اخبار روز و عکس‌های خبری

 

Javan-News.Ir

پایگاه اطلاع‌رسانی جوان

راز جنايت هولناك در سيم كارت هاي اعتباري:

استوار دوم احمد جعفری، مدت هاست که یکی از کارآگاهان جنایی پلیس آگاهی گیلان به شمار مي‌رود. او در مدت فعالیت خود، بارها به رازگشایی پرونده‌هاي جنایی پرداخته و خاطره جنایی این هفته، یکی از پرونده‌هايی است که او موفق به شناسایی متهمان آن شده است. متهمان سعی داشتند با صحنه‌سازی، مسیر تحقیقات پلیسی را تغییر داده و ناپدید شدن مرد جوان را انتقامجویی جلوه دهند.

به گزارش قانون، اواسط خرداد 90 بود، با یکی از همکاران مشغول صحبت در رابطه با حادثه ای که چند روز قبل تر رخ داده بود، بودم که زن جوانی وارد اداره آگاهی شد. به نظر مي‌رسید که از موضوعی ناراحت است، بدون آنکه از او سوالی بپرسم، عکسی را که داخل کیفش بود درآورد و آن را روی میزم گذاشت و گفت:" شوهرم دو روز است که ناپدید شده و خبری از او ندارم...

ادامه نوشته

افشای رابطه‌ی نامشروع با سقوط مرگبار!!

سقوط مرگبار زنی جوان از طبقه نهم یک ساختمان راز رابطه پنهانی او را با مدیرعامل شرکت محل کارش فاش کرد.

شامگاه پنجشنبه هفته گذشته ماموران پلیس از سقوط مرگبار زنی از طبقه نهم یک مجتمع صد واحدی در جنوب تهران مطلع شدند و وقتی به آنجا رفتند، در برابر پیکر خون‌آلود زن ۲۷ساله به نام سمیه قرار گرفتند و به پرس‌و‌جو از شوهر او پرداختند.

این مرد که از حادثه رخ‌داده، شوکه شده بود، به کارآگاهان گفت:
«امشب من با یکی از دوستانم قرار ملاقات داشتم اما کاری برایم پیش آمد و زودتر به خانه آمدم هرچه زنگ زدم سمیه در را باز نکرد، ولی من مطمئن بودم او در منزل است. نگران شدم و به پدرزنم تلفن زدم تا او خودش را برساند، در همین حال که در انتظار بودم یکدفعه متوجه شدم سمیه از تراس به پایین پرت شد.»

در حالی که علت سقوط مرگبار معلوم نبود، ساعت شش صبح روز جمعه ساکنان آپارتمانی که در طبقه زیرین خانه سمیه قرار داشتند، در تماس با پلیس مورد مشکوکی را گزارش دادند و ماموران را به آنجا کشاندند. مرد صاحب‌خانه به ماموران گفت صبح زود وقتی از خواب بیدار شدم، دیدم مرد غریبه‌ای از پشت کولرمان که در بالکن
است، بیرون آمد و بعد از شکستن قفل در خانه فرار کرد.»

از آنجا که احتمال داشت حضور مرد غریبه با سقوط سمیه در ارتباط باشد، ماموران به چهره‌نگاری از فرد ناشناس پرداختند و همسر متوفی بلافاصله او را شناسایی کرد و گفت این مرد مدیرعامل شرکتی است که سمیه به عنوان حسابدار در آنجا کار می‌کرد.

کارآگاهان پس از به دست‌آوردن این سرنخ به تحقیق برای یافتن مدیرعامل فراری پرداختند و او را در منطقه کن دستگیر کردند. متهم وقتی تحت بازجویی قرار گرفت، با اعتراف به داشتن رابطه پنهانی با سمیه راز سقوط این زن را فاش کرد.

او گفت: «سمیه حدود یک سال بود که در شرکت من کار می‌کرد. او همیشه می‌گفت با شوهرش اختلاف دارد و می‌خواهد طلاق بگیرد. من هم از همسرم جدا شده‌ام و قرار بود به زودی با سمیه ازدواج کنم. رابطه پنهانی ما مدتی ادامه داشت تا اینکه سمیه شب حادثه گفت در خانه تنهاست، من هم برای تعمیر رایانه او به منزلش رفتم اما شوهر سمیه یکدفعه از راه رسید ما خیلی ترسیده بودیم و قرار شد از تراس فرار کنیم برای همین با پارچه طنابی درست کردیم و اول من از طبقه نهم به تراس طبقه هشتم رفتم و آنجا مخفی شدم اما سمیه وقتی می‌خواست پایین بیاید، ناگهان سقوط کرد.»

