجربه می‌کنید که به آن لرزش خیالی گفته می‌شود و باز هم مغز مقصر است! مغز شما در واکنش به آشفتگی‌های زندگی به غلط نتیجه‌گیری‌هایی دارد. مغز با اطلاعات حسی زیادی بمباران می‌شود، مجبور است محرک‌های مزاحم و بی‌استفاده را حذف کند و سیگنال‌های مهم را بیرون بکشد و پردازش کند. در دوران قدیم ممکن بود منحنی‌هایی را که از گوشه چشم می‌دیدیم، به اشتباه یک مار ببینیم. اما امروز بیشتر ما بسیار با فناوری درگیریم و مغز ما ممکن است هر چیزی مانند خش‌خش لباس یا صدای شکم را به اشتباه به عنوان زنگ یا لرزش گوشی همراه پردازش کند و در نتیجه باعث شود دچار توهم صدای زنگ گوشی همراه یا حتی لرزش آن شویم.

10 رمز موفقیت در یک رابطه عاشقانه:

در روابط عاشقانه، مثل سایر روابط، چیزهای کوچک و جزئی هستند که اهمیت دارند. همانطور که به زبان آوردن یک کلمه نادرست یا یک نگاه ناجور می‌تواند یک زوج را هفته‌ها به قهر بکشاند، رفتارهای جزئی و کم‌اهمیت هم باعث موفقیت و دوام یک رابطه می‌شوند. یک هدیه کوچک، یک تحسین غیرمنتظره و یک لحظه تماس جسمی می‌تواند یک رابطه را مستحکم‌تر کند.

به اعتقاد روانشناسان، این ابراز علاقه‌ها و محبت‌ها خیلی بیشتر از گوش دادن فعال و اعتماد در رابطه اهمیت دارند. تحقیقات مختلف 10 رمز موفقیت شاد، راضی و خوشبخت نگه داشتن زوج‌ها را معرفی کرده است.

1. به همسرتان بگویید دوستش دارید.

بااینکه درست است که عمل کردن بهتر از حرف زدن است اما گاهی‌اوقات کلمات و حرف‌ها تاثیر به‌مراتب بیشتر نسبت به اعمال دارند. هرازگاهی احساساتتان را به صورت کلامی نشان دهید. یک "دوستت دارم" ساده می‌تواند احساسی عالی در همسرتان ایجاد کند و باعث می‌شود او احساس دوست‌ داشته شدن و امنیت کند.

2. کمی محبت نشان دهید.

رفتارهایی که نشان‌دهنده صمیمیت جسمی است—گذاشتن دستتان پشت همسرتان، انداختن دستتان روی شانه‌هایش وقتی جلوی تلویزیون نشسته‌اید، گذاشتن دستتان روی پایش وقتی کنار هم نشسته‌اید، گرفتن دست‌هایش موقع راه رفتن—احساسی گرم و صمیمی به همسرتان منتقل می‌کند و عشق و محبت شما را به او می‌رساند.

3. همسرتان را تحسین کنید.

همیشه چیزهایی که در همسرتان دوست دارید را به او بگویید—چیزهایی که تحسین می‌کنید، چیزهایی که در شما ایجاد غرور می‌کند، توانایی‌ها و نقاط قدرت او. ایجاد یک رابطه عاشقانه فقط مربوط به پیوند درونی نیست، برای به دست آوردن چنین رابطه‌ای باید بتوانید او را تشویق و تحسین کنید و برای رشد و پیشرفت در جریان زندگی حمایتش کنید. به همسرتان کمک کنید از توانایی‌های خود در بالاترین حد استفاده کند.

4. خود را تقسیم کنید.

چیزهایی که دوست دارید و دوست ندارید، آرزوها و ترس‌ها، دستاوردها و اشتباهات یا هر چیز دیگر مربوط به خودتان را فقط برای خود نگه ندارید. اگر چیزی برایتان مهم است، آن را با همسرتان تقسیم کنید. از این مهمتر، این تقسیم کردن خودتان باید بیشتر از هر کس دیگر با همسرتان باشد. بااینکه لازم است در هر رابطه‌ای کمی فضای شخصی برای هر دو طرف وجود داشته باشد، اما همسرتان باید همیشه نزدیک‌ترین فرد به شما باشد.

5. هر زمان همسرتان نیاز داشت، حضور داشته باشید.

وقتی همسرتان با یک مشکل مهم در زندگی خود روبه‌رو می شود، مثل از دست دادن کار خود یا مرگ یکی از عزیزانش، مشخص است که باید چه بکنید. اما در اتفاقات جزئی زندگی هم خیلی مهم است که همیشه برای او حضور داشته باشد-مثل یک مشاجره کوچک در محل‌کار، یک اشتباه کاری و ... باید به حرف‌های او گوش دهید، با او دردودل کنید و بتوانید آرامش را دوباره به همسرتان برگردانید.

6. هدیه بدهید.

از فرصت‌ها برای دادن هدایای مادی استفاده کنید. یک کتاب خوب، یک دسر خوشمزه، یک تکه طلا یا جواهر یا لباس، هر چیز کوچک یا بزرگی که به او نشان دهد به فکرش هستید. یک یادداشت عاشقانه برای او بگذارید یا یک پیامک عاشقانه بفرستید. این کارها به همسرتان نشان می‌دهد همیشه به یادش هستید و دوستش دارید.

7. به نیازها و کمبودهای همسرتان با سخاوت جواب دهید.

یکی از بزرگترین قاتلان روابط، انتظارات غیرمنطقی است. شما با یک انسان ازدواج کرده‌اید نه یک ربات، انسانی که سرشار از اشتباه و نقص است. اینها خصوصیات او هستند نه اشکالات او. باید یاد بگیرید خصوصیات و ویژگی‌های همسرتان را بشناسید و تحسین کنید. باید او را همانطور که هست بپذیرید. ازآنجاکه ضعف‌های ما در مرکز عمیق‌ترین ناامنی‌های ماست، به هیچ عنوان سعی نکنید اشتباهات و اشکالات او را برجسته‌تر از آنچه که هست نشان دهید.

8. "زمان تنهایی" را یکی از اولویت‌ها قرار دهید.

هر چقدر هم هر دو شما زندگی‌های پرمشغله‌ای داشته باشید، حتماً حداقل یک یا شب در هفته را تنها با هم بگذرانید. تجربه‌های تازه با هم داشته باشید، از خاطراتتان برای هم بگویید و از بودن با هم لذت ببرید.

9. هیچ چیز را دست‌کم نگیرید.

هر روز بخاطر وجود همسرتان و هزاران خوشی که با خود به زندگی‌تان آورده است، قدردانی و شکرگزاری کنید. به خاطر داشته باشید که اگر در رابطه‌تان شاد و خوشبخت هستید، مطمئناً همسرتان روزی هزاران کار انجام می‌دهد که رابطه‌تان پابرجا بماند. هیچوقت این را دست‌کم نگیرید.

10. به دنبال برابری باشید.

حتماً از قانون طلایی رابطه پیروی کنید: با همسرتان همانطور رفتار کنید که دوست دارید با شما رفتار شود. کارها و مسئولیت‌ها را بین خودتان تقسیم کنید و انتظار چیزهای غیرمنطقی نداشته باشید که خودتان حاضر به دادن آنها نیستید.
 
برگرفته از سایت Mardoman.Net

25 نکته برای این که در محل کار کارآمدتر و شادتر باشیم...

آیا از محل کارتان خسته شده اید؟ دوست دارید رضایت کاریتان بیشتر شود و احساس کنید واقعاً کاری انجام می دهید؟ دوست دارید مثمر ثمرتر باشید و آخر روز که به خانه می آیید از فعالیت های آن روزتان احساس رضایت کنید؟
مطمئن باشید که می توانید. فقط کافی است که بخواهید و برای تغییر و نو کردن عاداتتان متعهد شوید. این نکات را رعایت کنید و خواهید دید که چقدر وضعیت کارتان تغییر می کند. و این پیشرفت به سایر قسمت های زندگیتان هم رسوخ خواهد کرد.


۱. برنامه ریزی کنید.
عادت کنید که برای روز و هفته تان برنامه بریزید. اینکار باعث می شود بتوانید استفاده بهتری از هفته هایتان بکنید. برای انجام این برنامه ریزی روزانه، روزتان را ۱۵ دقیقه زودتر شرع کنید. کار اصلی که آن روز باید انجام دهید را یادداشت کنید و مهم تر اینکه، هدف تعیین کنید و برای رسیدن به آن قدم بردارید. از قدرت اراده تان برای رسیدن به هدف هایتان استفاده کنید.


۲. سوال نیرو بخش.
سوالی مثل این را روی میزتان بگذارید تا بتوانید بهتر روی کارتان تمرکز کنید، "آیا الان بیشترین استفاده را از وقتم می برم؟" یا "آیا این بهترین استفاده ای است که می توانم از این وقت بکنم؟"


۳. بپذیرید که لیست کارهایی که باید انجام دهید تمامی ندارد.
برای افراد ایدآل گرا این واقعاً مشقت بار است. فقط باید مطمئن شوید که مهمترین کارهایتان اول انجام می شود.


۴. کامپیوترتان را خاموش کنید.
"چی؟ همه کارم با کامپیوتر است!" آیا واقعاً اینطور است؟ این حرف چند درصد صحت دارد؟ سعی کنید کامپیوترتان را فقط در زمانی که به آن برای کار نیاز دارید روشن نگه دارید. استراحت دادن چشم هایتان باعث می شود انرژی بیشتری برای کار کردن پیدا کنید. حتی اگر موقعی که برای جواب دادن به یک ایمیل فکر می کنید، چشمانتان را ببندید هم می تواند کمکتان کند.


۵. اول کار ایمیل تان را چک نکنید.
فقط در حالی که برای انجام کارتان لازم باشد اینکار را بکنید، در غیر اینصورت تا زمانی که کارهایی که اولویت بالاتری دارند را انجام نداده اید سراغ آن نروید.


۶. استراحت های کوتاه داشته باشید.
این یک واقعیت است که استراحت های کوتاه بین کار بازده کاری شما را بالا می برد. این مسئله در تحقیقات بسیاری ثابت شده است. پس حتماً حداقل یک مرتبه در صبح و یکمرتبه در عصر استراحت کوتاه داشته باشید.


۷. از روزهای تعطیل بیشترین استفاده را ببرید.
تعطیلی ها را چطور می گذرانید؟ باید آن را به وقتی مثبت تبدیل کنید. از آن برای مطالعه، نوشتن، تفکر خلاق، پروژه های خلاقانه، گوش دادن به کتاب های صوتی یا حتی نویسندگی استفاده کنید. اگر از این زمانتان لذت ببرید، شادی ناشی از آن وارد ساعت کارتان هم می شود.


۸. کارهای غیرضروری را کنار بگذارید.
کارهای غیرمهم را از لیست کارهای روزانه تان خط بزنید. بهترین راه برای اینکار این است که همیشه اول کارهای مهمتان را انجام دهید.


۹. حتماً بین فعالیت ها و قرارملاقات هایتان وقت کافی بگذارید تا بتوانید همیشه سر موقع سر قرار حاضر شوید.


۱۰. دیدگاهی مثبت، شاد، شوخ طبعانه، توام با قدرشناسی و مهربانی داشته باشید.
کارآمد بودن در محل کار به این معنی نیست که باید همیشه جدی باشید. لبخند زدن به این معنی نیست که کارتان را درست انجام نمی دهید. شاد بودن و اشتیاق داشتن به این معنی نیست که حس رقابت ندارید. مثبت بودن به این معنی نیست که چشمتان را به روی مشکلات بسته اید. باید از زمانی که در محل کار هستید لذت ببرید. کسانی را پیدا کنید که این ویژگی ها را داشته باشند تا بتوانند آن را به شما هم منتقل کنند. این روحیه مسری است. سعی کنید از غیبت کردن و بدگویی دوری کنید. ممکن است وسوسه انگیز باشد اما هیچ خدمتی به هیچ کس نمی کند.


۱۱. به همکاران منفیتان هم محبت کنید.
کسانیکه منفی هستند به یک دلیلی آنطور شده اند. ممکن است مشکلاتی داشته باشند که شما چیزی از آن نمی دانید. سعی کنید قضاوت نکنید و با آنها مهربانانه رفتار کنید. وقتی با فردی منفی رو به رو می شوید، می توانید انتخاب کنید که یا تحت تاثیر آن فرد قرار گیرید و یا این شما باشید که روی او تاثیر می گذارد. تصمیم با شماست. سعی کنید همیشه مثبت بمانید. به جای اینکه بگویید، "اَه! بازم این! منفی بودنش همیشه روزم رو خراب میکنه!" سعی کنید بگویید، "بیچاره! احتمالاً مشکی داره. امیدوارم اوضاعش بهتر بشه. به جای اینکه منفی بودن اون روی من تاثیر بگذاره سعی می کنم یکم دیدگاهش رو مثبت کنم."


۱۲. قدم هایتان را بشمارید، مخصوصاً در روزهای بد.
آرام پیش بروید. عجله نکنید. در هر زمان فقط یک کار انجام دهید و به جلو روید. اگر روزتان واقعاً کند است، شاید بد نباشد با کمی بازی و استراحت به خودتان انرژی بدهید.

۱۳. همه چیز را آسان بگیرید.
خستگی، رئیس های سرسخت، مشتریان بی ادب، کامپیوترهای کند، هیچکدام را به مشکلاتی لاینحل برای خودتان تبدیل نکنید. بخاطر سختی های زندگی ضجه و زاری نکنید. وجود آنها را بپذیرید و سعی کنید جلو بروید.


۱۴. مشکل با دیگران.
هدفتان باید "پیشرفت کردن" باشد. خودتان را درگیر این نکنید که همیشه حق به جانبتان باشد یا برنده همه بحث ها و مشاجره ها باشید. اینکار سرعت پیشرفتتان را کند می کند. در ذهنتان از خود سوال کنید، "چه چیز باعث می شود این تضاد و کشمکش جلو برود؟" بعد همان کار را بکنید.


۱۵. زمانی را به مسافرت رفتن اختصاص دهید.
سعی کنید کاری متفاوت انجام دهید. اگر همیشه به مسافرت های دور می روید. اینبار به حومه شهر بروید و سعی کنید چند روز آنجا فقط و فقط استراحت کنید. یا اگر همیشه سفرهای کوتاه و نزدیک می روید، سعی کنید اینبار به یک جای جدید بروید. تنوع یکی از رازهای شادی است.


۱۶. وقتی درمورد همه چیز جنگ می کنید یا شکایت می کنید، تواناییتان برای خواستن چیزهای دیگر از بین می رود. نیرو و توانتان را برای چیزهایی که واقعاً به آن نیاز دارید ذخیره کنید.


۱۷. نتایجتان را تقسیم کنید.
منظور پز دادن نیست، منظورمان این است که برای کارها و تلاشتان اعتبار جلب کنید. نباید ساکت بنشینید و تصور کنید که بقیه می فهمند که چه می کنید. درمورد موفقیت هایتان حرف بزنید و بگذارید بقیه هم در موفقیت با شما شریک شوند.


۱۸. کمک بخواهید.
برای جلب همکاری دیگران خجالت نکشید. صبر نکنید تا شرکت به شما بگوید که چه باید بکنید. خلاقانه فکر کنید که چطور می توانید درکنار دیگران کار کنید تا نتیجه بزرگتری به دست آورید.


۱۹. با سختی های راه رو به رو شوید.
اگر کار سختی هست که باید انجامش دهید، دست دست نکنید و انجامش دهید. آن کار را کنار نگذارید. کار سخت را در ابتدای روز انجام دهید. مثل شیرجه زدن در استخر می ماند، تا سه بشمارید و بپرید.


۲۰. زمان بیشتری طلب کنید.
اگر سوالی از شما پرسیده شد که تعجب کردید یا سردرگم شدید، تصور نکنید که باید همان موقع جواب بدهید. از طرف مقابل زمان بخواهید تا روی آن فکر کنید و برای پاسخ دادن کمی تحقیق کنید. اینکار باعث می شود از دادن جوابی که ممکن است باعث پشیمانیتان شود خلاص شوید.


۲۱. عادت های منفی را کنار بگذارید.
یک روز تمام عادت و رفتارهای خودتان را بررسی کنید. با سختی ها چطور برخورد می کنید؟ با آدم ها چطور؟ با موقعیت های خاص؟ بعد در یک زمان خلوت به آنها فکر کنید و سعی کنید بفهمید کدام رفتارهایتان اشتباه بوده است تا روی آن کار کنید.


۲۲. از انتقادات درس بگیرید.
هیچوقت بلافاصله انتقاد دیگران را رد نکنید، حتی اگر آن انتقاد به مذاقتان خوش نیامد. بعضی وقت ها کسانی که دوستشان ندارید، فیدبک صادقانه تری به شما می دهند تا اطرافیان نزدیکتان. انتقادات را به خود نگیرید. گوش کنید، روی آن کار کنید و بعد تصمیم بگیرید چه قدم مثبتی برای برطرف کردن اشکال کار بردارید.


۲۳. سازگار شوید.
سازگاری مهمترین مهارت برای باقی ماندن موجودات زنده است. آنهایی که سازگاری نمی کنند،از بین می روند. در دنیای کار هم این موضوع صادق است. برای تغییر آماده باشید. به آن فرصت دهید. خودتان را با چیزهای جدید تطبیق دهید و موفق شوید.


۲۴. یادگیری و پیشرفت.
همیشه به دنبال فرصت هایی برای یاد گرفتن چیزهای تازه و ارتقاء مهارت هایتان باشید. به دنبال سمینارها و تمرینات و آموزش های جدید باشید. از کلاس های آموزشی و کتابخانه شرکت استفاده کنید. برای تجدید اشتیاقتان باید همواره چیزهای تازه یاد بگیرید.


۲۵. تفکر خلاق.
کارتان خسته کننده است؟ اگر اینطور است برای تغییر آن ، مسئولیت قبول کنید. چطور می توانیدکمی تنوع، خلاقیت و لذت وارد کارتان کنید؟ چه کاری می توانید بکنید که تابحال کسی نکرده باشد؟ چطور می توانید اشتیاقتان را برای کار بالا ببرید؟ یک راه جدید برای انجام کارهای قدیمی سراغ دارید؟ برای صرفه جویی در وقت، هزینه و کار چه کاری از دستتان برمی آید؟

9 روش برای تصمیم‌گیری درست...

چشم‌انداز مغز ما محل منطقی نیست.

ما هنوز هم همان مغز عصر حجری پیشینیانمان—حجمی از احساسات، خاطرات ناقص و یک محدوده توجه کوتاه—را داریم. مغز ما هیچوقت همه حقایق برای گرفتن تصمیم “ایدآل” را در خود ندارد.

از اینجا داستان بدتر می‌شود. حتی گاهی بدون اینکه بدانیم تصمیم می‌گیریم.

وقتی دانشمندان علوم اعصاب فعالیت مغز را در طول یک آزمایش تصمیم‌گیری ساده بررسی کردند، متوجه شدند که افراد معمولاً 10 ثانیه قبل از اینکه آگاه شوند تصمیم گرفته‌اند، تصمیم می‌گیرند.

چطور می‌توانیم امیدوار باشیم که تصمیم درست گرفته‌ایم؟

در واقعیت وضعیت به این بدی نیست، ما هر روز تصمیماتی در زندگیمان می‌گیریم. دنیا تغییر می‌کند و احساس می‌کنیم که کنترل آن را به دست داریم.

خوشبختانه علم اعصاب و روان ما را از نواقص و کمبودهای مغز انسان آگاه کرده است. با دانستن این ضعف‌ها، می‌توانید از یک استراتژی ساده برای غلبه بر آنها استفاده کنیم.

9 راه برای تصمیم‌گیری درست

1. به غریزه خود توجه کنید اما اجازه ندهید بر شما ریاست کند.

ما به یک دلیل غرایزمان را رشد داده‌ایم—آنها واقعاً خوب عمل می‌کنند. توانایی گرفتن یک تصمیم سریع برای پیشینیان عصر حجری ما می‌توانست تفاوت خورده شدن توسط یک ببر وحشی یا شکار آن ببر باشد. اما اخیراً با چند ببر روبه‌رو شده‌اید؟ واقعیت این است که در این عصر دیگر نیازی به اینگونه تصمیمات سریع نیست اما باز هم نمی‌توانید دست از گرفتن این تصمیمات بردارید. با آن مقابله نکنید اما به آن هم بسنده نکنید. از خودتان بپرسید “چرا این فکر را کردم؟” یا “چرا چنین احساسی داشتم؟”

2. گزینه‌هایتان را لیست کنید.

مغز قدرتمندترین کامپیوتر موجود است اما قادر به انجام چند کار همزمان نیست. دشوار است که بیشتر از 7 فکر مختلف را در یک زمان در ذهنتان داشته باشید و غیرممکن است که بتوانید روی دو مورد از آن به طور همزمان تمرکز کنید. دلیل اینکه وقتی موقع رانندگی با تلفن‌همراه صحبت میکنیم، تصادف نکرده و ماشینمان را داغان نمی‌کنیم این است که می‌توانیم خیلی سریع تمرکز روی کارها را تغییر دهیم—اما خیلی کندتر و بی‌دقت‌تر از زمانیکه هرکدام را به تنهایی انجام می دادیم. برای تصمیمی که می‌خواهیم بگیرید، همه انتخاب‌ها و گزینه‌های موجود را لیست کنید، آن را بیرون ذهنتان بکشانید و زمانی را به بررسی هر کدام به تنهایی اختصاص دهید.

3. سوالات را بازنویسی کنید.

می‌دانید برای اینکه یک دانشمند تمام‌عیار باشید به چه چیزی لازم است؟ گرفتن نمرات عالی یا به خاطر سپردن چیزها کافی نیست. مهم این است که سوالات درست بپرسید. هر مشکلی که دارید، سعی کنید آن را به سه یا چهار شکل مختلف بنویسید. اینکه خودتان را مجبور کنید به طرق مختلف به آن مشکل نگاه و فکر کنید باعث می‌توانید بتوانید راهکارهای متفاوتی نیز پیدا کنید.

4. تاریخ را پیش‌بینی کنید.

حافظه ما آنقدرها که تصور می‌کنیم خوب نیست و درنتیجه یادمان نمی‌ماند که چقدر ممکن است بد باشد. همین حافظه‌های انتخابی است که باعث می‌شود یادتان بماند امروز با چه کسی حرف زدید اما یادتان نیاید که چهارشنبه هفته پیش صبحانه چه خوردید. استفاده از تاریخ برای گرفتن تصمیم نیازمند این است که به خاطر بیاوریم دفعه قبلی که در موقعیتی مشابه بودیم چه اتفاقی افتاد. کند پیش بروید و خاطره‌تان را خوب بررسی کنید—نباید فقط پیروزی‌هایتان را به خاطر سپرده باشید و شکست‌ها را فراموش کرده باشید.

5. به خاطر داشته باشید که زمان طرف شماست.

