بهترين لحظات زندگي از ديد چارلي چاپلين...

To fall in love
عاشق شدن

To laugh until it hurts your stomach

آنقدر بخندي كه دلت درد بگيره


To find mails by the thousands when you return from a vacation.
بعد از اينكه از مسافرت برگشتي ببيني هزار تا نامه داري

To go for a vacation to some pretty place.
براي مسافرت به يك جاي خوشگل بري

To listen to your favorite song in the radio.
به آهنگ مورد علاقت از راديو گوش بدي

To go to bed and to listen while it rains outside.
به رختخواب بري و به صداي بارش بارون گوش بدي

To leave the Shower and find that the towel is warm
از حموم كه اومدي بيرون ببيني حو له ات گرمه !

To clear your last exam.
آخرين امتحانت رو پاس كني

To receive a call from someone, you don""t see a lot, but you want to.
كسي كه معمولا زياد نمي بينيش ولي دلت مي خواد ببينيش بهت تلفن كنه

To find money in a pant that you haven""t used since last year.
توي شلواري كه تو سال گذشته ازش استفاده نمي كردي پول پيدا كني

To laugh at yourself looking at mirror, making faces.
براي خودت تو آينه شكلك در بياري و بهش بخندي !!!

Calls at midnight that last for hours.
تلفن نيمه شب داشته باشي كه ساعتها هم طول بكشه

To laugh without a reason
.
بدون دليل بخندي

To accidentally hear somebody say something good about you.
بطور تصادفي بشنوي كه يك نفر داره از شما تعريف مي كنه

To wake up and realize it is still possible to sleep for a couple of hours.
از خواب پاشي و ببيني كه چند ساعت ديگه هم مي توني بخوابي !

To hear a song that makes you remember a special person.
آهنگي رو گوش كني كه شخص خاصي رو به ياد شما مي ياره

To be part of a team
.
عضو يك تيم باشي


To watch the sunset from the hill top.
از بالاي تپه به غروب خورشيد نگاه كني

To make new friends.
دوستاي جديد پيدا كني

To feel butterflies! In the stomach every time that you see that person.
وقتي "اونو" ميبيني دلت هري بريزه پايين !

To pass time with your best friends.
لحظات خوبي رو با دوستانت سپري كني

To see people that you like, feeling happy
كساني رو كه دوستشون داري رو خوشحال ببيني

See an old friend again and to feel that the things have not changed.
يه دوست قديمي رو دوباره ببينيد و ببينيد كه فرقي نكرده

To take an evening walk along the beach.
عصر كه شد كنار ساحل قدم بزني

To have somebody tell you that he/she loves you.
يكي رو داشته باشي كه بدونيد دوستت داره

remembering stupid things done with stupid friends. To laugh .......laugh. ........and laugh ......
يادت بياد كه دوستاي احمقت چه كارهاي احمقانه اي كردند و بخندي و بخندي و ....... باز هم بخندي

These are the best moments of life....
اينها بهترين لحظه هاي زندگي هستند

Let us learn to cherish them.
قدرشون روبدونيم

"Life is not a problem to be solved, but a gift to be enjoyed"
زندگي يك هديه است كه بايد ازش لذت برد نه مشكلي كه بايد حلش كرد

 

 

وقتي زندگي 100 دليل براي گريه كردن
به تو نشان ميده
تو 1000 دليل براي خنديدن
به اون نشون بده.


چارلي چاپلين

دايره هاي روح...

افلاطون گفته روح دايره است;
من دايره هاي روحم را كشف كردم
5 دايره دور روحم كشيدم
و خودم را مركز اين دايره ها قرار دادم
مگر نمي خواستم خودم را كشف كنم؟؟؟
پس مركز آن دايره ها خودم بودم


در دايره اول نام افردي را نوشتم كه حال و هواي خوبي به من ميدهند
و در دايره پنجم كه دورترين دايره به مركز بود
نام كساني كه از دنياي من فاصله دارند و بيش ترين كشمكش را با آن ها دارم



همه ي ما دلمون مي خواد
كه احساسي خوب در مورد خودمون داشته باشيم
و گاهي اوقات نداريم
گاهي حال و هواي ما در مورد خودمان به تاثيري كه ديگران روي
ما مي گذارند بستگي دارد
اونايي كه در دايره آخر هستند سعي مي كنند
اعتماد به نفس ما رو از بين ببرن



نمي تواني كسي رو مجبور كني كه دوستت داشته باشد
گاهي حضور در كنار افراد نا مناسب باعث مي شود
حتي در مقايسه با تنهايي خودت بيشتر احساس تنهايي كني
در چنين وضعيتي تلاش براي ايجاد تغيير و تحول
ممكن است باعث شود راهت را گم كني
يا شايد باعث شود وجودت كه تو را ((تو )) مي كند از دست بدهي



گاه سال ها طول مي كشد تا ياد بگيري چگونه از خودت مراقبت كني
به همين دليل بسيار مهم است
افرادي را در اطراف خودت داشته باشي كه دوستت بدارند
حتي گاهي بيش تر از آن چه كه
خودت ميتواني خودت را دوست داشته باشي


در مواجه با افراد از خودت بپرس
اين فرد چه حسي در من ايجاد مي كند ..
در كنار او مي توانم خودم باشم؟
بااو مي توانم رو راست باشم؟
ميتوانم به او هر چه مي خواهم بگويم؟
در كنار او احساس راحتي مي كنم؟
وقتي او وارد اتاق مي شود چه حسي به من دست مي دهد؟
و وقتي مي رود چه حالي مي شوم ؟
وقتي با او هستم احساسات واقعي ام را پنهان مي كنم يا با او رو راستم؟
آيا او باعث مي شود احساس حقارت كنم يا اين كه به خودم ببالم؟



فلسفه وجود اون 5 دايره اي كه گفتم شناخت است .. نه پيش داوري
پس با خودت رو راست باش
با افرادي كه در نظر تو بد خلق اند مدارا كن
خودت را مقيد نكن كه چون به صرف اين كه با كسي در سر كار هر
روز اوقاتي را مي گذراني
بايد او را در دايره اول و نزديك به خودت جاي دهي



در دايره اول افرادي را بگذار كه از صميم جان به آنها اعتماد داري
حتي اگر هر روز آنها را نمي بيني
ولي وجود آنها باعث حس خوب و ارزشمندي در تو مي شود
از خودت بپرس
در مورد افكار و خواسته هايم به چه كسي مي توانم اعتماد كنم
آنها همان كساني هستند كه در دايره اول جاي دارند
با اين افراد قدرتمندي .......
ارزش ها ي مشترك با آنها داري
دوستاني خارق العاده



دايره دوم جاي كساني هست كه به رشد معنوي تو كمك مي كنند
مربيان ..آموزگاران
و شايد هم افرادي كه براي تنها وقت گذراني خوبند
بيرون رفتن و خنديدن
چيزي به تو اضافه نمي كنند
.ولي در عين حال هم باعث نمي شوند
كه حس بدي نسبت به خودت داشته باشي


دايره سوم همكارانت و اقوامت هستند
و شايد هم آدمهاي خنثي كساني كه نقش بسيار كوچكي
در چند ساعت از زندگي تو ايفا مي كنند
و تاثير آن ها نيز تنها همان چند ساعتي هست كه با آنها هستي
هيچ زماني در غير ساعت ملاقاتشان به آنها فكر نميكني
به راحتي مي شود با فرد ديگري جايگزين شوند
افراد اين دايره در محدوده كار و وظايف شان با تو هستند و لاغير



دايره چهارم سر آغاز عزم راسخ توست
آنها كساني هستند كه در كار تو اخلال ايجاد مي كنند
افراد اين جا لزوما با خود واقعي تو مرتبط نيستد
حتي ممكن است رييس اداره اي باشد كه دو را دور با آن در ارتباطي
افراد اين دايره در زندگي اجتماعي و حرفه ات مهم هستند ..
در كنار آنها نمي تواني راحت باشي
و وقتي آن ها را مي بيني آشفته و پريشان مي شوي



دايره آخرجاي دورترين افراد است
جاي آدم هايي است كه به تو لطمه زده اند ..تحقيرت كرده اند
كساني كه هيشه به تو انرژي منفي مي دهند و
احساسات زجر آوري را با آنها تجربه ميكني .


خوب اكنون كه جايگاه هر كس را تعيين كردي
اجازه نده كساني كه در دايره هاي آخر جاي دارند
مستقيما روح و روان تو را هدف قرار دهند
نگذار كسي اولويت زندگي تو باشه
وقتي تو فقط يك انتخاب در زندگي اوني...
يك رابطه بهترين حالتش وقتيه دو طرف در تعادل باشن.

هيچوقت شخصيت خودت رو براي كسي تشريح نكن
چون كسي كه تو رو دوست داشته باشه بهش نيازي نداره،
و كسي كه ازت بدش بياد باور نمي كنه.


وقتي دائم ميگي گرفتارم، هيچ وقت آزاد نميشي.
وقتي دائم ميگي وقت ندارم، هيچوقت زمان پيدا نمي كني
وقتي دائم ميگي فردا انجامش ميدي، اونوقت فرداي تو هيچ وقت نمياد.
وقتي صبح از خواب بيدار ميشيم، ما دوتا انتخاب داريم.
برگرديم بخوابيم و رويا ببينيم،
يا بيدار شيم و روياهامون رو دنبال كنيم.
انتخاب با خودته...



ما كسايي كه به فكرمون هستن رو نگران مي كنيم... به گريه مي اندازيم.
و گريه مي كنيم براي كسايي كه حتي لحظه اي به فكر ما نيستن.
اين حقيقت زندگيه. عجيبه ولي حقيقت داره.



اگه اين رو بفهمي،
هيچوقت براي تغيير دير نيست

جملاتی از دکتر شریعتی درباره امام حسین (ع)...

در عجبم از مردمی که خود زیر شلاق ظلم و ستم زندگی می‌کنند

اما برای حسینی که آزاده زندگی کرد٬ می‌گریند.

#####################

حسین بیشتر از آب تشنه ی لبیک بود.

افسوس که به جای افکارش، زخم های تنش را نشانمان دادند

و بزرگترین دردش را بی آبی نامیدند.

#####################

حسین (ع) یك درس بزرگ‌تر ازشهادتش به ما داده است

و آن نیمه‌تمام گذاشتن حج و به سوی شهادت رفتن است.

مراسم حج را به پایان نمی‌برد تا به همه حج‌گزاران تاریخ، نمازگزاران تاریخ،

مؤمنان به سنت ابراهیم، بیاموزد كه اگر هدف نباشد، اگر حسین (ع) نباشد

و اگر یزید باشد، چرخیدن بر گرد خانه خدا، با خانه بت، مساوی است.

#####################

این كه حسین (ع) فریاد می‌زند:

آیا كسی هست كه مرا یاری كند و انتقام كشد؟ «هل من ناصر ینصرنی؟»

مگر نمی داند كه كسی نیست كه او را یاری كند و انتقام گیرد؟

این سؤال، ‌سؤال از تاریخ فردای بشری است و این پرسش از آینده است و از همه ماست.

#####################

امام حسین‏ (ع) یك شهید است

كه حتى پیش از كشته شدن خویش به شهادت رسیده است؛

نه در گودى قتلگاه، بلكه در درون خانه خویش،

از آن لحظه كه به دعوت ولید - حاكم مدینه - كه از او بیعت مطالبه مى ‏كرد، «نه» گفتُ .

این، «نه» طرد و نفى چیزى بود كه در قبال آن، شهادت انتخاب شده است

و از آن لحظه، حسین شهید است.

#####################

حسین ضعیفی که باید برای او گریست نبود...

آموزگار بزرگ شهادت اكنون برخاسته است

تا به همه آنها كه جهاد را تنها در توانستن مى ‏فهمند

و به همه آنها كه پیروزى بر خصم را تنها در غلبه،

بیاموزد كه شهادت نه یك باختن، كه یك انتخاب است؛

انتخابى كه در آن، مجاهد با قربانى كردن خویش در آستانه معبد آزادى و محراب عشق،

پیروز مى ‏شود .

و حسین «وارث آدم» - كه به بنى‏آدم زیستن داد -

و «وارث پیامبران بزرگ» - كه به انسان چگونه باید زیست را آموختند ...

#####################

آنها كه تن به هر ذلتى مى ‏دهند تا زنده بمانند،

مرده‏ هاى خاموش و پلید تاریخند

و ببینید آیا كسانى كه سخاوتمندانه با حسین به قتلگاه خویش آمده ‏اند

و مرگ خویش را انتخاب كرده ‏اند

در حالى كه صدها گریزگاه آبرومندانه براى ماندنشان بود

و صدها توجیه شرعى و دینى براى زنده ماندن شان بود

توجیه و تأویل نكرده ‏اند و مرده‏ اند، اینها زنده هستند؟

آیا آنها كه براى ماندن‏شان تن به ذلت و پستى، رها كردن حسین و تحمل كردن یزید دادند،

 كدام هنوز زنده ‏اند؟

#####################

ما داستان کربلا را از روز تاسوعا می دانیم و عصر عاشورا ختمش می کنیم؛

بعد دیگر نمی دانیم چه شد! داستان کربلا, نه از آغاز تاسوعا و یا محرم شروع می شود

و نه به عصر عاشورا و اربعین تمام می شود.

این است که از دو طرف قیچی اش کردیم و آن را از معنی انداختیم,

مثل قلبی که از داخل بدن در بیاوریم, که دیگر قلب نیست.

باید قلب را در این سینه و اندام بزرگ بشری

و در تسلسل عظیم یک دست تاریخ انسان بگذاریم؛

و آن وقت تپش پیدا می کند و آن وقت خون “حسین”, خون می شود.

اما الان از آن ماده تخدیری درست کرده ایم.

#####################

آنان که رفتند، کاری حسینی کردند.

آنان که ماندند باید کاری زینبی کنند،

و گرنه یزیدی‌اند.

نیایش...

 

هدف...

خدايا!

 

دانا و نادان...

 

کوری...

کوری را هرگز به خاطر آرامش تحمل مکن.

"دکتر علی شریعتی"

 

عاشورا از نگاه دانشمندان...

کورت فريشلر آلماني در مورد امام حسين ، کتاب «امام حسين و ايرانيان » را نوشته است . فريشلر در اين کتاب اسناد و مدارک را دقيقاًثبت نکرده است و به حضور نماينده امام در ايران «شهر ري » و آشنايي کم و بيش امام حسين به زبان فارسي و علاقه متقابل امام و ايرانيان ، و حرکت امام حسين از مکه به کربلا و فعاليت مسلم بن عقيل در کوفه و حادثه کربلا و اوضاع ايران و تأثير خون حسين و نفرين زينب (س) در سقوط اموي اشاره نموده است .
کورت فريشلر طرفداري کارگر ايراني در کوفه به نام عباس بذائي (اردبيلي ) از مسلم بن عقيل و کشته شدن او توسط سربازان محمد ابن اشعث را ذکر نموده فريشلر در مورد جنگ تن به تن در روز عاشورا مي گويد: «در عاشورا جنگ تن به تن از بامداد تا ظهر ادامه داشت و تو گويي قضا و قدر تعمد داشت که آن روز، جنگ به آن شکل ادامه پيدا کند... که تا آخرين لحظه ناظر صحنه هاي از خود گذشتگي سربازان حسين و خود او بشوند و حتي اندکي از آن فاجعه ها از نظرشان محو نگردد».
در مورد علاقه ايرانيان و حمايت آن ها از امام حسين ، فريشلر به نقل از ابو علي سيمجور ذکر مي کند که عده اي از ايرانيان کوفه به سوي قادسيه رفتند و به کربلا رسيدند... و خود را به امام حسين رساندند. حسين گفت : پس بدانيد که من و کساني که نسبت به من وفا دارند فردا به قتل خواهيم رسيد و شما از راهي که آمده ايد برگرديد تا کشته نشويد... ايراني ها گفتند: کشته شدن در راه تو براي ما سعادت است ... که بين (20 تا 30) نفر مرد ايراني در کربلا ماندند و فقط اسم (برويج = پرويز) معلوم است.

همچنان که ذکر شد در اين کتاب اسناد و مآخذ دقيقاًدرج نشده است و مورخان نيز در اين مورد (شرکت ايرانيان در کربلا) سخني ذکر نکرده اند که فريشلر در اين مورد مي گويد: «مورخان نام ايراني ها را تعمداًذکر نکرده اند؛ زيرا خلفاي عباسي با آن که به کمک ايراني ها سر کار آمدند با ايراني ها عداوت داشتند خلفاي اموي نيز خونخوارترين افراد را مأمور اداره ايرانيان مي نمودند و نمي توان ترديد داشت که يکي از علل علاقه مندي ايرانيان به علي و فرزندانش ناشي از کينه بني اميه به ايرانيان بود و علي (ع) و فرزندانش بر عکس بني اميه به ايرانيان علاقه داشتند... مورخان به خاطر بيم از بني اميه اسم ايرانيان را که از حسين حمايت کردند از قلم انداختند».