این متهم که مردی سابقه‌دار است، درباره علت زندانی شدنش در نوجوانی نیز گفت: «من آن‌ موقع عاشق پیکان بودم، اما برای خرید ماشین پول نداشتم به همین خاطر با کمک یکی از دوستانم نقشه کشیدم تا از خانه خاله‌ام سرقت کنم و با پول آن پیکان بخرم اما موقع سرقت مادربزرگم خانه خاله‌ام بود. او ما را دید و دوستم برای اینکه لو نرویم، او را کشت بعد از آن به خاطر معاونت در قتل و سرقت به هشت سال زندان محکوم شدم و سه سال در کانون اصلاح و تربیت بودم بعد هم عفو و آزاد شدم.»

متهم ادامه داد: «من از طریق کانون به شهرداری معرفی شدم و مدتی را در آنجا کار می‌کردم و همانجا با همسرم که چهار سال از من بزرگ‌تر بود، آشنا شدم و ازدواج کردم و حالا یک پسر شش‌ساله دارم.»

بنا بر این گزارش متهم اکنون در بازداشت به سر می‌برد و تحقیقات در این رابطه ادامه دارد.

عکس‌های اعدام متهمان به تجاوز در خمینی‌شهر اصفهان...

عکس های اعدام متهمان خمینی شهر اصفهان

عکس های اعدام متهمان خمینی شهر اصفهان

عکس های اعدام متهمان خمینی شهر اصفهان

عکس های اعدام متهمان خمینی شهر اصفهان

 

عکس های اعدام متهمان خمینی شهر اصفهان

عکس های اعدام متهمان خمینی شهر اصفهان

عکس های اعدام متهمان خمینی شهر اصفهان

عکس های اعدام متهمان خمینی شهر اصفهان

عکس های اعدام متهمان خمینی شهر اصفهان

عکس های اعدام متهمان خمینی شهر اصفهان

اعدام عاملان جنایت سیاه آتشگاه اصفهان...

عاملان سناریوی آزار و اذیت مادر و دختر و سرقت میلیونی از خانه قربانیان با تائید حکم اعدامشان از سوی قضات دیوان عالی کشور به زودی پای چوبه دار می روند.

به گزارش خبرنگار مهر، ساعت شش صبح شنبه چهارم مهر سال 88 ، زنی هراسان با مرکز فوریت های پلیسی اصفهان تماس گرفت و راز جنایت سیاه را فاش کرد. دقایقی پس از این تماس گروهی از ماموران کلانتری 18 میرزا طاهر خود را به خانه مورد نظر منطقه آتشگاه اصفهان رساندند.

مریم – 40 ساله و دختر 19 ساله اش شبنم با چهره ای وحشتزده به ماموران گفتند: نیمه های شب دو مرد با ورود به خانه، آنها را با تهدید مورد آزار و اذیت قرار داده اند. با توجه به حساسیت موضوع دو تیم از کارآگاهان مبارزه با جرائم جنایی و کارشناسان بررسی صحنه جرم با حضور در محل جنایت سیاه و نمونه برداری از آثار به جا مانده در خانه به تحقیق از مریم – زن صاحبخانه – پرداختند.

وی گفت: کارمند یکی از ادارات اصفهان هستم که چند سال قبل به خاطر اختلاف های خانوادگی از شوهرم جدا شدم. از آن پس نیز همراه دخترم شبنم در این خانه زندگی می کنیم. حدود ساعت دو بامداد با شنیدن صدایی از خواب پریده و ناگهان دو مرد نقابدار را بالای سر خود دیدم. آنها تهدید کردند در صورت هر گونه سر و صدا ما را می کشند. مردان ناشناس سپس دست، پا و دهان ما را بسته و به جستجوی خانه پرداختند. آنها پس از جمع کردن لوازم با ارزش خانه نقشه سیاه و شیطانی شان را نیز اجرا کرده و حدود ساعت پنج صبح فرار کردند. سرانجام وقتی با زحمت فراوان دست و پایمان را باز کردیم با پلیس تماس گرفته و کمک خواستیم.

از سوی دیگر کارآگاهان در بازرسی خانه دریافتند دزدان خشن از بالای دیوار وارد شده و با سرقت دو دستگاه خودروی سواری، لوازم صوتی و تصویری، مقداری پول نقد و مدارک متواری شدند. همچنین به دلیل حساسیت هایی که به دنبال انتشار خبر این جنایت هولناک در مردم ایجاد شده بود تحقیقات ویژه جنایی در این باره ادامه یافت.