سعی کنید خودتان را از احساسات آن لحظه دور کنید. البته انجام فوری این کار غیرممکن است اما بهترین راهکار این است که بین زمان حال و زمانی که می‌خواهید تصمیم بگیرید کمی فاصله بیندازید.

6. این را یک آزمایش ببینید.

مغز انسان جداشده نیست—برای عمل کردن در موقعیت‌های اجتماعی با همتایان خود طراحی شده است. حاصل آن این است که زمان و انرژی زیادی را برای کار گروهی و رابطه با دوستانمان صرف می‌کنیم. تصور کنید که قرار است برای تصمیمی که می‌گیرید به شما نمره بدهند و اتوماتیک‌وار توجه بیشتری به آن می‌کنید. بنویسید که چرا چنین تصمیمی گرفتید و بعد فکر کنید: “این یک امتحان است. من از پس آن برمی‌آیم و فرصت دیگری برای تغییر آن ندارم. بقیه قرار است تصمیم من را ببینند و به آن نمره بدهند”. اینکار باعث می‌شود بیشتر به چرای تصمیمی که می‌گیرید فکر کنید و برنامه‌ها و دیدگاه‌های ضعیف را کنار بگذارید.

7. دانش عمومی نیست.

زمان‌های “فراموش‌شده” را پیدا کنید و ببینید چرا آنطور بوده است. همه می‌دانند که نباید بعد از غذا خوردن شنا کرد اما چرا؟ برای همه همینطور است؟ تصوراتتان را زیر سوال ببرید و قضاوت کنید آیا درمورد شما هم صدق می‌کند یا خیر.

8. تصمیم را بگیرید.

آیا می‌خواهید درمورد وضعیت شغلیتان تصمیم بگیرید یا اینکه چه مارک پنیری را برای صبحانه بخورید؟ همه تصمیمات برابر نیستند پس وقتتان را تلف نکنید. لازم نیست برای هر وعده صبحانه قدم 1 تا 9 را دنبال کنید.

9. تصمیم را عملی کنید.

می‌توانید تا بی نهایت تصمیمی که گرفته‌اید را دوباره و دوباره تحلیل و بررسی کنید. اما بالاخره باید یکجا آن را متوقف کنید. آن را واقعی کنید، یادداشتش کنید. وقتی تصمیمتان بیرون از مغزتان و به دنیای واقعی آمد، مغزتان از بررسی گزینه‌های مختلف دست کشیده و سراغ کار بعدی می‌رود.

یادتان باشد چشم‌انداز مغز ما محل منطقی نیست. شما حتی نباید مغزتان را وادار به دنبال کردن قدم 1 تا 9 کنید. بهترین تصمیمی که می‌توانید اینجا بگیرید این است که فقط قدم هایی که دوست دارید را دنبال کنید، آن هم با هر ترتیبی که دوست داشتید. هر کاری که می‌کنید، رمز گرفتن بهترین تصمیمات در زندگی این است که بخواهید.

۴۵ دستورالعمل شگفت‌انگیز برای زندگی...

 
بخاطر داشته باشید که دست نیافتن به چیزی که دوست دارید گاهی خوش اقبالی است.


۱. به مردم بیش از انتظاراتشان ببخشید و اینکار را با روی خوش انجام دهید.

۲. شعر مورد علاقه تان را از بر کنید.

۳. هر آنچه که میشنوید را باور نکنید، همه دارایی تان را خرج نکنید و هر چقدر که می خواهید نخوابید.

۴. وقتی میگویید "دوستت دارم"، واقعاً داشته باشید.

۵. وقتی میگویید "متاسفم"، در چشم طرف مقابل نگاه کنید.

۶. پیش از ازدواج حداقل شش ماه نامزد بمانید.

۷. به عشق در نگاه اول اعتقاد داشته باشید.

۸. هیچگاه به رویاهای دیگران نخندید.

۹. عمیق و مشتاقانه عشق بورزید. ممکن است صدمه ببینید ولی این تنها راه کامل زندگی کردن است.

۱۰. در اختلافات، منصفانه مبارزه کنید. بدون صدا زدن اسامی افراد.

۱۱. مردم را از روی خویشاوندانشان مورد قضاوت قرار ندهید.

۱۲. آرام صحبت کنید، سریع فکر کنید.

۱۳. وقتی کسی از شما سوالی می پرسد که تمایلی به پاسخ دادن ندارید، لبخند زده، و سوال کنید، "چرا میخواهی بدانی؟"

۱۴. بیاد داشته باشید که عشق بزرگ و کامیابی های بزرگ ریسک بزرگ می طلبند.

۱۵. با مادرتان در تماس باشید.

۱۶.وقتی کسی عطسه میکند به او بگویید "عافیت باشه!"

۱۷. وقتی شکست میخورید، درسی که از آن شکست می آموزید را فراموش نکنید.

۱۸. سه چیز را بیاد داشته باشید: احترام به خود، احترام به دیگران و پذیرفتن مسئولیت همه کارهایتان.

۱۹. اجازه ندهید یک مشاجره کوچک یک دوستی بزرگ را خراب کند.

۲۰. وقتی متوجه اشتباه خود شدید، قدمهای فوری برای جبران آن بردارید.

۲۱. وقتی گوشی تلفن را برمی دارید لبخند بزنید، فرد تماس گیرنده لبخند شما را در صدایتان خواهد شنید.

۲۲. با زن یا مردی ازدواج کنید که عاشق صحبت کردن با او هستید. وقتی سنتان بالاتر میرود، مهارتهای محاوره ای به اندازه مهارتهای دیگر اهمیت پیدا خواهد کرد.

۲۳. مقدار زمانی را در تنهایی سپری کنید.

۲۴. آغوشتان را برای تغییر باز کنید ولی نه به اندازه ای که ارزشهایتان زیر سوال رود.

۲۵. بیاد داشته باشید که گاهی سکوت بهترین پاسخ است.

۲۶. بیشتر کتاب بخوانید و کمتر تلویزیون تماشا کنید.

۲۷. شرافتمندانه و خوب زندگی کنید تا در زمان پیری وقتی به گذشته فکر کردید، فرصتی دوباره برای لذت بردن از آن پیدا کنید.

۲۸. به خدا توکل کنید ولی درب ماشینتان را قفل کنید.

۲۹. وجود فضایی عاشقانه در خانه تان بسیار مهم است. هر آنچه که میتوانید برای ایجاد خانه ای آرام، آسوده و امن انجام دهید.

۳۰. در اختلافات با کسی که دوستش دارید، با موقعیت کنونی دست و پنجه نرم کنید. گذشته را پیش نکشید.

۳۱. مفهوم عمیق و ژرف مطالب را درک کنید.

۳۲. دانش خود را به اشتراک بگذارید. این روشی است برای دستیابی به ابدیت.

۳۳. با محیط زیست مهربان باشید.

۳۴. با خدا راز و نیاز کنید. قدرت بیکرانی در این کار است.

۳۵. وقتی کسی از شما تعریف میکند هیچگاه حرفش را قطع نکنید.

۳۶. حواستان به کار خودتان باشد.

۳۷. به کسی که زمان بوسیدن شما چشمانش را نمی بندد اعتماد نکنید.

۳۸. یکبار در سال به جایی بروید که تابحال نرفته اید.

۳۹. اگر درآمد زیادی دارید، بخش از آنرا در زمان زنده بودنتان برای کمک به دیگران اختصاص دهید. این بزرگترین لذت بردن از ثروت است.

۴۰. بخاطر داشته باشید که دست نیافتن به چیزی که دوست دارید گاهی خوش اقبالی است.

۴۱. قوانین را بیاموزید سپس برخی را بشکنید.

۴۲. بیاد داشته باشید بهترین رابطه آنی است که عشق شما به یکدیگر بزرگتر از نیاز شما به یکدیگر باشد.

۴۳. موفقیت خود را اینگونه محک بزنید که چه چیزی را از دست می دهید تا چه چیزی را بدست آورید.

۴۴. بخاطر داشته باشید که شخصیت شما سرنوشت شما است.

۴۵. متهورانه به عشق خود نزدیک شوید.

http://blog.shahroozfarahmand.com/wp-content/uploads/2011/04/success.jpg

اگر عصباني هستيد، اين مطلب را بخوانيد...

شكل‌های متفاوت خشم:

خشم می‌تواند درونی باشد و شخص را دچار حس‌های گوناگونی مانند اضطراب، عزلت‌گزینی و احساس ناتوانی و سرزنش خویشتن به خاطر ناتوانی در بروز این حس کند. خشمگین‌شدن و بروز خشم مانند هر احساس انسانی دیگر، لزوما پدیده غیرطبیعی و نشانه‌ای از بیماری نیست اما در شرایط ویژه و موارد خاص خشم غیرعادی و نشانه‌ای از آزردگی و بیماری است: تکرار بی‌دلیل خشم و بروز مکرر واکنش‌های خشمگین، عدم تناسب واکنش با آنچه به عنوان علت، تلقی یا بیان می‌شود، متوسل شدن به روش‌های خشن و گاه پرخطر در بروز خشم، ناتوانی در بروز خشم و به درون ریختن آن.

این امر گاه منجر به حالت‌های روانی شدیدتر در شخص می‌شود و گاهی به شکل واکنش‌های غیرقابل پیش‌بینی و ناگهانی بروز می‌کند که ممکن است منجر به ایجاد خطرهای گوناگون نیز بشود و خشم‌های ناشی از افکار کاملا بیمارگونه که از سوءتفاهم‌های مرضی تا سوءظن‌های هذیانی را در برمی‌گیرد، ناشی از افکار كاملا اشتباه و توجیه‌های بیمارگونه است.

اگر خشمتان مداوم است:

روش‌های کنترل خشم هم می‌توانند در کاهش این حساسیت‌ها موثر باشند اما اگر این واکنش‌ها تداوم یابند و واکنش‌های فرد به شکل محسوسی متفاوت شود باید بررسی‌های جسمی و روانی مشتمل بر میزان قندخون، فشارخون، وضعیت کارکرد قلب و همچنین حالت‌های عصبی و روانی بیمار صورت گیرد تا اگر مشکل دیگری وجود دارد نسبت به درمان آن اقدام شود.

راه‌های مبارزه با خشم:

خشم‌های عادی و غیرمرضی با خشم‌های ناشی از یک بیماری روانی متفاوت هستند. کنترل خشم‌های عادی بیشتر با آموختن بروز واکنش کنترل‌شده و «منطق پایه» به جای واکنش‌های بی‌مهار و «احساس پایه» است. در چنین مواردی آموزش اینکه بیمار بتواند خود را جای طرف مقابل بگذارد، می‌تواند موثر باشد.

در این زمینه می‌توان از روش‌های کنترل کوتاه‌مدت نشان‌دادن واکنش نیز استفاده کرد مثلا آنگاه که از فرط عصبانیت می‌خواهی فریاد بکشی یا حمله کنی به آرامی از 1 تا 10 بشمار. در بسیاری از موارد همین فرصت و تغییر جهت توجه کافی است تا بتوانیم خشم خود را کنترل كنیم. تنفس عمیق و تصاویر آرامش‌دهنده هم می‌توانند احساس‌های خشم را آرام كنند. کتاب‌هایی وجود دارند که می‌توانند به شما روش‌های استراحت کامل را بیاموزند.

وقتی شما این روش‌ها را آموختید، در هر وضعیتی می‌توانید از آنها استفاده کنید. اگر همسرتان فردی عصبانی است، احتمالا فکر خوبی است که هر دوی شما این روش‌ها را بیاموزید. ولی در مورد خشم‌های بیمارگونه که نمونه‌ای از آنها ارائه شد، نیاز به برخورد تخصصی و درمانی به‌وسیله روان‌پزشک است و درمان، با توجه به تشخیص علت و بیماری اصلی می‌تواند روش‌های گوناگونی مانند دارودرمانی، روان‌درمانی با روش‌های مختلف و حتی در مواردی بستری کردن بیمار را شامل شود.

آداب شوخی کردن...

آیا به این فکر کرده‌اید اگر در جزئی‌ترین رفتار و حرکات خود هم آداب خاصی را رعایت نکنیم دچار انزواهای اجتماعی خواهیم شد؟ بسیاری فکر می‌کنند شخصیت انسان منحصر در رفتارهای کلی هست در حالی که در اجتماع گاهی جزئیات هم در شخصیت ما بسیار تأثیر گذار هستند و مطمئناً از روی جزئیات مورد قضاوت قرار خواهیم گرفت. افراد تیز بین هم می‌توانند زوایای پنهان شخصیت شما را از روی رفتارهای جزئی شما تشخیص دهند! لذا رفتار ما باید در چهار چوبه‌ای معقول و منطقی باشد که هیچ گاه از شخصیت ما کسر نشود چه در اصول کلی رفتار چه در جزئیات. چون اصول کلی را اکثر افراد تقریباً خوب رعایت می‌کنند لذا تفاوت‌های شخصیتی بیشتر بر می‌گردد به رفتارهای جزئی. در این نوشتار من دست روی یک مسأله بسیار جزئی مثل شوخی کردن می‌گذارم و بیان می‌کنم برای همین امر ساده باید چقدر آداب را رعایت کرد چه رسد به سایر شئونات! به امید اینکه هیچ‌گاه شخص عاقلی چه زبانی چه درونی بعد از بروز رفتار یا گفتاری از ما، عقل ما را سبک نشمرد!

1 : فلسفه شوخی نشاط فاعل و مفعول شوخی هست نه فقط فاعل! این خلاف اخلاق و منطق است که فقط فاعل از شوخی لذت ببرد در حالی که مفعول یا لذت نبرده یا بدتر اینکه آزرده خاطر هم شده باشد ولو اینکه برای مصلحت خود را مفرح از شوخی نشان دهد!

2 : بیشتر شوخی‌ها برگرفته از دست گذاشتن فاعل بر روی نقطه ضعف مفعول است تا با آب و تاب یا غلو کردن در آن باعث مضحکه شدن مفعول شود! از این رو هرگز نباید دست روی نقطه ضعفی برد که واضح می‌دانیم باعث رنجش طرف خود می‌شویم ولو به قصد شوخی چون مهم‌ترین حرف‌ها گاهی در پس شوخی‌ترین حرف‌ها نهفته هستند!

3 : هر گاه شوخی می‌کنید یقیناً طرف شما هم می‌خواهد جبران کند لذا از این مطمئن باشید که مفعول، پاشنه آشیلی از شما دارد در غیر این صورت باعث کینه در طرف مقابلتان می‌شوید.

4 : شوخی از حد که بگذرد جایش را به تلخی می‌دهد یعنی مانند نمک است!

5 : در شوخی کردن باید مطمئن باشیم که مفعول رضایت به شوخی و حوصل آن را دارد وگرنه باعث رنجش وی می‌شویم.

6 : شوخی نباید به خطوط قرمز مفعول نزدیک شود وگرنه وی واکنش نشان می‌دهد و روح شوخی از بین می‌رود.

7 : شوخی نباید ذره‌ای لطمه‌ی جسمی (حتی درد موقت) یا روحی از خود به جای بگذارد وگرنه اسمش دیگر شوخی نیست! مثلاً اگر کسی خواست که نتیجه کنکورش را بگیریم ما حق نداریم خلاف واقع چیزی را به وی بگوییم ولو برای چند ثانیه! چون در همان چند ثانیه وی را بی خود به شدت غمگین یا شاد کرده‌ایم.

8 : شوخی باید متناسب با فضای جمع باشد وگرنه کسرشان ایجاد می‌کند.

9 : در شوخی نباید دست روی جبری‌ات گذاشت ولی غیر آن حتی می‌تواند مفید باشد مثلاً نباید روی قد یک شخص شوخی کرد چون میزان قد دست خودش که نیست و به احتمال قوی این شوخی‌ها داغ دل مفعول از وضعیتش را تازه می‌کند اما شوخی روی مثلاً نمره‌ی یک شخص می‌تواند حتی مفید باشد چون پس از شوخی ممکن است پی اصلاح وضعیت درسی‌اش بیفتد!

10 : فاعل باید با توجه به جایگاه خود با مفعول شوخی کند!

11: هر گاه خواستیم شوخی کنیم باید ابتدا این سوال را از خود بپرسیم: «آیا حاضریم ما جای مفعول باشیم و او فاعل این شوخی!؟».

12: شوخی باید به گونه‌ای باشد که مفعول بداند یا احتمال دهد در معرض شوخی قرار گرفته است وگرنه ممکن است تا متوجه شوخی بودن ماجرا شود عکس‌العمل‌هایی بروز دهد که شوخی را مبدل به تلخی کند و خودش هم آزرده شود.

13: شوخی را وارد حیطه‌های جدی نباید کرد وگرنه پس از مدتی فاعل شوخی مجبور است مدام «قسم» بخورد تا مخاطبش حرف جدی وی را به خاطر سابقه‌اش، شوخی قلمداد نکند! مثلاً وقتی پیش می‌آید که نمره‌ی درس یک دوستم را به وی بگویم با اینکه یک مورد هم سابقه شوخی در این مسائل نداشته‌ام بعد اعلام نمره آن‌ها باز گفته‌اند: «شوخی نکن!» یا «قسم بخور!» یا ... چون این دوستانم قبلاً از این شوخی‌ها زیاد به سرشان آمده است!

14: در شوخی کردن باید عدالت را رعایت کرد مثلاً نباید شوخی را روی یک شخص متمرکز کرد.

15: ...

می‌بینید حتی عمل ساده شوخی کردن هم انقدر آداب دارد! خود هر بند هم می‌تواند توضیحات مفصل و شرایط و تبصرات زیادی داشته باشد! و به جرات می‌توان گفت در بیشتر شوخی‌ها، یک یا چند مورد از اینها رعایت نمی‌شود و گاهی من شوخی‌هایی دیده‌ام که در آن فاعل، هیچ یک موارد بالا را رعایت نکرده است!!

اکنون به این فکر کنید که در سخن گفتن و نوشتن، در مهمانی، در اماکن عمومی و... باید چقدر مواظب رفتار و گفتار خود باشیم! البته لازم نیست برای هر کاری، شروع کنیم به یادآوری آداب آن کار در ذهن خود، بلکه با یاد گرفتن «منطق» و پخته کردن ذهن خود، در مواجهه با هر رخدادی ولو اینکه پیش از آن برای ما رخ نداده باشد، همان لحظه می‌توانیم رفتار و گفتاری منطقی از خود نشان دهیم. به یاد دارم وقتی بچه بودم شخصی با مثالی به من گفت: «حقوق دیگران چنان مهم است که حتی وقتی در تاکسی هستیم و پول درشت می‌خواهیم به راننده بدهیم، چند دقیقه قبل از پیاده شدن کرایه را بدهیم وگرنه احتمالاً مسافرین و راننده را لحظاتی معطل خود خواهیم کرد!» پس روی جزئی‌ترین رفتارهای خود هم فکر کنیم تا نه حقوق دیگران را ضایع کنیم و نه از شخصیت خود بکاهیم.

چگونه بعد از يك دعوای حسابی، با همسرتان آشتي كنيد:

مي‌گويند دعوا نمك زندگي است و هيچ زندگي بدون دعوا نمي‌شود ولي مسلما هيچ‌كسي زندگي خيلي شور نمي‌خواهد، براي اين‌كه زندگي‌‌تان شور نشود براي شما راهكارهايي ويژه داريم تا به سرعت صميميت را به زندگي‌تان بازگردانيد.


 



سكوت... جواب‌هاي سربالا... پريشان خاطري...احساس ناراحتي و دوري در اين شرايط مي‌خواهيد موي سر خود را بكنيد. دوباره دعواي‌تان شده‌است و حسابي اعصاب‌تان خرد است واقعا ديگر فكري به ذهن‌‌تان نمي‌‌رسد كه چه كاري بكنيد و چگونه دوباره شادي را به زندگي‌تان برگردانيد. خيلي نگران نباشيد چون در زندگي بحث و دعوا بخشي از روابط شما با همسر‌تان يا نامزد‌تان را شكل مي‌دهد، امكان ندارد 2 نفر با 2 تربيت خانوادگي متفاوت با هم زندگي كنند و اختلافي بين‌شان وجود نداشته باشد. مهم اين است كه چگونه دعواها و اختلاف نظرهاي‌تان را مديريت كنيد تا به صميميت و رابطه شما لطمه‌اي وارد نشود.



اول آمادگي كامل بعد...


اگر احساس مي‌كنيد كه حتي يك درصد براي مصالحه و سازش آمادگي نداريد به هيچ وجه پيش نرويد زيرا ممكن است كه صحبتي شود و شما كنترل خود را از دست دهيد و اوضاع از اين‌كه هست بدتر شود. براي همين گفته مي‌شود كه از لحاظ روحي، آمادگي كامل داشته باشيد و بعد جلو برويد. شما از خود‌گذشتگي كنيد و به‌رغم تمامي هيجانات منفي خود كه به نوعي شما را از اين كار منع مي‌كند اما باز هم به سمت طرف مقابل خود برويد، و رابطه را ادامه دهيد. اين كار شما باعث مي‌شود كه او از عملي كه انجام داده پشيمان شود و ارزش شما را بهتر درك كند. در دعواها به تنهايي پيش نرويد و قضاوت پيش از موعد نداشته باشيد و مانند نوجوانان پرخاش جو و يكه تاز نباشيد. شما بايد يك فرقي با نوجوانان داشته باشيد.



دعواها هميشه بد هم نيستند فقط مهم اين است كه در هنگام دعواها منصفانه رفتار كنيد و حرف بزنيد، ‌گاهي بعضي از دعواها حتي مي‌تواند باعث شود، شما به درك بهتري از هم برسيد و در نتيجه صميميت بيشتري بين شما به‌وجود بيايد. شما بايد ياد بگيريد، دعواهاي‌تان را كاملا مديريت كنيد و به عبارتي منصفانه با هم دعوا كنيد.





معذرت خواهي سخت است اما...


بسيار پيش مي‌آيد كه افراد با هم دعوا مي‌كنند. فقط به اين دليل كه نتوانستند به درستي منظورشان را به يكديگر بفهمانند يا از عبارات و كلماتي استفاده مي‌كنند كه به درستي منظورشان را نشان نمي‌دهد و باعث سوء‌تفاهم بسيار مي‌شود، همين مي‌تواند براي زندگي زناشويي شما بسيار مضر باشد. بنابراين نخستين كار بعد از هر دعوا اين است كه غرور و تكبر‌تان را كم كنيد و براي به‌وجود آمدن دعوا و كارها و حرف‌هاي اشتباه‌تان اظهار تاسف كنيد. در واقع يك عذر خواهي واقعي مي‌تواند يكي از دشوار‌ترين پيشنهاداتي باشد كه ما به شما مي‌‌دهيم. بر خلاف تصور عموم همه افراد قادر به زبان آوردن اين كلمه بوده و تا به حال هيچ كس بعد از گفتن آن غش نكرده است.