در اين کتاب به شرکت (20 تا 30) ايراني در کربلا و شهادت آن ها به نعمان بن ابي عبدالله و قاضي سعد الدين ابوالقاسم عبدالعزيز معروف به ابن براج استناد نموده است .
فريشلر معتقد است که کاروان حسين در کربلا حداکثر 200 نفر بوده و حال آن که حداکثر سپاه پياده و سوار عليه امام سي هزار نفر بودند.
حماسه حسيني با توجه به مقايسه دو سپاه يکي از حماسه هاي رزمي بزرگ جهان است : «کشته شدن حسين و يارانش قطع نظر از هر نوع نظريه ايدئولوژي از لحاظ شجاعتي که از آن مرد (بزرگ ) و يارانش به ظهور رسيد، يکي از حماسه هاي رزمي بزرگ جهان است آدمي وقتي نوشته مورخان را در خصوص روحيه حسين (ع) مي خواند،حيرت مي کند که آن مرد داراي چه ايمان و اراده اي بود که آن موقع از مشاهده سر شکافته و خونين پسرش (علي اکبر) ... گريه نکرد و نناليد و گفت خدايا اين قرباني را در راه دين برحق خود، اسلام بپذير.
به نظر مي رسد که فريشلر به جاي علي اصغر، علي اکبر را نوشته است .
چرا که پس از اصابت تير حرمله بن کاهل اسدي به علي اصغر (ع) امام حسين (ع) خون او را به آسمان پاشيد که حتي قطره اي از آن خون به زمين نيفتاد.
از نظر کورت فريشلر، نطق زينب در کوفه هم در مردم تأثير نمود و هم روحيه نستوه و خلل ناپذير او را نشان داد و هم جوابي دندان شکن در جمع به عبيدالله زياد داد.
«نطق زينب در مردم خيلي اثر نمود... اولين بار بود که يک زن در کوفه ، با صداي بلند براي مردم نطق مي کرد... از روزي که شهر کوفه از صدر اسلام بنا شد تا آن روز اتفاق نيفتاده بود... زني که حرف مي زد يک اسير بود و نطق کردن يک مرد اسير يک پديده خارق العاده جلوه مي نمود تا چه رسد به اينکه يک زن اسير نطق نمايد که ... ما عظمت خود را از دست نداده ايم ما از خانواده رسالت هستيم و مباهات مي کنيم که مردان ما در راه حق کشته شده اند و ما اسيران رنج را جهت پيروي از حق تحمل مي نماييم ... برادرم با جدش رسول الله در بهشت است ... ولي آن ها که برادرم را کشتند در اين دنيا ملعون مي شوند... در دنياي ديگر در قعر جهنم اند... »
به نوشته فريشلر، علي بن حسين (ع) (امام زين العابدين ) در دمشق بستر بيماري بود پزشکي ايراني ـ که از پزشکان جندي شاپور به نام بختيشوع بود امام را معالجه کرد و تجويز دارو نمود.
و امام حسين در کربلا کمک ملائکه را نپذيرفت.


جبرئيل آمد که اي سلطان عشق                يکه تاز عرصه ميدان عشق
دارم از حق بر تو اي فرخ امام                      هم سلام و هم تحيت هم پيام

که امام حسين (ع) جواب داد:

جبرئيلا رفتنت زينجا نکوست                       پرده کم شو در ميان ما و دوست
قصه کوته شمر ذي الجوشن رسيد              گفتگو را آتش خرمن رسيد...

«عمان ساماني »

 

مهاتما گاندي:


گاندي معمارِ استقلال هند و رهبر ملي مردم اين کشور، براي آزادي هندوستان ازسلطه انگليس ، هسته مرکزي قوي يک تشکيلات سياسي را پايه ريزي نمود و حزب کنگره را رهبري نمود و با تمرد از قوانين ، عدم تقبل پست هاي دولتي ، عدم همکاري با مأموران انگليسي و تحريم اجناس بريتانيايي ، يعني با اصل «مقاومت منفي » باسلطه انگليس مبارزه نمود و روح آزادي و بازگشت به هويت و سنت هاي اصيل هندي را احياء کرد. در آخرين بار که دولت انگليس در سال 1942 ميلادي او را بازداشت کرده گاندي هنگام توقيف ، فرياد «يا مرگ يا استقلال » را سر داد.

 

 


وقتي حر به امام حسين گفت : اگر جنگ کني کشته خواهي شد.


امام فرمود: مرا از مرگ مي ترساني ؟ که برادر اويسي ما گفته است : من حتماً مي روم و جوانمرد را از مرگ ، ننگ و عاري نيست . اگر عملش براي حق باشد... و با بذل جان خودبا مردمان و نيکوکار مواسات کند و از مردم مطرود و ملعون جدا شود... اين خواري براي توبس است که زنده بماني و مورد ظلم و تجاوز قرارگيري و نتواني از حق خود دفاع کني ،چقدر مرگ در راه وصول به عزت و احياي حق سبک و راحت است . مرگ در راه حق و عزت ، زندگاني جاويد است و زندگاني با ذلت ، حياتي جزء مرگ نيست ... . مرحبا و آفرين به کشته شدن در راه خدا و ليکن شما توانايي به نابودي مجد و عظمت مرا نداريد، پس دراين صورت مرا باکي از مرگ نيست «موت في عز خير من حياة في ذل »
گاندي در تفحص زندگاني امام حسين و علت جاودانگي و پايداري آن به يک مسأله مهم رسيده و همانا درسي از سرور آزادگان اخذ نموده و آن را براي استقلال هند به کار بسته است ، يعني او به پيروي از امام ، به مردم هند که طرفدار استقلال هند بودند اعلام نمود مرگ را به بازي و مسخره بگيريد و نترسيد.
«من براي مردم هند چيز تازه نياوردم ، فقط نتيجه اي را که از مطالب و تحقيقاتم درباره تاريخ زندگي قهرمان کربلا به دست آورده بودم ، ارمغان ملت هند کردم . اگر بخواهيم هند را نجات دهيم واجب است همان راهي را بپيماييم که حسين بن علي پيمود... .»

 

 

 

جملاتی کوتاه از دکتر شریعتی در باره امام حسین(ع)

در عجبم از مردمی که خود زیر شلاق ظلم و ستم زندگی می‌کنند اما برای حسینی که آزاده زندگی کرد٬می‌گریند. دکتر علی شریعتی

حسین بیشتر از آب تشنه ی لبیک بود.افسوس که به جای افکارش، زخم های تنش را نشانمان دادند و بزرگترین دردش را بی آبی نامیدند. دکتر علی شریعتی

اگر در جامعه ای فقط یک حسین و یا چند ابوذر داشته باشیم هم زندگی خواهیم داشت هم آزادی هم فکر و هم علم خواهیم داشت و هم محبت هم قدرت و سرسختی خواهیم داشت و هم دشمن شکنی و هم عشق به خدا... دکتر علی شریعتی

آنان که رفتند، کاری حسینی کردند. آنان که ماندند باید کاری زینبی کنند، وگرنه یزیدی‌اند. دکتر علی شریعتی

از كودك حسین (ع) گرفته تا برادرش، و از خودش تا غلامش، و از آن قاری قرآن تا آن معلم اطفال كوفه، تا آن مؤذن، تا آن مرد خویشاوند یا بیگانه، و تا آن مرد اشرافی و بزرگ و باحیثیت در جامعه خود و تا آن مرد عاری از همه فخرهای اجتماعی، همه برادرانه در برابر شهادت ایستادند تا به همه مردان، زنان، كودكان و همه پیران و جوانان همیشه تاریخ بیاموزند كه باید چگونه زندگی كنند .دکتر علی شریعتی

از هنگامی كه به جای شیعه علی (ع) بودن و از هنگامی كه به‌جای شیعه حسین (ع) بودن و شیعه زینب (س) بودن، یعنی «پیرو شهیدان بودن»، «زنان و مردان ما» عزادار شهیدان شده‌اند و بس، در عزای همیشگی مانده‌ایم! دکتر علی شریعتی

این كه حسین (ع) فریاد می‌زند:آیا كسی هست كه مرا یاری كند و انتقام كشد؟» «هل من ناصر ینصرنی؟» مگر نمی داند كه كسی نیست كه او را یاری كند و انتقام گیرد؟ این سؤال، ‌سؤال از تاریخ فردای بشری است و این پرسش از آینده است و از همه ماست.دکتر علی شریعتی

حسین‏علیه السلام زنده جاویدی است كه هر سال، دوباره شهید می‏شود و همگان را به یاری جبهه حق زمان خود، دعوت می‏كند . دکتر علی شریعتی

حسین (ع) یك درس بزرگ‌تر ازشهادتش به ما داده است و آن نیمه‌تمام گذاشتن حج و به سوی شهادت رفتن است. مراسم حج را به پایان نمی‌برد تا به همه حج‌گزاران تاریخ، نمازگزاران تاریخ، مؤمنان به سنت ابراهیم، بیاموزد كه اگر هدف نباشد، اگر حسین (ع) نباشد و اگر یزید باشد، چرخیدن بر گرد خانه خدا، با خانه بت، مساوی است.دکتر علی شریعتی

مسؤولیت شیعه بودن یعنی چه، مسؤولیت آزاده انسان بودن یعنی چه، باید بداند كه در نبرد همیشه تاریخ و همیشه زمان و همه جای زمین ـ كه همه صحنه‌ها كربلاست، و همه ماهها محرم و همه روزها عاشورا ـ باید انتخاب كنند: یا خون را، یا پیام را، یا حسین بودن یا زینب بودن را، یا آن‌چنان مردن را، یا این‌چنین ماندن را ... دکتر علی شریعتی

امام حسین‏ علیه السلام یك شهید است كه حتى پیش از كشته شدن خویش به شهادت رسیده است؛ نه در گودى قتلگاه، بلكه در درون خانه خویش، از آن لحظه كه به دعوت ولید - حاكم مدینه - كه از او بیعت مطالبه مى ‏كرد، «نه» گفتُ .این، «نه» طرد و نفى چیزى بود كه در قبال آن، شهادت انتخاب شده است و از آن لحظه، حسین شهید است. دکتر علی شریعتی

فتواى حسین این است: آرى! در نتوانستن نیز بایستن هست. دکتر علی شریعتی

حسین ضعیفی که باید برای او گریست نبود... آموزگار بزرگ شهادت اكنون برخاسته است تا به همه آنها كه جهاد را تنها در توانستن مى ‏فهمند و به همه آنها كه پیروزى بر خصم را تنها در غلبه، بیاموزد كه شهادت نه یك باختن، كه یك انتخاب است؛ انتخابى كه در آن، مجاهد با قربانى كردن خویش در آستانه معبد آزادى و محراب عشق، پیروز مى ‏شود و حسین «وارث آدم» - كه به بنى‏آدم زیستن داد - و «وارث پیامبران بزرگ» - كه به انسان چگونه باید زیست را آموختند ... دکتر علی شریعتی

مقتدایان امام حسین‏ علیه السلام كسانى هستند كه از مایه جان خویش در راه خدا نثار مى‏كنند و به راستى حسین آموزگار بزرگ شهادت است كه هنر خوب مردن را در جان بى‏تاب انسان‏هاى عاشق، تزریق می كند. دکتر علی شریعتی

"آنها كه تن به هر ذلتى مى ‏دهند تا زنده بمانند، مرده‏ هاى خاموش و پلید تاریخند و ببینید آیا كسانى كه سخاوتمندانه با حسین به قتلگاه خویش آمده ‏اند و مرگ خویش را انتخاب كرده ‏اند - در حالى كه صدها گریزگاه آبرومندانه براى ماندنشان بود و صدها توجیه شرعى و دینى براى زنده ماندن شان بود - توجیه و تأویل نكرده ‏اند و مرده‏ اند، اینها زنده هستند؟ آیا آنها كه براى ماندن‏شان تن به ذلت و پستى، رها كردن حسین و تحمل كردن یزید دادند، كدام هنوز زنده ‏اند؟ دکتر علی شریعتی

اكنون شهیدان كارشان را به پایان رسانده‌اند. و ما شب شام غریبان می‌گرییم، و پایانش را اعلام می‌كنیم و می‌بینیم چگونه در جامعه گریستن بر حسین (ع)، و عشق به حسین (ع)، با یزید همدست و همداستانیم؟ دکتر علی شریعتی

سخنان دکتر شریعتی...

دیروز همسایه ام از گرسنگی مرد ، در عزایش گوسفندها سربریدند ( شریعتی )

.

از خداوند چیزی برایت میخواهم که جز خدا در باور هیچکس نگنجد! دکتر شریعتی.

.

در بیکرانه زندگی دو چیز افسونم کرد ، آبی آسمان که می بینم و میدانم نیست و خدایی که نمی بینم و میدانم که هست.. ( دکتر علی شریعتی )

.

روزگاریست که شیطان فریاد می زند: ادم پیدا کنید! سجده خواهم کرد. ( شریعتی )

.

در دردها دوست را خبر نکردن ، خود نوعی عشق ورزیدن است! ( دکتر شریعتی )

.

گاهی گمان نمیکنی ولی میشود ، گاهی نمی شود که نمی شود! گاهی هزار دوره دعا بی اجابتست! گاهی نگفته قرعه به نام تو می شود! گاهی گدای گدایی و بخت یار نیست! گاهی تمام شهر گدای تو می شود!!! < شریعتی >

.

ساعتها را بگذارید بخوابند! بیهوده زیستن را نیاز به شمردن نیست. ( دکتر علی شریعتی )

.

مشکلات انسانهای بزرگ را متعالی می سازد و انسانهای کوچک را متلاشی. (شریعتی )

.

خدایا،به من توفیق تلاش در شکست،صبر در نومیدی،رفتن بی همراه،جهاد بی سلاح،کار بی پاداش،فداکاری در سکوت،دین بی دنیا،عظمت بی نام،خدمت بی نان،ایمان بی ریا،خوبی بی نمود،مناعت بی غرور،عشق بی هوس،تنهایی در انبوه جمعیت،و دوست داشتن بی آنکه دوست بداند،روزی کن.(دکتر علی شریعتی)

.

بغض بزرگترین نوع اعتراض در برابر آدم هاست اگر بشکنه دیگه اعتراض نیست التماسه. دکتر شریعتی.

.

زخمی بر پهلویم هست روزگار نمک می پاشد و من پیچ و تاب میخورم و همه گمان میکنند که من میرقصم. ( دکتر شریعتی )

.

نامم را پدرم انتخاب کرد ، نام خانوادگی ام را یکی از اجدادم! دیگر بس است ، راهم را خودم انتخاب می کنم. ( دکتر شریعتی )

.

دلی که ازبی کسی تنها است،هرکس رامیتواندتحمل کند.!

(دکترشریعتی)

.

به دکتر شریعتی گفتند استاد سیگار طول زندگی رو کوتاه میکنه ، دکتر در جواب گفتند من به عرض زندگی فکر میکنم.

.

در دشمنی دورنگی نیست ، کاش دوستانم هم در موقع خود چون دشمنان بی ریا بودند.

.

خیلی اوقات آدم از آن دسته از چیزهای بد دیگران ابراز انزجار می کند که در خودش وجود دارد.

کوروش کبیر...

دستانی که کمک می کنند پاکتر از دستهایی هستند که رو به آسمان دعا می کنند.
.

.اگر میخواهید دشمنان خود را تنبیه کنید به دوستان خود محبت کنید.

.

آنچه جذاب است سهولت نیست، دشواری هم نیست، بلکه دشواری رسیدن به سهولت است.

.

وقتی توبیخ را با تمجید پایان می دهید، افراد درباره رفتار و عملکرد خود فکر می کنند، نه رفتار و عملکرد شما.

.

سخت کوشی هرگز کسی را نکشته است، نگرانی از آن است که انسان را از بین می برد .

.

اگر همان کاری را انجام دهید که همیشه انجام می دادید، همان نتیجه ای را می گیرید که همیشه می گرفتید.

.

افراد موفق کارهای متفاوت انجام نمی دهند، بلکه کارها را بگونه ای متفاوت انجام می دهند.

.

پیش از آنکه پاسخی بدهی با یک نفر مشورت کن ولی پیش از آنکه تصمیم بگیری با چند نفر .

.

کار بزرگ وجود ندارد، به شرطی که آن را به کارهای کوچکتر تقسیم کنیم .

.

کارتان را آغاز کنید، توانایی انجامش بدنبال می آید .

.

انسان همان می شود که اغلب به آن فکر می کند .

.

همواره بیاد داشته باشید آخرین کلید باقیمانده، شاید بازگشاینده قفل در باشد

تنها راهی که به شکست می انجامد، تلاش نکردن است .

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

دشوارترین قدم، همان قدم اول است .

.

عمر شما از زمانی شروع می شود که اختیار سرنوشت خویش را در دست می گیرید .

.

آفتاب به گیاهی حرارت می دهد که سر از خاک بیرون آورده باشد .

.

وقتی زندگی چیز زیادی به شما نمی دهد، بخاطر این است که شما چیز زیادی از آن نخواسته اید .

.

من یاور یقین و عدالتم من زندگی ها خواهم ساخت، من خوشی های بسیار خواهم آورد من ملتم را سربلند ساحت زمین خواهم کرد، زیرا شادمانی او شادمانی من است.

جملات و متن های ادبی زیبا از مولانا...