در نخستین گام مشخصات خودروهای مسروقه در اختیار ماموران پلیس سراسر کشور قرار گرفت اما به دلیل استفاده نکردن مجرمان از خودروها، ردیابی ها در این شاخه به نتیجه نرسید. از سوی دیگر به دلیل این که سارقان، نقاب به چهره داشتند چهره نگاری از آنها امکان نداشت. بنابراین تیم تحقیق برای کشف سرنخی در بررسی های محلی به پسر 24 ساله ای به نام فرشید مشکوک شدند. کارآگاهان که به طور شبانه روز وی را تحت نظر داشتند پس از چند روز متوجه رفت و آمدهای او به باغی در اطراف شهر شدند.

ماموران که به موضوع مشکوک بودند به بازرسی باغ پرداخته و یکی از خودروهای سرقتی که به شکل حرفه ای پنهان شده بود را کشف کردند. با این وجود پس از شناسایی باقر- همدست متهم – که از اشرار سابقه دار منطقه بود سرانجام عملیات دستگیری جداگانه هر دو کلید خورد.

ماموران برای دستگیری باقر وارد باغی شده بودند که کفتار فراری با مشاهده پلیس پا به فرار گذاشت و به طور ناگهانی ناپدید شد. کارآگاهان که می دانستند او از باغ خارج نشده به بازرسی دقیق پرداخته و به چاه متروکه ای رسیدند. سپس با کمک آتش نشانان، مجرم خطرناک مجروح را از عمق 15 متری چاه خارج کرده و به بیمارستان رساندند اما او صدمه جدی ندیده بود.

تبهکاران نیز پس از انتقال به اداره آگاهی در بازجویی ها چاره ای جز اعتراف ندیدند. فرشید به کارآگاهان گفت: شش ماه قبل با باقر در خیابان آشنا شدم که متاسفانه او مرا به اعتیاد کشید. یک روز که در پارک نشسته بودیم باقر موضوع سرقت از خانه مادر و دختر تنها و آزار و اذیتشان را مطرح کرد. ابتدا مخالفت کردم اما سرانجام وسوسه شدم.

از سوی دیگر بررسی ها نشان داد، فرشید تحصیلات نسبتاً بالایی دارد و هیچ سابقه کیفری هم نداشته است اما دوستی و رفت و آمدش با دوستان ناباب او را به مجرمی خطرناک تبدیل کرد و به تباهی کشاند.

در ادامه با توجه به حساسیت ماجرا و ایجاد فضای رعب و وحشت در منطقه رسیدگی به این پرونده در دستور کار قضات دادگاه کیفری استان اصفهان قرار گرفت.

قاضی محمد رضا حبیبی - دادستان عمومی و انقلاب اصفهان- در گفتگو با خبرنگار مهر در این باره گفت: متهمان با تکمیل تحقیقات پای میز محاکمه قرار گرفتند که قضات دادگاه کیفری پس از محاکمه دو پسر شیطان صفت آنها را با توجه به اعترافاتشان، شواهد کشف شده در صحنه جرم و اظهارات شاکیان به اعدام محکوم کردند.

وی افزود: با اعتراض دو متجاوز پرونده برای بررسی حکم به دیوان عالی کشور فرستاده شد که قضات دیوان عالی هم حکم را تائید کرده و برای اجرا به اصفهان بازگرداندند. با انجام مقدمات اجرای حکم دو پسر شرور آنها به زودی پای چوبه دار قرار می گیرند.

گفتگو با عامل جنایت فجیع پل مدیریت...

عامل قتل جنجالی دختر دانشجو در پل مدیریت تهران پرده از جزئیات انتقامجویی در عشق یک‌طرفه برداشت.

به گزارش وطن امروز، این پسر جوان در برابر دیدگان زنان و مردان زیادی بی‌رحمانه به سمت دختر وحشت‌زده حمله کرد و این در حالی بود که موبایل‌ها تصاویر این جنایت را ضبط می‌کردند.ساعت 14:30 بعدازظهر 15 تیرماه سال‌جاری رهگذران در پل مدیریت صحنه هولناکی را دیدند که هیچ‌کدام آن را باور نداشتند.

مرد جوانی با پوشاندن صورتش به 2 دختر جوان حمله کرده و آنان را هدف ضربات چاقو قرار ‌داد تا اینکه روی شکمش نشست و پشت سر هم چاقو را به پهلو و گردنش وارد کرد.رهگذران که وحشت کرده بودند همزمان با خاموش شدن ناله‌های دختر جوان وقتی دیدند مرد نقابدار می‌خواهد از روی پل مکانیزه عابرپیاده فرار کند به سمت وی حمله کردند.