ريشه را پيدا كنيد


در بسياري از ازدواج‌ها، زن و شوهرها هيچ وقت سعي نمي‌كنند ريشه اشتباهات و مشكلات‌شان را پيدا كنند و بعد از آشتي كردن ديگر به دلايل به‌وجود آمدن دعوا فكر نمي‌كنند يا روي مشكلات سرپوش مي‌گذارند. در نتيجه گاهي مشكلات حل نشده باقي مي‌ماند و دوباره خود را نشان مي‌دهد يا جاي زخم آن روي روح باقي مي‌ماند. به جاي اين‌كه روي مشكلات را بپوشانيد، بهتر است احساسات‌تان را با همسر‌تان مطرح كنيد، به احساسات او گوش دهيد و سعي كنيد با همديگر بفهميد، چرا و به كدام علت بين شما دعوا پيش مي‌آيد، اگر شما اين كار را انجام دهيد، دلايل دعوا را مي‌فهميد و در نتيجه از پيش آمدن مشكلات پيشگيري مي‌كنيد.


دوست داشتن يادتان نرود


معمولا بعد از دعواها احساس مي‌كنيد كه از همسر‌تان دور شده‌ايد و نوعي احساس جدايي بين شما پيش مي‌آيد اما بايد بدانيد در رابطه‌هاي مهمي چون ازدواج اين‌كه فقط به دعوا پايان دهيد، كافي نيست. شما بايد تمام آسيب‌هاي ناشي از دعوا را از بين ببريد و سعي كنيد رابطه و ميزان صميميت‌‌تان را به همان سطحي برگردانيد كه قبل از دعوا بين شما وجود داشته‌است.

يك راه‌حل خوب اين است كه سعي كنيد با هم فعاليتي را انجام دهيد كه هردوي‌تان لذت مي‌بريد، مثل اين‌كه هر 2 با هم يك فيلم بينيد يا به يك برنامه تفريحي برويد مي‌توانيد با هم به پارك برويد يا.... مهم اين است كه بعد از هر دعوا لحظاتي را به‌وجود بياوريد كه به شما 2 نفر ياد‌آوري كند كه چقدر همديگر را دوست داريد و از بودن با هم لذت مي‌بريد.



واقعي آشتي‌ كنيد


يكي از راه‌هايي كه مي‌تواند ازدواج شما را تبديل به يك زندگي شاد كند اين است كه آشتي كردن‌هاي‌تان واقعي باشد. وقتي شما واقعا قصد آشتي داشته‌باشيد يعني تصميم داريد كه ديگر هيچ وقت اشتباه‌تان را تكرار نكنيد.

اگر مي‌دانيد كه دوباره همان كار را انجام خواهيد داد، آشتي شما به هيچ وجه فايده ندارد. اگر شما به‌طور جدي تصميم نگرفته‌باشيد كه اشتباه‌تان را ترك كنيد و همسر‌تان دوباره همان كار را از شما ببيند اعتمادش را به شما از دست مي‌دهد، مثلا اگر خود شما از دست شوهر‌تان به‌دليل كمك نكردن او در كار خانه ناراحت باشيد اگر او معذرت خواهي كند و دوباره كار خود را تكرار كند خودش بهتر مي‌داند كه چگونه ديگر به حرف‌هايش اعتماد نخواهيد كرد.



لجبازي ممنوع


خيلي اوقات اتفاق افتاده كه در دعوايي كه پيش آمده است شما اشتباهي نكرده‌ايد اما خود بهتر مي‌دانيد كه بخشش در اين مواقع چقدر مهم است.

اگر به شاد بودن زندگي‌‌تان اهميت مي‌دهيد، به مشكلات كوچك‌گير ندهيد. تا زماني كه احساسات ناخوشايند‌تان را دور نريزيد، شما نمي‌توانيد واقعا آشتي كنيد، اگر نبخشيد و همه چيز را درون خود بريزيد تبديل به عقده مي‌شوند و مطمئن باشيد كه در روزگاري نه چندان دور دوباره باعث بروز مشكلات مي‌شوند و شما آن مشكلات را دوباره بر سر او مي‌ريزيد و در نتيجه آشتي كردن‌‌هاي شما تنها تبديل به يك مراسمي مي‌شود كه شما هرچند وقت يك‌بار آن را اجرا مي‌كنيد؛ در حالي كه مشكلات روز به روز عميق‌تر مي‌شوند.

به‌طور كلي در دعواها به چيزي كه در حال روي دادن است توجه كنيد. آتش آور معركه شدن راه به جايي نخواهد برد و با فراموش كردن گذشته زودتر به توافق مي‌رسيد.



به جاي اين‌كه روي مشكلات را بپوشانيد، بهتر است احساسات‌تان را با همسر‌تان مطرح كنيد، به احساسات او گوش دهيد و سعي كنيد با همديگر بفهميد، چرا و به كدام علت بين شما دعوا پيش مي‌آيد



قبول كنيد كه اشتباه كرده‌ايد


زماني‌كه به‌طور شفاف مشخص شد كه مرتكب اشتباه شده‌ايد و مـطـلقا راه گريزي از پيامدهاي حاصله از خطاكاري و جرم‌تان وجود نداشت، بايد گناه خود را بپذيريـد. براي جبران خرابكاري و رسيدگي كردن به موقـــعيت ايـجـاد شده پيش برويد. اگـر در اين مـرحله در بيان جزئيات متوسل به دروغ شويد، احتمال اين‌كه او احساس كند، به‌طور كـامـل بـا او صـادق نـيستـيد، زياد مي‌شود يا ممكن است داستان شما را به‌صورت متفاوتي از شخصي ديگر بشنود.

رو راست و يك‌دل باشيد اما كار غيرعاقلانه انجام ندهيد. تا مي‌توانيد اشتباه خود را بي‌اهميت جلوه دهيد. هـمسر شـما شـديدا مي‌خواهد باور كند كه شما قصد اذيت و آزار او را نداشته‌ايد، بنابراين تمام تلاش خود را براي پاك كردن ذهـن او بكار ببنديد. حتی اگر یك عذر و بهانه به‌نظر شما ناكار آمد برسد، اگر به‌صورت متقاعد‌كننده‌ای آن‌را بیان كنید باز او خریدارش خواهد بود.



عصبانيت نيرويي است كه به ما كمك مي‌كند تا بتوانيم به خواسته‌هاي خود برسيم. اما اگر عصبانيت‌تان به حدي است كه از بحث اصولي و عاقلانه جلوگيري مي‌كند، سعي كنيد بحث خود را متوقف كرده و بعد از مدتي بحث را ادامه دهید.





هنگام دعوا چگونه رفتار كنید


داشتن ارتباطات مناسب براي برقراري آرامش دوباره، بسيار حياتي و مهم است. اغلب دعواهايي كه مرتب تكرار مي‌شوند، فقط به اين دليل است كه يكي از همسران يا هر دوي آن‌ها، احساس مي‌كنند طرف مقابل حرف‌هايش را نمي‌شنود و يا به آن اعتنا نمي‌كند. تكنيك‌هاي زير ضمن اين كه شانس مورد توجه قرار گرفتن شما را توسط همسرتان، افزايش مي‌دهند، به شما نيز كمك مي‌كنند به همسر‌تان نشان دهيد، به او توجه داريد و به حرف هايش اهميت مي‌دهيد.

گوش كنيد: اين مهم‌ترين بخش براي داشتن ارتباطي خوب و مناسب است. به حرف‌هاي همسر خود بدون حدس و گمان و قضاوت گوش دهيد.

كـنــكاش كنـيد: سوالاتي بپرسيد براي اين‌كه مطمئن شويد منظور حرف‌هاي همسر خود را به درستي فهميده‌ايد.

توضيح دهيد: اين نوع ديگري از كنكاش است. براي اين‌كه براي درك ديدگاه‌تان، به همسر خود اطلاعات بيشتري بدهيد، آماده باشيد. توقع نداشته باشيد كه او ذهن شما را بخواند.

تاكيد كنيد: خود را به جاي همسر‌تان قرار دهيد. حدس بزنيد كه او چه احساسي دارد و بگذاريد او بفهمد كه شما به او توجه داريد. مثلا بگوييد: «مي‌دانم كه الان چقدر ناراحت هستي؟»

به‌طور گويا بيان كنيد: بگوييد، منظور‌تان چيست و آنچه مي‌گوييد چه معنايي دارد. واضح و آشكار سخن بگوييد و نكته گويي كنيد.

لبخند بزنيد: شايد ذكر اين راهكار حين دعوا عجيب به‌نظر برسد. اما شوخي كردن و لبخند‌زدن، راهكار بسيار نيرومندي براي توقف يا تغييرمسير دعواست.

خشم خود را كنترل كنيد: عصبانيت نيرويي است كه به ما كمك مي‌كند تا بتوانيم به خواسته‌هاي خود برسيم. اما اگر عصبانيت‌تان به حدي است كه از بحث اصولي و عاقلانه جلوگيري مي‌كند، سعي كنيد بحث خود را متوقف كرده و بعد از مدتي آن را ادامه دهید.

باز نشر اختصاصی: مجله اینترنتی Bartarinha

۹ نشانه شادی در زندگی...

نظر شما راجع به خودتان چیست؟ آیا انسان شادی هستید یا اینکه فکر می کنید شادی به اندازه کافی در زندگی تان وجود ندارد؟ مطالعه ها نشان می دهند که شاد بودن آدم ها ارثی نیست و این محیط زندگی و شرایط آنهاست که می تواند در روحیه شان تاثیرگذار باشد...

از طرفی، گاهی شادی و خوشی به اندازه کافی در زندگی مان وجود دارد و ما نمی توانیم یا نمی خواهیم آنها را ببینیم. یک ضرب المثل اسپانیولی می گوید که خوشی پنهان، شمع خاموش شده است. یعنی به محض اینکه خود فرد اراده کند، می تواند از گرمای آن بهره ببرد به شرط آنکه بخواهد! ما در اینجا ۹ علامت را که نشان دهنده وجود شادی در زندگی افراد است به شما معرفی می کنیم و اگر این نشانه ها در زندگی شما وجود داشته باشند یعنی اینکه زندگی خوب و شادی دارید



۱) اگر دانش آموز خندانی بوده اید...

همین الان بلند شوید و به سراغ آلبوم هایتان بروید و یکی دو تا از عکس های دوران دبیرستان را پیدا کنید. حالت چهره تان چگونه است؟ خوشحال و خندان یا بداخلاق و اخمو؟! تحقیق ها ثابت کرده اند که افرادی که در عکس های دوران دبیرستان یا حتی دانشجویی شان، لبخند به لب دارند، ۵ برابر کمتر از همکلاسی های اخمو یا بی تفاوت شان طلاق می گیرند و زندگی شادتر و پایدارتری نسبت به آنها دارند. ضمن اینکه افراد خنده رو، بیشتر مورد توجه سایرین هستند و انرژی مثبت آنها باعث می شود که همسرانی خوش خنده و مهربان داشته باشند.


۲) اگر خواهر دارید...

افرادی که حداقل یک خواهر دارند، اجتماعی تر هستند، خوش بین اند و از توانایی هایشان آگاه ترند و بیشتر از آنها استفاده می کنند. این یک نظر فمینیستی نیست، بلکه نتایج سال ها تحقیق محققان انگلیسی است که به تازگی منتشر شده است. اصلا اگر خودتان هم دقت کنید به این نتیجه می رسید که وجود دختر در خانواده، باعث تلطیف محیط زندگی می شود و خانواده هایی که چند پسر دارند، معمولا روابط خشک و سردی بینشان حاکم است و شاید این موضوع به خاطر طبع خشن تر پسرها نسبت به دخترها باشد.



۳) اگر به تلویزیون نمی چسبید...

محققان دانشگاه مریلند، ۴۵ هزار آمریکایی را طی ۳۵ سال مورد بررسی قرار دادند و به این نتیجه رسیدند که افراد شاد، کمتر از ۳۰ درصد از وقتشان را در روز به تماشای تلویزیون اختصاص می دهند، آنها می گویند که شادترها، بیشتر ورزش می کنند، وقت شان را با خانواده شان می گذرانند، مطالعه می کنند و به فکر سلامت خود هستند و همه این کارها باعث می شود که آنها کمتر تلویزیون تماشا کنند.



۴) اگر سوغاتی هایتان را جلوی چشم می گذارید...

دکتر سوبخالیو بومیرسکی، استاد روان شناسی دانشگاه کالیفرنیا می گوید: «افراد شاد، سوغاتی ها و عکس های یادگاریشان را بیشتر در معرض دید قرار می دهند تا خاطره روزهای خوش، هر روز برایشان تکرار شود و بتوانند در اولین فرصت، دوباره آن روزهای خوش را با کسانی که دوستشان دارند، تکرار کنند.»



۵) اگر ورزش می کنید...

محققان دانمارکی می گویند که کسانی که زیاد ورزش می کنند، کمتر دچار استرس می شوند و بیشتر از زندگیشان لذت می برند. در عوض، افراد بی حال و حوصله و آنهایی که اهل ورزش کردن نیستند، ۷۰ درصد بیشتر از سایرین استرس می گیرند و از زندگی خودشان هم راضی نیستند. برای اضافه کردن مقدار بیشتری شادی به زندگی تان، کافی است که روزانه ۱۷ تا ۳۴ دقیقه ورزش کنید.



۶) اگر عاشق هستید...

پژوهشگران انگلیسی معتقدند که اسیر بودن در دام عشق می تواند شادی بیشتری را نصیب افراد کند. آنها می گویند که یک زوج عاشق، ۳۰ درصد شادتر از سایر افراد جامعه هستند و این امر تنها به دلیل این است که آنها هر کاری را برای جلب رضایت و به دست آوردن آرامش طرف مقابل شان انجام می دهند.



۷) اگر وقت تان را با آدم های شاد می گذرانید...

برقرار کردن یک رابطه با همسایه ای خوش بین، دوستی امیدوار یا همکاری خنده رو می تواند تاثیر بسیار مثبتی روی روحیه شما داشته باشد. حالا هر چقدر صمیمیت و رفت و آمد شما با این گونه افراد بیشتر باشد، اوقات شادتری را هم در زندگی سپری خواهید کرد. مثلا اگر نصف روزتان را با افراد شاد بگذرانید، ۴۲ درصد و اگر یک سوم از وقت تان را با آنها باشید، ۲۲ درصد شادتر از روزهای قبل خواهید بود.



۸) اگر اهل قهوه یا چای گرمید...

محققان آمریکایی می گویند که آرامش روانی، شادی فیزیکی را به دنبال دارد. آنها رفع خستگی با نوشیدن یک لیوان شکلات، قهوه یا چای گرم را راهی برای رسیدن به آرامش و شادی پس از یک روز کاری سخت می دانند.



۹) اگر ۲ دوست صمیمی دارید...

کسانی که حداقل ۲ دوست صمیمی دارند، بسیار شادتر از سایر افراد هستند و زندگی زناشویی موفق تری را هم تجربه می کنند. دلیل این ادعا هم نتایج تحقیق هایی است که انگلیسی ها روی بیش از ۶۵۴ زوج انجام داده اند و طی این تحقیق ها به این نتیجه رسیدند که درد دل و مشورت کردن با دوستان صمیمی باعث آرامش روانی افراد می شود و به آنها در تصمیم گیری درست کمک می کند. شاید به همین خاطر باشد که چینی ها می گویند: «دوستان مهربان از برادران نامهربان بهترند!»

روش‌هاي ابراز محبت به همسر...

در برابر ديگران او را مورد انتقاد قرار ندهيد. اگر حس مي كنيد همسرتان نياز به كمي انتقاد سازنده دارد، به هيچ وجه آن را مطرح نكنيد مگر خصوصي و با لحني دوستانه مورد انتقاد قرار گرفتن در جمع، سبب پايين آمدن عزت نفس و جريحه دار شدن احساسات مي گردد.

يكي از اشتباهات جبران ناپذير زوج ها بعد از آغاز زندگي مشترك، فراموش كردن ابراز علاقه و گذاشتن وقت براي يكديگر است. گويا همه چيز فداي روزمرگي ها مي شود. غافل از اينكه اين مساله باعث دور شدن و دلخوري زن و شوهر از يكديگر و ايجاد فاصله بين آن دو مي گردد.

در حالي كه با يك شاخه گل، يك كلمه محبت آميز و چند دقيقه صحبت صميمانه مي توان مشكلات و دلخوري ها را از سر راه برداشت و زندگي شيريني را در كنار همسر خود در پيش گرفت. شايد باور نكنيد ولي راه هاي ساده اي براي ابراز علاقه به همسرتان وجود دارد:

1- براي او پيام هاي محبت آميز بفرستيد. به تلفن همراه او پيامي صميمانه بفرستيد. مطمئن باشيد كه اين كار هم شيرين و هم جالب است.

2- يكي از كارهاي مشكل او را انجام دهيد. يكي از كارهاي روزمره كه او رغبتي به انجام آن ندارد، مانند چيدن علف هاي هرز، را انتخاب و براي او انجام دهيد و هنگامي كه او از انجام گرفتن آن توسط شما احساس راحتي مي كند، نظاره گر باشيد.

3- با هم يك كار سرگرم كننده انجام دهيد. يك سرگرمي مانند حل جدول، تكميل پروژه اي براي بهتر كردن محيط خانه، يا فروش اجناس غيرقابل مصرف منزل كه مي تواند شما را به هم نزديك كند را انتخاب و در انجام آن با يكديگر مشاركت كنيد.

4- با هم بازي كنيد. با انجام بازي هايي نظير شطرنج، لحظات خوبي را ايجاد كنيد. فقط به ياد داشته باشيد كه اگر شما را شكست داد، با او درگير نشده و تنها لبخند بزنيد.

5- حس قدرداني خود را ابراز كنيد. وقتي همسرتان سخت كار مي كند يا برايتان كاري انجام مي دهد، بگذاريد بداند كه شما قدردان زحمات او هستيد.

6- خانه را تبديل به پناهگاهي براي او كنيد. خانه را محل امني براي همسرتان كنيد تا بتواند از استرس هاي زندگي رهايي يابد. تمام تلاش خود را براي ساختن محيطي مطلوب در خانه، بنماييد.

7- به كارهاي عجيب و غريب او بخنديد. اجازه ندهيد كارهاي كوچكي كه همسرتان انجام مي دهد، اعصاب شما را درهم بريزد. اگر درباره آن بينديشيد، ممكن است برخي از آنها شما را بيشتر به همسرتان جذب كند. اگر او اين كارها را انجام نداده، فقط مي خواسته كه تكراري عمل نكند.

8- براي او دعا كنيد. از خداوند بخواهيد كه در درست انجام دادن همه كارها، او را ياري كند. همچنين گاهي اجازه دهيد همسرتان اين دعا را بشنود. اين كار سبب مي شود تا او دريابد كه وقتي او قادر به انجام كاري نيست، شما از شخصي توانا برايش درخواست كمك مي كنيد.

9- قبل از دور انداختن چيزي هماهنگ كنيد. اگر همسرتان وسايلي دارد كه به نظر شما غيرقابل استفاده است، پيش از آن كه مطمئن نشده ايد كه به آن احتياجي ندارد، آن را دور نيندازيد.

10- قبل از نظافت هماهنگ كنيد. پيش از جابه جايي يا مرتب كردن وسايل روي ميز كار همسرتان، از او اجازه بگيريد. شايد او وسايلي را طوري قرار داده كه دسترسي به آنها برايش راحت تر است و ممكن است در صورت جابه جا كردن آنها، براي او بي نظمي به وجود آيد.

11- با هم به پياده روي يا گردش برويد. بگذاريد طبيعت خلق و خوي شما را براي دوست داشتن تنظيم كند. صحبت كنيد، گوش دهيد.

12- انتظار نداشته باشيد آنچه را در ذهنتان مي گذرد را بخواند. اگر موضوعي هست كه مي خواهيد همسرتان بداند، به او بگوييد، از او انتظار نداشته باشيد كه از افكار و احتياجاتتان باخبر باشد.

13- با هم بخنديد. دوران بزرگسالي خود را براي لحظاتي فراموش كنيد و با هم كارهاي بچه گانه و شادي آور انجام دهيد. همچنين، اگر كار اشتباهي انجام شد، سعي كنيد با شوخي و خنده از آن بگذريد. اين كار سبب كاهش استرس در آن شرايط خواهد شد.

14- از جاسوسي كردن بپرهيزيد. از مخفيانه زير نظر گرفتن و بررسي همسرتان دوري كنيد. اگر مي خواهيد چيزي را بدانيد، بدون رودربايستي از او سؤال كنيد.

15- كارت پستال هاي عاشقانه به او بدهيد. منتظر يك مناسبت خاص نباشيد تا به او هديه اي بدهيد. عاشقانه ترين كارتي كه مي توانيد را پيدا كنيد و در ماشين او بگذاريد. فراموش نكنيد كه پيام عاشقانه خود را هم در آن بنويسيد.

16- خوراكي هاي مورد علاقه او را تهيه كنيد. شكلات يا هر خوراكي ديگري كه او دوست دارد را بخريد و در كنار ظرف غذاي او با يك جمله زيبا بسته بندي كنيد.

17- درباره آينده گفت وگو كنيد. آينده خيلي هم از آنچه كه به نظر مي رسد دور نيست. درباره جاهايي كه دوست داريد وقتي 50 سال از ازدواجتان گذشت برويد، با هم حرف بزنيد و سعي كنيد تا آن روياها به واقعيت تبديل شوند.

18- شك و ترديدها را روشن كنيد. اگر همسرتان گفتار يا رفتاري مشكوك داشت، زود نتيجه گيري نكنيد. به او فرصت دهيد تا پيش از آن كه شما قضاوت كنيد، آن را توضيح دهد.

19- بگذاريد او مرد خانه باشد. اگر چه اين مسئله هر روز كمتر در نظر گرفته مي شود، اما هنوز هم مفيد است. اما اين بدان معنا نيست كه چون فقط همسرتان خانه را اداره مي كند و چرخ زندگي را مي چرخاند، شما نبايد حق انتخاب داشته باشيد. اين يعني او رئيس تيم است.

20- بگوييد "معذرت مي خواهم ". اگر چه شرايطي وجود دارد كه ممكن است شما نخواهيد بپذيريد كه اشتباه مي كنيد. شايد حرف آزاردهنده اي گفته باشيد يا كار بي اهميتي انجام داده باشيد. هيچ گاه براي اظهار تأسف و عذرخواهي از همسرتان غرور نداشته باشيد.

21- به قول هاي خود عمل كنيد. اگر به همسرتان قول انجام كاري را داده ايد، بايد تا پايان آن را دنبال كنيد.

22- گذشته ها، گذشته! چنانچه همسرتان با رفتار يا گفتارش باعث آزردگي شما شده است، او را ببخشيد. هرگاه اختلافي به وجود آمد، گذشته ها را به رخ او نكشيد، به خصوص اگر اظهار پشيماني كرده بود.

23- صادق باشيد. چيزي را از همسرتان مخفي نكنيد. روراست و شفاف باشيد. اين مورد به درستكاري بيشتر شما كمك خواهد كرد.

24- در برابر دوستانش به او افتخار كنيد. مردها به طور ذاتي روي بالا بردن خود حساب مي كنند. گاهي اوقات به منظور دلگرمي دادن به او بگذاريد تعريف هاي شما را در مورد رفتارها و كردارهاي خوبش بشنود.