گشاده دست باش ،جاری باش ،كمك كن (مثل رود)

باشفقت و مهربان باش (مثل خورشید)

 اگركسی اشتباه كردآن رابه پوشان (مثل شب)

وقتی عصبانی شدی خاموش باش (مثل مرگ)

متواضع باش و كبر نداشته باش (مثل خاك)

بخشش و عفو داشته باش (مثل دریا )

اگرمی خواهی دیگران خوب باشند خودت خوب باش (مثل آینه ) مولانا 

هر چه بیشتر به کسی عشق میورزیم ، بیشتر در اسرار هر چیز نفوذ می کنیم . مولانا 

هین رها كن عشق های صورتی عشق بر صورت نه بر روی سطی

آنچه معشوق است صورت نیست آن خواه عشق این جهان خواه آن جهان

آنچه بر صورت تو عاشق گشته ای چون برون شد جان چرایش هشته ای

صورتش برجاست این سیری زچیست عاشقا واجو كه معشوق تو كیست

عاشقستی هر كه او را حس هست آنچه محسوس است اگر معشوقه است

تابش عاریتی دیوار یافت پرتو خورشید بر دیوار تافت

واطلب اصلی كه تابد او مقیم بر كلوخی دل چه بندی ای سلیم مولانا 

ای برادر تو همان اندیشه ای    ما بقی خود استخوان و ریشه ای مولانا 

بر هر چه همی لرزی می‌دان که همان ارزی     زین روی دل عاشق از عرش فزون باشد. مولانا 

از کسی پرسیدند:« چند سال داری؟»
گفت:« هجده، هفده، شاید شانزده، احتمالا پانزده...! »
رندی گفت:« از عمر چرا می دزدی؟ این طور که تو پس  پس می روی، به شکم مادرت باز می گردی!» مولانا

در خود به طلب هر آنچه خواهی که توئی. مولانا 

چون جواب احمق آمد خامشی      این درازی در سخن چون می‌کشی؟ مولانا 

بگذار آبها ساكن شوند تا عكس ماه و ستاره ها را در وجود خود ببینی. مولانا

اندیشه کردن به این که چه بگویم، بهتر است از پشیمانی .مولانا

دراین خاک،دراین پاک،به جز عشق،به جزمهر،دگرهیچ نکاریم.مولانا

گر در طلب لقمه نانی نانی     گر در طلب گوهر كانی كانی 
این نكته رمز اگر بدانی دانی     هر چیز كه اندر پی آنی آنی مولانا

در پی هر گریه آخر خنده ای است.مولانا

ما در این انبار گندم می کنیم *گندم جمع آمده گم می کنیم

می نیندیشیم آخر ما به هوش *کین خلل در گندمست از مکر موش

موش تا انبار ما حفره زدست *وز فنش انبار ما ویران شدست

اول ای جان دفع شر موش کن *و انگهان درجمع گندم کوش کن

گرنه موشی دزد در انبار ماست *گندم اعمال چل ساله کجاست

ریزه ریزه صدق هر روزه چرا*جمع می ناید در این انبار ما مولانا

موش = نفس      گندم = جان – روح     انبار = جسم

بر قضای عشق دل بنهاده‌اند    عاشقان در سیل تند افتاده‌اند مولانا

یكدمی بالا و یك دم پست عشق    گر به در انبانم دست عشق مولانا
 

سخن را چو بسیار آرایش کنند،هدف فراموش میشود. مولانا

کسی که ندای درونی خود را می شنود، نیازی نیست که به سخنان بیرون گوش فرا دهد. مولانا

علت عاشق زعلت ها جداست     عشق اسطرلاب اسرار خداست مولانا 

هرکه بی‌باکی کند در راه دوست    رهزن مردان شد و نامرد اوست مولانا

آتشی از عشق در خود برفروز     سربه‌سر فکر و عبارت را بسوز مولانا

اگر دمی به قلب خود گوش فرا دهی سرمد همه بزرگان خواهی شد. مولانا

ای قوم به حج رفته کجایید کجایید*معشوق همین جاست بیایید بیایید

معشوق تو همسایه و دیوار به دیوار*در بادیه سرگشته شما در چه هوایید

گر صورت بیصورت معشوق ببینید*هم خواجه و هم خانه و هم کعبه شمایید​

ده بار از آن راه بدان خانه برفتید*هم خواجه و هم خانه و هم کعبه شمایید

آن خانه لطیفست نشانهاش بگفتید*از خواجه آن خانه نشانی بنمایید

یک دسته گل کو اگر آن باغ بدیدیت*یک گوهر جان کو اگر از بحر خدایید

با این همه آن رنج شما گنج شما باد*افسوس که بر گنج شما پرده شمایید

در عجبم از مردمی که...

در عجبم از مردمی که خود زیر شلاق ظلم و ستم زندگی می کنند و بر حسینی می گریند که آزادانه زیست و آزادانه مرد.

دكتر علي شريعتي

 

سخنان کوتاه از ناپلئون هیل استاد بزرگ موفقیت!!!

  • یک هدف یک رویاست با یک ضرب العجل

  • عمل مقیاس واقعی هوش است

  • همه دست آورد ها همه ثروت ها در ابتدا یک طرح و ایده بوده اند.

  • قبل از اینکه موفقیت نصیب هر کسی شود بدون شک ضربه هایی از زندگی خواهد خورد و احتمالا چند بار شکست خواهد خورد  وقتی کسی با  نا ملایمات روبرو می شود و این ناملایمات او را مغلوب می کنند راحت ترین کار و منطقی ترین کار عقب نشینی به نظر می رسد و این دقیقاً همان کاری است که اکثر مردم انجام می دهند.

  • درآمد بالا و بی مسئولیتی اموری هستند که به ندرت با هم در یک نفر جمع می شوند.

  • دیدگاه ها و رویاهای خود را گرامی بدارید چون آنها کودکان روح شما و تصویر نهایت خواسته های شما هستند.

  • برای اجرای رویاهای خود یک برنامه روشن و واضح تعیین کنید و بدون درنگ آنرا آغاز کنید گذشته از این که آماده هستید یا خیر.

  • خواستن نقطه آغاز همه دست آورد هاست نه یک امید، نه یک آرزو، اما یک تمایل شدید و آتشی که بر هر چیزی غلبه می کند.

  • منتظر نشوید هیچ زمانی مانند اکنون نخواهد بود.

  • آموزش امری درونی است و آنرا با تلاش و تقلا و اندیشه بدست می آورید.

  • هر بدبختی هر شکستی هر اندوهی در خود دانه ای حمل می کند که در آن سودی معادل یا بیش از هزینه صرف شده نهفته است.

  • هر کسی از انجام کاری مهارت دارد لذت می برد.

  • ترس چیزی جز یک ذهنیت نیست.

  • ابتدا فکر است که عمل می کند سپس این فکر سازماندهی می شود تا ایده ها و نقشه ها ساخته شوند. سپس این ایده ها و نقشه ها تبدیل به واقعیت می شوند. همانطور که مشاهده می کنید شروع کار با تخیل شما آغاز می شود.

  • دستاورد های بزرگ حاصل فداکاری های بزرگ است و هیچگاه نتیجه خودخواهی نخواهد بود.

  • شادی در انجام فرایندهای پویا و غیر یکنواخت است.

  • تفکر ها شروع همه توانگری ها هستند.

  • اگر بر خود مسلط نشوید این خود بر شما مسلط خواهد شد.

  • کاملاً درست است که با کمک کردن به دیگران برای رسیدن به موفقیت می توانید بزرگترین موفقیت ها را در کمترین زمان بدست آورید.

  • همانند چشم که برای دیدن نیاز به نور دارد ذهن ما هم برای درک کردن نیاز به ایده دارد.

  • یک فرد به تنهایی می تواند افکار خود را به حقایق فیزیکی و قابل لمس تبدیل کند و یک فرد به تنهایی می تواند رویای خود را به حقیقت تبدیل کند.

  • پول بدون فکر همیشه خطرناک است

  • طلایی که از فکر مردم می توان استخراج کرد بسیار بیشتر از طلایی است که در کل کره زمین وجود دارد.

  • بیشتر افراد بزرگ موفقیت اصلی خود را یک مرحله پس از شکست بدست آورده اند.

  • نمی توان به طبیعت حیله زد. بلکه چیزی را به شما می دهد که حاصل تلاش شماست آنهم بعد از اینکه هزینه آنرا پرداخت کردید.

  • هیچ فرد عاقل و دقیقی دیگران را بر اساس آنچه که دشمنانش درباره او می گویند مورد قضاوت قرار نمی دهد.

  • هیچ کسی نمی تواند در مسیر تلاش و کوشش باقی بماند در حالیکه از آن کار متنفر است.

  • هیچ کس ارزش را با موفقیت پشت سر هم بدست نیاورده است بلکه حداقل یکبار یا بیشتر شکست را تجربه کرده است.

  •  قبل از اینکه چیزی بدست بیاورید باید هزینه آن را بپردازید.

  • اگر کمی فکر کنید احتمالاً به یاد می آورید که هیچ چیز جز خودتان نتوانسته موفقیت را برای شما به ارمغان بیاورد.

  • موقعیت بزرگ زندگی شما ممکن است همین لحظه ای باشد که در آن قرار دارید.

  • وقتی تمایل شدید به انجام کاری دارید می توانید توانایی های افراد فوق موفق را بدست آورید.

  • هر گاه شکست می خورید آنرا به عنوان یک پیام که می گوید نقشه شما بی عیب نبوده است قبول کنید. و طرح و نقشه خود را از دوباره بازسازی نمایید و دوباره به سمت هدفی که به شدت به آن معتقد هستید گام بردارید.

  • ما از دیدن آغاز می کنیم، بنابراین در انتخاب محیط و دوستان خود بسیار بسیار دقت نمایید چون محیط زمینی است که غذای ذهن شما از آن می روید هر غذایی که وارد مغز شما شود همان هم استخراج خواهد شد.

  • پیروزی همیشه نصیب فردی خواهد شد که از مبارزه دست نمی کشد.

  • 7 اصل بیل گیتس برای داشتن زندگی!

    7 اصل بیل گیتس برای داشتن زندگی!

    اصل اول: در زندگی، همه چیز عادلانه نیست، بهتر است با این حقیقت کنار بیایید.

    اصل دوم: دنیا برای عزت نفس شما اهمیتی قایل نیست. در این دنیا از شما انتظار می‌رود که قبل از آن‌که نسبت به خودتان احساس خوبی داشته باشید، کار مثبتی انجام دهید.

    اصل سوم: پس از فارغ‌التحصیل شدن از دبیرستان و استخدام، کسی به شما رقم فوق‌العاده زیادی پرداخت نخواهد کرد. به همین ترتیب قبل از آن‌که بتوانید به مقام معاون ارشد، با خودروی مجهز و تلفن همراه برسید، باید برای مقام و مزایایش زحمت بکشید.

    اصل چهارم: اگر فکر می‌کنید، آموزگارتان سختگیر است، سخت در اشتباه هستید. پس از استخدام شدن متوجه خواهید شد که رئیس شما خیلی سختگیرتر از آموزگارتان است، چون امنیت شغلی آموزگارتان را ندارد.

    اصل پنجم: آشپزی در رستوران‌ها با غرور و شأن شما تضاد ندارد. پدربزرگ‌های ما برای این کار اصطلاح دیگری داشتند، از نظر آنها این کار یک فرصت بود.

    اصل ششم: اگر در کارتان موفق نیستید، والدین خود را ملامت نکنید، از نالیدن دست بکشید و از اشتباهات خود درس بگیرید.

    اصل هفتم: قبل از آن‌که شما متولد بشوید، والدین شما هم جوانان پرشوری بودند و به قدری که اکنون به نظر شما می‌رسد، ملال‌آور نبودند.

    بزرگان چنین گفته‌اند...

    نیمی از مردم جهان، افرادی هستند که چیزهایی برای گفتن دارند ولی قادر به بیان آن نیستند و نیم دیگر افرادی هستند که چیزی برای گفتن ندارند، اما همیشه در حال حرف زدن هستند.
     
    (رابرت لی فراست Robert Frost)


    هـمـیـشـه حـرفـی بـزن کـه بـتـوانی آن را بـنـویـسی
    چـیـزی را بـنـویـس کـه بـتـوانـی آن را امـضـاء کـنـی
    و چـیـزی را امـضـاء کـن کـه بـتـوانی پـایـش بـایـسـتی
    " نـاپـلـئـون بـنـاپـارت "


    اگر یک سال ثمر از کاری را خواستی گندم بکار، اگر دو سال خواستی درخت بکار
    اما اگر صد سال ثمر خواستی به مردم یاد بده
    " كـنـفـوسیـوس -- Confucius "


    اگر مي خواهی پس از مرگ فراموش نشوی،
    يا چيزی بنويس كه قابل خواندن باشد يا كاری بكن كه قابل نوشتن باشد.
    " بنجامين فرانكلين "

    انسان موجود عجيبی است...
    اگر به او بگـوييد در آسمـان، يـكصد ميـليارد و نهصد و نود و نه ستاره وجود دارد
    بي چون و چرا مي‌پـذيرد، اما اگر در پاركی بـبيند روی نيـمكـتي نوشته‌اند رنگی نشـويد،
    بي درنگ انگشت خود را روی نیمکت می‌کـشد تا مـطمئـن شـود.
    نیچه



    مهم نیست اگر انـسـان بـرای کـسی که دوسـتـش دارد غـرورش را از دست بـدهـد؛ امـا فـاجـعـه اسـت اگر بـه خـاطـر حـفـظ غـرور، کـسی را که دوسـت دارد از دست بـدهـد.
    ویـلـیـام شکـسـپـیـر


    هـر حـقـیـقــتی از سـه مـرحـلـه می‌گـذرد:
    ابـتـدا بـه مـسـخره گـرفـتـه مـی‌شود
    بـعـد بـه شـدت بـا آن مـخالـفـت مـی‌ـشـود
    و در آخـر، بـه عـنـوان امـری بـدیهـی پـذیـرفـتـه می‌ـشـود.
    " آرتورشوپنهاور "



    مايكل شوماخر چندين سال متوالی در مسابقات اتومبیلرانی "فرمول یک" در دنيا اول شد.
    وقتي رمز موفقيتش را پرسيدند، در جواب گفت:
    تنها رمز موفقيت من اين است كه زماني كه ديگران ترمز مي‌گيرند، من گاز مي‌دهم...
    DECIDE while others are delaying
    (تصمیم بگیر وقتی که دیگران مرددند)...
     

    پاسخ حسابی دکتر حسابی...

    یکی از دانشجویان دکتر حسابی به ایشان گفت : شما سه ترم است که مرا از این درس می‌اندازید. من که نمی‌خواهم موشک هوا کنم ...
    می‌خواهم در روستایمان معلم شوم...
    دکتر جواب داد : تو اگر نخواهی موشک هوا کنی و فقط بخواهی معلم شوی قبول‌، ولی تو نمی‌توانی به من تضمین بدهی که یکی از شاگردان تو در روستا، نخواهد موشک هوا کند!!!!

    زن...

    زن عشق می‌کارد و کینه درو می‌کند. دیه‌اش نصف دیه توست و مجازات زنایش با تو برابر. می‌تواند تنها یک همسر داشته باشد و تو مختار به داشتن چهار همسرهستی. برای ازدواجش، در هر سنی اجازه ولی لازم است و تو هر زمانی بخواهی، به لطف قانون‌گذار می‌توانی ازدواج کنی. در محبسی به نام بکارت زندانی است و تو.... او کتک می‌خورد و تو محاکمه نمی شوی. او می‌زاید و تو برای فرزندش نام انتخاب می‌کنی. او درد می‌کشد و تو نگرانی که کودک دختر نباشد. او بی‌خوابی می‌کشد و تو خواب حوریان بهشتی را می‌بینی. او مادر می‌شود و همه جا می‌پرسند نام پدر...

    «دكتر علي شريعتي»

    سخنان بزرگان...