قاتل با دستان خون‌آلود سعی داشت خود را به موتوسیکلتی در پایین پل برساند اما در حلقه رهگذران خشمگین گرفتار شد و با عربده‌کشی و حرکات ترسناک به سمت آنان رفت تا بتواند محاصره را بشکند.

در همین کش و قوس بود که قاتل سنگدل از ناحیه دست راست زخمی شد و چاره‌ای جز تسلیم ندید.

15 دقیقه طول نکشیده بود که خودروی پلیس از کلانتری 145 ونک و اورژانس خود را به پل مدیریت رساندند و مرد نقابدار را که دیگر پارچه‌ای به صورت نداشت و وحشت‌زده همچنان برای فرار تقلا می‌کرد را تحویل گرفتند.تحقیقات میدانی نشان داد که دختری به نام «مهسا» (24 ساله) با وجود رسیدن امدادگران اورژانس به صحنه جنایت از پای درآمده است و مرضیه که دوست وی بود با زخمی شدن هر دو دست دچار خونریزی شدید شده که به بیمارستان انتقال یافت.

تصویربرداری از جنایت
مردي جوان که هنوز باور ندارد چنین صحنه‌ جنایتی را دیده باشد در تحقیقات به ماموران گفت: «منتظر تاکسی بودم که دیدم یک پسر به 2 دختر حمله کرده است؛ او صورتش را پوشانده بود. ابتدا تصور نمی‌کردم یک جنایت در حال رخ دادن است وقتی دیدم بی‌رحمانه چاقو در دست گرفته و آن 2 دختر را هدف قرار می‌دهد به همراه عده‌ای از رهگذران به هواخواهی 2 دختر رفتیم، آن دختران فریاد می‌زدند و کمک می‌خواستند و چند رهگذر از صحنه قتل فیلمبرداری می‌کردند. ما به سمت این پسر که روی شکم یکی از دختران نشسته بود و ضربه می‌زد، رفتیم. بلند شد و به سمت ما حمله کرد تا فرار کند اما نتوانست و او را گرفتیم».

تحقیقات جنایی
با وارد عمل شدن بازپرس رسولی از دادسرای امور جنایی تهران، وی دستور داد تیمی از اداره ویژه قتل پلیس آگاهی به تجسس‌های ویژه برای پرده برداشتن از انگیزه عامل جنایت دست بزنند.

کارآگاهان ابتدا سراغ «مرضیه» رفتند، وی که پس از پانسمان زخم‌های دستانش از بیمارستان ترخیص شده بود، گفت: بعداز اینکه از دانشگاه خارج شدیم روی پل مدیریت منتظر خودرو بودیم که ناگهان مرد نقابداری که صورتش را با پارچه پوشانده بود به سمت ما حمله کرد. او با من کاری نداشت و مهسا را هدف قرار داد و وقتی به هواخواهی‌اش رفتم مهاجم که الان شنیده‌ام هم دانشگاهی‌‌ام است با چاقو به سمت من آمد و ضرباتی به دستانم زد که به عقب پرتاب شده و روی زمین افتادم. سپس به سمت مهسا برگشت او را روی زمین انداخت و روی شکمش نشست، وحشیانه ضربه می‌زد باور نمی‌کنم وی همان پسری باشد که می‌گفت مهسا را دوست دارد.

اعتراف به جنایت عشقی
قاتل پسری دانشجو به نام «کوشا» است که ترم 4 رشته ادبیات فارسی دانشگاه علامه طباطبایی است و با مهسا همکلاسی است. این پسر در بازجویی‌‌ها گفت: از روزی‌ که وارد دانشگاه شدم به مهسا علاقه‌مند شدم. او به من بی‌محلی می‌کرد و گاهی مسخره‌ام می‌کرد، کینه بدی از وی به دل گرفتم تا اینکه چند روز پیش تصمیم گرفتم او را به قتل برسانم، می‌خواستم انتقام بگیرم، وقتی دانشگاه تعطیل شد با موتور آنها را تعقیب کردم، صورتم را پوشاندم تا کسی مرا شناسایی نکند و بعد از قتل می‌خواستم فرار کنم که دستگیر شدم.

گفت‌وگو با عامل قتل جنجالی

چهره‌اش شکسته و ناراحت است، باور نمی‌کنی این پسر جوان بتواند جنایتی رقم بزند که فیلم آن وحشت به جان هر تماشاچی‌ای بیندازد.