25- ماشينش را بشوييد. او را با شستن و تميز كردن ماشينش غافلگير كنيد. اگر نمي توانيد خودتان كار را برعهده بگيريد، آن را به يك متخصص بسپاريد.

26- عكس او را در صفحه كامپيوتر قرار دهيد. با قرار دادن عكس او بر پس زمينه كامپيوتر خود، اجازه دهيد او بداند كه هنوز هم مردي خوش تيپ است.

27- با هم عبادت كنيد. زوجي كه با هم نماز مي خوانند، با يكديگر مي مانند. اينها لحظاتي لطيف و خاص هستند كه بين هر دو شما به يك ميزان تقسيم شده و به يك اندازه اهميت دارد.

28- غذايتان را زير نور شمع بخوريد. غذاي مورد علاقه او را بپزيد و شمعها را روشن كنيد. زماني را به تمركز و توجه به يكديگر و نگاه كردن در چشمان هم اختصاص دهيد.

29- در مقابل ديگران با او مخالفت نكنيد. اين كار سبب شرمنده شدن او خواهد شد و باعث مي شود تا احترام ديگران نسبت به او از بين برود. درنظر داشتن اين نكته به خصوص اگر داراي فرزند هستيد، بسيار اهميت دارد.

30- در برابر ديگران او را مورد انتقاد قرار ندهيد. اگر حس مي كنيد همسرتان نياز به كمي انتقاد سازنده دارد، به هيچ وجه آن را مطرح نكنيد مگر خصوصي و با لحني دوستانه مورد انتقاد قرار گرفتن در جمع، سبب پايين آمدن عزت نفس و جريحه دار شدن احساسات مي گردد.

31- از او حمايت كنيد. به ديگران اجازه ندهيد به همسرتان بي احترامي كنند. حتي نظريه اي كنايه آميز مي تواند آزار دهنده باشد. از او دفاع كنيد. نگذاريد شخصي، مهم ترين و با ارزش ترين فرد زندگيتان را به زمين بزند.

32- خودتان را دوست بداريد. خيلي وقتها ما به عنوان يك زن، به خاطر سستي خودمان، جلوي شوهرانمان را مي گيريم. ياد بگيريد كه آنها را آزاد بگذاريد. موضوعاتي كه شما را نگران مي كنند، اغلب حتي آنها را آزار هم نمي دهند. آنچه آنها را اذيت مي كند، زماني است كه ما مانع آنها مي شويم. به ياد داشته باشيد، گرچه ممكن است عجيب به نظر برسد، اما وقتي خودتان را دوست نداشته باشيد نمي توانيد واقعا شخص ديگري را دوست بداريد.

33- هنگام بيماري مراقبش باشيد. مردها نازپروردگي را دوست دارند، بخصوص هنگامي كه بيمارند. همه چيز را براي او فراهم كنيد و سوپ مخصوصي هم برايش بپزيد.

34- در چشمان او بنگريد. زماني كه همسرتان با شما صحبت مي كند، مستقيم به چشمان او نگاه كنيد. نه تنها اين كار نشانگر اين است كه شما به آنچه او مي گويد علاقه منديد، بلكه چيزي در نگاه كردن در چشمان او وجود دارد كه به شما والايي خواهد داد.

35- عكسهاي عروسي تان را قاب كنيد. پس از اين كه مدتي از ازدواجتان گذشت، عكسهاي عروسي تان را مخفي نكنيد. بلكه آنها را در قاب عكس بگذاريد. اين كار يادآوري خواهد كرد كه چگونه در ابتدا عاشق هم شديد و چقدر اين عشق افزايش يافته است.

36- سند ازدواجتان را به نمايش بگذاريد. سند مقدس ازدواجتان را قاب بگيريد. اين كار يك يادآوري شگفت انگيز و پايدار مبني بر اين خواهد بود كه عشق شما مهر و موم شده است و شما به طور قطع به يكديگر تعلق داريد.

37- به او اعتماد كنيد. بيشتر اوقات زنها نشسته اند و منتظرند تا همسرشان كار خطايي انجام دهد. تا مچشان را بگيرند. جرات داشته باشيد و او را باور كنيد.

منبع: روزنامه كيهان
ترجمه از: نسيبه رجبي

تست روانشناسی ازدواج...

۱- پایان دنیا نزدیک است. اگر فقط بتوانید یک نوع از حیوانات را نجات دهید، کدام را انتخاب میکنید؟
الف : خرگوش
ب : گوسفند
پ : گوزن
ت : اسب

۲- به آفریقا رفته اید. به هنگام بازدید از یکی از قبیله ها، آنها اصرار میکنند که یکی از حیوانات زیر را به عنوان یادگاری با خود ببرید. کدام را انتخاب میکنید؟
الف : میمون
ب : شیر
پ : مار
ت : زرافه

۳- فرض کنید خطای بزرگی انجام داده اید و خداوند برای مجازات شما تصمیم گرفته است که به جای انسان، شما را به صورت یکی از حیوانات زیر در آورد. کدام را انتخاب میکنید؟
الف : سگ
ب : گربه
پ : اسب
ت : مار

۴- اگر قدرت داشتید که یک نوع از حیوانات را برای همیشه از روی کره زمین نابود کنید، کدام را انتخاب میکردید؟
الف : شیر
ب : مار
پ : تمساح
ت : کوسه


۵- یک روز، با حیوانی برخورد میکنید که میتواند با شما به زبان خودتان صحبت کند. دلتان میخواهد که کدامیک از حیوانات زیر باشد؟
الف : گوسفند
ب : اسب
پ : خرگوش
ت : پرنده

۶- در یک جزیره دور افتاده، تنها یک موجود زنده به عنوان همدم و همراه شما وجود دارد. کدامیک را انتخاب میکنید؟
الف : انسان
ب : خوک
پ : گاو
ت : پرنده

۷- اگر قدرت داشتید که هر نوع حیوانی را اهلی و دست آموز کنید. کدامیک از حیوانات زیر را به عنوان حیوان خانگی خودتان انتخاب میکردید؟
الف : دایناسور
ب : ببر
پ : خرس قطبی
ت : پلنگ

۸- اگر قرار بود برای ۵ دقیقه به صورت یکی از حیوانات زیر در می آمدید،کدامیک را انتخاب میکردید؟
الف : شیر
ب : گربه
پ : اسب
ت : کبوتر
ادامه نوشته

تست‌های همسریابی...

١. همسر ایده التان کیست ؟
برای هر سوال پاسخ الف 1 امتیاز ب 2 امتیاز ج 3 امتیاز د 4 امتیاز بدهیدو با هم جمع کنید.

1- به نظر شما ممکن است در کدامیک از اماکن زیر همسر اینده خود را بیابید؟
الف ) در یک موزه
ب) در یک مهمانی بزرگ
ج) در حین خرید در یک فروشگاه
د) در یک مکان فرهنگی یا تحصیلی

2- فرض کنید با نامزدتان به یک مهمانی رفتید هنگام خوردن شام امیدوارید که :
الف ) او ابتدا از شما سوال کند که چه غذایی می خواهید.
ب) او غذای مورد علاقه تان را در یک بشقاب بکشد و به شما دهد.
ج) او طبق خواسته شما غذا ودسر برایتان بیاورد.
د) مثل شما اشتهای زیادی داشته باشد و پا به پای شما غذا بخورد.

3- فرض کنید با او به رستوران رفتید و فضای انجا برای شما خفقان اور است از چه روشی برای بیان احساس خود استفاده می کنید ؟
الف ) در حالی که تبسمی به چهره دارید به وی می گویید اینجا کمی شلوغ است مایلی به یک رستوران دیگر برویم ؟
ب) در حالی که بر افروخته و نگران هستید با لحنی تند می گویید که هر چه زودتر از اینجا برویم محیط اینجا چندش اور است.
ج) در حالی که حالت خونسردسی و بی تفاوتی دارید با لحنی ارام می گویی نظر شما راجع به رستوران دیگر چیست.
د) در حالی که شوخی می کنید و سربه سرش می گذارید باخنده به او می گویید جای بهتر از این سراغ نداشتی ؟


4- به امید آشنایی با شخصی در شرکتی مشغول به کار هستید مایلید چه سمتی داشته باشید ؟
الف) حسابدار
ب) مدیر داخلی
ج) طراح و برنامه ریز
د) منشی و مسئول روابط عمومی

5- در چه صورتی حاضرید پیشنهاد ازدواج را بپذیرید ؟
الف) در صورتی که از نظر خانوادگی و فرهنگی در یک سطح باشید.
ب) در صورتی که خصوصیات اخلاقی مشترکی داشته باشید.
ج) در صورتی که از نظر مالی بتواند خواسته های شما را تامین کند.
د) در صورتی که به عشق و علاقه قلبی او نسبت به خود اطمینان داشته باشید.

6- نامزدتان را به صرف شام دعوت کرده اید تا با خانوادتان اشنا شود امیدوارید که :
الف) او به همراه دو دسته گل بزرگ یکی برای شما و دیگری برای مادرتان بیاید.
ب) او در خانه شما انچنان احساس راحتی بکند که همراه دیگر اعضای خانواده مقابل تلویزیون بنشیند و برنامه مورد علاقه اش را نگاه کند.
ج) وقتی شما در اشپزخانه مشغول کمک به مادرتان هستید به سراغتان بیاید و کمکتان کند.
د) آنچنان با همه اعضای خانواده صمیمی شود که تمام مدت با آها صحبت کند و گپ بزند.

7- می خواهید با نامزدتان به سینما بروید چه فیلمی را انتخاب می کنید ؟
الف) یک فیلم مهیج و پر حادثه
ب) یک فیلم شاد و کمدی
ج) یک فیلم پر سوز و گداز و گریه دار
د) یک فیلم مستند و تاریخی

8- اگر نامزدتان یک هنرمند باشد مایلید در چه زمینه ای فعالیت کند ؟
الف) فیلم وتئاتر
ب) نقاشی و طراحی
ج) موسیقی و اواز
د) خوانندگی و اهنگ سازی

9- نامزدتان از شما برای رفتن به یک مهمانی از دوستانش دعوت میکند شما :
الف) با خوشحالی دعوتش را می پذیرید زیرا می توانید دوستانش را بشناسید.
ب) دو دل و مردد می شوید چون دوست ندارید دوستانش به این زودی با شما اشنا شوند.
ج) این دعوت را به منزله چاشنی دز نظر می گیرید تا از طریق ان دریابیدایا قادرید روابط دوستانه او را تحمل کنید
د) این دعوت را به منزله چاشنی در نظر میگیرید تا از طریق ان دریابید او از صمیم قلب به شما علاقه دارد و میخواهد لحظاتش در کنار شما باشد.

10- برای اولین مرتبه قرار است به خانه نامزدتان برویدو با اعضای خانواده وی اشنا شوید شما :
الف) دل توی دلتان نیست تا هرچه زودتر انها را ملاقات کنید و از خواسته هایشان مطلع شوید.
ب) مضطرب و دستپاچه هستید و مدام مراقبید که خطایی از شما سر نزند که خوششان نیاید.
ج) خونسرد و خوشحال هستید و می خواهید خود واقعیتان را نشان دهید.
د) از چند ساعت قبل مدام به خودتان میرسید و بهترین لباس را می پوشید تا در برخورد اول حسابی خودتان را در دل اعضای خانواده جا دهید.

ادامه نوشته

تست روانشناسی عشق...

ابتدا به سوالها پاسخ بدید و بعد پاسخ ها رو نگاه کنید :


سوال اول :

شما به طرف خانه کسی که دوست دارید می روید. دو راه برای رسیدن به آنجا وجود دارد:
ـ یکی کوتاه و مستقیم است که شما را سریع به مقصد می رساند ولی خیلی ساده و خسته کننده است

ـ اما راه دوم به طور قابل ملاحظه ای طولانی تر است ولی پر از مناظر زیبا و جالب است. حال شما کدام راه را برای رسیدن به خانه محبوبتان انتخاب می کنید؟راه کوتاه یا بلند؟


سوال دوم :
در راه دو بوته گل رز می بینید .یکی پر از رزهای قرمز و دیگری پر از رزهای سفید.شما تصمیم می گیرید 20 شاخه از رزها را برای او بچینید. چند تا را سفید و چند تا را قرمز انتخاب می کنید.(شما می توانید یا همه را یا از ترکیب دو رنگ انتخاب کنید)

سوال سوم :
با لاخره شما به خانه او می رسید . یکی از افراد خانواده در را بر روی شما باز می کند. شما می توانید از انها بخواهید که دوستتان را صدا بزند. یا اینکه خودتان او را خبر کنید. حالا چکار می کنید؟

سوال چهارم :
شما وارد منزل شده به اتاق او می روید ولی کسی انجا نیست.پس تصمیم می گیرید رزها را همان جا بگذارید.ترجیح می دهید انها را لب پنجره بگذارید یا روی تخت؟


سوال پنجم :
شب می شود شما و او هر کدام در اتاقهای جداگانه ای می خوابید.صبح زمانی که بیدار شدید به اتاق او می روید:به نظر شما وقتی که انجا می روید او خواب است یا بیدار؟

سوال ششم :
وقت برگشتن به خانه است ایا راه کوتاه و ساده را انتخاب می کنید؟ یا ترجیح می دهید از راه طولانی و جالب تر برید؟

ادامه نوشته

تست روانشناسی سنجش عشق...

- دو تا از این رنگا که با هم جورترن انتخاب کن تا تست روانشناسیشو برات بفرستم.
زرد-آبی-قرمز-سیاه

2- به نظر تو کدوم یکی از کلمات زیر منو توصیف میکنه؟
ماه-آسمون-یخ-شن و ماسه-آتیش-جاده-آب

3- تو کدومش منو با خودت شریک میکنی؟
قهوه-چای-کاپوچینو-شیر-آبمیوه

ادامه نوشته

تست روانشناسی مخصوص مجردها...

۱- آیا زمانی که مادر و پدری را به همراه فرزند کوچکشان می بینید، غبطه می خورید؟
الف) بله
ب) خیر
ج) گاهی اوقات

۲- آیا زمانی که یک زوج جوان را در حال خنده می بینید، افسوس می خورید؟
الف) بله
ب) خیر
ج) گاهی اوقات

۳-آیا همچون گذشته از اوقات تنهایی تان لذت می برید؟
الف) بله
ب) خیر
ج) گاهی اوقات

۴- زمانی که در جمع دوستان متاهل هستید،به خود می گویید که ای کاش من هم متاهل بودم؟
الف) بله
ب) خیر
ج) گاهی اوقات

۵-آیا شده که تا به حال حضور شخصی از جنس مخالف، شما را دگرگون کند؟
الف) بله
ب) خیر
ج) گاهی اوقات


۶- آیا تا کنون به این موضوع فکر کرده اید که تنهایی دیگر بس است؟
الف) بله
ب) خیر
ج) گاهی اوقات

۷-آیا تا کنون برایتان پیش آمده که شادی تان را بخواهید به کسی از جنس مخالف، انتقال دهید؟
الف) بله
ب) خیر
ج) گاهی اوقات

۸- آیا شما موسقی های آرام گوش می دهید؟
الف) بله
ب) خیر
ج) گاهی اوقات

۹- آیا شده زمانی که پشت ویترین یک فروشگاه هستید، احساستان به شما بگوید برای کسی هدیه ای بخرید؟
الف) بله
ب) خیر
ج) گاهی اوقات

۱۰- آیا رنگ زندگی برای شما تغییر کرده است؟ امیدواریم که حضور شخصی زندگی تان را دگرگون کند.
الف)بله
ب)خیر
ج)گاهی اوقات

۱۱- آیا شده در چند ماه اخیر، لبخند فردی، امید را در دلتان زنده کند و نگاه شما به زندگی تغییر کند؟
الف) بله
ب) خیر
ج) گاهی اوقات

۱۲- زمانی که پدر مادرتان می گویند، دیگر زمان ازدواج فرا رسیده است، اخم نمی کنید؟
الف) بله
ب) خیر
ج) گاهی اوقات

۱۳- آیا به تازگی در خیالتان مراسم خواستگاری را مرور می کنید؟
الف) بله
ب) خیر
ج) گاهی اوقات

۱۴- آیا اخیرا برایتان پیش آمده عاشق کسی شده باشید، اما حجب و حیا اجازه ندهد، آن را با او در میان بگذارید؟
الف) بله
ب) خیر
ج) گاهی اوقات

ادامه نوشته

ضریب هوشی خود را به دست آورید!

توجه داشته باشید که باید بدون مکث جواب بدید !

۱ )یک فروند هواپیما در مرز آمریکا و کانادا سقوط می‌کند. بازماندگان از سقوط را در کجا دفن می‌کنند؟

کانادا– آمریکا – هیچ‌کدام

۲)یک خروس در بام خانه‌ای که شیب دوطرفه دارد، تخم می‌گذارد. این تخم از کدام طرف می‌افتد؟

شمال– جنوب – هیچ‌کدام

۳ )خانمی‌عاشق رنگ قرمز است و تمام وسایل‌ او به رنگ قرمز است. او در آپارتمانی یک طبقه که قرمزرنگ است، زندگی می‌کند. صندلی و میز او قرمزرنگ است.تمام دیوارها و سقف آپارتمان قرمزرنگ هستند. کفپوش آپارتمان و فرش‌ها نیز قرمزرنگ هستند.تلویزیون هم قرمز رنگ است. سریع پاسخ دهید که پله‌های آپارتمان چه رنگی هستند؟

قرمز– آبی – هیچ‌کدام

۴ )پدر و پسری را که در حادثه رانندگی مجروح شده بودند، به بیمارستان می‌برند.پدر در راه بیمارستان فوت می‌کند ولی پسر را به اتاق عمل می‌برند. پس از مدتی دکتر می‌گوید من نمی‌توانم این شخص را عمل کنم، به علت اینکه او پسر من است.آیا به نظر شما این داستان می‌تواند صحت داشته باشد؟

آری– خیر – هیچ‌کدام

۵ )اگر چهار تخم‌مرغ، آرد، وانیل، شکر، نمک و بیکینگ پودر را با همدیگر مخلوط کنید، آیا کیک خواهید داشت؟

آری– خیر – هیچ‌کدام

۶)آیا می‌توانید از منزلتان بالاتر پرش کنید؟

آری– خیر – هیچ‌کدام

۷ )یک کیلوگرم آهن چند گرم سنگین‌تر از یک کیلو گرم پنبه است؟

۱گرم– ۱۰۰گرم – هیچ‌کدام

۸ )مردی به طرف یک پلیس که در حال جریمه کردن اتومبیل بود، می‌رود و التماس می‌کند که پلیس جریمه نکند ولی آقای پلیس قبول نمی‌کند. به پلیس نه یک بار بلکه هشت بار بد دهنی می‌کند.جواب دهید که این مرد چند بار جریمه خواهد شد؟

۸ بار – ۹بار – هیچ‌کدام

۹ )اگر تمام رنگ‌ها را با هم مخلوط کنید، آیا رنگین کمان خواهیم داشت؟

آری– خیر – هیچ‌کدام

۱۰) گرگی به بالای کوه می‌رود تا غرش شبانه‌اش را آغاز کند. چه مدت طول می‌کشد تا به بالای کوه برسد؟

دو‌شب– پنج‌شب – هیچ‌کدام

۱۱)اگر به‌طور اتفاقی وارد کودکستان دوران کودکی‌تان شوید، آیا قادر به خواندن نوشتن و انجام جدول ضرب خواهید بود؟

آری- خیر – هیچ‌کدام

۱۲)آیا امکان دارد یک نفر سریع‌تر از رودخانه می‌سی‌سی‌پی شنا کند؟

آری– خیر – هیچ‌کدام

۱۳)آقای بیل اسمیت و خانم ژانت اسمیت از هم طلاق می‌گیرند. پس از مدتی خانم ژانت اسم اولیه خود را پس می‌گیرد.با این حال، پس از پنج سال با اینکه هنوز از آقای بیل اسمیت طلاق گرفته است، دوباره خانم ژانت اسمیت می‌شود. آیا این قضیه امکان‌پذیر است؟

آری– خیر – هیچ‌کدام

۱۴)آقای جیم کوک مشکوک به قتل است ولی وقتی که پلیس از او سوال می‌کند که در موقع قتل کجا بوده است، آقای جیم می‌گوید در خانه مشغول تماشای سریال مورد علاقه‌ام بوده‌ام.حتی جزئیات سریال را برای پلیس شرح می‌دهد.آیا این موضوع ثابت می‌کندکه آقای جیم بی‌گناه است؟

آری– خیر – هیچ‌کدام

۱۵)یک شترمرغ تصمیم می‌گیرد که به وطنش بازگردد.چه موقع برای پرواز او به جنوب مناسب است؟

بهار– پاییز – هیچ‌کدام

۱۶) جمله بعدی صحت دارد.جمله قبلی غلط است.آیا این قضیه منطقی است؟

آری– خیر – هیچ‌کدام

۱۷)آیا امکان دارد که یک اختراع قدیمی‌قادر باشد که پشت دیوار را به ما نشان دهد؟

آری– خیر – هیچ‌کدام

۱۸)اگر بخواهید یک نامه به دوست‌تان بنویسید، ترجیح می‌دهید با شکم پر یا با شکم خالی بنویسید؟

پر– خالی – هیچ‌کدام

ادامه نوشته

تست سلامت روحی...

به این ده سوال پاسخ دهید تا دریابید که چه اندازه با احساسات و عواطف خود در ارتباطید. سپس امتیازهای خود را جمع کنید و نتیجه را بخوانید.