    از دست دادن امیدی پوچ و محال، خود موفقیت و پیشرفتی بزرگ است.
    شکسپیر

    به گمان من انسان برای موفقیت در زندگانی باید بتواند در چهار زمینه استاد شود: مناسبات، تدارکات، نگرش و رهبری.
    جان ماکسول

    میزان بزرگی و موفقیت هر فرد بستگی به این دارد که تا چه حد می تواند همه نیروهای خود را در یک کانال بریزد.
    اریسون سووت ماردن

    موفقیت کلید شادی نیست، بلکه شادی کلید موفقیت است؛ اگر آنچه انجام می دهی دوست بداری، موفق خواهی بود.
    هرمن کین

    همه خوشبختی ها و موفقیت هایی که به من روی آورده، از درهایی وارد شده که آنها را به دقت بسته بودم.
    لرد بایرون

    راه موفقیت، همیشه در حال ساخت است؛ موفقیت پیش رفتن است، نه به نقطه پایان رسیدن.
    آنتونی رابینز

    موفقیت بر روی ستون های شکست شکل می گیرد.
    سری چتری

    نمی توانم فرمول موفقیت را برای شما بیان کنم؛ اما اگر فرمول شکست را می خواهید آن است که بکوشید همه را راضی نگه دارید.
    اسوپ

    موفقیت، کم و بیش در دسترس همه هست، اما دامنه توفیق در زندگانی شخص، بدون توان رهبری محدود است.
    جان ماکسول

    شکست بیش از موفقیت آموزنده است؛ کسی که هیچ گاه اشتباه نمی کند، هرگز به جایی نمی رسد.
    راکفلر

    شکست یک عامل نیروبخش است، نه یک بازدارنده؛ هر شکست بذری از موفقیت در دل دارد.
    ناپلئون هیل

    کارایی اساس بقا است، اما لازمه موفقیت ثمربخش بودن است.
    جان ماکسول

    موفقیت در این نیست که چه چیزی در پیش رو داریم، موفقیت در این است که چه چیزی در پشت سر به جا می گذاریم.
    کریس ماسگرو

    هرکس خواهان موفقیت است باید یاد بگیرد که ناکامی جزء حتمی فرایند پیشرفت است.
    برادرز

    من معتقدم موفقیت زمانی به دست می آید که یک قدم جلوتر برویم؛ یعنی ضمن استقبال از ناملایمات و سختی ها شکست را بخشی از زندگانی خود بدانیم.
    جان ماکسول

    علت موفقیت آدم های موفق این است که خرد خود را در کوره های ناکمی پیدا کرده اند. خرد حاصل از کامیابی بسیار اندک است.
    ویلیام سارویان

    موفقیت، مساوی با رسیدن به هدف نیست، بلکه خود سفر است.
    جان ماکسول

    مهم ترین عنصر فرمول موفقیت عبارت است از شیوه کنارآمدن با مردم.
    تدی روزولت

    اگر آن قدر ضعیف و ناتوان نبودم که برای زنده ماندن خود ناگزیر به کوشیدن باشم، هرگز نمی توانستم به چنین کارهایی دست بزنم و به موفقیت برسم.
    چارلز رابرت داروین

    موفقیت تنها نصیب معدودی می شود و این درحالی است که کثیری از مردم در رویای موفقیت به سر می برند.
    جان جانسون

    رمز موفقیت، پایبندی به هدف در زندگی است.
    بنجامین دیزرائیلی

    همه چیز به طرز برخورد و نگرش شما بستگی دارد. مسایل می توانند شما را با مشکل یا با موفقیت رو به رو سازند.
    جان ماکسول

    موفقیت مانند کشتی گرفتن با یک گوریل است. وقتی که خسته شدید، دست از مبارزه نمی کشید، بلکه هنگامی می توانید استراحت کنید که گوریل را از پای درآورده باشید.
    روبرت اشتراوس

    یادگیری مداوم حداقل شرط لازم برای موفقیت در هر زمینه ای است که در آن فعالیت می کنید؛ هر روز چیز جدیدی بیاموزید.
    برایان تریسی

    نخستین قانون موفقیت، تمرکز است.
    ویلیام ماتیوس

    تنها ابزار موفقیت که به یقین به آن نیاز دارید، صرف نظر از این که کارتان چیست این است که بیشتر و بهتر از آنچه از شما انتظار می رود کارآیی داشته باشید و به ارایه خدمات بپردازید.
    آگ ماندینو

    بسیاری از افراد خوب موفقیت را می بینند. برای من موفقیت با تکرار خطا و درون بینی آن به دست می آید. در حقیقت، موفقیت حاصل یک درصد کار است که خود از ۹۹ درصد خطاب به دست آمده است.
    سوشیرو هوندا

    زمانی که دانش یک مرد برای موفقیت کافی است، اما تقوای او کافی نیست، هرچه را که او ممکن است به دست آورد دوباره از دست خواهد داد.
    کنفسیوس

    بزرگ ترین موفقیت عبارت است از اعتماد یا سازش کامل بین اشخاص صمیمی.
    رالف والدو امرسون

    اگر کسی استعداد طبیعی داشته باشد بازهم باید برای موفقیت تمرین کند و آماده شود.
    جان ماکسول

    کسی که از تمام کمک های خارجی چشم بپوشد و آن را دور اندازد و شخصا وارد میدان شود و به نیروی خود برپا ایستد، کسی است که نیرومندی و موفقیت را برایش پیش بینی می کنم.
    رالف والدو امرسون

    اگر حداکثر تلاش خود را کرده اید، حتما به موفقیت هایی هم رسیده اید. قرار نیست همه به نهایت برسند. همه بهترین فروشنده یا بهترین بازیکن بسکتبال نخواهند شد، باوجود این شما هم می توانید یکی از بهترین ها باشید.
    مایکل جردن

    موفقیت خود را با موفقیت دیگران پیوند دهید تا آنان شما را به جلو برانند و موجب حداکثر پیشرفت شما شوند.
    جوزف مک کلندون

    موفقیت از آن کسانی نیست که هرگز دچار ناکامی نشده اند، بلکه متعلق به کسانی است که هرگز برای ازسرگرفتن مبارزه، بیم و هراسی ندارند.
    هانری کپ

    علاقه، اندیشه و مطالعه چیزهایی هستند که شما را به سوی موفقیت سوق می دهند.
    وس رابرتز

    همیشه به خود اعتماد داشته باشید. اگر یک بار کاری را با موفقیت انجام داده باشید، بازهم می توانید.
    آنتونی رابینز

    ایمان و باور ما در ابتدای هر مسوولیت دشواری تنها عاملی است که موفقیت نهایی مان را تضمین می کند.
    ویلیام جیمز

    از موفقیت دیگران همان اندازه خوشحال باش که از موفقیت خودت خشنود می شوی.
    کریستین لارسون

    اعتماد به نفس ضرورتا تضمین کننده موفقیت نیست، اما عدم اعتماد به نفس به یقین باعث شکست می شود.
    آلبرت بندورا

    به یاد داشته باش که برای موفقیت، بیش از هر چیز به اراده و تصمیم نیاز داری.
    آبراهام لینکلن

    موفقیت، نتیجه تشخیص درست است؛ تشخیص درست، نتیجه تجربه است؛ تجربه نیز اغلب نتیجه تشخیص نادرست است.
    آنتونی رابینز

    موفقیت در آرزوها، نسبت مستقیم با قدرت اراده ما دارد.
    دیل کارنگی

    آرامش و اطمینان، بهترین موفقیت است.
    اوستن

    سه جمله برای دستیابی به موفقیت: ۱) بیشتر از دیگران بدان، ۲) بیشتر از دیگران کار کن، ۳) کمتر از دیگران توقع داشته باش.
    منتسب به ویلیام شکسپیر

    اگر به دنبال موفقیت نروید خودش به دنبال شما نخواهد آمد.
    ماروا کلینز

    حتی دارکوبنیز موفقیت خود را مدیون تلاش پیوسته و کوبیدن نوکش است تا به هدف نایل شود.
    کولمن کاکس

    موفقیت به سراغ کسانی می آید که آن قدر در تلاشند که وقت نمی کنند دنبال آن بروند.
    هنری تورئو

    پیش از آنکه بالارفتن از نردبان موفقیت را آغاز کنید، مطمئن شوید که نردبان را به ساختمان مناسب تکیه داده اید.
    استفان کاوی

    راز موفقیت در این است که بتوانیم ایده های دیگران را کسب کنیم و به مسایل، هم از دید خود و هم از دید دیگران بنگریم.
    هنری فورد

    شاهراه موفقیت پر از زن هایی است که شوهران خویش را به پیش می برند.
    توماس دوار

    اگر داشتن فکر و اندیشه مثبت به تنهایی کارساز بود، باید همه در کودکی اسب های کوچک داشته و اکنون نیز زندگی رویایی داشته باشیم؛ هر موفقیت بزرگ با عمل به دست می آید.
    آنتونی رابینز

    گاهی افرادی به موفقیت های بزرگ می رسند، تنها به این دلیل ساده که ننمی دانند کاری که به آن دست زده اند، بسیار دشوار، بلکه غیرممکن است.
    آنتونی رابینز

    یکی از کلیدهای موفقیت این است که پیوندی سازنده بین کارهایی که انجام می دهیم و چیزهایی که دوست داریم به وجود آوریم.
    آنتونی رابینز

    راز موفقیت آن است که شغل خود را جزء سرگرمی های خویش قرار دهید.
    مارک تواین

    به جای اینکه سعی کنید مرد موفقیت باشید، سعی کنید مرد ارزش ها باشید.
    آلبرت اینشتین

    یک روش عالی برای موفقیت در کار این است: افکارتان را روی کاغذ بیاورید.
    برایان تریسی

    من از اشتباه بیش از موفقیت درس آموختم.
    سرهنری دیوی

    به دست آوردن آنچه که ما آرزویش را داریم موفقیت است، اما چیزی را که برای به دست آوردن آن تلاش نمی کنیم خوشبختی است.
    لوسیا

    اگر در اولین قدم، موفقیت نصیب ما می شد، سعی و عمل دیگر مفهومی نداشت.
    موریس مترلینگ

    اول مشورت، دوم تصمیم و سوم انتخاب سه رکن موفقیت هستند.
    لوپ دووکا

    احسان منفی، ترمز موفقیت ماست؛ ترمزهای خود را رها کنید.
    برایان تریسی

    هر موفقیت بزرگی نتیجه هزاران تلاش کوچک و عادی است که مورد توجه و ستایش دیگران قرار نمی گیرد.
    برایان تریسی

    هرچه صبر بیشتر باشد، دقت بیشتر است و هرچه دقت بیشتر باشد، موفقیت بیشتر است.
    کریستوفر مارلو

    بیشتر افراد برای مرگ ناگهانی آماده ترند تا موفقیت ناگهانی.
    گیل فلان

    مرد عاقل همواره ۹ نکته را درنظر دارد: روشن دیدن، خوب گوش دادن، مهربان سخن گفتن، آداب داشتنف راستگو بودن، انجام وظیفه کردن، پرسیدن هنگام تردید، خود را از خشم دور نگاه داشتن و در عین موفقیت، عادل و منصف بودن.
    کنفوسیوس

    هرجا موفقیت بزرگی ببینید، انبوهی از ناکامی ها را در مسیر آن مشاهده می کنید.
    آنتونی رابینز

    هیچ موفقیت حقیقی به دست نمی آید، مگر اینکه با ارزش های اساسی ما مطابقت داشته باشد.
    آنتونی رابینز

    موفقیت، سکه ای است که روی دیگر آن ناکامی است.
    آنتونی رابینز

    الهام بخش زندگی من، شرح حال کسانی بوده است که امکانات و استعدادهای خود را به کار می گیرند تا به موفقیت ها و نتایجی تازه، چه برای خود و چه برای دیگران دست یابند.
    آنتونی رابینز

    راز موفقیت این است: هدف را بی وقفه دنبال کنید.
    آنا پاولوفا

    موفقیت برای اشخاص کم ظرفیت مقدمه گستاخی است.
    مثل ایتالیایی

    من باور دارم...

    من باور دارم ...
    که دعوا و جرّ و بحث دو نفر با هم به معنى اين که آن‌ها همديگر را دوست ندارند نيست.
    و دعوا نکردن دو نفر با هم نيز به معنى اين که آن‌ها همديگر را دوست دارند نمى‌باشد.

    من باور دارم ...
    شادترين مردم لزوماً کسى که بهترين چيزها را دارد نيست
    بلکه کسى است که از چيزهايى که دارد بهترين استفاده را مى‌کند.

    نلسون ماندلا

    ازدواج...

    براي ازدواج کردن لحظه‌اي درنگ نکنيد !!
    اگر زن خوبي نصيبتان شود، خوشبخت مي‌گرديد.
    و اگر زن بدي گيرتان آمد مثل من فيلسوف می شوید.

    (سقراط)

    پند لقمان...

    روزي لقمان به پسرش گفت امروز به تو سه پند مي دهم که کامروا شوي.

    • اول اين که سعي کن در زندگي بهترين غذاي جهان را بخوري!
    • دوم اين که در بهترين بستر و رختخواب جهان بخوابي.
    • و سوم اين که در بهترين کاخها و خانه هاي جهان زندگي کني.

    پسر لقمان گفت اي پدر ما يک خانواده بسيار فقير هستيم چطور من مي توانم اين کارها را انجام دهم؟

    لقمان جواب داد:

    • اگر کمي ديرتر و کمتر غذا بخوري هر غذايي که مي خوري طعم بهترين غذاي جهان را مي دهد.
    • اگر زیاد کار کني و کمي ديرتر بخوابي در هر جا که خوابيده اي احساس مي کني بهترين خوابگاه جهان است.
    • و اگر با مردم دوستي کني، در قلب آنها جاي مي گيري و آن وقت بهترين خانه هاي جهان مال توست.

    كفش‌هايم...

    دوست دارم در خیابان با کفش‌هایم راه بروم و به خدا فکر کنم تا این که در مسجد بنشینم و به کفش‌هایم فکر کنم !

    «دکتر علی شریعتی »

    سخنراني استیو جابز در دانشگاه استنفورد !!

    ادامه نوشته

    نظر شریعتی درباره «ولایت فقیه» چه بود؟

    در این دوره غیبت کبرا یک نظام انتخاباتی خاص به وجود می‌آید و آن یک انتخابات دموکراتیک است برای رهبر... گر چه این انتخاب شونده به وسیله مردم انتخاب می‌شود، اما در برابر امام مسئول است و در برابر مردم نیز. بر خلاف دموکراسی که منتخب به وسیله مردم، فقط در برابر خود مردم که انتخاب کنندگان و موکلین او هستند مسئول است.

    به گزارش رجانیوز، امیرحسین ثابتی در وبلاگ شخصی خود نوشته است:

    29 خرداد 90، سی و چهارمین سالگرد مرحوم شریعتی است. شخصیتی که به اندازه کافی موافق و مخالف داشته و دارد و همیشه یک پای دعواهای سنتی سیاسیون و روشنفکران سه دهه پس از انقلاب بوده است.

    طبیعتا شریعتی نه بدون اشتباه بوده و نه 100 درصد باطل، اما جدای از همه این مباحث که فرصت جداگانه‌ای می‌طلبد به نظر می‌رسد هنوز بخش‌هایی از تفکر وی که برای نسل امروز قابل استفاده می‌باشد ناشناخته مانده است. لذا بخشهایی از اشارات مسقیم وی پیرامون مبحث «ولایت فقیه» عینا نقل می‌شود:

    «با آغاز دوران غیبت بزرگ و خاتمه کار نُواب انتصابی - که امام به وسیله آنها، در نهان، بر مردم خویش حکم می‌راند و مردم، از طریق این بابهای تعیین شده، با شخص رهبر تماس داشتند و وظیفه اجتماعی خود را از او کسب می‌کردند و حقیقت اعتقادی مذهب خویش را از او می‌پرسیدند - رابطه قطع می‌شود و مسئولیت امام به مردم واگذار می‌شود و دوران انتصاب پایان می‌گیرد و عصر انتخاب فرا می‌رسد.

    " توقیع (فرمان) ِ مشهور امام –که پیش از ورود به دوران غیبت بزرگ صادر شده است- نظام ویژه‌ای را که جانشین ِ نظام ِ امامت می‌شود، بدین گونه اعلام می‌دارد:

    "فَامّا الحَوادث الواقِعَه، فارجِعوا فیها اِلی رُواةِ احادیثُنا، فَانّهُم حُجَتی عَلَیکُم وَ اَنا حُجَتُ الله عَلَیهِم"
    "اما دربارۀ پدیده‌ها و رویدادهایی که در مسیر زمان و در طی تحولات و تغییرات اجتماعی وقوع می‌یابد، به راویان سخن ما - دانشمندان و متفکرانی که به سخنان ما، هم دانایند و هم آشنا - رجوع کنید، که آنان حجت منند بر شما و من حجت خدایم بر ایشان"

    اما اینها چه کسانی اند؟ و چگونه و چرا انتخاب می‌شوند؟

    ضوابط و شرایط ِ انتخاب آنان را امام صادق علیه السلام برای توده مردم اعلام کرده است:

    "امّا، مَن کانَ مِن الفُقَهاء صائِناً لِنَفسِه، حافِظاً لِدینه، مُخالفاً لِهواهُ، مطیعاً لامر مولاه، فللعوام اَن یُقَلّدوه"

    "اما، از دین شناسان، آنکه نگهدار و خویشتنش بود، نگهبان ایمانش، مخالف هوسش، فرمانبردار خدا و مطیع امر مولایش، بر توده مردم است که تقلیدش کنند"

    تقلید نه تنها با تعقل ناسازگار نیست، اساساً کار عقل این است که هر گاه نمی‌داند، از آنکه می‌داند تقلید می‌کند و لازمه عقل این است که در اینجا خود را نفی کند و عقل آگاه را جانشین خود کند. بیمار خردمند کسی است که در برابر طبیب متخصص خردمندی نکند. چه، خردمندی کردن در اینجا بی خردی است و اقتضای تعقل، تعبد است و تقلید. مهندس، طبیب، حقوقدان و رهبر یک تشکیلات انقلابی یا حزبی، همیشه تربیت شده ترین و فهمیده ترین افراد را در میان مراجعان و اعضای خود مطیعتر و مجری تر از همه یافته‌اند. زیرا شعور، این فضلیت علمی و عقلی را به آنان آموخته است که ابراز فضل در آنچه نمی‌دانند، فضولی است و این شیوه عقل است که در یک رشته علمی، از متخصص تقلید کند و این قانونی است که در همه رشته‌های زندگی جاری است و هر جامعه‌ای که پیشرفته تر و متمدن تر است، اصل تقلید و تخصص در آن استوار تر و مشخص تر است.

    بنابر این می‌بینیم که در این دوره غیبت کبرا یک نظام انتخاباتی خاص به وجود می‌آید و آن یک انتخابات دموکراتیک است برای رهبر... گر چه این انتخاب شونده به وسیله مردم انتخاب می‌شود، اما در برابر امام مسئول است و در برابر مردم نیز. بر خلاف دموکراسی که منتخب به وسیله مردم، فقط در برابر خود مردم که انتخاب کنندگان و موکلین او هستند مسئول است.