کوشا! چند سال داری؟
22 ساله‌ام و از 4 سال پیش به تهران آمده‌ام.

پس بچه تهران نیستی؟
خیر، من اهل کرمانشاه هستم، 4 سال پیش در رشته ادبیات فارسی دانشگاه طباطبایی تهران قبول شدم و از شهرمان به اینجا آمدم.

کجای تهران خانه داری؟
در کرج یک خانه مجردی گرفته‌ام و در آنجا زندگی می‌کنم.

با مهسا دوست بودی؟
اصلا، من از همان روزهای نخست دانشگاه مهسا را دیدم و از او خوشم آمد. هربار جلو رفتم قاطعانه «نه» گفت و صددرصد مرا طرد کرد.

یعنی هیچ‌گاه به تو ابراز علاقه نکرد؟
هیچ‌گاه و این یک آرزو بود که تا بالای طناب دار با خودم همراه خواهم داشت.

چرا اینقدر سماجت؟ مگر نمی‌توانستی دختر دیگری را انتخاب کنی؟
مهسا همه ذهن و وجودم را تسخیر کرده بود در حالی که از 2 سال پیش فهمیدم این دختری نیست که همسرم شود اما «نه» گفتن او برایم کابوس شده بود و کینه به دل داشتم.

در این مدت دختر دیگری را مدنظر قرار ندادی؟
ببینید وضع خانوادگی من طوری است که شاید به هر دختری که حتی از لحاظ قیافه و کلاس بالاتر از مهسا بود، پیشنهاد می‌دادم جواب مثبت می‌گرفتم اما من به مهسا علاقه‌مند بودم.

ویژگی خاصی داشت؟
هیچ ویژگی ممتازی نداشت اما وقتی کسی عاشق می‌شود نمی‌بیند که طرف مقابل چه ویژگی‌ای دارد یا ایرادی ندارد و... همه فکر و ذهنم متعلق به مهسا بود.

«مهسا»‌را با چه کسی دیده بودی که او را کشتی؟
این دختر بسیار پاک بود و با هیچ‌‌کس او را ندیدم اما تحمل شنیدن جواب «نه» را نداشتم.

خودت خواهر داری؟
بله، خواهرم 4 سال از من بزرگ‌تر است و یک برادر دیگر نیز دارم.

اگر خواهرت در شرایط «مهسا» بود آیا حق انتخاب داشت؟
بله، حق انتخاب را من رد نمی‌کنم.

پس چرا او را کشتی؟
گفتم که ذهنم آرام نمی‌گرفت و احساس می‌کردم به عشق پاکم بی‌اعتنایی شده است.

گفتی شرایط خانوادگی‌ات ایده‌آل بود؟!
بله، پدر و مادرم تحصیلکرده‌اند، پدرم فوق‌لیسانس و کارمند بازنشسته دانشگاه است و مادرم نیز بازنشسته شده است، خانواده‌‌ای آرام داریم که من آن را به آشوب کشاندم.

از کی تصمیم به قتل گرفتی؟
مدت‌ها می‌شد که می‌خواستم به مهسا لطمه بزنم، به‌خاطر همین موتوری امانت گرفتم تا نقشه‌ام را انجام دهم، صبح در دانشگاه باز سراغ «مرضیه» رفتم و خواستم «مهسا» را راضی کند تا با من ازدواج کند اما انگار به «مهسا» حرفی نزده بود.

بعدازظهر که شد دنبالشان رفتم و چیزی شد که نباید می‌شد!

با این سنگدلی؟
دست خودم نبود، می‌خواستم زود تمام شود تا فرار کنم.

اگر فرار می‌کردی؟
چون چهره‌ام را پوشانده بودم مطمئنا کسی متوجه نمی‌شد فردا سر کلاس می‌رفتم و بعد هم در مراسم عزاداری‌اش خیلی گریه می‌کردم.

عذاب وجدان چی؟
تا بعد از قتل به آن فکر نکرده بودم اما از همان لحظات نخست دستگیری تا الان عذاب وجدان راحتم نمی‌گذارد، مهسا بی‌گناه کشته شد و من 2 شب است که کابوس می‌بینم، مرگ حق من است.

فکر می‌کنی«مهسا» تا آخرین لحظه عمرش تو را شناخت؟!
او چهره‌ام را ندید و مطمئنا نمی‌دانست قاتل کیست و چرا کشته شده، خیلی ناراحتم.

می‌دانی فیلم جنايت تو در اینترنت و تلویزیون پخش شده؟
شنیده‌ام، خیلی ناراحتم؛ هم برای خانواده مهسا و هم برای خانواده خودم.