1 ) هنگامی که غمگین و ناراحتید ، آیا می توانید دلیل ناراحتی خود را پیدا کنید.
- همیشه ( 4 امتیاز )
- بیشتر اوقات ( 3 امتیاز )
- برخی مواقع ( 2 امتیاز )
- به ندرت ( 1 امتیاز )

2 ) هر چند وقت یک را شما چیزهایی را خریداری می کنید ، ولی به واقع نمی توانید از پس هزینه های آنها برآیید؟
- همیشه ( 1 امتیاز )
- بیشتر اوقات ( 2 امتیاز )
- به ندرت ( 3 امتیاز )
- هیچ گاه ( 4 امتیاز )

3 ) آیا شده که حرفی بزنید و بعد از گفتن آن پشیمان شده باشید؟
- اغلب ( 1 امتیاز )
- گاهی ( 2 امتیاز )
- خیلی کم ( 4 امتیاز )
- هیچ وقت ( 3 امتیاز )


4 ) وقتی کسی شما را عصبانی می کند واکنش شما چیست ؟
- با عصبانیت در مقابل او می ایستید ( 2 امتیاز )
- به هیچ کس حرفی نمی زنید ( 1 امتیاز )
- همه جا از شخص گله و شکایت می کنید ( 3 امتیاز )
- به آرامی مساله را حل میکنید ( 4 امتیاز )

5 ) به طور معمول ، چه مدت طول می کشد تا به خواب بروید؟
- به طور معمول ، تا به رختخواب می روید می خوابید ( 3 امتیاز )
- بیست دقیقه طول می کشد تا بخوابید ( 4 امتیاز )
- خواب راحتی ندارید و در جایتان می غلتید ( 1 امتیاز )
- یک ساعت یا بیشتر ( 2 امتیاز )

6 ) به طور معمول در چه شرایطی گریه میکنید؟
- وقتی ناراحتم و فقط وقتی که دوستان نزدیک یا خانواده ام حضور دارند ( 3 امتیاز )
- هر زمان که احساس کنم نیاز به گریه کردن دارم. ( 4 امتیاز )
- هر کاری می کنم تا گریه نکنم ( 1 امتیاز )
- وقتی که تنها هستم ( 2 امتیاز )

7 ) آیا احساس میکنید که دوستان خوبی دارید؟
- جمع صمیمی از دوستان و اعضای خانواده دارم ( 4 امتیاز )
- افراد کمی در زندگی ام وجود دارند ( 3 امتیاز )
- به سختی می توانم با دیگران ارتباط برقرار کنم ( 2 امتیاز )
- تنها متکی به خودم هستم و نیاز به کسی ندارم ( 1 امتیاز )

8 ) تا چه حد به توانایی ها و استعدادهایتان اطمینان دارید؟
- خیلی زیاد ( 4 امتیاز )
- زیاد ( 3 امتیاز )
- کم ( 2 امتیاز )
- هرگز ( 1 امتیاز )

9 ) چه چیزی سبب شادی و رضایت بیشتر شما می شود؟
- تحسین و تشویق دیگران ( 3 امتیاز )
- حس درونی خود ( 4 امتیاز )
- ترس از شکست ( 2 امتیاز )
- زنده ماندن و حفظ حیات ( 1 امتیاز )

10 ) از نظر من شادی و خوشبختی هرکس ، به طور عمده ، براساس :
- راه و روشی است که هر شخص در زندگی پیش می گیرد. ( 4 امتیاز )
- اقتصاد جامعه ( 3 امتیاز )
- اصولی است که هر کس از کودکی با آن تربیت شده است. ( 2 امتیاز )
- بستگی به شانس و اقبال فرد دارد. ( 1 امتیاز )
حالا امتیازها را با هم جمع کنید.
ادامه نوشته

تست سردرگمی مغز و اختلال در تصمیم‌گیری مغز...

تست زیر نمونه ای از حرکاتی است که با انجام آن مغز درگیر و گیج می شود. حتی اگر بارها و بارها این عمل را انجام دهید ، مغز با سردرگمی زیاد همان نتیجه را نشان خواهد داد و هیچ تغییری بوجود نخواهد آمد. یعنی شما نمی توانید با سعی و تمرین مداوم پایتان را باهوش کنید چرا که مغز شما از قبل برنامه ریزی شده است. این تست بسیار هیجان انگیز تنها چند ثانیه طول می کشد. باور کردنی نیست ولی کاملا صحت دارد.

امتحان کنید:
در حالیکه مقابل مانیتور نشستید ( هر جای دیگر مانند صندلی مبل و.... ) پای راستتان را کمی بالا بیاورید و در جهت عقربه های ساعت بچرخانید.
در همین حال با دست راست عدد 6 را در هوا بنویسید مسیر چرخش پای شما تغییر کرد نه؟ یعنی پای شما خلاف عقربه های ساعت شروع به چرخیدن کرد درسته؟
هنوز دانشمندان علتی برای این عکس العمل مغز پیدا نکرده اند درنتیجه هیچ کاری برای تغییر آن نمی توان انجام داد شما می توانید بارها و بارها این آزمایش را انجام دهید و بارها و بارها همان نتیجه را بگیرید.

تست سلامت روحی...

به این ده سوال پاسخ دهید تا دریابید که چه اندازه با احساسات و عواطف خود در ارتباطید. سپس امتیازهای خود را جمع کنید و نتیجه را بخوانید.

1 ) هنگامی که غمگین و ناراحتید ، آیا می توانید دلیل ناراحتی خود را پیدا کنید.
- همیشه ( 4 امتیاز )
- بیشتر اوقات ( 3 امتیاز )
- برخی مواقع ( 2 امتیاز )
- به ندرت ( 1 امتیاز )

2 ) هر چند وقت یک را شما چیزهایی را خریداری می کنید ، ولی به واقع نمی توانید از پس هزینه های آنها برآیید؟
- همیشه ( 1 امتیاز )
- بیشتر اوقات ( 2 امتیاز )
- به ندرت ( 3 امتیاز )
- هیچ گاه ( 4 امتیاز )

3 ) آیا شده که حرفی بزنید و بعد از گفتن آن پشیمان شده باشید؟
- اغلب ( 1 امتیاز )
- گاهی ( 2 امتیاز )
- خیلی کم ( 4 امتیاز )
- هیچ وقت ( 3 امتیاز )


4 ) وقتی کسی شما را عصبانی می کند واکنش شما چیست ؟
- با عصبانیت در مقابل او می ایستید ( 2 امتیاز )
- به هیچ کس حرفی نمی زنید ( 1 امتیاز )
- همه جا از شخص گله و شکایت می کنید ( 3 امتیاز )
- به آرامی مساله را حل میکنید ( 4 امتیاز )

5 ) به طور معمول ، چه مدت طول می کشد تا به خواب بروید؟
- به طور معمول ، تا به رختخواب می روید می خوابید ( 3 امتیاز )
- بیست دقیقه طول می کشد تا بخوابید ( 4 امتیاز )
- خواب راحتی ندارید و در جایتان می غلتید ( 1 امتیاز )
- یک ساعت یا بیشتر ( 2 امتیاز )

6 ) به طور معمول در چه شرایطی گریه میکنید؟
- وقتی ناراحتم و فقط وقتی که دوستان نزدیک یا خانواده ام حضور دارند ( 3 امتیاز )
- هر زمان که احساس کنم نیاز به گریه کردن دارم. ( 4 امتیاز )
- هر کاری می کنم تا گریه نکنم ( 1 امتیاز )
- وقتی که تنها هستم ( 2 امتیاز )

7 ) آیا احساس میکنید که دوستان خوبی دارید؟
- جمع صمیمی از دوستان و اعضای خانواده دارم ( 4 امتیاز )
- افراد کمی در زندگی ام وجود دارند ( 3 امتیاز )
- به سختی می توانم با دیگران ارتباط برقرار کنم ( 2 امتیاز )
- تنها متکی به خودم هستم و نیاز به کسی ندارم ( 1 امتیاز )

8 ) تا چه حد به توانایی ها و استعدادهایتان اطمینان دارید؟
- خیلی زیاد ( 4 امتیاز )
- زیاد ( 3 امتیاز )
- کم ( 2 امتیاز )
- هرگز ( 1 امتیاز )

9 ) چه چیزی سبب شادی و رضایت بیشتر شما می شود؟
- تحسین و تشویق دیگران ( 3 امتیاز )
- حس درونی خود ( 4 امتیاز )
- ترس از شکست ( 2 امتیاز )
- زنده ماندن و حفظ حیات ( 1 امتیاز )

10 ) از نظر من شادی و خوشبختی هرکس ، به طور عمده ، براساس :
- راه و روشی است که هر شخص در زندگی پیش می گیرد. ( 4 امتیاز )
- اقتصاد جامعه ( 3 امتیاز )
- اصولی است که هر کس از کودکی با آن تربیت شده است. ( 2 امتیاز )
- بستگی به شانس و اقبال فرد دارد. ( 1 امتیاز )
حالا امتیازها را با هم جمع کنید.
ادامه نوشته

تست بیمار روانی...

سوالی رو که مشاهده می کند یک تست روانشانی است . متن را با دقت بخوانید تک تک کلمات در جواب نهایی تاثیر دارند :
یک زن در مراسم ختم مادر خود ، مردی را می بیند که قبلا او را نمی شناخت. او با خود اندیشید که این مرد بسیار جذاب است. او با خود گفت او همان مرد رویایی من است و در همان جا عاشق او میشود .اما هیچگاه از او تقاضای شماره نمی کند و دیگر آن مرد را نمی بیند. چند روز بعد او خواهر خود را می کشد.
به نظر شما انگیزه ی او از قتل خواهر خود چه بوده است ؟
چند دقیقه با خود فکر کنید و جواب های خود را یادداشت کنید. بعد برا یافتن پاسخ صحیح به پایین صفحه مراجعه کنید. ( دیگه زیادم سعی نکنید اگه نشده یعنی نمی تونید دیگه)

ادامه نوشته

تست اضطراب...

در آزمون پیش روی تعیین کنید که در همین لحظه چه احساسی دارید؟ شایان ذکر است پاسخ های پرسش ها از الف ) یک امتیاز - ب ) دو امتیاز ج ) سه امتیاز د ) چهار امتیاز ه ) پنج امتیاز برخوردارند.

1 ) به خود اطمینان دارم؟
الف ) بسیار زیاد
ب ) زیاد
ج ) تا حد متوسط
د ) کمی
ه ) هرگز

2 ) می توانم بر افکار خود تمرکز کنم ؟
الف ) بسیار زیاد
ب ) زیاد
ج ) تا حد متوسط
د ) کمی
ه ) هرگز

3 ) آرامم ؟
الف ) بسیار آرام
ب ) تا حدود زیادی
ج ) تا حد متوسط
د ) کمی
ه ) هرگز


4 ) عصبی ام؟
الف ) هرگز
ب ) بسیار کم
ج ) تا حد متوسط
د ) خیلی
ه ) همیشه

5 ) ناراحتم ؟
الف ) هرگز
ب ) بسیار کم
ج ) تا حد متوسط
د ) خیلی
ه ) همیشه

6 ) بدنم همواره مرطوب است؟
الف ) هرگز
ب ) بسیار کم
ج ) تا حد متوسط
د ) خیلی
ه ) همیشه

7 ) نفسم منظم است؟
الف ) هرگز
ب ) بسیار کم
ج ) تا حد متوسط
د ) خیلی
ه ) همیشه

8 ) احساس تنش در معده ام دارم؟
الف ) هرگز
ب ) بسیار کم
ج ) تا حد متوسط
د ) خیلی
ه ) همیشه
حالا امتیازها را با هم جمع کنید و با معیارهای زیر مقایسه کنید.
ادامه نوشته

جدیدترین آزمون روانشناسی روز دنیا...

اگر مایلید اطلاعات بیشتری درمورد شخصیت خودتان و خصوصیاتی که سبب می شوند دیگران شما را بیشتر دوست داشته باشند،پیدا کنید به آزمون زیر با کمال صداقت پاسخ دهید این آزمون جدیدترین آزمون روانشناسی است.

1 – فرض کنید شما مشخصه صورت کسی هستید ، کدام قسمت از صورت او هستید؟
الف ) چین و چروک
ب ) لکه
ج ) یک خال زیبا
د ) کک و مک
ت ) لبخند

2 – دوست دارید چه نوع پرنده ای باشید؟
الف ) شباهنگ
ب ) جغد
ج ) عقاب
د ) فلامینگو
ت ) پنگوئن


3 – کدام یک از آلات موسیقی را دوست دارید؟
الف ) پیانو
ب ) ویلون
ج ) سازدهنی
د ) گیتار
ت ) دف

4 – کدام یک از برنامه های تلویزیونی برای شما جالب تر است؟
الف ) اخبار و برنامه های مستند
ب ) فیلمهای درام و زندگی نامه
ج ) هیجانی و پلیسی
د ) عشقی و ماجرایی
ت ) کمدی و کارتون

5 – کدام یک از بازی های شهربازی را بیشتر دوست دارید؟
الف) هیچ کدام ، من از شهربازی متنفرم
ب ) قطار یا قایق
ج ) نمایش و اجرای کمدی
د ) جرخ و فلک و وسائلی که سریع می چرخند
ت ) ترن های هوایی سریع السیر

6 – آیا شما به اشتباهات خود می خندید؟
الف ) هرگز
ب ) به ندرت
ج ) برخی مواقع
د ) به طور معمول
ت ) همیشه

7 – اگر دوست شما سربه سرتان گذاشت چه عکس العملی نشان می دهید؟
الف ) عصبانی می شوید
ب ) ناراحت می شوید
ج ) برایتان جالب است
د) تلافی می کنید
ت )چندین بار تلافی می کنید

8 – اولین جیزی که صبح موقع بیدار شدن به فکرتان خطور می کند چیست؟
الف ) کار یا تحصیل
ب ) مشکلات زندگی
ج ) صبحانه
د ) روزی که در پیش دارید
ت ) کاری که تا شب انجام خواهید داد

9 – در زندگیتان چه شعاری دارید؟
الف ) وقت طلاست
ب ) سحرخیز باش تا کامروا باشی
ج ) آنچه برای خود می پسندی برای دیگران هم بپسند
د ) زندگی کن و به دیگران هم اجازه زندگی بده
ت ) بی خیال باش ، هرچه باداباد

10 – آیا به همه حیوانات علاقه مندید؟
الف ) اصلا
ب ) تعداد کمی از حیوانات
ج ) برخی از حیوانات
د ) بیشتر حیوانات
ت ) تمام حیوانات

11 – شما لبخند می زنید؟
الف ) هرگز
ب ) بندرت
ج ) گاهی اوقات
د ) اغلب
ت) آنقدر زیاد که برخی فکر می کنند دیوانه هستم.

12 – نظر دیگران راجع به شما کدام مورد است؟
الف ) بی رحم
ب ) سرد و بی احساس
ج ) زیبا
د ) دوست داشتنی
ت ) خوشگذران

13 – شما احساس عشق و قدردانی خود را نشان می دهید؟
الف ) هرگز
ب ) بندرت
ج ) گاهی
د ) حداکثر تا جایی که امکان دارد.

14 – شما اعتقاد دارید که برای شاداب بودن باید ساعاتی از روز را صرف خودتان کنید؟الف) اصلا
ب ) خیلی کم
ج ) گاهی
د ) بله
ت ) البته. تا جایی که امکان دارد به خودتان می رسید.

15 – آیا زندگی شما با برنامه ریزی پیش می رود؟
الف ) من حتی در تعطیلات هم برنامه ریزی می کنم.
ب ) همیشه برنامه ریزی می کنم.
ج ) بستگی به روز هفته دارد
د ) در صورت امکان اجازه می دهم که خودش پیش آید.
ت ) همیشه بدون برنامه ریزی روزها را طی می کنم.
ادامه نوشته

شیوه‌ی برخورد با افراد اعصاب خرد کن...

ما همواره با افرادی در زندگی مواجه می باشیم کـه درک کردن و مصاحبت با آنها تا حدودی دشوار است. ایـنـگـونـه افراد که از دید ما ممکن است غیر عادی بـه نظر آیـنـد، در همه جا وجود دارند و ما مجبوریم که به نوعی با آنها کنار بیاییم

در ادامه مطلب به برخی از خصوصیات این افراد اشاره میکنیم:

ادامه نوشته

چند نکته اخلاقی- عبادی، در رابطه با رفتار کودکان:

  قال رسول الله(ص):

انّ الوَلَدَ الصالحَ ریحانة مِن ریاحینَ الجَنَّة
به درستی که فرزند صالح گلی است از گلهای بهشت
الکافی/ج۶/ص۳/روایت ۱۰

۱- تحفه را اول به دختر بدهید.

۲- با طفل خود کودکانه بازی کنید.::
از پیامبراکرم(ص) در این زمینه نقل شده است که میفرمایند:
(( آن کس که نزد او کودکی است باید در پرورش وی کودکانه رفتار نماید. ))

۳- بچه های خود را به خاطر گریه کردن نزنید::
زیرا گریه تا مدتی شهادت به وحدانیت خدا،شهادت به نبی اکرم(ص) و دعا برای والدین است.

۴- فرزندان خود را ببوسید.::
حضرت علی(ع) میفرماید: (( بوسیدن فرزندان رحمت است. ))

۵- با سلام کردن به فرزندتان به او شخصیت دهید::
از صفات پسندیده پیامبر بزرگ اسلام این بود که به تمام مردم از کوچک و بزرگ سلام میکردند.

۶- کودک را در کارهای کودکانه خود تمسخر نکنید و کارهایش را احمقانه نخوانید.

۷- زیاد امر ونهی به فرزند نکنید تا جرِأت پیدا نکند.

۸-به فرزندان شخصیت بدهید:
کودک باید از نظر عاطفی رشد کند و به خود معتقد شود یعنی احساس کند که
چیز با ارزشی برای ارائه به خود و سایرین دارد.
حضزت علی(ع) با سوال کردن مسائل علمی از فرزندان خود در حضور مردم و گاهی
محول کردن جواب سوالات مردم بر ایشان، به آنان شخصیت می دادند.

۹- به وعده خود وفا کنید.:
از پیامبراکرم(ص) روایت شده است که میفرمایند:
(( کودکان را دوست بدارید و با آنان با عطوفت و مهربان باشید، وقتی به آنان وعده ای می دهید
حتما" وفا کنید، زیرا کودکان شما را رازق خود می پندارند.))

۱۰- برای تربیت جنسی کودکان، پدر و مادر نخست باید به فرزندان خود بیاموزند که سرزده وارد
اتاق نشده و اجازه بگیرند، همانگونه که خداوند در سوره نور آیه ۵۸ اشاره فرموده است.
دیگر آنکه معاشرتهای خود را تحت کنترل قرار دهند و هر حرکتی که غرایز جنسی را در آنها بیدارمیکند
ترک کنند.حس کنجکاوی در سنین خردسالی فوق العاده زیاد است.

برپایه این گفتارها چند نکته باید مورد توجه باشد:
الف: مادران دقت داشته باشندکه به هنگام نظافت بچه ها ـ حتی نوزادان ـ کودکی دیگر بخصوص غیر همجنس نظاره گر نباشد.
ب: از زمان خردسالی بچه ها، به هیچ وجه با اندام تناسلی و حتی سینه و رانهای آنها نباید بازی کرد.
ج: دختر ۶ ساله را مرد نامحرم بر دامن ننشاند و نبوسد.

مراقب باشید والدین موظفند فرزند خود را طوری پرورش دهند که از طرفی شرم و حیاء عاقلانه داشته باشند و از طرف دیگر دچار بیماری ضعف نفس و حیاء احمقانه و در نتیجه کم رویی و گرفتار شدن در مشکلات ناشی از خجالتی نشوند.
 

11_ لوس کردن کودک آنها را موجوداتی ضعیف و بی اراده وخود رای بار می آورد.


12_ هیچ چیز به قدر تحقیری که کودک در قبال قدرت و زورنمایی بزرگترها در خود احساس میکند اعتماد
به نفس را در او خاموش نمی کند. بخصوص وقتی به او بگویند:
بی خود سعی نکن/ تو نمی توانی عرضه اش را نداری.


13_ برای کودکان خود دعا کنید.

14_ تذکرات باید چنان با ملایمت باشد که سدی بین والدین و فرزندان نشود.

15_ اگر کودک مورد احترام باشد در خانه کمتر از اوامر پدر و مادر سرپیچی میکند:
پیامبر اکرم(ص) میفرماید: به فرزندان خود احترام کنید و با آداب و روش پسندیده با انها معاشرت کنید.

16_ مربی خوب کسی است که عاقلانه خواهشهای کودک را از راههای صحیح و با روش درست تعدیل کند.

17_ ایمان را در کودکان خود پرورش دهید.

18_ از مچ گیری و رفتار سرورانه با کودکان پرهیز کنید.

19_ یکی از وظایف پدر و مادر در تربیت فرزند پرورش فطرت راستگویی کودک است.

20_ کودک را بخاطر تربیت نباید ترساند زیرا ترس شخصیت کودک را از بین برده و دچار اختلال میکند.
تنبیه رابطه طفل را با مادر نامطلوب و ارزش و اعتباری را که مادر در دل کودک دارد متزلزل می سازد.
در بسیاری از مواقع می توان با یک سکوت یا یک نگاه کودک را متوجه اشتباه و خطای خود نمود.

منبع: ریحانه بهشتی یا فرزند صالح
مولف: سیما میخبر

برگرفته از سایت ChuChul.Blogfa.Com

هورمون استرس، ترس از ارتفاع را کاهش می‌دهد...

 شما ترس از ارتفاع دارید حتما برایتان جالب خواهد بود اگر بدانید که هورمون استرس می تواند این ترس را کاهش دهد.

آقای Dominique de Quervain و همکاران او در دانشگاه بازل سوییس متعقد هستند که هورمونی که در پاسخ به استرس ترشح می شود میتواند به افرادی که ترس از قرارگرفتن در مکان های مرتفع را دارند کمک شایانی بکند.افرادی که از گونه های مختلف فوبیا رنج می برند معمولا در معرض عوامل ترس و فوبیا خود قرار می گیرند،هدف از این کار ریختن ترس این افراد می باشد. و نوعی تذکر به آنها که چیزی که آنها از آن می ترسند آنچنان هم ترسناک و رعب آور نیست و یا اساسا چیزی برای ترس وجود ندارد!نتایج آزمایشات بر روی حیوانات، پیشنهاد می کند که هورمون کوتیزول که در پاسخ به استرس تولید می شود می تواند در کاهش ترس و دادن جسارت به افرادی که از اینگونه فوبیا رنج می برند مفید باشد.تیم آقای de Quervain’s برای اثبات این موضوع به ۴۰ نفر از افرادی که ترس از ارتفاع داشتند هورمون کورتیزول دادند و سپس واکنش ایشان را در محیط های شبیه سازی و در ارتفاعات مصنوعی بررسی کردند.۳ روز بعد افرادی که هورمون کورتیزول مصرف کرده بودند به طور محسوسی احساس ترس کمتری در ارتفاعات مصنوعی و حتی واقعی را گزارش دادند.این بررسی ها که با پرکردن پرسشنامه ها و سنجش الکتریکی پوست ادامه پیگیری می شد تصدیق می کرد که کورتیزول واقعا در این امر تاثیر به سزایی داشته است.این تاثیر بعد از گذشت بیش از یک ماه همچنان در این افراد باقی مانده است.محققان این آزمایش در حال بررسی تاثیر هورمون کورتیزول بر روی موارد دیگری هستند.

newscientist

برگرفته از سايت IwRite.Ir

99 هدیه برای تمام فصول...

۱. بخندید .

۲. شانه ای پیدا کنید و به آن تکیه دهید .

۳. دست نوازش بر پشت کسی بکشید .

۴. بگویید « متشکرم » .

۵. کسی را به طور غیرمترقبه ببوسید .

۶. و یا او را در آغوش بگیرید .

۷. از ته دل بگویید : « امروز خیلی خوشگل شدی ! »

۸. پشت خسته ای را بمالید .

۹. به وقت دلتنگی سوت بزنید .

۱۰. یک کارت تشکر به یک معلم پیر ارسال دارید .

۱۱. بگویید « صبح به خیر » حتی اگر به راستی صبح نیست .

۱۲. نامه ای محبت آمیز و غیرمترقبه به دوستتان ارسال دارید.

۱۳. تلفن غیرمنتظره ای بکنید .

۱۴. ظرف ها را وقتی که نوبت شما نیست بشویید .