    این است که مردم، نایب عام را خودشان، با تشخیص و آرای خودشان، بر اساس این ضوابط انتخاب کرده و رهبری او را می‌پذیرند، و او را جانشین امام تلقی می‌کنند و این جانشین امام در برابر امام و مکتب او مسئول است یعنی بر خلاف نماینده‌ای که با نظام دموکراتیک انتخاب شده، مسئول این نیست که ایده‌ها و ایده آلها و نیازهای مردمی که او را انتخاب کرده‌اند بر آورده کند، بلکه مسئول است که مردم را بر اساس قانون و مکتبی که امام و رهبر و هدایت کننده آن مکتب است هدایت کرده و آنها را بر اساس آن مکتب تغییر و پرورش دهد.

    البته این انتخاب که یک "انتخاب مُقُیّدی است، به این معنی نیست که همه مردم بیایند رای بدهند و هر کس آرایش بیشتر بود، به جانشینی امام منتخب شود و در مسند نیابت امام قرار گیرد، بلکه چون این فرد یک شخصیت اجتماعی است و در عین حال یک شخصیت علمی، بنابراین توده نا آشنا با علم، خود به خود شایستگی انتخاب او را ندارند و عقل حکم می‌کند کسانی که آگاهی و علم دارند و می‌دانند که عالم ترین و متخصص ترین و آشنا ترین فرد به این مکتب کیست، یعنی عالِم شناسان به این انتخاب مبادرت ورزند و مردم هم که خود به خود با فضلا و و روحانیان و علمای مذهب خودشان تماس و به آنها اعتماد دارند و از آنها پیروی می‌کنند، طبعاً رای آنها را برای انتخاب نایب امام می‌پذیرند و این یک انتخاب طبیعی است، همان طور که درباره متخصصان دیگر این کار را می‌کنیم، مثلاً من که بیماری قلب دارم و شخصاً هیچ گونه آگاهی طبی ندارم، بزرگ ترین متخصص قلب را خودم انتخاب نمی‌کنم و معمولاً از دانشجویان پزشکی، اطبا، داروسازان و یا کسانی که آگاهی به این مسایل دارند استخبار می‌کنم که بهترین متخصص قلب کیست و بنابر اعتقادی که به ایشان دارم، رای ایشان را به عنوان رای خودم می‌پذیرم ؛ یک نوع انتخابات دو درجه‌ای طبیعی.

    این امام، در دوره غیبت، مسئولیت هدایت خلق و پیروانش را برعهده علمای روشن و پاک و آگاهان برمذهب خود می‌گذارد تاظهورش فرا رسد و آن هنگامی است که رژیم‌های حاکم و نظام‌های اجتماعی در سراسر زندگی انسان‌ها به حضیض فساد رسیده باشد. "

    کتاب انتظار مذهب اعتراض، صفحات 24 الی 29.

    گفتار و توصیه‌های کوتاه اخلاقی آیت الله بهجت...

    آنچه در پي مي آيد گلچيني از رهنمودها و توصيه هاي اخلاقي حضرت آيت الله بهجت است كه از منابع مختلف انتخاب شده  است.


    ۱) هم جنسي و هم شكلي و اختلاط با كفار، تسلط و حكومت آنها را بر مسلمانان آسانتر مي سازد. [در محضر بهجت: ۱/۳۲]

    ۲) اگر بي تفاوت باشيم و براي رفع گرفتاريها و بلاهايي كه اهل ايمان بدان مبتلا هستند دعا نكنيم، آن بلاها به ما هم نزديك خواهد بود.[همان: ۱/۹۷]

    ۳) ائمه ما (عليهم السلام) دعاها را در اختيار ما گذاشته اند تا ما را غرق در نور ببينند. [همان: ۱/۱۸۹]

    ۴-اگر بخواهيم محيط خانه گرم و باصفا و صميمي باشد، فقط بايد صبر و استقامت و گذشت و چشم پوشي و رأفت را پيشه خود كنيم تا محيط خانه گرم و نوراني باشد. [همان ۱/۳۰۰]

    ۵-ما بايد باب توجيه خطا و اشتباه را به روي خود ببنديم و براي هر خطا، زبان به استغفار بگشاييم و اگر قابل جبران باشد، جبران كنيم. [همان]

    ۶-خدا نكند حرام در نزد انسان زينت داده شود! اين يك بيماري قلبي است كه انسان به آن مبتلا مي شود، و با وجود راههاي حلال كه نيازش را برآورده مي كند، خود را به حرام گرفتار مي نمايد! [همان: ۱/۲۹۸]

    ۷-واي بر ما اگر در خصوص خوردنيها و نوشيدنيها از حرام اجتناب نكنيم! زيرا همين غذاها است كه منشأ علم و ايمان و يا كفر ما مي شود! [همان: ۱/۳۳۷]

    ۸-اگر مي خواهيد از ناحيه دعا به جايي برسيد، زبان حالتان اين باشد: تسليم خدا هستيم، هر چه بخواهد بكند، بنا داريم عمل به وظيفه بندگي كنيم. [همان: ۱/۳۴۱]

    ۹-در اين مطلب جاي شك نيست كه اگر انسان بدان موفق باشد، براي او كافي است و تمام مطالب و نتايج رياضات شاقه و دشوار را دارد! و آن مطلب اين است كه: انسان خود را در محضر خدا ببيند و خدا را در همه احوال، مطلع از خود و در همه جا حاضر و بر همه كارها و احوال خود، ناظر بداند. [همان: ۱/۳۵۴]

    ۱۰-براي اداره تمام جهان كافي است كه انسان، عاقل و مؤمن و متدين باشد. ديانت و عقل، براي اداره كره زمين كفايت مي كند [همان:۲/۴۳]

    ۱۱-عبارت: (واجعل قلبي بحبك متيماً: و دل مرا سرگشته و ديوانه عشق و محبت خود قرار ده.) نفي موضوع خودبيني است و اين كه پروانه بشود و به نور رسد و نور شود. از خدا بخواهيم با جذبات او از خود فارغ شويم و بي خود گرديم تا نفهميم و خود را در برابر عظمتش گم كنيم. [همان: ۲/۱۲۱]

    ۱۲-راستگويي، در ديدن رؤياي صادقه و صفاي روح خيلي مؤثر است. [همان: ۲/۱۵۸]

    ۱۳-باب رسيدن به كمالات و لقاءالله مفتوح است. حيف نيست اين مراحل را كه از راه بندگي حاصل مي شود، نداشته و از آنها محروم باشيم؟![همان: ۲/۱۹۰]

    ۱۴) خوردن غذاي شبهه ناك و نيز غذاي كسي كه از حرام پرهيز ندارد، هر چند جايز است؛ ولي انسان را مريض و از عبادات محروم مي كند و يا سبب سلب توفيق مي شود. [همان: ۲/۲۴۶]

    ۱۵) موجبات خواطر و غفلت و نسيان از ياد و ذكر حضرت حق را خود ما فراهم مي كنيم... در اثر محاسبه و مراقبه، عيب كار آشكار مي گردد. [همان: ۲/۳۶۴]

    ۱۶) كسي كه از معنويات و معرفت خدا بهره مند است، چه حاجت به كيميا دارد؟! چه كيميايي بالاتر از خداشناسي؟![همان: ۲/۳۵۹]

    ۱۷) انسان هر راهي را بدون تقيد و پايبندي به قرآن و سنت برود، روز به روز تنزل مي كند. [همان: ۲/۳۶۱]

    ۱۸) انسان بايد هر روز موضع خود را مشخص كند كه آيا اهل حق است و يا باطل و پيرو آن. [همان: ۲/۳۶۲]

    ۱۹) خدا كند شغل نافع به حال خود را تشخيص دهيم و تثبيت در آن پيدا كنيم و در آن ثابت قدم باشيم، و هر روز فكر تازه اي در سر نداشته باشيم و هر لحظه به رنگي نباشيم! [همان: ۲/۳۹۵]

    ۲۰) به فكر خود باشيم، خود را اصلاح كنيم. اگر به خود نرسيديم و خود را اصلاح نكرديم، نمي توانيم ديگران را اصلاح كنيم. [همان: ۲/۴۲۷]

    ۲۱) بايد هر كسي در شبانه روز، مقداري از وقت خود را صرف تحصيل علوم دينيه كند، ولو به فرض، يك ساعت در شبانه روز. [فيضي از وراي سكوت: ۱۵۶]

    ۲۲) ابتلائات براي اين است كه يقين پيدا كنيم. [نكته هاي ناب: ۷۵]

    ۲۳) كسي كه بداند در مرآي و مسمع خدا است، نمي تواند گناه كند. تمام انحرافات ما از اين است كه خدا را ناظر و شاهد نمي بينيم.[همان]

    ۲۴) ما بايد با احاديث سر و كار داشته و آنها را مطالعه كنيم؛ چرا كه شفا در اينها است. [همان: ۹۱]

    ۲۵) هر روز، يك روايت از كتاب (جهاد النفس) وسائل الشيعه را مطالعه كنيد. در واضحاتش بيشتر فكر كنيد. بعد اين را در خودتان مي بينيد كه سر يك سال، عوض شده ايد! [همان: ۱۴۳]

    ۲۶) بعضي گمان مي كنند كه ما از ترك معصيت عبور كرده ايم؛ غافلند از اين كه معصيت، اختصاص به كبائر معروفه ندارد، بلكه اصرار بر صغائر هم، كبيره است. [به سوي محبوب: ۳۴]

    ۲۷) هيچ ذكري بالاتر از ذكر عملي نيست. هيچ ذكر عملي، بالاتر از ترك معصيت در اعتقاديات و عمليات نيست. [همان: ۴۰]

    ۲۸) بايد بدانيم علاج ما، اصلاح نفس است در همه مراحل، و از اين مستغني نخواهيم بود و بدون اين، كار ما تمام نخواهد شد. [همان: ۱۰۴]

    ۲۹) خدا مي داند يك صلواتي را كه انسان بفرستد و براي ميتي هديه كند، چه معنويتي، چه صورتي، چه واقعيتي براي همين يك صلوات است! [همان: ۱۱۴]

    ۳۰) انسان بايد دائم الذكر باشد! زيرا كسي كه دائم الذكر باشد، همواره خود را در محضر خدا مي بيند و پيوسته با خدا سخن مي گويد. [برگي از دفتر آفتاب: ۱۴۴]

    ۳۱) اگر جلوي خود را در ارتكاب معاصي نگيريم، حالمان به انكار و تكذيب و استهزا به آيات الهي، و يا به جايي مي رسد كه از رحمت خدا نااميد مي شويم! [در محضر بهجت:۱/۱۹۳]

    ۳۲) التزام به سنخ دعاهاي اهل بيت (عليهم السلام) اولين مرتبه اش، مجالست و مؤانست با آنها است. [همان: ۱/۲۴۶]

    ۳۳) در تعبديات، كوه كندن از ما نخواسته اند، سخت ترينش نماز شب خواندن است كه در حقيقت، تغيير وقت خواب است نه اصل بي خوابي، بلكه نيم ساعت زودتر بخواب، تا نيم ساعت زودتر بيدار شوي! [همان: ۲/۱۷۰]

    ۳۴) در قضيه حضرت يوسف (عليه السلام) آمده است: (اخرج عليهن: بر آنان بيرون آي.) فقط يك ديدار بود، و پس از ديدن جمال حضرت يوسف... دستها را قطع كردند و بي اختيار شدند!... پس اهل شهود كه كشف آنها به مراتب قوي تر است، چگونه با مشاهده جمال و كمال مطلق، به هر چه غير او است پشت پا نزنند؟! [همان: ۲/۱۷۶]

    ۳۵) بوده اند كساني كه اگر معصيت يا خلافي از آنها صادر مي شد يا غذاي ناپاكي مي خوردند، متوجه مي شدند و مي گفتند: تاريك شديم، حجابي حاصل شد. [همان:۲/۴۲۶]

    ۳۶)ترك معصيت، حاصل نمي شود به طوري كه ملكه شخص بشود، مگر با دوام مراقبه و ياد خدا در هر حال و زمان و مكان و در ميان مردم و در خلوت. [به سوي محبوب:۲۳]

    ۳۷) مواعظ عمليه، بالاتر و مؤثرتر از مواعظ قوليه است! [همان: ۳۳]

    ۳۸) از خدا مي خواهيم كه عيدي ما را در اعياد شريفه اسلام و ايمان، موفقيت به عزم راسخ ثابت دايم بر ترك معصيت قرار بدهد، كه مفتاح سعادت دنيويه و اخرويه است! [همان: ۳۵]

    ۳۹) هر كه عمل كرد به معلومات خودش، خداوند مجهولات او را معلوم مي فرمايد! [همان:۴۶]

    ۴۰) نماز شب، مفتاح توفيقات است [كليد موفقيتها است]. [ همان: ۷۹]

    ۴۱) وقتي كه روح انسان به عالم ديگر رفت، مي فهمد اين همه تشريفات در دنيا لازم نبود. [در محضر بهجت: ۲/۴۰۵]

    ۴۲) ما بايد در اعتقادات و اعمال، چه عمل شخصي مان و يا عمل نوعي و اجتماعي مان و در عبادتمان، از تحصيل رضايت خدا، لحظه اي غافل نشويم و مسامحه نكنيم كه اگر مسامحه بكنيم، در همان آن، خاسر و زيانكار شده ايم! [فيضي از وراي سكوت:۵۳]

    ۴۳) مدام به قرآن نگاه كردن، دواي درد چشم است. [در محضر بهجت: ۲/۲۸۰]

    ۴۴) اگر از قرآن استفاده نمي كنيم، براي آن است كه يقين ما ضعيف است. [همان: ۲/۲۸۰]

    ۴۵) ملائكه، صداي ما را ضبط مي كنند، هم از گفتار ما، هم از اصل و نيت گفتار ما كه به داعي الهي صادر شده است، يا نفساني و شيطاني، عكسبرداري مي كنند. [همان: ۲/۱۰۰]

    ۴۶) نسبت اين دنيا و عالم آخرت، مثل شكم مادر و عالم رحم با اين عالم است (والموت ولاده الروح: مرگ، تولد روح است.) [همان: ۲/۲۳۵]

    قصاب خانه‌ی دنیا ! ...

    در زمان سلطان محمود می‌کشتند که شیعه است،
    زمان شاه سلیمان می‌کشتند که سنی است،
    زمان ناصرالدین شاه می‌کشتند که بابی است،
    زمان محمد علی شاه می‌کشتند که مشروطه طلب است،
    زمان رضا خان می‌کشتند که مخالف سلطنت مشروطه است،
    زمان پسرش می‌کشتند که خراب‌کار است،
    .
    .
    اگر اسم و اتهامش را در نظر نگیریم چیزی عوض نمی شود:
    تو آلمان هیتلری می کشتند که یهودی است،
    حالا تو اسرائیل می‌کشند که طرف‌دار فلسطینی‌ها است،
    عرب‌ها می‌کشند که جاسوس صهیونیست‌ها است،
    صهیونیست‌ها می‌کشند که فاشیست است،
    فاشیست‌ها می‌کشند که کمونیست است‌،
    کمونیست‌ها می‌کشند که آنارشیست است،
    روس ها می‌کشند که پدر سوخته از چین حمایت می‌کند،
    چینی‌ها می‌کشند که حرام‌زاده سنگ روسیه را به سینه می‌زند،
    و می‌کشند و می‌کشند و می‌کشند...
    و چه قصاب خانه‌یی است این دنیای بشریت.


    احمد شاملو

    نان از استاد دکتر علی شریعتی...

    دموکراسی می گوید: رفیق، حرفت را خودت بزن،
    نانت را من می خورم.

    مارکسیسم می گوید: رفیق، نانت را خودت بخور،
    حرفت را من می زنم.

    فاشیسم می گوید: رفیق، نانت را من می خورم،
    حرفت را هم من می زنم
    و تو فقط برای من کف بزن ...

    اسلام حقیقی می گوید: نانت را خودت بخور،
    حرفت را هم خودت بزن
    و من فقط برای اینم که تو به این حق برسی.

    اسلام دروغین می گوید: تو نانت را بیاور به ما بده
    و ما قسمتی از آن را جلوی تو می اندازیم،
    اما آن حرفی را که ما می گوییم بزن!

    درس‌هایی از استيو جابز، بنيانگذار شركت اَپل...

    استيو جابز يكي از موفق‌ترين كارآفرين‌هاي نسل حاضر است. موفقيت او داستاني افسانه‌اي دارد. او پس از شش ماه از دانشگاه اخراج شد و در كف اتاق دوستان خود مي‌خوابيد و بطري‌هاي خالي را جمع‌آوري مي‌كرد و مي‌فروخت تا 5 سنت براي غذا به دست آورد. ولي او همه‌ي اين‌ها را تحمل كرد تا اين كه بالاخره توانست شركت اپل و همين طور شركت انيميشن پيكسار را بنا كند. در اين مقاله، مي‌خواهيم نكته‌هايي كه حاصل سال‌ها تجربه است را از زبان اين مدير و كارآفرين موفق بيان كنيم. آن چه در اين مقاله مي‌بينيد، براي افرادي كه مي‌خواهند كسب و كار موفق و پررونقي داشته باشند بسيار مفيد خواهد بود.

    1- آنچه را دوست داريد انجام دهيد. عشق و علاقه واقعي خود را بشناسيد. ببينيد چه چيزي را دوست داريد عوض كنيد يا چه چيزي را با شور و شوق مي خواهيد بسازيد. تنها راه انجام كارهاي بزرگ اين است كه عاشق كاري باشيد كه انجام مي دهيد.