متجاوزین به عنف از هيچ مجازاتي واهمه ندارند...

افرادي كه دست به تجاوز جنسي مي‌زنند، صرفا كساني نيستند كه نمي‌توانند رابطه جنسي با جنس مخالف يا حتي با جنس موافق برقرار كنند بلكه حتي در ميان افرادي كه داراي همسر و فرزند هستند اين نوع جرايم ديده مي‌شود.

يك متخصص حقوق جزا و جرم‌شناسي و استاد دانشگاه، تجاوز به عنف را محصول يك اختلال شخصيتي و ناشي از دوران كودكي و نوجواني مرتكب برشمرد و مشكلات اقتصادي، فرهنگي، روحي و رواني را از جمله مهمترين عوامل آن عنوان كرد.

دكتر علي نجفي توانا در گفت‌وگو با ايسنا، در تحليل جرم‌شناختي پديده تجاوز به عنف با بيان مقدمه‌اي تصريح كرد: جرايم جنسي عمدتا ارتباط تنگاتنگي با شرايط سني، فرهنگي و اقتصادي مرتكبان دارد؛ البته اين نوع جرايم در اكثر كشورهاي جهان وجود دارد.

وي ادامه داد: تجاوزات جنسي و به‌طور مشخص تجاوز به عنف از جمله جرايمي هستند كه از قديم‌الايام يعني زماني كه بشر زندگي جمعي خود را آغاز كرد تا به امروز وجود داشته و هم‌اكنون نيز در كشورها و جوامع مختلف با انگيزه‌هاي متفاوت ارتكاب مي‌يابد.

اين استاد دانشگاه افزود: در واقع تجاوز جنسي نوعي انحراف جنسي است كه شخص به اين دليل كه نمي‌تواند از طرق عادي و با ايجاد رابطه انساني، مشروع و قانونمند نيازهاي خود را برطرف كند، با تمسك به زور و جبر و خلاف ميل طرف مقابل به تماميت جنسي وي تعرض مي‌كند.

نجفي توانا گفت: تجاوز جنسي به عنوان يك بزه معمولا به صور مختلف در قالب كودك‌آزاري از نوع آزار جنسي، زناي با محارم، ساديسم جنسي، پورنوگرافي و عورت‌نمايي انجام مي‌شود و در دو حالت ماسوخيسم و يا ساديسم يعني خود‌آزاري و ديگرآزاري خودنمايي مي‌كند.

وي اظهار كرد: افرادي كه دست به تجاوز جنسي مي‌زنند، صرفا كساني نيستند كه نمي‌توانند رابطه جنسي با جنس مخالف يا حتي با جنس موافق برقرار كنند بلكه حتي در ميان افرادي كه داراي همسر و فرزند هستند اين نوع جرايم ديده مي‌شود.

اين حقوقدان خاطرنشان كرد: مطالعه پرونده‌هايي كه به صورت سريالي منجر به مرگ افراد مي‌شود در كشورهاي اروپايي و آمريكايي و حتي ايران نشان‌دهنده اين است كه مهاجم بعد از شناسايي قرباني در فرصتي مناسب ضمن تعرض جنسي، ايذا و اذيت و حتي ربايش قرباني، او را به قتل مي‌رساند؛ لذا در يك جمع‌بندي كلي مي‌توان گفت تجاوز جنسي محصول يك اختلال شخصيت و ناشي از دوران كودكي و نوجواني فرد بوده و در واقع به نوعي در دوران رشد رواني وي يعني دوران دهاني، دفعي، سالوس، نهفتگي و بلوغ در او پديد آمده است و در زمان جواني و ميانسالي خودنمايي مي‌كند.

نجفي توانا تصريح كرد: ما مي‌توانيم در مورد بسياري از افراد كه اقدام به تعرضات جنسي كرده‌اند ـ چه به جنس مخالف و چه به جنس موافق ـ بعد از آسيب‌شناسي، اطلاعاتي جمع آوري كنيم كه دقيقا مويد ريشه‌هايي است كه ذكر شد. نمونه بارز آن مجرماني مانند بيجه، خفاش شب و افراد ديگري هستند كه در دوران كودكي مورد تعرض قرار گرفته بودند. البته در ميان تعرض‌كنندگان گاهي پيدا مي‌شوند افرادي كه به دليل خشونت‌ورزي نسبت به آنها از سوي والدين به‌ويژه مادر يا نامادري، كينه زنان را به دل گرفته و سعي مي‌كنند با تعرض و تجاوز به زنان در دوران جواني اين كينه را كه در ضمير ناخودآگاه آنان به صورت يك اهريمن پنهان وجود دارد، متجلي كنند و سپس با كشتن زنان، عطش پنهاني خود را اطفا و خود را ارضا كنند.