۱۵. ظرف آشغال را وقتی که نوبت شما نیست خالی کنید .

۱۶. حرف زشت کسی را نادیده انگارید .

۱۷. به عزیز عزیزانتان یک تلفن یک دقیقه ای بکنید .

۱۸. با نقل لطیفه یا داستانی بانشاط در اول صبح ، باعث آن شوید که کسی روز خود را با شادمانی شروع کند .

۱۹. در اداره برای زیردستان قهوه درست کنید .

۲۰. آگهی استخدامی را از روزنامه ای ببرید و به بیکاری ارسال دارید .

۲۱. نامه ای دلگرم کننده به سردبیر روزنامه ای بنویسید .

۲۲. پدربزرگ یا مادربزرگتان را برای خوردن شام به بیرون ببرید .

۲۳. کارت « من به فکر تو هستم » بفرستید .

۲۴. به مأمور پارکینگ ماشین ها دست تکان دهید و برایش لبخند بزنید .

۲۵. صورت حسابهایتان را به موقع پرداخت کنید .

۲۶. لباس های کهنه تان را به شخص محتاجی بدهید .

۲۷. در مورد خبرهای خوب صحبت کنید و از وراجی و شایعه پراکنی بپرهیزید .

۲۸. به کسی حرف خوشایندی بزنید .

۲۹. کتاب مورد علاقه تان را به کسی امانت بدهید و برای بازپس گرفتن آن نق نزنید .

۳۰. کتاب مورد علاقه ی دوستتان را پس دهید .

۳۱. با بچه ای به بازی بپردازید .

۳۲. به جای نصیحت کسی ، کمکش کنید تا برای گرفتاری خود راه حلی پیدا کند .

۳۳. قسمتی از کیک خانه پخت خودتان را به محل کارتان ببرید .

۳۴. به ملاقات مریض بستری بروید .

۳۵. به لطیفه ای کسل کننده بخندید .

۳۶. به همسرتان بگویید که به راستی زیباست .

۳۷. صبحانه را در تختخوابتان بخورید و بعداْ آن را تمیز کنید .

۳۸. منزل را برای پدر و مادرتان جارو کنید و مرتبش سازید .

۳۹. در رؤیای دیگران سهیم باشید .

۴۰. دوستی و مشارکت خود را بر پایه ای منظم و متعادل بنا نهید .

۴۱. رازدار باشید .

۴۲. بکوشید که نوجوانان را درک کنید . دوباره و سه باره بکوشید . موفق می شوید .

۴۳. از نوبت خود صرف نظر کنید .

۴۴. سرزده به دیدار کسی بروید که کار خوبی انجام می دهد و بگویید : « دستت درد نکند ، آفرین ! »

۴۵. بگویید « خواهش می کنم ».

۴۶. وقتی که بیشتر مایل به گفتن « نه » هستید ، « بله » بگویید .

۴۷. صبورانه توضیح دهید .

۴۸. حقیقت را بگویید اما با مهربانی و وقار . از خود بپرسید : « آیا آن شخص واقعاْ نیاز به شنیدن این حرف ها دارد ؟ »

۴۹. شخص محزونی را دلگرم و تشویق کنید .

۵۰. در هر محیطی که هستید شادی و شادمانی ایجاد کنید .

۵۱. کاری خیر انجام دهید بی آنکه شناخته شوید .

۵۲. کسی را به هنگام ریزش باران زیر چترتان بگیرید .

۵۳. کارتی خنده آور زیر برف پاک کن ماشین کسی بگذارید .

۵۴. روی یخچال منزلتان یک یادداشت محبت آمیز بچسبانید .

۵۵. از باغچه ی منزلتان به کسی یک شاخه گل بدهید .

۵۶. غروب روزی زیبا با عزیز عزیزانتان قدم بزنید .

۵۷. « دوستت دارم » را نخست شما ادا کنید . این دو کلمه را همیشه و همواره بر زبان برانید .

۵۸. شخص بی روح و دلتنگ را از شنیدن داستان مضحکتان محروم نسازید .

۵۹. وجودتان را از رشک و بدخواهی و کینه توزی پاک کنید .

۶۰. نوجوانی را تشویق کنید تا هرچه در توان دارد به کار گیرد .

۶۱. تجاربتان را با مردم در میان بگذارید و هرگز کسی را ناامید نکنید .

۶۲. روی مسائل فکر کنید .

۶۳. گوش بدهید .

۶۴. انتظارات خود از دیگران را وارسی کنید و از برخی از آنها صرف نظر کنید .

۶۵. بشاش باشید و مردم را بشاش کنید . جنبه ی مضحک موقعیتی را تشخیص دهید .

۶۶. مواقعی را که به اصطلاح جوش آورده اید به آرامی قدم بزنید .

۶۷. دوست کسی باشید .

۶۸. خوشبین باشید .

۶۹. مراتب سپاس و تشکر خود را اعلام دارید .

۷۰. برای کسی مطلبی بخوانید که موجبات تعالی او را فراهم آورد .

۷۱. آنچه را که ارزشمند می شمارید انجام دهید و آنچه را که انجام می دهید ارزیابی کنید .

۷۲. اگر در پیاده روی خیابانی زباله ای دیدید به عوض پا گذاشتن روی آن ، آن را بردارید .

۷۳. مخلص و درستکار باشید .

۷۴. سر به بالا راه بروید .

۷۵. از هر فرصتی برای مهربانی کردن به عزیزانتان بهره جویید .

۷۶. هر روز در وجود هرکس دنبال زیبایی های او بگردید .

۷۷. کسی را به طور غیرمترقبه به گردش ببرید .

۷۸. از دوستی کمک و یاری بطلبید هرچند نیازی به یاری و کمک او ندارید .

۷۹. در کتابخانه ساکت و آرام باشید .

۸۰. کسی را در پنچرگیری دوچرخه یا ماشینش کمک کنید .

۸۱. به هنگام خواب قصه ای برای کودکی تعریف کنید و یا از او بخواهید که قصه ای برای شما تعریف کند .

۸۲. در خوردن ویتامین ث خود با دیگران شریک شوید .

۸۳. به شخصی بی خانمان پتویی بدهید .

۸۴. به کسی شعری پست کنید .

۸۵. هدیه ی کوچکی به نامه رسان بدهید .

۸۶. زیبایی و شگفتی طبیعت را گوشزد کسانی بکنید که از صمیم قلب دوستشان دارید .

۸۷. بگذارید که کسی اشتباه کند .

۸۸. خودتان نیز مرتکب چندین اشتباه شوید .

۸۹. کسی را به سیرک ببرید .

۹۰. در موقع پارک فقط از محل پارکینگ یک ماشین استفاده کنید .

۹۱. به نکته نظرات متفاوت کسی توجه داشته باشید .

۹۲. بگذارید که بازی را طرف مقابلتان ببرد .

۹۳. کینه و غرض کهنه را فراموش کنید .

۹۴. با کودکی که تنهاست سر صحبت را باز کنید .

۹۵. به یک لطیفه ی کهنه بخندید .

۹۶. کودکتان را به تفریحگاه ببرید .

۹۷. چشم و گوش دوستانتان باشید .

۹۸. آن نوع نوشیدنی را بخرید که همراهتان دوست دارد .

۹۹. از اصرار و ابرامی که موجب بحرانی شدن وضع کسی شود بپرهیزید .

طالع بینی شخصىی...

طالع بيني  شخصيت متولدين فروردين ماه

پرجنب و جوش ، فعّال ، عجول ، رک و بي‌پروا ، زود عکس‌العمل نشان مي‌دهد، لايق و کاردان ، عاشق قدرت ،بي‌صبر و طاقت ، قادر است مدّتها تنها باشد ، اهل امر و نهي ، طرّاح ، اهل هيجان ، حادثه‌جو ، پرتوقّع ، رياست مآب ، با اعتماد به نفس ،  سازنده ، به گذشته فکر نمي‌کند ، جوانتر از سنش ، شايسته ، ماجراجو ، روشنفکر ،دقيق ، اشتباه خود را نمي‌پذيرد ، با مديريّت عالي ،  متنفّر از مداخله ديگران ، فعّال و جنجالي ، با شهامت ، با مطالعه ، هوشيار و زرنگ ،  صاحب عقيده ، مبتکر ، مقتدر ، اهل بخشش ،اهل تنوّع ، با حس مسئوليّت ، پر انرژي ، اهل کشمکش و ستيز ، سالم و پرقدرت ، خودخواه، گاهي ياغي ، بي ريا ، گاهي خشک و يک دنده ،مخالف دوز و کلک ،  در باطن ضعيف‌تر از ظاهر است ، مددکار ، گاهي غير واقعي و غير منطقي ، هوشمند.

طالع بيني مرد متولد فروردين :
رک و راست، عاشق پيشه، حسود، پرتوقع و رياست طلب، هرگز به گذشته فکر نمي‌کند، رفتار و قيافه‌اش جوانتر از سنش به‌نظر مي‌رسد، از زن خجول، ملالت آور و منفي باف بيزار است.

طالع بيني زن متولد فروردين :
او بيش از هر زن ديگري در دنيا مي‌تواند بدون مرد زندگي کند. داراي قابليتهاي زيادي است بطوريکه تقريبا از عهده انجام هر کاري از فروشندگي تا نخست وزيري بر مي‌آيد. خوش بين است و خواهان داشتن کاري در خارج از منزل مي‌باشد. عصبانيتهايش ظاهري و مهربانيش عميق و واقعي مي‌باشد.

طالع بيني  شخصيت متولدين اردبيهشت ماه

خيلي قانع ، صبور و آرام ، پرتحمّل ، عاشق مالکيّت ، حسود ، متعصّب ، اهل اعتدال ، با محبّت ، خيلي قوي وسالم ، عاشق عطر و بوي طبيعي ، از تجارب گذشته الهام مي‌گيرد ، واقعاْ وفادار ، مخالف افراط ، ‎‎‎با سليقه ،خوشگل‌پسند ، پول‌دوست ، هميشه راضي ، مصمّم ، پرکار ، سخاوتمند ،  مؤقّر و سنگين ، فقط در مقابل حرف آرام رام مي‌شود ، اهل ماديّات ، دنبال زندگي شيرين ، مادّي‌گرا و سودجو ، به‌هر کاري صورت واقعي مي‌دهد ،مخالف خشونت ، با ثبات و پايدار ، عاشق صلح و آرامش ، صادق ، مال جمع کن ، اهل هنر ، مخالف درگيري ، اگرعصباني شود طوفان بپا مي‌کند ، مستعد کشاورزي ، هرکاري را به پايان مي‌رساند ، رئيس فعّال و لايق ، با همهکنار مي آيد ، خود سر ، نجيب، عاشق خانه و خانواده ، عاشق طبيعت ، عاشق رفتار ملايم ، کمک رسان ، دارايقلبي بزرگ ، با صفا ، مسلّط به نفس ، داراي عزّت نفس ، عاشق گل و زيبائي ، بي تفاوت نسبت به دشمنان ،
ميانه رو ، رفيق و دوست بسيار شيرين ،شيک پوش ، علاقه‌مند به موسيقي ، قدر شناس ، مخالف عجله ، داراي تحمّل زياد ، محتاط و مخالف اعتراض و انتقاد .

طالع بيني مرد متولد ارديبهشت:
دير ناراحت مي‌شود اما اگر ناراحت شود دنيا را به‌هم ميريزد. زن شوخ، سياستمدار، مطيع و خانه‌دار را به حد پرستش دوست دارد. آرام، اهل عمل، حساس، محتاط است ولي اصلا رويائي نيست. زود رنج و بد خشم است اما هرگز از خانه‌اش قهر نمي‌کند. دست و دلباز اما حسابگر است و علاقه‌مند است پسر داشته باشد.

طالع بيني زن متولد ارديبهشت:
طبيعت را دوست دارد. مادري سخت‌گير، همسري فداکار و کمک دهنده، عاشق موسيقي و ساز و آواز است. از بسياري جهات نمک رندگي محسوب مي‌شود. دغلباز و ناپاک و اهل فلسفه بافي نيست. در عشق بي‌پرواست.در شيک‌پوشي طرفدار سادگي است، مخالف شتابزدگي است و يک رگ لجبازي دارد.

طالع بيني  شخصيت متولدين خرداد ماه

اهل تنّوع ، واقعاْ باهوش ، سريع‌الانتقال ، متلّون‌المزاج ، غير پايدار ، عاشق کارهاي فکري ، کنجکاو ، پرانرژي ،داراي شخصيّت دوتايي ، بي‌ثبات ، دمدمي مزاج ، هرگز کار را تمام نمي‌کند ، عاشق مسافرت ، معاشرتي ، سر به هوا ، زرنگ ، قابل تطبيق با هر محيط ، پي به اسرار مي‌برد ، نا آرام ، در جستجوي مطالب جديد ، واقعاْ با سليقه ، ماهر ، داراي قدرت فکري زياد ، آدم شناس ، عاشق برنامه‌هاي کوتاه‌مدت ، منطقي ، عاشق حرکت ،متنفّر از تقلّب ، عاشق کامپيوتر ، از کار طولاني خسته مي‌شود، عاشق شطرنج ، زود جوش ، در يک‌جا بند نمي‌شود ، نرم و غيرمستقيم حرف مي‌زند ، قابل انعطاف ، عاشق مطالعه ، عاشق جمع مردم  ، رنگارنگ ،داراي قوّه تخيّل زياد ، خوش سر و زبان ، ماجراجو و بي ثبات ، شيک پوش ، غير حسود ، گاهي شاد و گاهي غمگين ، گاهي پر حرف و گاهي خاموش ، نکته سنج ، اهل هنر ، خواهان وفاداري ، کم حرف ، آب زير کاه ، اهل معاشرت ، رويائي ، بي قرار ، اصلاْ رويش حساب نکنيد ، ميل ندارد کسي از کارش سر در بيارد ، با انصاف ، بدقول ، اهل زخم زبان ، گاهي لجباز ، عاشق غذاهاي تند .

طالع بيني مرد متولد خرداد:
با ذوق، هنر دوست، غير حسود و کمي بدقول، براي فرزندان پدري نرم و مهربان، در زناشوئي و معاشرت با زن اهل تنوع و ماجرا، خوش صحبت است، علاقه دارد که مرموز جلوه کند، گاهي اهل زخم زبان، کنايه و آزار است. از شنيدن انتقاد از رفتار عاشقانه‌اش بيزار است.

طالع بيني زن متولد خرداد:
زني با چند شخصيت گوناگون، با قوه تخيل بالا، خوش سر و زبان و با سليقه، ماجرا دوست و بي‌ثبات، خيلي بيش از اينکه طالب عصبانيت شما باشد به شفقت شما نياز دارد. عاشق تغيير و تحول است. مادري است شاد و خندان و بچه‌هايش مانند خودش خود مختارند و روي پاي خود مي‌ايستند.

طالع بيني  شخصيت متولدين تيرماه

خيلي حسّاس ، سريع الانتقال ، رويايي ، عاشق خانه و خانواده ، منزوي ، عاشق مهتاب ، عاشق فرزند ، علاقه مند به کشاورزي ، گاهي آرام و گاهي طوفاني ، خجالتي ، بسيار با سليقه و شيک پوش ، پشتيبان اقوام ، داراي قويترين احساسات ، بهترين آشپز ، علاقه زياد به گل ،  داراي حس پدرانه يا مادرانه ، با وفا ، رفيق باز ، صرفه جو و اقتصادي ، محتاج به کمک ديگران ، پر محبّت ، مطيع همسر ، تا حدودي خسيس ، متنفّر از انتقاد ، با هوش ، اهلقهر و آشتي ، در آشتي پيشقدم نمي شود ، همسري با وفا ، غمگين در روزهاي ابري ، گاهي خوب و گاهي بد، خيالاتي ، عاشق عتيقه و اشياء کهنه ، اهل تدارک و آذوقه ، ماديّگرا و پول پرست ، رک گو ، خودخواه ومغرور ، تا حدودي سطحي نگر ، صبور و آرام ، حافظ اسرار ، علاقه زياد به مادر ، عاشق تعريف و تمجيد ، مهمان نواز عالي . خيلي ظريف ، شکيبا ، صميمي ، محافظه کار ، اهل ريسک نيست ، ميهن پرست ، انتقامجو ، وسواسي ، رئوف ومهربان .

طالع بيني مرد متولد تير:
اخمو، بچه مسلک، تودار، همبازي بچه‌ها، کمي بخيل و پول دوست، او بدون شک استاد است و مي‌تواند طولاني‌ترين مطالب را در کوتاهترين جملات بيان کند. حواسش هرگز پرت نمي‌شود و از پرچانگي بيزار است. اگر قلبش جريحه دار شود فورا به لاک خويش فرو مي‌رود. هيچ مردي به اندازه او زنش را دوست ندارد.

طالع بيني زن متولد تير:
با وفا، نجيب، گاهي اوقات خسيس، در آشپزي قابل، در شبهاي مهتابي عاشق، در دوران مادري يک زن کم‌نظير، از انتقاد نفرت دارد، اگر مورد تمسخر قرار گيرد به شدت آزرده خاطر مي‌گردد و تاب تحمل طرد شدن را ندارد. صبر و از خودگذشتگي او براي کسانيکه دوستشان دارد حد و مرزي ندارد.

طالع بيني  شخصيت متولدين مرداد ماه

پر محبّت ، متنفّر از دروغ ، واقعاْ قدرتمند ، ثابت قدم ، عاشق شهرت ، بسيار مغرور ، سر حال و بشّاش ، خودخواه و جاه طلب ، بد پيله ، خود بزرگ بين ، مقتدر ، مؤدّب ، فعّال و کوشا ، با ثبات و پايدار ، قوي و با اراده ، اهل معنويّات، خود نما ، عاشق تعريف و تمجيد ، با جرأت و شهامت ، رهبر و فرمانروا ، زود گول مي خورد ، پر انرژي ، بلند نظر ، صدّيق و مهربان ، سخاوتمند ، وفادار ، شجاع ، علاقه مند به زندگي تجمّلي ،  لجوج ، حساس ، پر توقّع ، پر تحمّل ، دوستِ واقعي ، يک پدر نمونه ، بي ريا ، رام شونده ، داراي خشمي طوفاني ، مدافع و پشتيبان اطرافيان ، علاقه مند به موسيقي ، بايد مورد ستايش قرار گيرد ،  کمي حسود ، کار آمد ، دست و دلباز و تا حدودي ولخرج ، با گذشت ولي خودخواه ، بدون کينه ، فاقد بد ذاتي ، خون گرم ، ظريف کار ، سريع الانتقال ، خوش سيما و شکيل ، هميشه تميز ، يک دفعه و ناگهاني عصباني ميشود ، بسيار مؤدب و مورد احترام مردم.

طالع بيني مرد متولد مرداد:
يک شير ژيان و سر کش، يک عاشق پاکباز، يک دوست واقعي و يک پدر نمونه، بي عشق نمي‌تواند زندگي کند دل او از آئينه پاکتر و روشنتر است اما خشم او هم توفاني هم سهمگين خواهد بود. اغلب آدمهاي کارآمدي هستند به نحوي که اغلب کارهاي منزل را شخصا و با مهارت تمتم انجام مي‌دهند.

طالع بيني زن متولد مرداد:
باهوش، گرم و جذاب، شيک پوش، با شخصيت، خواهان تجمل، رياست طلب، دوستدار تعريف و تمجيد و کدبانو، در دوستان تاثير بسيار مطلوب بر جاي مي‌گذارد. مادري مهربان و صميمي که مي‌کوشدفرزندان خود را مستقل و داراي اعتماد به نفس بار بياورد.

طالع بيني  شخصيت متولدين شهريورماه

حسّاس ، با هوش ، شاد و سر حال ، دقيق ، وظيفه شناس ، خوش هيکل و خوش تيپ ، سالم و تندرست ، اهل سازش ، سود جو ، خجول ، بد پيله ، واقعاْ ساعي و کوشا ، سرمايه دار ، کمال گرا ، صبور و آرام ، عاشق سلامت خود  ، متّکي به نفس ، خونسرد و خوددار ، عاشق کامپيوتر ، روشنفکر و دانشمند ، قابل  انعطاف ، وسواسي ، پر انرژي ، مبتکر ، اهل اعتدال و ميانه روي ، کمک رسان ، اهل انتقاد ، معتمد ، وفادار ، با ايمان ، رام نشدني ، بي ريا و بي تزوير ، خوش قلب ، چشم و گوش بسته ، با شرم و حيا ، ثابت قدم ، مورد حسد قرار مي گيرد ، دور از جرّ و بحث ، گول زرق و برق را نمي خورد ، فرشته خو ، خيلي درس خوان ، چابک ، خيال پرداز ، داراي ذائقه قوي ، با انضباط و مستقل ، کاردان و لايق ، نکته سنج ، خود کفا ، پر توقّع ، اهل همدردي ، زود رنج ، قاطع ، دور انديش، خرده ‌گير و خورده بين

طالع بيني مرد متولد شهريور:
آتش عشق اين مرد بسيار کم شعله اما جاودانه و با حرارت است. مجموعه‌اي است از کمال و هوش و ثبات قدم.بر انگيختن احساساتش کار دشواري است. او مي‌تواند سالهاي سال بدون اينکه قلبش براي کسي بتپد زندگي کند. به کوچکترين چيزهائي که مورد علاقه همسرش است فکر مي‌کند و به آنها اهميت ميدهد.

طالع بيني زن متولد شهريور:
بسيار احساساتي، بي‌ريا و تزوير، خوش قلب، خواستار عشق حقيقي و وفادار به همسر و خانواده، در مناسبات خود با او سعي کنيد از جر و بحث پرهيز نمائيد. در هيچ کاري زيادهروي نمي‌کند و خوب مي‌تواند از خود مراقبت کند. در مقابل اقرار به گناهان خويش سرسختي عجيبي نشان مي‌دهد.

طالع بيني  شخصيت متولدين مهر ماه

اهل اعتدال ، حامي وپشتيبان همسر ، شيرين بيان ، صلح جو ، علاقه مند به فضا ، آرام و متين ، بسيار منطقي، بي آلايش ، عاشق اصالت ، علاقه مند به موسيقي ، اجتماعي ، مؤقّر ، بد پيله ، خجالتي ، پر از احساس ، اهل مشورت ، عاشق هنر و ادبيات ، سياستمدار ، به فکر فردا نيست ، مقبول اطرافيان ، اهل مساوات و برابري ، پر شور و حرارت نيست ، عاقل ، اهل حمايت از ديگران ، معتدل و پايدار ، شکمو ، اميدوار ، با انصاف ،خوش سليقه ،اهل تجزيه و تحليل ، گاهي تنبل ، کنجکاو و جستجو گر ، متنفّر از زيادي مهمان ، انتقامجو ، از بي بند و باري متنفّر است ، با معلومات و با درايت ، به آساني تغيير عقيده نمي دهد ، مهربان ، شيک پوش و جذّاب ، نکته سنج ،داراي پشتکار فراوان ، يک روز گرم و يک روز سرد ، هوشمند ، مشاور خوب ، دوست ياب ، منظّم و مرتّب ،عاشقرنگ آبي ، گاهي لجباز ، مثل باتري بايد مرتّب شارژ شود ، صادق و درستکار ، خوش مشرب ، ساده دل ، آسان
گير ، دو دل و مردد ، خوش‌بين .