    2- متفاوت باشيد. متفاوت فكر كنيد. «دزد دريايي بودن بهتر از اين است كه به نيروي دريايي بپيونديد!» (منظور اين است كه در يك سيستم خشك انعطاف فكري خود را از دست مي دهيد.)

    3- كار را با بيشترين كيفيت انجام دهيد. در هر حرفه اي كه هستيد سعي كنيد به بهترين شكل آن را انجام دهيد. كمتر بخوابيد. موفقيت توليد كننده موفقيت است. پس تشنه موفقيت باشيد. بهترين افراد را با بيشترين علاقه استخدام كنيد تا برترين باشيد.

    4_ از آناليز SWOT استفاده كنيد.

    (SWOT مخفف Strengths, Weakness, Opportunities and Threats به معناي تجزيه و تحليل سازمان در شرايط قدرت و ضعف و شناسايي فرصت ها و تهديدها براي آمادگي هر چه بيشتر است). به محض اينكه يك سازمان را بنيانگذاري مي كنيد يا در سازماني مشغول به كار مي شويد ليستي از قدرت ها و ضعف ها تهيه كنيد و آن را روي كاغذ بياوريد. شك نكنيد سيب هاي بد را از كمپاني بيرون بيندازيد!

    5- كارآفرين باشيد. به اولين چيز بزرگي كه در مرحله بعدي قراردارد بنگريد. يك سري طرح و ايده آماده كنيد كه بوسيله آنها بتوانيد به سرعت و قاطعيت عمل كنيد و از اين پنجره به دنياي جديدتري پرواز كنيد. بعضي مواقع اولين مرحله سخت ترين مرحله است. فقط عمل كنيد. جرات داشته باشيد از قلب خود الهام بگيريد.

    6- كوچك شروع كنيد، بزرگ فكر كنيد. در آن واحد نگران همه چيز نباشيد. براي شروع فقط تعداد كمي از كارهاي ساده را انجام دهيد.

    7- بر روي محصول تمركز كنيد. مردم با كارايي شما درباره شما قضاوت مي كنند. بنابراين روي محصول يا خروجي سيستم خود تمركز كنيد سعي كنيد پيمانه اي براي كيفيت باشيد. بعضي از افراد ديگر تحمل كيفيت پايين را ندارند. تبليغ كنيد. اگر محصول شما شناخته نشود فرصت فروخته شدن هم پيدا نخواهد كرد. به طراحي دقت كنيد. «ما دكمه هاي صفحه نمايش را آنقدر خوب ساخته ايم كه گاهي هوس مي كنيد آن را ليس بزنيد.» «(البته) طراحي فقط ظاهر يا احساسي كه ايجاد مي كند نيست، بلكه درباره كارايي هم هست.»

    8- سعي كنيد در بازار پيشرو باشيد. تكنولوژي هاي اوليه اي را كه در حرفه خود لازم داريد صاحب شويد و كنترل كنيد. اگر تكنولوژي بهتري در دسترس است از آن استفاده كنيد مهم نيست كس ديگري از آن استفاده مي كند يا خير. اولين باشيد. و آن را تبديل به يك استاندارد در صنعت خود نماييد.

    9- جوياي بازخورد باشيد. درباره نتيجه كار يا محصول خود از افراد با سوابق و تجربيات متفاوت پرس و جو كنيد. هر كدام از آنها يك چيز مفيد به شما خواهند گفت. اگر شما در بالاي زنجيره مديريت باشيد بعضي از افراد مي ترسند پاسخ مناسب بدهند. در اين هنگام مي توانيد نظرات ديگران را به صورت غير حضوري دريافت كنيد يا از افراد ديگر بخواهيد اين كار را براي شما انجام دهند. توجه خود را معطوف نظرات كساني بكنيد كه از محصول شما استفاده مي كنند. «نخست به مشتريان گوش دهيد.»

    10- نوآوري داشته باشيد. نوآوري يك رهبر را از يك پيرو متمايز مي كند. تفويض اختيار كنيد. اجازه دهيد افراد كارا 50% از كارهاي روزمره و روتين شما را انجام دهند تا بتوانيد اين زمان را روي طرح ها، كالاها و خدمات جديد صرف كنيد. براي اينكه بدانيد اشتباه نمي كنيد هزاران چيز را رد كنيد يا به عبارت ديگر بايد روش هاي زيادي را امتحان كنيد و بسيار سعي كنيد. روي يك اختراع اساسي يا نوآوري مهم تمركز كنيد. افرادي را استخدام كنيد كه مي خواهند كاري بزرگ و جهاني انجام دهند. شما به يك فرهنگ توليدي قوي احتياج داريد حتي اگر از برترين تكنولوژي استفاده مي كنيد. سازمان هاي زيادي هستند كه تعداد زيادي مهندس و افراد باهوش دارند. اما در نهايت آنها به يك نيروي گرانشي احتياج دارند تا همه اين افراد را براي يك هدف به جلو براند.

    11- از خطا و شكست بياموزيد. بعضي از مواقع هنگامي كه نوآوري مي كنيد مرتكب اشتباهاتي مي شويد. در اين هنگام بايد به سرعت اشتباهات خود را قبول كنيد. و سعي كنيد نوآوري هاي جديدي همراه با بهينه سازي هاي لازم داشته باشيد. (زماني كه تجربه يك اشتباه يا شكست را داريد وقتي دوباره سعي مي كنيد كافيست به علت شكست فكر كنيد و ببينيد چگونه مي توانيد عمل كنيد كه بهتر نتيجه بگيريد. و اگر متوجه نشديد شايد بايد يكبار ديگر شكست بخوريد تا متوجه اشتباه خود شويد! در اين حالت مي توانيد روش خود را بهينه سازي كنيد.)

    12- پي در پي بياموزيد. هميشه يك چيز ديگر براي آموختن وجود دارد! براي ايده هاي جديد گرده افشاني كنيد مي توانيد اين كار را در درون يا خارج از سازمان خود انجام دهيد. از مشتريان، رقبا و شركاي خود ياد بگيريد. اگر با كسي شريك هستيد كه از او خوشتان نمي آيد سعي كنيد او را دوست داشته باشيد آنها را بالا بكشيد و از آنها سود ببريد. دشمن خود را رو در رو نقد كنيد اما اين كار را صادقانه انجام دهيد.

    ترجمه و تنظيم: علي يزدي مقدم

    ادامه نوشته

    نصایح زرتشت به پسرش...

    تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيد

    آنچه را گذشته است فراموش کن و بدانچه نرسیده است رنج و اندوه مبر

    قبل از جواب دادن فکر کن

    هیچکس را تمسخر مکن

    نه به راست و نه به دروغ قسم مخور

    خود برای خود، زن انتخاب کن

    به شرر و دشمنی کسی راضی مشو

    تا حدی که می توانی، از مال خود داد و دهش نما

    کسی را فریب مده تا دردمندنشوی

    از هرکس و هرچیز مطمئن مباش

    تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيد

    فرمان خوب ده تا بهره خوب یابی

    بیگناه باش تا بیم نداشته باشی

    سپاس دار باش تا لایق نیکی باشی

    با مردم یگانه باش تا محرم و مشهور شوی

    راستگو باش تا استقامت داشته باشی

    متواضع باش تا دوست بسیار داشته باشی

    تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيد

    دوست بسیار داشته باش تا معروف باشی

    معروف باش تا زندگانی به نیکی گذرانی

    دوستدار دین باش تا پاک و راست گردی

    مطابق وجدان خود رفتار کن که بهشتی شوی

    سخی و جوانمرد باش تا آسمانی باشی

    روح خود را به خشم و کین آلوده مساز

    تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيد

    هرگز ترشرو و بدخو مباش

    در انجمن نزد مرد نادان منشین که تو را نادان ندانند

    اگر خواهی از کسی دشنام نشنوی کسی را دشنام مده

    دورو و سخن چین مباش انجمن نزدیک دروغگو منشین

    چالاک باش تا هوشیار باشی

    تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيد

    سحر خیز باش تا کار خود را به نیکی به انجام رسانی

    اگرچه افسون مار خوب بدانی ولی دست به مار مزن تا تو را نگزد و نمیری

    با هیچکس و هیچ آیینی پیمان شکنی مکن که به تو آسیب نرسد

    مغرور و خودپسند مباش، زیرا انسان چون مشک پرباد است و اگر باد آن خالی شود
    چیزی باقی نمی ماند.

    نقل‌قول‌هایی در رابطه با "تجربه"...

    تجربه مثل سنگ آسیاب می‌ماند و خوش‌شانس خواهیم بود اگر روشنمان کند نه آسیاب.

    جاش بایلینگ (Josh Billings)

    تجربه با صنعت به‌دست می‌آید و با گذر سریع زمان کامل می‌شود.

    ویلیام شکسپیر  (William Shakespeare)

    تجربه مثل مدرسه‌ای است که بچه تنبل هیچ از آن یاد نمی‌گیرد. درست است که می‌توان توصیه کرد اما عمل افراد در دست ما نیست.

    بنجامین فرانکلین (Benjamin Franklin)

    درس گرفتن از محیط بهتر است از آموزش و تحصیل.

    ویلیام ووردزوورس  (William Wordsworth)

    خیلی خوب است که با درس گرفتن از بدشانسی‌های دیگران، یاد بگیریم که از چه چیزهایی دوری کنیم.

    پابلیوس سیروس (Publius Syrius)

    تجربه دیگران به علم ما می‌افزاید اما نه به خرد ما. آن را باید گران‌تر بخریم.

    هوسی بالو  (Hosea Ballou)

    به همه افکار خردمندانه تابحال هزاران بار فکر شده است، اما برای اینکه آنها واقعاً از آنِ خودمان کنیم، باید دوباره صادقانه به آنها فکر کنیم تاجاییکه در تجربه شخصیمان ریشه بگیرند.

    جانان وولفگانگ فن گوته (Johann Wolfgang von Goethe)

    کسی آب را خوب می‌شناسد که درآن شنا کرده باشد.

    ضرب‌المثل دانمارکی

    اگر می‌خواهید راه پیش‌رویتان را بشناسید، از کسی بپرسید که از آن رد شده باشد.

    ضرب‌المثل چینی

    گذر سال‌ها چیزهایی به ما می‌آموزد که روزها از آن بی‌اطلاعند.

    رالف والدو امرسون (Ralph Waldo Emerson)

    آنهایی که آخر می‌آیند، با یک مزیت وارد می‌شوند. باثروت گذشتگان زاده می‌شوند. ابزار قضاوت برای آنها آماده است و زیربنای علم در دستانشان قرار داده شده است. از این گذشته، اگر چیزی توسط گذشتگان امتحان شده، باید آن را از دست می‌داده، چراکه زمان حال در واقع قدیمی‌ترین است و بیشترین تجربه از آن خواسته می‌شود.

    کولیر (Collier)

    تجربه طاقی است که باید روی آن خانه بسازید.

    هنری بروک آدامز (Henry Brook Adams)

    تجربه جواهر است و باید اینطور باشد، چراکه برای به‌دست آوردن آن بهای شگرفی باید پرداخت.

    ویلیام شکسپیر

    تجربه نوری است که راه رفتن را برایتان امن‌تر می‌کند و مرد عجولی نیست که انتظار دارد از همان راهی که در گذشته برایش موفقیت آورده، در آینده به موفقیت برسد.

    وندل فیلیپس (Wendell Phillips)

    آن یادگیری که با مشاهده و تجربه خود به دست آید، فراتر از چیزی است که با آموزش کسب شود چراکه دانش مسافر فرای دانش کسی است که داستان سفر او را می‌خواند.

    توماس آ کمپیس (Thomas a Kempis)

    یک لحظه بینش گاهی ارزشمندتر از تجربه یک زندگی است.

    اولیور وندل هولمز (Oliver Wendell Holmes)

    تجربه چیزی نیست که برای انسان اتفاق بیفتد: آن چیزی است که مرد در جواب آنچه برایش اتفاق می‌افتد انجام می‌دهد.

    آلدوس هاکسلی (Aldous Huxley)

    تجربه مادر همه دانش‌هاست.

    میگوئل دو سروانتس (Miguel de Cervantes)

    تجربه فرزند تفکر است و تفکر فرزند عمل. نمی‌توان از درون کتاب انسان‌ را شناخت.

    بنجامین دیسرائلی (Benjamin Disraeli)

    تجربه به خطا نمی‌رود؛ این قضاوت شماست که با انتظار آنچه در توانش نیست مرتکب اشتباه می‌شود. 

    لئوناردو داوینچی (Leonardo da Vinci) 

    برگرفته از سايت Mardoman.Net

    امام حسين (ع) از نگاه ديگران...

    حرکت امام حسین (ع) و واقعه کربلا آنچنان عالمگیر است که بسیاری از اندیشمندان شناخته شده جهانی ورای عقیده و ایدئولوژی، نتوانستهاند به سادگی از آن چشم‌پوشی کنند و تدبر در آن، ایشان را به دیدگاه‌هایی رسانده که گزیده‌ای از آنها تقدیم می‌شود:

    گاندي:
    من نهضتم را مديون حسين بن علي (ع) هستم و من چيز تازه اي براي مردم هندوستان به ارمغان نياورده ام.

    چارلز ديکنز (نويسنده انگليسي):
    اگر منظور امام حسين(ع) جنگ در راه خواستههاي دنيايي خود بود، من نميفهمم چرا خواهران و زنان و اطفالش به همراه او بودند. پس عقل چنين حکم مي کند که او فقط به خاطر اسلام فداکاري کرد.

    جرجي زيدان، نويسنده لبناني:
    پس از رحلت پيامبر(ص)، حب جاه و مال بر فضايل اخلاقي فائق آمد و افکار و آراي آل علي(ع) در ميان چنان مردمي بي اثر ماند. چنانکه مردم کوفه به خاطر جاه و مال بيعتي را که با امام حسين(ع) بسته بودند، در هم شکستند و به اين نيز اکتفا نکرده و او را کشتند.

    توماس مان، متفکر آلماني:
    اگر بين فداکاري مسيح و حسين(ع) مقايسه شود حتماً فداکاري حسين پرمغزتر و باارزش تر جلوه خواهد نمود. زيرا مسيح روزي که آماده براي فدا شدن گرديد زن و فرزند نداشت و در فکر آنان نبوده که بعد از او به چه سرنوشتي دچار خواهند آمد. امام حسين(ع) زن و فرزند داشت و بعضي از آنها کودک خردسال بودند و احتياج به پدر داشتند.

    کورت فريشلر، مورخ بزرگ آلماني:
    امام حسين(ع) در فداکاري قدم را از حدود فدا کردن خود برتر نهاد و فرزندانش را هم فدا کرد... تصميم ثابت حسين(ع) براي فداکاري مطلق نه ناشي از لجاجت بود نه معلول هوا و هوس و او با پيروي از عقل مصمم شده بود که به طور کامل فداکاري کند تا اينکه مجبور نشود بر خلاف عقيده و آرمان والاي خود به وسيله سازشکاري با يزيد بن معاويه و زندگي ادامه دهد. مي دانيم که حسين(ع) خود را براي کشته شدن آماده کرده بود. و او عزم داشت خويش را فدا نمايد چرا توقف نکرد تا به قتلش برسانند و چرا دائم اسب مي تاخت و شمشير مي انداخت... حسين(ع) دست روي دست گذاشتن و توقف براي کشته شدن را دور از مردانگي و جهاد در راه عقيده و آرمان خود مي دانست. در نظر حسين(ع) در همانجا توقف کردن و گردن بر قضا دادن تا اين که ديگران نزديک شوند تا او را به قتل برسانند خودکشي محسوب مي شود. يک مرد دلير و با ايمان خودکشي نميکند.

    توماس کارلايل، دانشمند بزرگ انگليسي:
    بهترين درسي که از تراژدي کربلا مي گيريم اين است که حسين و يارانش ايمان استوار به خدا داشتند. آنان با عمل خود روشن کردند که تفوق عددي در جايي که حق و باطل روبرو مي شوند اهميت ندارد. پيروزي حسين(ع) با وجود اقليتي که داشت موجب شگفتي من است.

    تندن انديشمند هندي:
    قيام کربلا معدل بشريت را بالا برد و سطح آن را ارتقا بخشيد .

    آنتوان بارا (دانشمند مسيحي سوري):
    اگر بگويم حسين (ع) چراغ اسلام است کم گفته ام، اگر بگويم که او زره اسلام است کم گفته ام، بهترين جمله اي که مي توانم بگويم اين است که او وجدان تمام اديان در تمام تاريخ است .

    واشنگتن ايروينگ(مورخ آمريکايي):
    براي امام حســـين ممکن بود که زندگي خود را با تسليم شدن به اراده يزيد نجات بخشد،ليکن مسووليت پيشوايي مسلمين اجازه نمي داد که او يزيد را به عنوان خليفه بشناسد.
    او به زودي خود را براي  قبول هر ناراحتي و فشاري به منظور رها ساختن اسلام از چنگال بني اميه آماده ساخت، در زير آفتاب سوزان سرزمين خشک و در روي ريگهاي تفتيده…
    روح حســـين فنا ناپذير است؛اي پهلوان من و اي نمونه شجاعت و اي شهسوار من، حســـــين!