وي اظهار كرد: متاسفانه گاهي هم ديده شده كه تحت عنوان عقايد و باورهاي ديني و اعتقادي، اشخاصي مبادرت به تعرض جنسي و جسمي كرده و افراد را به قتل مي‌رسانند كه نمونه‌هاي آن در قتل‌هاي زنجيره‌اي خراسان و جنوب كشور و در تهران خودنمايي كرده‌اند. البته لزوما تعرضات جنسي منجر به قتل يا ضرب و جرح افراد نمي‌شود بلكه گاهي تعرضات براي اطفاي عطش جنسي و در مواقعي با سرقت اشياي متعلق به قرباني ‌همراه است. جنايات باند باغ خرمالو در كرج نمونه بارزي از اين دست است كه چند نفر با هماهنگي يكديگر دختران و زنان را در تهران يا كرج مي‌ربودند و به آن باغ معروف مي‌بردند و درآنجا بعد از گرفتن وسايلشان به آنها تجاوز كرده و بعد آنها را در خيابان يا جاي خلوتي پياده مي‌كردند.

اين وكيل دادگستري گفت: در تمام اين موارد، مطالعات نشان داده است كه اين اشخاص از شخصيت ثابت و متعادلي برخوردار نيستند. در رابطه با مرتكبان باغ خرمالو، از مطالعاتي كه شخصا با عده‌اي ديگر از روانشناسان و جرم‌شناسان بر روي اين افراد انجام داديم اين نتيجه حاصل شد كه اين افراد با اينكه خود متاهل بوده‌ و فرزند داشته‌اند، معمولا از يك ميل سيري‌ناپذير تعرض به زنان برخوردار بوده‌اند و به نوعي با تعرض به زنان و دختراني كه عمدتا افراد خانه‌دار و به‌هنجار بودند عطش دروني خود را خاموش مي كردند و جالب اينكه در مورد زنان شوهردار با رفتاري متفاوت عمل مي‌كردند كه اين را ناشي از باور خود مي‌دانستند.

نجفي توانا ابراز عقيده كرد: متاسفانه آمارها به‌ويژه در كشور ما با واقعيات هماهنگي ندارد زيرا قربانيان اين جرايم معمولا تمايلي به شكايت ندارند. در مورد همان حادثه باغ خرمالو شايد از 17 تا 20 نفر كه اين اشخاص به تجاوز به آنها اقرار كرده بودند چيزي در حدود 4 يا 5 نفر آن هم بعد از دستگيري متهمان براي شكايت مراجعه كردند.

وي ادامه داد: البته آرام آرام دختران و زنان جامعه با توجه به اثرات مخرب عدم اطلاع از اين جرايم بيشتر با نيروهاي انتظامي و قضايي مشاركت مي‌كنند و بعد از وقوع حادثه تعداد افرادي كه مايل به اعلام گزارش و جرم هستند رو به افزايش است.

اين استاد دانشگاه تاكيد كرد: در مجموع بايد گفت تعرضات جنسي توسط افرادي انجام مي‌شود كه از لحاظ شخصيتي و رواني متعادل نيستند يا خود، قربانيان خشونت جنسي در دوران كودكي توسط افراد فاميل يا غريبه بوده‌اند يا اينكه مورد ضرب و شتم پدر و مادر قرار گرفته‌اند و از جنس مخالف كينه به دل دارند يا به دليل آموزه‌ها يا آموزش‌هاي اعتقادي و باورهايي كه به صورت غلط به آنها منتقل شده با ديد اين كه جامعه را از اين مفاسد پاك كنند، دست به ارتكاب اين جرايم مي‌زنند.

نجفي توانا با اشاره به حادثه خميني‌شهر نيز يادآور شد: ما در حادثه خميني‌شهر مواجه با يك تراژدي هستيم. بايد اينجا اعلام خطر كنم كه اين قبيل بزهكاران چون به صورت جمعي و باندي عمل مي‌كنند، جرات و جسارت ارتكاب چنين اعمالي را بيشتر به خود راه مي‌دهند و اين اتفاقي است كه معمولا در كمتر جوامعي ديده مي‌شود.