طالع بيني مرد متولد مهر:
با انصاف، متعادل، زن پرست، خوش سليقه و گاه تنبل و بي اعتنا نسبت به زندگي، اگر شوهر متولد مهر داريد هميشه به سر و وضع خود برسيد خانه را تميز و مرتب نگاه داريد. اين مرد به هيچ وجه مايل به رنجاندن ديگران نيست. شما مي‌توانيد به خود بباليد که هوشمند‌ترين مشاور جهان را د رجوار خود داريد.

طالع بيني زن متولد مهر:
معمولا استخوان بندي درشتي دارد و نسبتا سنگين وزن است. شما بارها در او علائم ياز قدرت، اراده، جديت و تصميم مي‌بيند که با خلق و خوي زنانه کمتر سازگاري دارد. در هر موقعيتي چه جزئي و چه مهم هوشياري و انصاف و قدرت استدلال خود را ظاهر مي‌سازد و از انزوا و تنهائي نفرت دارد.

طالع بيني  شخصيت متولدين آبان ماه

قوي و قدرتمند ، مصمّم و با اراده پولادين ، ورزشکار ، هوشيار ، حسّاس و خجول ، در ظاهر آرام ولي در باطن خروشان ، انتقامجوي شديد ، پر انرژي ، واقعاْ کوشا ، عاشق ماورالطبيعه ، اهل معنويّات ، عاشق مسائل مرموز، هر کاري را به پايان مي رساند ، مشکوک و کنجکاو و تودار ، مجري بسيار خوب ، پايدار و با ثبات ، محقّق ورزيده ،کاشف و دانشمند ، علاقه مند به تفتيش عقايد ، فکر سايرين را مي خواند ، داراي روح قوي ، واقعاْ اميدوار ،فرمانده و سياستمدار ، مقاوم و پر تحمّل ، فنا ناپذير ، عدّه کمي را وارد زندگي خود مي کند ، عاشق تولّد مجدّد ،داراي اهداف عالي ، بلند پرواز ، علاقه‌مند به روانکاوي و روانشناسي ، پر شور و حرارت ، پدري فداکار ، عاشقنصيحت کردن ديگران ، داراي افکار تخيّلي و ايده آل ، زيبا ، حسود ، موقع شناس ، جاه طلب ، خشن ، قابل اعتماد، متنفّر از دروغ ، با وقار ، منطقي ، ماجراجو ، عاشق اسرار حيات و جهان ، با اعتماد به نفس ، شجاع و دلير ،کمال گرا ، اهل معنويّات و واقعاْ قاطعانه عمل مي کند .

طالع بيني مرد متولد آبان:
تيز هوش، با اراده، خواستار هدفهاي بزرگ، پدري دلسوز و مهربان، مواظب باشيد که هرگز به مرد متولد اين ماه دروغ نگوئيد و احساسات او را جريحه دار نکنيد و يا بر خلاف غرور مردانه او رفتار و گفتاري نداشته باشيد زيرا که انتقام و عکس العمل خشمگينانه او بسيار سوزنده و خطرناک است.

طالع بيني زن متولد آبان:
طناز و زيبا، خانه دار و گرم، حسود و انتقامجو، راز دار و خود دار، موقع شناس و گاه جاه طلب، جذاب و مغرور و با اعتماد به نفس، براي متولد اين ماه اندکي علاقه و يا اندکي تنفر مفهوم ندارد يا عاشق است يا دشمن و در غير اينصورت کاملا بي تفاوت و بي اعتناست.

طالع بيني  شخصيت متولدين آذرماه

پر شانس‌ترين فرد ، ساده و بي آلايش ، عاشق تعليم و تربيت ، سازش‌کار ، با هوش و با نشاط ، اهل دين و مذهب و معنويّات ، کنجکاو ، خوش قلب ، دوست داشتني ، علاقه‌مند به مسافرت و گردش ، اجتماعي و خوش مشرب ، اهل تجربه ، سخاوتمند ، با ذوق ، چالاک ، يک دفعه حرف شيرين مي پراند ، انعطاف پذير ،  فراموشکار ،اهل عدالت ، مشتاق و پر انرژي ، زود خسته مي شود ، علاقه‌مند به معاشرت و دوست يابي ، مرتّب کار عوض مي کند ، عاشق تنوّع ، شاد و خندان ، با شهامت ، پاک و معصوم ، دعوائي و زودرنج ، اهل فرار از مسئوليّت ، خوش ذات ، صادق ، کم دقّت ، خوش بين ، منطقي ، مهمان دوست ، ولخرج ، رک گو ، اهل سؤال و جواب ، دمدمي مزاج ، براي دوست هر کاري مي کند ، عاشق شهرت و افتخار ، خونگرم ، با معلومات ، سريع الانتقال و باهوش ، خوش گذران ، چيز فهم ، مشتاق بيان حقايق .

طالع بيني مرد متولد آذر:
صادق و راستگو، دمدمي مزاج، در عشق کم اعتنا، خواهان آزادي و بي‌قيدي و طرفدار تنوع و مسافرت، خطرناکترين شوهر دنيا است. صاحب بزرکترين کلکسيون دوست  آشنا در دنياست، به هنگام انتخاب دوست به  جاي توجه به ظاهر دقت خود را متوجه باطن آنها ميسازد.

طالع بيني زن متولد آذر:
اهل منطق و واقعيت، مهمان دوست، بي ريا و پول خرج کن، بي نظم و انضباط، راستگو اما بد زبان و درشت‌گو، زبان متولد اين ماه نيشدار و پر کنايه است اما قلبش پاک و صميمي و بي ريا ست. بيشتر اهل شکار افتخارات و شهرت است تا اهل شکار و پول و ماديات.

طالع بيني  شخصيت متولدين دي ماه

داراي شخصيّت عالي ، خيلي لايق و کاردان ، بهترين رئيس ، انتقامجوي شديد   ، ساده پوش و بي آلايش ،محتاط  ، آرام و صبور ، مرد عمل  ، مقتدر  ، پر تحمّل ،  جدّي و جاه طلب ، فعّال و کوشا ، واقع بين ، سرکش ، پولدوست ، بيهوده انرژي تلف نمي کند ، از تجربيّات خود و ديگران به خوبي استفاده مي کند ، با‌شرف و با ‌وجدان ،تميز ، خودکفا و سودجو ، داراي حس مسئوليّت زياد ، دشمن ولخرجي و اسراف ، حسابگر ، مخالف تجمّلات ،صاحب شأن و مقام ، سازمان دهنده خوب ، تقريباْ سياستمدار ، کوشا و مطمئن و خونسرد ، تودار ، مالک همسرخود ، حسود و بدبين ، متنفّر از طلاق ، داراي عدم اعتماد به نفس کافي ، قدرت طلب ، خانواده دوست ، خشک ولي مهربان ، خشن ، داراي زبان نيش‌دار ، شاد و با نشاط ، داراي باطن خروشان ، غير قابل گذشت ، قدر شناس، گاهي اوقات خجالتي ، باانضباط ، بد اخم و بد عنق ، داراي حافظه قوي ، زود سر کار مي آيد و دير مي رود ، ازتنبلي بيزار است ، اهل دکتر و دارو ، خونسرد و مداوم ، ثابت قدم ، خودکار ، مذهبي ، شنونده خوب و گاهي اوقات لجباز .

طالع بيني مرد متولد دي:
قدرت طلب، خانواده دوست، خوددار و سرد، در عرصه عشق کم حرف و کم تظاهر، پدري جدي و خشک اما مهربان و دلسوز. مقام را به ثروت ترجيح مي‌دهد. در جواني بسيار جدي است ولي به تدريج که پا به سن مي‌گذارد نرم مي‌شود. ابراز عشق و علاقه را بايد به وي ياد بدهيد.  مرد اين ماه  هرگز از روي هوس ازدواجنمي‌کند.

طالع بيني زن متولد دي :
جاه طلب، کد بانو، منظم، کمي لجباز و زود رنج، هميشه آراسته و خوش لباس، هدف نهائي او هميشه تامين زندگي، جلب احترام و کسب اقتدار و برخورداري از موقعيتهاي چشمگير است. از نظر اجتماعي فوق العاده مبادي آداب و با نزاکت است.

طالع بيني  شخصيت متولدين بهمن ماه

بسيار حسّاس ،  استوار و ثابت قدم ، واقعاْ عاقل و تودار ، بدون ريا و تزوير ، انسان واقعاْ خوب ، دانا ، خونسرد ،رک گو ، روي خودش بيش از ديگران حساب مي کند ، مستقل ، منطقي ، عاشق بشريّت و انسانيّت ، فکر ديگران را مي‌خواند ، ثابت قدم ، آرامش دوست ، کمک رسان ، آسان زندگي مي کند ، پرسه زدن را دوست دارد ، داراي حسّ ششم قوي ، علاقه مند به دوستان ، آزاديخواه ، بلند پرواز ، رام نشدني ، هر جا برود بر مي گردد  ، جاه طلب ، از اقرار به گناه منزجر است  ، دوستان بسيار زيادي دارد ، رازدار و تو دار ، اجتماعي ، تا حدودي خودخواه و مغرور ، انتقاد را قبول ندارد ، فرشته خو ، از تعريف لذّت مي برد ، راه و روش خود را به طور دائم تغيير ميدهد ، منافع خود را به خاطر ديگران به خطر مي اندازد ، سخاوتمند مخصوصاْ در دوستي ، دوستي او عميق و شکوهمند است ، ولخرجيش از روي عقل است ، خوش قلب و مهربان ، کم‌حافظه ، بهترين مشاور ، پرحرکت و بي‌قرار ، کم علاقه به اصول سنتّي و قدرشناس .

طالع بيني مرد متولد بهمن:
دارا دوستان زيادي است، از اقرار به نقطه ضعف‌هاي خود منزجر است. حسود و سوظني نيست، هارت و پورت و هياهو دارد. دير ازدواج مي‌کند و در بيماري وسواس است. ذاتآ اجتماعي است و افکاري را در سر مي‌پروراند که اصلآ عملي نيستند. عشق اول خود را براي تمام عمر در خاطر نگه مي‌دارد.

طالع بيني زن متولد بهمن:
بسيار غافلگير کننده، سزيع الانتقال، دارادي حس پيش بيني، کنجکاو، رفيق باز و کم علاقه به آداب و رسوم، درعشق خود بسيار جدي و وفادار است اما قادر به ابراز آن نيست. او متعلق به همه جا همه کس است اما د رعين حال از آن هيچکس نمي‌باشد.

طالع بيني  شخصيت متولدين اسفند ماه

بسيار حسّاس و رؤيايي ، داراي حسّ ششم ، خيلي ظريف و نرم عمل ميکند ، اهل آرامش و ملايمت ، هميشه موافق ، سازش‌کار و داراي تخيّلات شديد ، اصلاْ واقع بين نيست سازگار ، زود رنگ عوض مي کند ، احساساتي، قابل انعطاف ، داراي افکار غير واقعي و غير منطقي ، بسيار متين و آرام ، کم عصباني مي شود ، مهربان ،علاقه مند به موسيقي ، عاشق صلح و آرامش ، کم انرژي ، ساده‌لوح ، پول دوست ، مرموز ، داستان‌پرداز قوي ، نيکوکار  خجالتي ، خواستار تشويق و حمايت ، زود رنج ، از نظر جسمي ضعيف ، دو دل ، ترسو ، خيلي حسود ، باريک بين و دقيق ، خيالباف ، نا اميد ، اهل نامه نگاري ، علاقه زيادي به جشن ‌تولّد ، يا منفي کامل است يا مثبت کامل ، داراي صبر ايّوب است ،  گاهي اوقات واهي و پوچ گرا ، نازنين ولي ‌ناقلا ، اهل معنويّات ، به دخترانش علاقه زيادي دارد ، غم‌گرا ، خواستار نوازش ، احساس آرامش مي‌دهد .

طالع بيني مرد متولد اسفند:
به هيچ عنوان حد وسط ندارد، يا منفي کامل است يا مثبت کامل، از کم کاري و خونسردي او نرنجيد، هفته‌اي دو سه بار به او بگوئيد دوستش داريد. متعصب نيست و هرگز به قضاوت نمينشيند و تا زمانيکه به مطلبي پي نبرده باشد نظريه‌اي ابراز نمي‌دارد.

طالع بيني زن متولد اسفند:
ظرف عسلي است که قدري فلفل به داخل آن ريخته شده است. از بسياري جهات بي‌نظير است. ناراحت‌‌ترين مردها در جوار زن اسفند احساس آرامش مي‌کنند. سخت رويائي و خيالباف است، به کودکان خويش عشق مي‌ورزد.

طالع بینی رنگ...

متولدین فروردین: سرخ

رنگ سرخ سبب شده تا متولدین فروردین به دفعات عصبانی شوند ولی به محض آن که شراره های خشم خاموش شد به سرعت تبدیل به آدم هایی شاد و بانشاط می شوند. متولدین فروردین افرادی آرمانگرا٬ مصمم و با اراده هستند و از احساسات گرایی خوششان نمی آید. هیچ کس نمی تواند مثل آنها قاطع و خشن باشد ولی در این حال کمتر کسی معصومیت و عاطفه آنها را دارد. آنها هرگز تحمل شکست را ندارند وبه گونه ای افراطی راجع به نتیجه نهایی هر چیز٬ از عشق گرفته تا مسابقه فوتبال٬ بسیار خوشبین هستند. آنها جنگجویان خوبی هستند و با مغز خود خیلی ماهرانه می جنگند. مخالفت دیگران و موانع و مشکلات برای آنها سرگرمی و مایه نشاط است و از آن لذت می برند. آنها هیچگاه منتظر موفقیت نمی نشینند بلکه با شتاب به سوی آن مید روند و به همین علت کمتر به دیگران وابسته اند.

متولدین اردیبهشت: صورتی

متولدین اردیبهشت خیلی به ندرت نگران می شود. هنگامی که کارها مطابق خواست او انجام نمی گیرد٬ اخم می کند اما عصبانی نمی شود! خویشتن داری و صبر از صفات ذاتی رنگ درونی اوست و به مدد همین خصوصیات کارهای خود را خیلی راحت انجام می دهد و چیزی نمی تواند مانع او شود. وفاداری و صداقت نسبت به خانواده و دوستان از صفات بارز اوست. همچنین به شجاعت و دلاوری او باید مدال طلا داد چرا که هیچکس مثل او نمی تواند این همه از خود مقاومت نشان دهد. ممکن است سمج و لجوج باشد ولی بردباری او مثال زدنی است.

متولدین خرداد: نقره ای

رنگ درونی متولدین خرداد آنها را به افرادی دلسوز٬ مهربان ٬ خونگرم و صادق تبدیل ساخته که حرکاتی سریع تر از بقیه ولی دلپذیر دارند. متولدین خرداد از کارهای یکنواخت و تکراری بدشان می آید و به همین علت کارهای روزانه باعث می شود که فکر کنند همچون پرنده ای در قفس اسیر شده اند. این افراد ذاتا بی قرار هستند و همواره در پی هیجان و تغییر و تنوع هستند و اگر در یک جا ثابت بمانند افسرده می شوند. آنها با مهارت های ذاتی خویش چنان در ذهن مخاطب طوفان به راه می اندازند که هیچ کس متوجه تغییر مسیر ذهن نمی شود و اینگونه است که می توانند به اسکیموها یخ بفروشند و به افراد بدبین رویا !

متولدین تیر : خاکستری

تیرگی رنگ درونی متولد تیر سبب می شود که گاهی اوقات بداخلاق شود. چنانچه از کسی ساعت را پرسیدید و با اخم جواب داد٬ یا در سر میز غذا از کسی نمکدان خواستید و با عصبانیت به شما پرخاش کرد احتمالا او یک متولد تیر است که دوباره دچار بدخلقی شده و از زمین و زمان بیزار است. در این حالت فکر نکنید که از دست شما عصبانی است بلکه او از دنیا ناامید شده است . این حالت او موقتی و گذراست و فورا به همان آدم دلنشین همیشگی تبدیل می شود. متولد تیر همچنین قوه تخیل پرقدرت خود را به خوبی تحت کنترل دارد و تمام حالات درونی خود و دیگران را فورا دریافت کرده و در حافظه قوی خود ثبت می کند.

متولدین مرداد: طلایی

رنگ درونی متولدین مرداد غروری شاهانه به او بخشیده به طوری که همیشه می تواند میزبان باشکوهی باشد. اوبه سختی می تواند حس برتری جویی خود بر دیگران کنترل کند و همواره رفتاری فخر فروشانه دارد او برعکس متولدین فرودین که اغلب سعی می کند از یک چاه خشک آب بیرون بکشد٬ انرژی خود را بیهوده تلف نمی کند و از همین رو یک سازمان دهند خوب است و به راحتی می تواند وظایف و اعمال خود را سامان دهد . هر گاه که از خودنمایی دست می کشد دستوراتی که صادر می کند بسیار موثر هستند .

متولدین شهریور : نارنجی

نخستین موضوعی که در مورد متولدین شهریور جلب توجه می کند آن است که وی طوری رفتار می کند که انگار مسأله مهمی درذهن خود دارد و او در تلاش است که آن را حل کند. یا گاهی اوقات احساس مبهمی به شما دست می دهد که انگار او از چیزی نگران است. این احتمال واقعاُ وجود دارد زیرا نگرانی برای او کاملاً طبیعی است و لبخند دلپذیر او همیشه مشکلات بزرگ او را مخفی می کند. این انسان کمال گرا را نمی توانید در محافل اجتماعی پیدا کنید. احتمال اینکه تا دیروقت شب در محیط کار او را بیابید بسیار بیشتر از آن است که در میهمانی او را ببینید!

متولدین مهر : آبی

رنگ آبی آسمانی فطرتی هنری به او بخشیده که از نور و موسیقی ملایم به شدت لذت می برد. تأثیر آرامش و هماهنگی بر سلامتی متولد مهر معجزه آساست. هنگامی که در بستر بیماری می افتد قرار گرفتن در محیط عاطفی و خواندن کتاب های دلپذیر تأثیر فوق العاده ای بر سرعت بهبود او خواهد گذاشت. متولد مهر در هنگام گفتگو با دیگران ابتدا تاجایی که می تواند وراجی می کند و بعد مشتاقانه به حرف های طرف مقابل خود گوش می دهد٬ در دعواهای دیگران همیشه نقش میانجی را بر عهده می گیرد و واضاع را آرام می کند و صلح و صفا برقرار می سازد.

متولدین آبان : سفید

چنانچه از یک متولد آبان بپرسید که می تواند به شما کمک کند یا نه٬ به سادگی می گوید: ((بله )) یا ((نه))! بنابراین اگر آدم احساس و زودرنجی هستید از او در هیچ موردی نظر خواهی نکنید زیرا او هر حقیقتی را رک و راست و بی رحمانه بر زبان می راند. درپاسخ هم می گوید که شما پرسیدید و او جواب داد. متولد آبان اصلاً اهل تملق گویی و دروغ بافی نیست یعنی منش خود را بالاتر از آن می داند که دست به چنین کاری بزند. بنابراین اگر شما در موردی تعریف کرد یقین داشته باشید که از صمیم قلب گفته و ارزش آن را بدانید.

متولدین آذر: بنفش

متولدین آذر اغلب اوقات شاد و خونگرم هستند. ولی هنگامی که از صمیمیت فطری آنها سوء استفاده شود آنگاه از کوره در می روند. عصیان علیه صاحبان قدرت و قوانین و مقررات دست و پاگیر در میان متولدین آذر شایع است. او هرگز از دعوا و در گیری فرار نمی کند و از کسی کمک نمی خواهد. همچنین متولدین آذر هرگز تحمل این را ندارد که کسی آنها را به ناذرستی و عدم صداقت متهم کند. یک اتهام غیر منصفانه و بیجا ممکن است خشم آنها را شعله ور کند٬ پس در نحوه بیان کلمات با متولدین آذر خوب دقت کنید چرا که آنها اول دست به عمل می زنند و بعد به عواقب آن می اندیشند !

متولدین دی: قهوه ای

رنگ قهوه ای٬ عملگرایی متولد دی را نشان می دهد. او برای حکمرانی اصلاً احتیاج ندارد که به خودنمایی بپردازد و ترجیح می دهد که دیگران جلو باشند و او قدرت پشت صحنه بماند. البته گاهی متولد دی از یاد می برد که بلند پروازی و جاه طلبی خود را مخفی نماید و تا موقعی که رئیس گروه نشود٬ دست به کار نمی زند. به یاد داشته باشید که متولد دی همیشه به گونه ای رفتار می کند که تصور می کنید که مانند پر نرم و بی آزار است اما در حقیقیت مانند میخ محکم و کوبنده است .

متولدین بهمن: زرد

متولدین بهمن ترکیبی از خونسردی٬ عملگرایی و بی ثباتی هستند و به نظر می رسد که با افراد همدلی دارند و فقط با چند کلمه صحبت می توانند اضطراب آنها را کاهش داده و آرامشان کنند. این توانایی آنها احتمالاً به خاطر سیستم عصبی قوی و پرتوان آنهاست. متولدین بهمن معمولاً در انزوای خواصی فرو می روند و مردم معمولاً به درستی آنها را درک نمی کنند زیرا به خوبی نمی توانند با دنیای خیالی و آرمانی آنها ارتباط برقرار کنند. متولدین بهمن علیرغم آنکه دوستان زیادی در اطراف خود دارند ولی دوستان صمیمی و نزدیک چندانی ندارند .

متولدین اسفند: سبز

رنگ بخشنده فطرت آنها سبب شده تا اصولاً عاری از هر نوع حرص و طمع باشند. سرشت دلپذیر٬ جذاب و در عین حال تنبل متولدین اسفند شما را تحت تأثیر قرار می دهد. او نسبت به همه قید و بندهایی که محدود کننده هستند بی اعتناست به شرط آنکه آزادی خیال پردازی را از او نگیرند و بتواند بنا به خواست خود زندگی کند. او همچنین در مقابل توهین ها٬ تهمت ها و نظرات دیگران نیز بی تفاوت است٬ بنابراین خیلی به ندرت ممکن است عکس العمل شدیدی از او ببینید. البته فکر نکنید که کلاً آدمی بی خیال است زمانی که احساساتش جریحه دار شود با زیرکی خاص خود به نیش و کنایه می پردازد و طرف مقابل را مورد ریشخند و استهزاء قرار می دهد.

1٩ روش براي گفتن دوستت دارم به همسرتان...

• گاهی اوقات من یک پیام عاشقانه برای همسرم روی میز صبحانه‌اش می‌نویسم؛ مخصوصاً روزهای خاص (مثل تولد، ازدواج و...) با برش‌های نان روی میز صبحانه، علاقه‌ام را به او نشان می‌دهم. او با دیدن این پیام عاشقانه، لبخندی بر لبانش می‌نشیند.