    پرفسور ادوارد براون (شرق شناس انگليسي)
    آيا قلبي پيدا مي شود که وقتي درباره کربلا سخن مي شنود آغشته به حزن و اندوه نگردد؟
    حتي غير مسلمانان نيز نمي توانند پاکي روحي را که اين جنگ اسلامي در تحت لواي آن انجام گرفت انکار کنند… هر کس اندکي حس در نهاد خود داشته باشد نمي تواند از اين غصه غم انگيز متاثر نشود.

    موريس دوکبري (انديشمند فرانسوي)
    حســـين براي شرف و ناموس مردم و بزرگي مقام مرتبه اسلام از جان و مال و فرزندان گذشت و زير بار استعمار و ماجرا جويي يزيد نرفت، پس بياييد ما هم شيوه او را سر مشق قرار داده از زير دستي يزيديان نوعي رهايي يابيم و مرگ با عزت را بر زندگي با ذلت ترجيح دهيم، زيرا مرگ با عزت و شرافت بهتر از زندگي با ذلت است.

    پرفسور ماربين (فيلسوف و خاورشناس آلماني):
    من معتقدم که رمز بقا و پيشرفت اسلام و تکامل مسلمانان به خاطر شهيد شدن حســــين و آن رويدادهاي غم انگيز مي باشد و يقين دارم که سياست عاقلانه مسلمانان و اجراي برنامه هاي زندگي ساز آن به واسطه عزاداري حيسني بوده است.
    مادامي که اين روش و خصلت در ميان مسلمانان وجود دارد هرگز آنها تن به خواري نمي دهند و تحت اسارت کسي نمي روند.

    سر پرسي سايکس (خاور شناس انگليسي):
    حقيقتا آن شجاعت و و دلاوري که اين عده قليل از خود بروز دادند به درجه اي بوده است که در تمام قرون متمادي هر کسي که آن را شنيد بي اختيار زبان به تحسين و آفرين گشود.
    اين عده  مردم دلير غيرتمند، نامي بلند و غير قابل زوال براي خود تا ابد باقي گذاشتند.

    کورت فريشلر (مورخ مشهور آلماني و نويسنده کتاب امام حسين و ايران):
    تصميم ثابت حســـين براي فداکاري مطلق نه ناشي از لجاجت بود، نه معلول هوي و هوس؛ او با پيروي از عقل مصمم شده بود که به طور کامل فداکاري کند تا مجبور نشود بر خلاف عقيده و آرمان والاي خود با سازش کاري با يزيد بن معاويه به زندگي ادامه دهد.

    زن در نگاه بزرگان...

    زن شاهکار خلقت است . برنارد شاو

    زیباترین خوی زن ، نجابت اوست . ارد بزرگ

    در دنیا تنها دو چیز زیباست ، زن و گل . مالرب

    انتقام شیرین است مخصوصا برای زنان . بایرون

    تمدن چیست ؟ نتیجه نفوذ زنان پاکدامن است . امرسون

    زن رسماً مربی مرد و مهّذب اخلاق اوست . آناتول فرانس

    اگر زن نبود نوابغ جهان را چه کسی پرورش می داد ؟ . ناپلئون

    مردها را شجاعت به جلو می‌راند و زنها را حسادت. برنارد شاو

    نگهداری دم ماهی و دل زن از مشکلات است . آرتور شوپنهاور

    به سراغ زنان می روی ؟ تازیانه را فراموش مکن ! . فردریش نیچه

    مردان آفریننده کارهای مهمند و زنان به وجود آورنده مردان . رومن رولان

    اگر از طبقه‌ بالا زن‌ بگیرید، به‌جای‌ خویشاوند ارباب‌ خواهید داشت‌. لئوپول

    مردان قانون وضع می کنند و زنان اخلاق به وجود می آورند. کونته ورسیه

    با زنی ازدواج کنید که اگر مرد می بود بهترین دوست شما می شد . بردون

    خشم زن مانند الماس است می درخشد اما نمی سوزاند . رابیندرانات تاگور

    زن همیشه سن خود را از تاریخ ازدواج حساب می کند ، نه تاریخ تولد . ارهارد

    هرچه ایمان مرد به هوشش بیشتر شود زن بهتر میتواند گولش بزند . لرد بایرن

    زن تاج سر آفرینش است ، او شریک زندگی و یار ساعات درماندگی است. گوته

    زنانیکه می خواهند مرد باشند،زنانی هستند که نمی دانند زن هستند .الکساندر دوما 

    برای تحمل شدائد زندگی باید عاشق چیزی بود ، کاری ، زنی ، آرمانی و ...مارکوس آنا 

    زن کودکی است که با اندک تبسم خندان و با کمترین بی مهری گریان می شود . هرود

    منشأ هر کار بزرگی زن است ، زن کتابی است که جز به مهر و محبت خوانده نمی شود. لامارتین

    چیزی که زن دارد و مرد را تسخیر می کند ، مهربانی اوست ، نه سیمای زیبایش . ویلیام شکسپیر

    جنبش تساوی خواهی زنان موجب می شود زن از زنانه ترین غرایز خود دور می شود . فردریش نیچه

    شیرین ترین سخنان در زندگی ، خوش آمد گویی بی غل و غش زن به شوهر خویش است . جورج ولز

    زن زشت در دنیا وجود ندارد فقط برخی از زنان هستند که نمی‌توانند خود را زیبا جلوه دهند. برنارد شاو

    هر کجا مردی یافت شد که به مقامات عالیه رسیده یقیناً زنی پاکدامن او را همراهی کرده است . شیلر

    زن عاقل به تربیت همسرش همت می گمارد, و مرد عاقل می گذارد  که زنش اورا تربیت کند . مارک تواین

    هیچ چیز غرور مرد را مثل شادی زنش ارضاء نمی کند ، چون همیشه آنرا مربوط به خود می داند . جونسون

    مردانی که بیشتر از حقوق و هنجار زنان پشتیبانی می کنند خود بیشتر از دیگران به نهاد زن می تازند . ارد بزرگ

    زنان به خوبی مردان میتوانند اسرار را حفظ کنند ولی به یکدیگر می گویند تا در حفظ آن شریک باشند. داستایوفسکی

    اگر شناخت زن و مرد نسبت به ویژگی های درونی و بیرونی یکدیگر بیشتر گردد کمتر دچار گسست می شوند . ارد بزرگ

    زن کانون پرفروغ خانواده ، مرکز مهر ، مظهر عشق ، نمایشگر پاکی ، نمونه عطوفت و چشمه عنایت است .  اقبال لاهوری

    آیندۀ اجتماع در دست مادران است . اگر جهان به میانجیگری زن گرفتار شود ، تنها اوست که می تواند آن را نجات دهد . ابوفور

    به هر اندازه که زن آرام و مطیع و با عصمت و با عفت است ، به همان اندازۀ قدرت فرمانروایی او شدیدتر و استوارتر است . میشله

    آیا برده هستی؟
    پس دوست نتوانی بود
    آیا خودکامه هستی؟
    پس دوستی نتوانی داشت
    در زن دیر زمانی است که برده ای و خودکامه ای نهان گشته اند از این رو زن را توان دوستی نیست او عشق را می شناسد و بس  . فردریش نیچه

    زن وقتیکه دوست بدارد ، غیر از محبوب خود چیزی را نمی بیند و هرچه عاطفه ، مهربانی و نوازش و فداکاری دارد تنها برای او به کار می برد . آلفونس دوده

    زنان تحصیلکرده همسران خوبی از آب در می آیند , زیرا برای اینکه توضیح بدهند که چرا غذا شور یا بیمزه شده است کلمات بیشتری در اختیار دارند. باب هاپ

    کسانیکه ازدواج کرده اند خود را ناراضی نشان می دهند و می گویند زن بد است ، زیرا می خواهند فقط و فقط خودشان از این موهبت تمتّع گیرند . دیسرائیلی

    خودپسندی زنان بزرگترین علت بد بختی ایشان و زوال خانواده هاست . هیچ چیز به اندازۀ خودپسندی زن ها بنای خانواده ها را ویران نکرده است . چارلی چاپلین

    کشتن میل ستیزه جوئی در بسیاری زنان  کاری بی اثر است  و درست مانند آن است که سعی کنی با فشار بادکنکی را در زیر آب نگه داری دوباره بیرون می زند!! . ورا هتریکس

    زن ها علاقۀ زیادی به ریاضیات دارند ، زیرا آنها سن خود را تقسیم بر دو و قیمت لباسهایشان را ضرب در دو و حقوق شوهرانشان را ضرب در سه می کنند و پنجاه سال هم بر سن بهترین دوستان خود می افزایند . مارسل آشار

    جملات كوتاه دكتر علی شریعتی از امام حسین:


    در عجبم از مردمی که خود زیر شلاق ظلم و ستم زندگی می‌کنند اما برای حسینی که آزاده زندگی کرد٬می‌گریند. دکتر علی شریعتی

    حسین بیشتر از آب تشنه ی لبیک بود.افسوس که به جای افکارش، زخم های تنش را نشانمان دادند و بزرگترین دردش را بی آبی نامیدند. دکتر علی شریعتی

    اگر در جامعه ای فقط یک حسین و یا چند ابوذر داشته باشیم هم زندگی خواهیم داشت هم آزادی هم فکر و هم علم خواهیم داشت و هم محبت هم قدرت و سرسختی خواهیم داشت و هم دشمن شکنی و هم عشق به خدا... دکتر علی شریعتی

    آنان که رفتند، کاری حسینی کردند. آنان که ماندند باید کاری زینبی کنند، وگرنه یزیدی‌اند. دکتر علی شریعتی

    از كودك حسین (ع) گرفته تا برادرش، و از خودش تا غلامش، و از آن قاری قرآن تا آن معلم اطفال كوفه، تا آن مؤذن، تا آن مرد خویشاوند یا بیگانه، و تا آن مرد اشرافی و بزرگ و باحیثیت در جامعه خود و تا آن مرد عاری از همه فخرهای اجتماعی، همه برادرانه در برابر شهادت ایستادند تا به همه مردان، زنان، كودكان و همه پیران و جوانان همیشه تاریخ بیاموزند كه باید چگونه زندگی كنند .دکتر علی شریعتی

    از هنگامی كه به جای شیعه علی (ع) بودن و از هنگامی كه به‌جای شیعه حسین (ع) بودن و شیعه زینب (س) بودن، یعنی «پیرو شهیدان بودن»، «زنان و مردان ما» عزادار شهیدان شده‌اند و بس، در عزای همیشگی مانده‌ایم! دکتر علی شریعتی

    این كه حسین (ع) فریاد می‌زند:آیا كسی هست كه مرا یاری كند و انتقام كشد؟» «هل من ناصر ینصرنی؟» مگر نمی داند كه كسی نیست كه او را یاری كند و انتقام گیرد؟ این سؤال، ‌سؤال از تاریخ فردای بشری است و این پرسش از آینده است و از همه ماست.دکتر علی شریعتی

    حسین‏علیه السلام زنده جاویدی است كه هر سال، دوباره شهید می‏شود و همگان را به یاری جبهه حق زمان خود، دعوت می‏كند . دکتر علی شریعتی

    حسین (ع) یك درس بزرگ‌تر ازشهادتش به ما داده است و آن نیمه‌تمام گذاشتن حج و به سوی شهادت رفتن است. مراسم حج را به پایان نمی‌برد تا به همه حج‌گزاران تاریخ، نمازگزاران تاریخ، مؤمنان به سنت ابراهیم، بیاموزد كه اگر هدف نباشد، اگر حسین (ع) نباشد و اگر یزید باشد، چرخیدن بر گرد خانه خدا، با خانه بت، مساوی است.دکتر علی شریعتی

    مسؤولیت شیعه بودن یعنی چه، مسؤولیت آزاده انسان بودن یعنی چه، باید بداند كه در نبرد همیشه تاریخ و همیشه زمان و همه جای زمین ـ كه همه صحنه‌ها كربلاست، و همه ماهها محرم و همه روزها عاشورا ـ باید انتخاب كنند: یا خون را، یا پیام را، یا حسین بودن یا زینب بودن را، یا آن‌چنان مردن را، یا این‌چنین ماندن را ... دکتر علی شریعتی

    امام حسین‏ علیه السلام یك شهید است كه حتى پیش از كشته شدن خویش به شهادت رسیده است؛ نه در گودى قتلگاه، بلكه در درون خانه خویش، از آن لحظه كه به دعوت ولید - حاكم مدینه - كه از او بیعت مطالبه مى ‏كرد، «نه» گفتُ .این، «نه» طرد و نفى چیزى بود كه در قبال آن، شهادت انتخاب شده است و از آن لحظه، حسین شهید است. دکتر علی شریعتی

    فتواى حسین این است: آرى! در نتوانستن نیز بایستن هست. دکتر علی شریعتی

    حسین ضعیفی که باید برای او گریست نبود... آموزگار بزرگ شهادت اكنون برخاسته است تا به همه آنها كه جهاد را تنها در توانستن مى ‏فهمند و به همه آنها كه پیروزى بر خصم را تنها در غلبه، بیاموزد كه شهادت نه یك باختن، كه یك انتخاب است؛ انتخابى كه در آن، مجاهد با قربانى كردن خویش در آستانه معبد آزادى و محراب عشق، پیروز مى ‏شود و حسین «وارث آدم» - كه به بنى‏آدم زیستن داد - و «وارث پیامبران بزرگ» - كه به انسان چگونه باید زیست را آموختند ... دکتر علی شریعتی

    مقتدایان امام حسین‏ علیه السلام كسانى هستند كه از مایه جان خویش در راه خدا نثار مى‏كنند و به راستى حسین آموزگار بزرگ شهادت است كه هنر خوب مردن را در جان بى‏تاب انسان‏هاى عاشق، تزریق می كند. دکتر علی شریعتی

    "آنها كه تن به هر ذلتى مى ‏دهند تا زنده بمانند، مرده‏ هاى خاموش و پلید تاریخند و ببینید آیا كسانى كه سخاوتمندانه با حسین به قتلگاه خویش آمده ‏اند و مرگ خویش را انتخاب كرده ‏اند - در حالى كه صدها گریزگاه آبرومندانه براى ماندنشان بود و صدها توجیه شرعى و دینى براى زنده ماندن شان بود - توجیه و تأویل نكرده ‏اند و مرده‏ اند، اینها زنده هستند؟ آیا آنها كه براى ماندن‏شان تن به ذلت و پستى، رها كردن حسین و تحمل كردن یزید دادند، كدام هنوز زنده ‏اند؟ دکتر علی شریعتی

    اكنون شهیدان كارشان را به پایان رسانده‌اند. و ما شب شام غریبان می‌گرییم، و پایانش را اعلام می‌كنیم و می‌بینیم چگونه در جامعه گریستن بر حسین (ع)، و عشق به حسین (ع)، با یزید همدست و همداستانیم؟ دکتر علی شریعتی

    برگرفته از سايت PersianGFX.Com

    نصایح بسیار زیبای زرتشت به پسرش!

    ميعادگاه همه ايرانيان

     

    آنچه را گذشته است فراموش كن و بدانچه نرسیده است رنج و اندوه مبر 
    قبل از جواب دادن فكر كن 
    هیچكس را تمسخر مكن
     
    نه به راست و نه به دروغ قسم مخور
     
    خود برای خود، زن انتخاب كن
     
    به شرر و دشمنی كسی راضی مشو
     
    تا حدی كه می‌توانی، از مال خود داد و دهش نما
     
    كسی را فریب مده تا دردمندنشوی
     
    از هركس و هرچیز مطمئن مباش
     
    فرمان خوب ده تا بهره خوب یابی
     
    بیگناه باش تا بیم نداشته باشی
     
    سپاس دار باش تا لایق نیكی باشی
     
    با مردم یگانه باش تا محرم و مشهور شوی
     
    راستگو باش تا استقامت داشته باشی
     
    متواضع باش تا دوست بسیار داشته باشی
     
    دوست بسیار داشته باش تا معروف باشی
     
    معروف باش تا زندگانی به نیكی گذرانی
     
    دوستدار دین باش تا پاك و راست گردی
     
    مطابق وجدان خود رفتار كن كه بهشتی شوی
     
    سخی و جوانمرد باش تا آسمانی باشی
     
    روح خود را به خشم و كین آلوده مساز
     
    هرگز ترشرو و بدخو مباش
     
    در انجمن نزد مرد نادان منشین كه تو را نادان ندانند
     
    اگر خواهی از كسی دشنام نشنوی كسی را دشنام مده
     
    دورو و سخن چین مباش، نزدیك انجمن دروغگو منشین
     
    چالاك باش تا هوشیار باشی
     
    سحر خیز باش تا كار خود را به نیكی به انجام رسانی
     
    اگرچه افسون مار خوب بدانی ولی دست به مار مزن تا تو را نگزد و نمیری
     
    با هیچكس و هیچ آیینی پیمان شكنی مكن كه به تو آسیب نرسد
     
    مغرور و خودپسند مباش، زیرا انسان چون مشك پرباد است و اگر باد آن خالی شود چیزی باقی نمی‌ماند.

    کارمای نیک...

    این مطلب، نوشته ای کوتاه و در عین حال جذاب است که دالایی لاما برای سال 2009 تنظیم کرده است... بخوانید و سرخوش گردید.
    خواندن و اندیشیدن در این مطلب بیش‎تر از یکی دو دقیقه وقت نمی‎گیرد.