• هر چند وقت یک بار، روی یک کارت برایش می‌نویسم که چقدر دوستش دارم و از او تشکر می‌کنم که قبل از این که بخوابد آن را بخواند.

• همسر من، گاهی اوقات به مأموریت کاری می‌رود و وقتی که بر می‌گردد، به او هدیه‌ي کوچکی می‌دهم. هدیه را روی میز آشپزخانه می‌گذارم و منتظر می‌مانم تا متوجه‌اش شود. هدیه‌ای که برایش تهیه می‌کنم می‌تواند عطر مورد علاقه‌اش، گل طبیعی یا حتی یک تکه وسیله‌ي زینتی که خودم درستش کرده‌ام باشد.

• من گاهی اوقات نوشته‌های عاشقانه را در کشوی لباس‌های همسرم می‌گذارم. او هرگز نمی‌تواند پیش‌بینی کند که دفعه‌ي بعد چه چیزی خواهد دید. او بعد از دیدن نوشته‌های من آن را بر می‌دارد و می‌داند که کار من است.

• من روی آینه، برای همسرم می‌نویسم دوستت دارم تا هر وقت سراغ آینه رفت آن را ببیند.

زندگی را راحت بگیرید:

• شوهر من، هر شب خمیردندان را روی مسواکم می‌ریزد و روی سینک می‌گذارد. او بهترین شوهر دنیا است.

• من لیست کانال‌های تلویزیون را به ترتیب علاقه‌ي شوهرم تنظیم می‌کنم؛ مثلاً اول کانالی که بیشتر فیلم پخش می‌کند، سپس کانال ورزشی يا اخبار و... چون می‌دانم که او به این شبکه‌ها علاقه دارد؛ البته این موضوع را به او نمی‌گویم. زمانی که کنترل تلویزیون را دستش گرفت کاملاً سورپرایز می‌شود.

• قبل از این که شوهرم سر کار برود، میز صبحانه را آماده می‌کند.

برای یک مرد، این واقعاً قدم بزرگی است:

• شوهر من هر روز صبح زود بیدار می‌شود. با وجود این که کارش ساعت ۹ شروع می‌شود و می‌تواند دیرتر از من بیدار شود، اما این گونه نیست. وقتی که من آماده شدم، همسرم سه فرزندمان را به سمت ماشینش می‌برد تا آنها را برساند. برای من این کار بهترین روش است که نشان می‌دهد او همه‌ي ما را عاشقانه دوست دارد.

قدردانی‌تان را نشان دهید:

• وقتی که من و همسرم با دوستانمان بیرون می‌رویم، من واقعاً به خودمان افتخار می‌کنم؛ حتی اگر او در مورد چیزهای کوچکی از من صحبت کند.

• هر روز صبح قبل از این که من از خواب بیدار شوم، همسرم دو عدد حوله‌ي تمیز برایم آماده می‌کند تا وقتی که حمام رفتم حوله‌ام آماده باشد. یک حوله‌ي بزرگ برای بدنم و یک حوله‌ي کوچک‌تر برای موهایم.

با در آغوش گرفتن همسرتان از او تشکر و قدردانی کنید:

اولین اعتراضی که بیش‌تر از بقیه از مردان می‌شنویم این است که آنها می‌گویند ما برای کاری که انجام می‌دهیم قدردانی نمی‌شویم.

دفعه‌ي بعد که شوهرتان برای بردن زباله‌ها به بیرون از خانه رفت، برای ۳۰ ثانیه هم که شده او را در آغوش بگیرید و از او قدردانی کنید. مردان، فوق‌العاده تحت تأثیر این روش قرار می‌گیرند.

• زمستان‌ها موقع صبح، من ماشین شوهرم را استارت می‌زنم تا زمانی که می‌خواهد سر کار برود ماشینش گرم شده باشد.

نشانه‌های عشق و صمیمیت را از خودتان به جا بگذارید:

• صفحه‌ي موبایل همسرتان را عوض کنید تا هر وقت به گوشی‌اش نگاه کرد، جمله‌ي دوستت دارم را بخواند.

• من و همسرم، ایمیل‌های کوتاهی برای همدیگر می‌فرستیم تا به همدیگر نشان دهیم که در هر لحظه، چه حسی نسبت به یکدیگر داریم.

• یک بار او برای من نوشت: آهنگ یک خواننده مرا یاد تو می‌اندازد. حالا هر موقع که من آن را گوش می‌کنم، متوجه می‌شوم چقدر شوهرم مرا دوست دارد.

• شوهر من ساعت ۵:۳۰ صبح بیدار می‌شود، اما شب قبل لباس‌هایش را از داخل کمد و کشویش بیرون می‌آورد تا صدای باز و بسته شدن آنها مرا بیدار و اذیت نکند. به نظر شما این عشق نیست؟!

یک پیام رمزدار بفرستید:


• روی دیوار هال تا دیوار اتاق خواب، نوشته‌ای دنباله‌دار برای همسرتان بنویسید.

• هر روز صبح که شوهرم سر کار می‌رود مرا می‌بوسد؛ با این کار به من نشان می‌دهد که دوستم دارد.

جوک‌ و قومیت‌پرستی در فرهنگ ایرانی:

آیا تا بحال متوجه شده‌اید که فعالیت‌ها و سرگرمی‌های زندگی روزمره ما ممکن است برای دیگران بیمارگونه و آزارد هنده باشد؟ آیا تابحال با کسانی آشنا شده‌اید که با جوک و لطیفه‌ای که تعریف کردید ناراحت شده باشند، حتی اگر قبل از تعریف کردن آن گفته باشید که هیچ قصد و نیتی برای آزار گروه خاصی ندارید؟

رابطه عظیمی بین لطیفه‌ها و قومیت پرستی در بین ما ایرانیان وجود دارد. شاید ناراحت شوید و بگویید که من دارم ایرانی‌ها را قومیت پرست معرفی می‌کنم.

نه هدف من این نیست.

من سعی دارم بگویم که در هر فرهنگی عوامل خارجی هم در زندگی‌های ما وجود دارد که نمی‌توان معنا و مفهومی برای آن پیدا کرد و به خاطر همین است که از آنها جوک می‌سازیم. امیدها و آرزوهای درونی هم وجود دارد که به صورت لطیفه آنها را مطرح می‌کنیم. گفتن "شوخی کردم واقعاٌ منظورم این نبود" خیلی راحت است.

اما آنچه می‌گوییم معنا و مفهومی پشت آن است. ما کلمات را برحسب منظوری که داریم انتخاب می‌کنیم. جوک‌ها همیشه جوک نیستند.خیلی وقت‌ها حرف‌هایی را که به زبان می‌آوریم دقیقاً منظور داریم اما ممکن است آنقدر جرات نداشته باشیم که آن را بفهمیم.

بین جوک و قومیت پرستی رابطه وجود دارد. من واقعاً امیدوارم که محققان بتوانند از این موضوع برای تحقیقاتشان استفاده کنند...

ادامه نوشته

تعدادي از نامه‌هاي بچه‌ها به خدا...


اگر تو بری تعطيلات، چه کسی کارهايت را انجام می‌دهد؟
تعدادي از نامه‌هاي بچه‌ها به خدا

خدای عزيز! شايد هابيل و قابيل اگر هر کدام يک اتاق جداگانه داشتند همديگر را نمی‌کشتند، در مورد من و برادرم که مؤثر بوده.
لاری

خدای عزيز! اگر يکشنبه، مرا توی کليسا تماشا کنی، کفش‌های جديدم رو بهت نشون ميدم.
ميگی

 خدای عزيز! شرط می‌بندم خيلی برايت سخت است که همه آدم‌های روی زمين رو دوست داشته باشی. فقط چهار نفر عضو خانواده من هستند ولی من هرگز نمی‌توانم همچين کاری کنم.
نان

خدای عزيز! در مدرسه به ما گفته‌اند که تو چکار می‌کنی، اگر تو بری تعطيلات، چه کسی کارهايت را انجام می‌دهد؟
جين

خدای عزيز! آيا تو واقعاً نامرئی هستی يا اين فقط يک کلک است؟
لوسی

خدای عزيز! آيا تو واقعاً می‌خواستی زرافه اينطوری باشه يا اينکه اين يک اتفاق بود؟
نورمن

 خدای عزيز! چه کسی دور کشورها خط می‌کشد؟
جان

 خدای عزيز! آيا تو واقعاً منظورت اين بوده که « نسبت به ديگران همانطور رفتار کن که آنها نسبت به تو رفتار می‌کنند؟ » اگر اين طور باشد، من بايد حساب برادرم را برسم.
دارلا

خدای عزيز! بخاطر برادر کوچولويم از تو متشکرم، اما چيزی که من به خاطرش دعا کرده بودم، يک توله سگ بود !!!!
جويس

خدای عزيز! لطفاً برام يه اسب کوچولو بفرست. من فبلاً هيچ چيز او تو نخواسته بودم. می‌توانی درباره‌اش پرس و جو کنی.
بروس

 خدای عزيز! فکر می‌کنم منگنه يکی از بهترين اختراعاتت باشد.
روث

خدای عزيز! من دوست دارم شبيه آن مردی که در انجيل بود، 900 سال زندگی کنم.
با عشق کريس
 
خدای عزيز! ما خوانده‌ايم که توماس اديسون نور را اختراع کرد. اما توی کلاس‌های دينی يکشنبه‌ها به ما گفتند تو اين کار رو کردی. بنابراين شرط می‌بندم او فکر تو را دزديده.
با احترام دونا
 
خدای عزيز! لازم نيست نگران من باشی. من هميشه دو طرف خيابان را نگاه می‌کنم.
دين

خدای عزيز! هيچ فکر نمی‌کردم نارنجی و بنفش به هم بيان. تا وقتی که غروب خورشيدی رو که روز سه‌شنبه ساخته بودی، ديدم. اون واقعاً معرکه بود.
اجين

چپ‌دستان خلاق‌ترند یا راست‌دستان‌؟!

اگر نگاهی به تاریخچه‌ی زندگی مشهورترین افراد چپ‌دست بیندازید، به نام‌هایی چون«آلبرت انیشتین» برمی‌خورید، حتی ممکن است به افرادی که چپ‌دستی خود را به نبوغ او گره می‌زنند، برخورد کرده باشید اما مسأله این‌جاست که چپ‌دست بودن «انیشتین»، یک افسانه است. برای مثال، هزاران عکس از او موجود است که با دست راست خود، در حال نوشتن است!

برتریِ دست‌ها، ریشه در مغز دارد. راست‌دستی افراد، به‌واسطه‌ی برتری نیم‌کره‌ی چپ آنان می‌باشد و برعکس.

95درصد راست‌دستان، دارای نیم‌کره‌هایی هستند که عملکردی تقسیم‌شده دارند اما تنها 20درصد از چپ‌دستان دارای مغزی هستند که این‌چنین تقسیم‌بندی در وظایف نیم‌کره‌های‌شان وجود دارد. نیم‌کره‌ی چپ، به‌طور اختصاصی عهده‌دار زبان و گفتار و نیم‌کره‌ی راست، مسؤول هیجانات و پردازش تصویری‌ست.

«دکتر مایکل کوربالیس»، استاد دانشگاه «اوکلند» به‌عنوان یک متخصص در زمینه‌ی نیم‌کره‌های مغزی، اعتقاد دارد بهره‌جستن نیم‌کره‌های مغز از وظایف متفاوت، بازدهی مغز را افزایش می‌دهد. او می‌گوید امتیازی برای برتری نیم‌کره‌ها وجود دارد به این‌صورت که کارکردهای متفاوت، متمرکز به یک نیم‌کره‌ی خاص می‌شوند.

«کوربالیس» اعلام کرده که حدود 90درصد مردم، راست‌دست هستند و 10درصد باقی‌مانده، مجموعه‌ای از چپ‌دستان و افرادی با قابلیت استفاده از هر دو دست می‌باشند.

برای سال‌های متمادی، شواهدی نقل می‌شد مبنی بر این‌که چپ‌دستان، ممکن است تفکر خلاقانه‌تری نسبت به راست‌دستان داشته باشند و تحقیقات اخیر نیز آن‌را تأیید می‌کند. طی تحقیقی در سال 2007، مشخص شد که موسیقی‌دانان، نویسندگان و نقاشان، به‌طور معنی‌داری گرایش به چپ‌دستی دارند. «کوربالیس» در این خصوص نظریه‌ای دارد:

«راست‌دستان شاید خود را به ایده‌ای محدود سازند اما چپ‌دستان، آن ایده را قبول داشته و در عین‌حال مایل‌اند راه‌حل‌های دیگری نیز ارائه دهند.»

«کوربالیس» اعتقاد دارد برای هر جامعه‌ای، بسیار خوب است که افرادی در آن وجود داشته باشند که خارج از چهارچوب‌های عادی و معمول فکر کنند.

«دکتر کریستوفر روبک»، استاد اقتصاد دانشگاه «لافایت» آمریکا، اعتقاد دارد که چپ‌دستان، خلاقیت خود را به‌طور مستقیم در بانک ذخیره می‌کنند. او در مطالعه‌ای دریافت که در شغلی یکسان، چپ‌دستان در مقایسه با راست‌دستان، درآمد بالاتری کسب می‌کنند (به‌طور میانگین 15درصد). در این زمینه است که تفکر خلاقانه، ارزش‌های خود را به نمایش می‌گذارد. چپ‌دستان نیز به میزان بالاتری به‌دنبال بازگشت به تحصیل یا ادامه‌دادن آن می‌باشند.

قضاوت نهایی چیست؟

وضعیت انسان، مجموع تعادل بین هم‌سازی و ناهم‌سازی‌ست‌؛ عقلانیت در برابر خلاقیت، ایده‌های نو در برابر راه‌حل‌های سنتی.

یافته‌های «کوربالیس» نشان‌داد که چپ‌دستان و راست‌دستان، نمرات هوشی مشابهی کسب کردند اما افرادی که با قابلیت استفاده از هر دو دست شناخته می‌شوند، به مقادیر اندکی، نمرات پایین‌تری به‌خصوص در ریاضیات، حافظه و استدلال کسب کردند.

این نتایج با یافته‌های پیشین «کوربالیس» همگام بودند که در آن‌ها افرادی که از هر دو دست خود استفاده می‌کنند را دارای میزان بالاتری در «اندیشه‌پردازی جادویی» می‌دانست. برای مثال اگر فردی در تلویزیون در حال صحبت باشد، شخص بنا به گرایشات و تمایلات خود، احساس می‌کند این صحبت‌ها خطاب به اوست یا می‌‌تواند حس کند که در مورد او صحبت می‌شود.

برتری دست‌ها از منظر جنسیت

یک حقیقت سؤال‌برانگیز در مورد برتری دست‌ها، این است که مردان حدود 2درصد، بیش از زنان، مستعد چپ‌دستی هستند. در دهه‌های گذشته، مطالعات گسترده‌ای در این زمینه صورت‌گرفت اما دلیل مشخصی برای آن یافت نشده است.

در 68 ثانیه به آرزوی خود برسید...

بسیاری از سخنرانان موفق به خصوص در حوزه قانون جذب نظیر ایسترهیکس نظریه جالبی دارند. آنها می گویند اگر انسان بتواند فقط 18 ثانیه روی چیزی که واقعاً می خواهد تمرکز کند یک زنگ بزرگ در کاینات به صدا در می آید که توجه کل هستی را به سمت این شخص جلب می کند.


اگر این 18 ثانیه بتواند تا 68 ثانیه ادامه یابد دیگر کار تمام است و کل هستی به تکاپو می افتد تا برای فکر متمرکز شده یک راه حل پیدا کند.

اگر آرزوست برآورده اش کند و اگر سوال است برایش جوابی بیابد.

در نگاه اول شاید این عدد 68 ثانیه خیلی کم و ناچیز به نظر برسد.

68 ثانیه یعنی فقط یک دقیقه و هشت ثانیه و بسیاری از افراد می گویند که تمرکز به مدت 68 ثانیه هیچ کاری ندارد!؟

خب آیا شما هم همین طور فکر می کنید؟

بسیار عالی است! امتحان کنید.

خواهید دید که هنوز 18 ثانیه اول رد نشده فکرتان منحرف می شود.

ایده ای جدید بلافاصله از اعماق افکارتان ظاهر می شود و نجواگر درونی تان به سخن در می آید که جدی نگیر و دست از این بازی ها بردار و به مسایل مهم تر زندگی بپرداز و ...

ما عادت کرده ایم و در حقیقت عادت داده شده ایم که بدون فکر و بر اساس عادت زندگی کنیم.

ما صبح از خواب بر می خیزیم بدون این که فقط 68 ثانیه برای کارهای روزانه وقت بگذاریم شروع می کنیم به خوردن صبحانه و سر کار رفتن.

بدون اینکه 68 ثانیه مستمر ناقابل برای ارزیابی کارهایمان وقت بگذاریم. اسب سرکش ذهن را به این سو و آن سو می تازانیم تا ظهر شود و ناهاری بخوریم و استراحتی و بعد دوباره کار و سپس شب و دور هم جمع شدن و تلویزیون دیدن و بعد خوابیدن.

هر ساعت 60 دقیقه است و شبانه روز شامل هزار و چهارصد و چهل دقیقه است اما ما خیلی مواقع در این 1440 دقیقه شبانه روزمان نمی توانیم 68 ثانیه روی یک موضوع خاص فکرمان را متمرکز کنیم!!

براستی این فکر پر جست و خیز که نمی تواند 68 ثانیه آرام بگیرد، به چه دردی می خورد؟!

فکر پریشان و ناآرام چیزی جز بی قراری و آشفتگی به همراه ندارد. پیر و جوان و زن و مرد هم نمی شناسد.

فکری که نتواند آرام گیرد و چند لحظه ای روی موضوعی که صاحب فکر صلاح می داند متمرکز شود، مطمئناً به هنگام نیاز و بحران که تمرکز بیشتر لازم است، کارآیی ندارد و فلج می شود.

باید همین الان هر کاری که داریم زمین بگذاریم و به سراغ ذهن ناآرام خود برویم و 68 ثانیه آن را مهار کنیم.

68 ثانیه به شرایطی که الان در آن قرار داریم بیندیشیم.

68 ثانیه بعد به این که واقعا در زندگی چه می خواهیم فکر کنیم.

68 ثانیه بعد به خوشبختی های خودمان بیندیشیم و 68 ثانیه دیگر به این فکر کنیم که چقدر آرام می شویم وقتی روی مسائل زندگی خودمان با آرامش فکر می کنیم.

کاینات بیرون از بدن ما گوش به فرمان ماست تا هر چه را می خواهیم به او ابلاغ کنیم. اما به یک شرط و آن این است که موقع دستور دادن این طرف و آن طرف نپریم.

68 ثانیه یک جا بایستیم و صریح و شفاف بگوییم چه می خواهیم.

آن وقت می بینی که می توانی ...

10 عادت کاری مثبت در افراد موفق:

افراد موفق عادت‌های کاری مثبت زیادی دارند. در هر زمینه کاری، عشق به کار افراد را به هم متصل کرده و موجب شادی همه می‌شود. بااینکه بعضی ‌اوقات، جسم ضعیف است، اما روح همچنان مشتاق است. یادتان باشد که بدن سالم و عقل هوشیار سرمایه‌هایی عالی هستند. اگر تحت فشار و استرس زیادی هستید، سعی کنید کمی استراحت کنید تا انرژیتان دوباره برگردد. فردا روز دیگری است.

این راهکارها را امتحان کنید:

1. برنامه بریزید.

یک تقویم سررسید برای خود داشته باشید و برای خودتان روی آن برنامه‌ریزی کنید. کارهایی را که از صبح تا شب می‌خواهید انجام دهید را در صفحه مخصوص هر روز یادداشت کنید. کنار آنهایی که انجام می‌شوند یک تیک بزنید.

2. کمی بیشتر تلاش کنید.

انگیزه اهمیت زیادی دارد. اگر برای 8 ساعت کار کردن در محل‌کار به شما حقوق می‌دهند، فقط به‌خاطر اینکه حقوق می‌گیرید کار نکنید. بیشتر از آن 8 ساعت کار کنید چون گاهی‌اوقات لازم است. و بعضی‌وقت‌ها لازم است حتی بدون گرفتن حقوق کار کنید.

3. بیشتر از 8 ساعت در روز کار کنید.

معمولاً آنهایی که بیشتر از 8 ساعت در روز کار می‌کنند افراد موفقی هستند. این افراد حتی در منزل هم کارهایی برای انجام دادن دارند. کنار کار تحصیل هم می‌کنند و کنار تحصیل کار نیمه‌وقت انجام می‌دهند. اینها می‌توانند ناظر و مدیر باشند.

4. با شادی و رضایت کار کنید.

دستاوردها زمانی به دست می‌آیند که با روحیه‌ای بشاش کار کنید. شاد بودن را باید از محل کار به خانه و خانواده‌تان هم منتقل کنید.

5. افرادیکه در محل‌کارتان هستند را دوست بدارید.

از غیبت کردن دوری کنید. به همه احترام بگذارید و مراعات حال همه را در محل‌کار بکنید. همکارانتان را مثل اعضای خانواده‌تان ببینید. با آنها با صداقت و مسئولیت‌پذیری رفتار کنید.

6. آراسته و سالم باشید.

غذاهای خوب و سالم بخورید. سخاوتمند باشید. محل‌کار را خانه دوم خودتان بدانید. افراد بالادست باید نگران کارمندان باشند. همه کارمندان باید بهداشت را به طور کامل رعایت کرده و ظاهری آراسته داشته باشند.

7. به جایی که در آن کار می‌کنید وفادار باشید اما شکایات خود را مطرح کنید.

کارمندان یک اداره یا شرکت باید به هم و به جایی که در آن کار می‌کنند وفادار باشند. اگر شکایتی دارند، آنرا مطرح کرده و راه‌حلی برای آن پیدا کنند. حلسات کاری برای همین منظور تدارک دیده می‌شوند.

8. از کارمندانتان حمایت کنید و به آنها انگیزه دهید.

کارگاه‌های آزاد برای آنها برپا کنید و آنها را از اخبار و اطلاعات جدید آگاه کنید تا بنای رشد و پیشرفت آنها باشد.

9. بدانید که پول بعد از خدمت اهمیت دارد. کار خوب ارزشی بسیار بالاتر از حق‌الزحمه آن دارد.

کار خود را به خداوند و دیگران اهداء کنید. محل‌کار شما چه سازمانی دولتی باشد و چه خصوصی، باید سرشار از معنویت باشد.

10. بخندید و از کار در کنار همکارانتان لذت ببرید.

برای همدیگر دعا کنید. در کنار هم غذا بخورید. در کنار هم کار کنید. بدانید که هر انسانی مخلوقی ارزشمند از خداوند است و استعدادهای زیادی در آنها نهفته است.

خداوندا، متشکریم که به ما این امکان را داده‌ای که با کارمان به تو و دیگران خدمت کنیم. به ما آرامش و کامیابی ارزانی فرما!

برگرفته از سايت Mardoman.Net