    1- به خاطر داشته باش که عشق‎های سترگ ودستاوردهای عظیم، به خطر کردن‎ها و ریسک‌های بزرگ محتاج‎اند.
    2- وقتی چیزی را از دست دادی، درس گرفتن از آن را از دست نده.
    3- این سه میم را از همواره دنبال کن:

    * محبت و احترام به خود را

    * محبت به همگان را

    * مسؤولیت‎پذیری در برابر کارهایی که کرده‎ای

    4- به خاطر داشته باش دست نیافتن به آنچه می‎جویی، گاه اقبالی بزرگ است.
    5- اگر می‎خواهی قواعد بازی را عوض کنی، نخست قواعد را فرابگیر
    .
    6- به خاطر یک مشاجره‎ی کوچک، ارتباطی بزرگ را از دست نده
    .
    7- وقتی دانستی که خطایی مرتکب شده‎ای، گام‎هایی را پیاپی برای جبران آن خطا بردار
    .
    8- بخشی از هر روز خود را به تنهایی گذران
    .
    9- چشمان خود را نسبت به تغییرات بگشا، اما ارزش‎های خود را به‎سادگی در برابر آنها فرومگذار.

    10- به خاطر داشته باش که گاه سکوت بهترین پاسخ است.
    11- شرافتمندانه بزی؛ تا هرگاه بیش‎تر عمر کردی، با یادآوری زندگی خویش دوباره شادی را تجربه کنی
    .
    12- زیرساخت زندگی شما، وجود جوی از محبت و عشق در محیط خانه و خانواده است.

    13- در مواقعی که با محبوب خویش ماجرا می‎کنی و از او گله داری، تنها به موضوعات کنونی بپرداز و سراغی از گلایه‎های قدیم نگیر.
    14- دانش خود را با دیگران در میان بگذار. این تنها راه جاودانگی است
    .
    15- با دنیا و زندگیِ زمینی بر سر مهر باش
    .
    16- سالی یک بار به جایی برو که تا کنون هرگز نرفته‎ای
    .
    17- بدان که بهترین ارتباط، آن است که عشق شما به هم، از نیاز شما به هم سبقت گیرد
    .
    18- وقتی می خواهی موفقیت خود را ارزیابی کنی، ببین چه چیز را از دست داده‎ای که چنین موفقیتی را به دست آورده‎ای
    ..
    19- در عشق و آشپزی، جسورانه دل را به دریا بزن.

    شرط موفقیت...

    براي موفقيت در هر كار،


    بايد ابتدا تصوير واضحي از نقشة كار داشته باشي


    آن گاه، همان طور كه در باد شديد، نخ بادبادك را محكم نگه مي داري،


    بايد هدفت را هم به همان محكمي نگه داري

    قدرت مرد و زیبایی زن...

    قدرت و صلابت یك مرد

    عجیب ترین مجسمه های انسانی | www.Persian-Star.org

    The strength of a man isn't seen in the width of his shoulders
    It is seen in the width of his arms that encircle you
    قدرت و صلابت یه مرد در پهن بودن شونه هاش نیست
    بلکه در این هست که چقدر میتونی به اون تکیه کنی و اون میتونه تو رو حمایت کنه


    The strength of a man isn't in the deep tone of his voice
    It is in the gentle words he whispers
    قدرت و صلابت یه مرد این نیست که چقدر بتونه صداش رو بلند کنه
    بلکه در اینه که چه جملات ملایمی رو میتونه تو گوشات زمزمه کنه


    The strength of a man isn't how many buddies he has
    It is how good a buddy he is with his kids
    قدرت و صلابت یه مرد به این نیست که چند تا رفیق داره
    بلکه در این هست که چقدر با فرزندان خودش رفیق هست


    The strength of a man isn't in how respected he is at work
    It is in how respected he is at home
    قدرت و صلابت یه مرد به این نیست که چه قدر در محیط کار قابل احترام هست
    بلکه در این هست که چقدر در منزل مورد احترام هست


    The strength of a man isn't in how hard he hits
    It is in how tender he touches
    قدرت و صلابت یه مرد به این نیست که چقدر دست بزن داره
    بلکه به این هست که چه دست نوازشگری میتونه داشته باشه


    The strength of a man isn't how many women he's Loved by
    It is in can he be true to one woman
    قدرت و صلابت یه مرد به این نیست که چند تا زن عاشقشن
    بلکه به این هست تنها عشق واقعی یه زن باشه


    The strength of a man isn't in the weight he can lift
    It is in the burdens he can understand and overcome
    قدرت و صلابت یه مرد به این نیست که چه وزنه سنگینی رو میتونه بلند کنه
    بلکه بستگی به مسائل و مشکلاتی داره که از پس حل اونا بر بیاد

    گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

    Beauty of a Woman
    زیبایی یك زن



    The beauty of a woman Is not in the clothes she wears... The figure she carries
    Or the way she combs her hair

    زیبایی یه زن به لباسهایی که پوشیده... ژستی که گرفته
    و یا مدل مویی که واسه خودش ساخته نیست



    The beauty of a woman must be seen from her eyes
    Because that is the doorway to her heart, The place where love resides
    زیبایی یه زن باید از چشماش دیده بشه
    به خاطر این که چشماش دروازه ی قلبش هستند، جایی که منزلگه عشق میتونه باشه


    The beauty of a woman Is not in a facial mole
    But true beauty in a woman is reflected in her soul
    زیبایی یه زن به خط و خال صورتش نیست
    بلکه زیبایی واقعی یه زن انعکاس در روحش داره


    It is the caring that she lovingly gives
    The passion that she shows
    The beauty of a woman
    With passing years-only grows
    محبت و توجهی که عاشقانه ابراز میکنه
    هیجانی که در زمان دیدار از خودش بروز میده
    زیبایی یک زن هست
    چیزی که با گذشت سالیان متمادی افزایش پیدا میکنه

    اگر روزی‌ بشر گردی‌...

    پریشانم،
    چه می‌خواهی‌ تو از جانم؟!
    مرا بی ‌آنکه خود خواهم اسیر زندگی ‌کردی.


    خداوندا!
    اگر روزی ‌ز عرش خود به زیر آیی
    لباس فقر پوشی
    غرورت را برای ‌تکه نانی
    ‌به زیر پای‌ نامردان بیاندازی‌
    و شب آهسته و خسته
    تهی‌ دست و زبان بسته
    به سوی ‌خانه باز آیی
    زمین و آسمان را کفر می‌گویی
    نمی‌گویی؟!

    خداوندا!
    اگر در روز گرما خیز تابستان
    تنت بر سایه‌ی ‌دیوار بگشایی
    لبت بر کاسه‌ی‌ مسی‌ قیر اندود بگذاری
    و قدری آن طرف‌تر
    عمارت‌های ‌مرمرین بینی‌
    و اعصابت برای‌ سکه‌ای‌ این‌سو و آن‌سو در روان باشد
    زمین و آسمان را کفر می‌گویی
    نمی‌گویی؟!

    خداوندا!
    اگر روزی‌ بشر گردی‌
    ز حال بندگانت با خبر گردی‌
    پشیمان می‌شوی‌ از قصه خلقت، از این بودن، از این بدعت.
    خداوندا تو مسئولی.
    خداوندا تو می‌دانی‌ که انسان بودن و ماندن در این دنیا چه دشوار است،
    چه رنجی ‌می‌کشد آنکس که انسان است و از احساس سرشار است

    دکتر شریعتی

    سخنان فلسفي...

    انسان آزاد خلق شده است ولی در میان قیود به دنیا می آید. فیلر

    * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

    همای بخت بر شانه‌ات نخواهد نشست مگر آن که شانه‌ای به گستره و پهنای کوهستان داشته باشی‌. ارد بزرگ

    * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

    خرد مانند چشم هستی و جان آدمی است و اگر آن نباشد چگونه جهان را به درستی خواهی گذراند. فردوسی خردمند

    * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

    گشادن عقده‌های درون در پیش دوستان دو تأثیر دارد‌: یکی آن که شادی را دو برابر می‌کند و دیگر آن که غم را به دو نیم می‌سازد زیرا آن کس که دوستان را در شادی خود شریک می‌کند سرور خاطرش بیشتر شود و آن که غم دل به یاری موافق می‌گوید بار اندوه خویش را سبک‌تر خواهد یافت‌. فرانسیس بایگون

    * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

    بخت همچون مرغی در گوش ما زمزمه می‌کند و ما را با خود به سويی می‌کشاند که باورش را هم نمی‌کردیم. ارد بزرگ

    * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

    آن کسی که نمی‌تواند فرمان دهد بایستی فرمان ببرد. فردریش نیچه

    * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

    اگر خواهان تماشای ستاره‌ها هستی، تاریکی شرط ضروری دیدن آن‌هاست. آنی ویلارد

    * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

    اگر هنجارهای سرزمین‌ها نیرومند باشند، انتقام هم گم می‌شود‌. ارد بزرگ

    * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

    بشر تا زمانی‌ که‌ زندگی‌ را به‌عنوان‌ چیزی‌ مقدس‌ باور نداشته باشد و به همنوعان‌ خود به‌ چشم‌ برادر نگاه نکند، زندگی‌ دیگران‌ را تباه‌ خواهد کرد. لئون‌ تولستوی‌.
     

    * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

    آنانی که طریق خدا را می‌شناسند، در تاریکی نیز آن را می‌یابند. مک لارن

    سال‌هاي زندگي به روايت گابريل گارسیا مارکز...

    در 15 سالگی آموختم که مادران از همه بهتر می‌دانند و گاهی اوقات پدران هم

    در 20 سالگی یاد گرفتم که کار خلاف فایده‌ای ندارد، حتی اگر با مهارت انجام شود

    در 25 سالگی دانستم که یک نوزاد، مادر را از داشتن یک روز هشت ساعته و پدر را از داشتن یک شب هشت ساعته محروم می‌کند!

    در 30 سالگی پی بردم که قدرت، جاذبه‌ي مرد است و جاذبه‌، قدرت زن

    در 35 سالگی متوجه شدم که آینده چیزی نیست که انسان به ارث ببرد‌؛ بلکه چیزی است که خود آن را می‌سازد

    در 40 سالگی آموختم که رمز خوشبخت زیستن‌، در آن نیست که کاری را که دوست داریم انجام دهیم‌؛ بلکه در این است که کاری را که انجام می‌دهیم دوست داشته باشیم

    در 45 سالگی یاد گرفتم که 10 درصد از زندگی چیزهایی است که برای انسان اتفاق می‌افتد و 90 درصد آن است که چگونه نسبت به آن واکنش نشان می‌دهند

    در 50 سالگی پی بردم که کتاب، بهترین دوست انسان و پیروی کورکورانه بدترین دشمن وی است

    در 55 سالگی پی بردم که تصمیمات کوچک را باید با مغز گرفت و تصمیمات بزرگ را با قلب

    در 60 سالگی متوجه شدم که بدون عشق می‌‌توان ایثار کرد اما بدون ایثار هرگز نمی‌توان عشق ورزید

    در 65 سالگی آموختم که انسان برای لذت بردن از عمری دراز‌، باید بعد از خوردن آن چه لازم است‌، آن چه را که میل دارد نیز بخورد

    در 70 سالگی یاد گرفتم که زندگی مساله در اختیار داشتن کارت‌های خوب نیست‌؛ بلکه خوب بازی کردن با کارت‌های بد است

    در 75 سالگی دانستم که انسان تا وقتی فکر می‌کند نارس است‌، به رشد و کمال خود ادامه می‌دهد و به محض آن که گمان کرد رسیده شده است‌، دچار آفت می‌شود

    در 80 سالگی پی بردم که دوست داشتن و مورد محبت قرار گرفتن، بزرگ‌ترین لذت دنیا است

    در 85 سالگی دریافتم که همانا زندگی زیباست!

    قسمتی از نیایش‌های دكتر علی شریعتی...

    خدایا : عقیده مرا ازدست " عقده ام"مصون بدار.

    خدایا : به من قدرت تحمل عقیده "مخالف" ارزانی کن.

    خدایا : رشد عقلی و علمی، مرا از فضیلت "تعصب" "احساس" و  "اشراق" محروم نسازد.

    خدایا : مرا همواره آگاه و هوشیار دار تا پیش از شناختن درست و کامل کسی یا فکری مثبت یا منفی قضاوت نکنم.

    خدایا : جهل آمیخته با خودخواهی و حسد، مرا رایگان ابزار قتاله دشمن برای حمله به دوست نسازد.

    خدایا : شهرت منی را که:"میخواهم باشم" قربانی منی که " می‌خواهند باشم" نکند.

    خدایا : در روح من اختلاف در "انسانیت" را به اختلاف در فکر و اختلاف در رابطه با هم میامیز. آن چنان که نتوانم این  سه قوم جدا از هم را باز شناسم.

    خدایا : مرا به خا طر حسد، کینه و غرض، عمله آماتور مگردان.

    خدایا : خودخواهی را چندان در من بکش یا در من برکش تا خودخواهی دیگران را احساس نکنم و از آن در رنج نباشم.

    خدایا : مرا در ایمان « اطاعت مطلق بخش تا در جهان عصیان مطلق » باشم.

    خدایا : به من « تقوای ستیز» بیاموز تا در انبوه مسئولیت نلغزم و از تقوای پرهیز مصونم دار تا در خلوت عزلت نپوسم.

    خدایا : مرا به ابتذال آرامش و خوشبختی مکشان. اضطراب‌های بزرگ، غم‌های ارجمند و حیرت‌های عظیم را به روحم عطا کن.

     لذت‌ها را به بندگان حقیرت بخش و دردهای عزیز بر جانم ریز.

    نكاتي براي تأمل...

    اگر می‌خواهید از چیزی رها شوید، ابتدا اجازه دهید شکوفا شود.

    اگر می‌خواهید چیزی را به دست آورید، ابتدا آن را ببخشید.

    این درک ظریفی از قانون هستی است: نرمی بر سختی غلبه می‌کند و آرام بر سریع پیروز می‌گردد.

    تائوت چینگ می‌گوید:

    زندگی گریه‌ی مختصری‌ است... مثل یک فنجان چای... و کنارش عشق است... مثل یک حبه قند... زندگی را با عشق نوش جان باید کرد...

    هر که بد ما به خلق گوید، ما سینه او نمی‌خراشیم

    ما خوبی او به خلق گوییم تا هر دو دروغ گفته باشیم

    زندگی عمری است که اجل در پی آن می‌تازد. هر کس غم بیهوده خورد می‌بازد

    زندگی حکمت اوست... زندگی دفتری از حادثه‌هاست... چند برگی را تو ورق می‌زنی و مابقی را قسمت

    در جایی بنویس‌: هیچ کس دو بار زندگی نکرد و روزی دو بار بخوان

    گر چه راه صعب است اما تو به صعود ادامه بده؛ شاید قله در یک قدمی تو باشد

     در شگفتم که سلام آغاز هر دیداری است ولی در نماز پایان است‌. شاید این بدین معنا است که پایان نماز‌، آغاز دیدار است‌.                          «دکتر شریعتی»

     اگر می‌خوای ارزشت را نزد خدا بدانی‌، نگاه کن ببین ارزش خدا نزد تو در وقت گناه چه قدر است‌؟!

    ادامه نوشته

    ترجيح مي‌دهم...

    ترجیح می‌دهم با کفش‌هایم در خیابان راه بروم و به خدا فکر کنم تا این که در مسجد بنشینم و به کفش‌هایم فکر کنم...

    «دكتر علي شريعتي»

    دسته‌بندي انسان‌ها، از ديدگاه دكتر علي شريعتي:

    ادامه نوشته

    15 جمله‌ی حاصل عمر گابریل گارسیا مارکز:

    ادامه نوشته

    110 اندرز لقمان حكيم (يا همان زرتشت) به فرزندش:

    ادامه نوشته

    وصیت نامه دکتر علی شریعتی:

    ادامه نوشته

    زن از دیدگاه دکتر علي شريعتي...

    زن عشق مي كارد و كينه درو مي كند...
    ديه اش نصف ديه توست و مجازات زنايش با تو برابر...
    مي تواند تنها يك همسر داشته باشد و تو مختار به داشتن چهار همسرهستي...
    براي ازدواجش در هر سني اجازه ولي لازم است و تو هر زماني بخواهي به لطف قانونگذار مي تواني ازدواج كني...
    در محبسي به نام بكارت زنداني است و تو...
    او كتك مي خورد و تو محاكمه نمي شوي...
    او مي زايد و تو براي فرزندش نام انتخاب مي كني...
    او درد مي كشد و تو نگراني كه كودك دختر نباشد...
    او بي خوابي مي كشد و تو خواب حوريان بهشتي را مي بيني...
    او مادر مي شود و همه جا مي پرسند نام پدر…
    و هر روز او متولد ميشود؛ عاشق مي شود؛ مادر مي شود؛ پير مي شود و ميميرد...
    و قرن هاست كه او؛ عشق مي كارد و كينه درو مي كند
    چرا كه در چين و شيارهاي صورت مردش به جاي گذشت زمان جواني بر باد رفته اش را مي بيند
    و در قدم هاي لرزان مردش؛ گام هاي شتابزده جواني براي رفتن و درد هاي منقطع قلب مرد؛
    سينه اي را به ياد مي آورد كه تهي از دل بوده و پيري مرد، رفتن و فقط رفتن را در دل او زنده مي كند...
    و اينها همه كينه است كه كاشته مي شود در قلب مالامال از درد...!
    و اين, رنج است.