وي اضافه كرد: اگر چه گاه ديده شده افرادي مسلح به ميهماني‌ها حمله كرده و عده‌اي را كشته‌اند يا اموال آنها را به سرقت برده‌اند اما به اين شكل كه عده‌اي جوان و ميانسال با هماهنگي وارد يك محوطه‌اي بشوند، مردان را دستگير كنند و به زنان تجاوز كنند، نشان‌دهنده جراتي است كه بزهكاران در كشور ما پيدا كرده‌اند و به اين علت است كه سياست كيفري ما در برخورد با بزهكاران موفق نبوده و عوامل ارتكاب اين اعمال را بايد در مشكلات اقتصادي، فرهنگي، روحي و رواني جست‌وجو كرد و صرفا با ابزار مجازات و سركوب نمي‌توان با بزهكاري و نابهنجاري در كشور مبارزه كرد زيرا اگر چنين بود با توجه به مجازات اشدي كه تجاوز به عنف دارد يعني مجازات مرگ، بايد كمتر افرادي جرات مي‌كردند دست به آدم‌ربايي و سپس تجاوز به نواميس مردم بزنند.

وي گفت: بايد با نگاهي علمي به آسيب‌شناسي وقوع اين جرايم بپردازيم و صرفا با ابزار مجازات به جنگ اين نوع بزهكاري كه ريشه در شخصيت و ضمير ناخودآگاه افراد دارد، نرويم زيرا قطعا بي‌نتيجه و بلااثر خواهد بود.

اين حقوقدان توصيه كرد كه به جاي مجازات سريع اين افراد، اكيپي از جرم‌شناسان، روانشناسان، روان‌كاوان و مددكاران اجتماعي با مطالعه دقيق اين قبيل بزهكاران نه‌تنها در خميني‌شهر بلكه در اكثر نقاط كشور از جمله تهران نسبت به شناسايي شخصيت آنها و دريافت وجوه مشترك متجاوزان به عنف اقدام كنند و سپس با توجه به اطلاعات تحصيلي در قالب پيشگيري‌هاي عمومي و اختصاصي و حمايت از بزه‌ديدگان بالقوه مثل زنان و دختران خانه‌دار، زنان و دختراني كه كار مي‌كنند و زنان و دختراني كه مجبورند مسافرت بروند و در ترمينال‌ها يا در داخل شهر قرباني تعرض اين افراد بيمار شوند، در قالب يك سياست جنايي تعريف شده نسبت به مبارزه با تمامي جرايم سازمان يافته اقدام شود.

نجفي توانا در پايان اظهار كرد: وقوع تجاوز به عنف، آن هم به اشكالي كه اخيرا مشاهده مي‌كنيم، در كشوري كه اعتقادات ديني و مذهبي در آن از ديرباز وجود داشته نشان مي‌دهد كه بزهكاران ما مرزهاي عرفي بزهكاري را درنورديده‌اند و از هيچ مجازاتي واهمه ندارند. پس مجازات تنها راه چاره و درمان درد پديده بزهكاري نيست و بايد در جست‌وجوي راه معقول‌تري بود.

اعتراض گسترده در کاشمر؛ دادستان کجاست؟

با اینکه پرونده این جنایت اکنون در دادستانی کاشمر مفتوح است و 13 نفر از متجاوزان از سوی نیروهای نظامی و امنیتی شناسایی و دستگیر شده‌اند، اما سایر عاملان این جنایت دستگیر نشده و این پرونده هولناک به نتیجه نهایی نرسیده است.

پس از آنکه خبر تجاوز به زنان در باغی خصوصی در خمینی شهر اصفهان رسانه‌ای شد این بار پرونده‌ای روی میز دادستانی شهر کاشمر در خراسان رضوی گشوده شده که در آن حدود 50 مرد به یک زن در روستای قوژد حمله کرده و او را مورد تجاوز قرار دادند.

به گزارش خبرنگار مهر، پنجم اردیبهشت امسال زنی به نام «م.ق» با طرح شکایتی در دادسرای عمومی و انقلاب شهرستان کاشمر از حادثه هولناکی خبر داده که در آن به حمله 50 مرد به وی در روستای قوژد اشاره شده است. حادثه ساعت 20 روز دوم اردیبهشت ماه امسال در یک زمین کشاورزی و با تهدید چاقو و کتک کاری رخ داده و سپس عوامل آن اقدام به ربودن زن و فرار از منطقه کرده‌اند.

طبق آنچه در شکایتنامه این قربانی تجاوز آمده نیروهای امنیتی پس از حضور در منطقه و ردیابی این افراد دو نفر از آنها را دستگیر کرده و از این طریق افراد باقیمانده را نیز شناسایی می‌کنند.

به گفته خانم «م.ق» چند موتورسوار بعد از اینکه او و همراهش را از ماشینی در حومه شهر کاشمر پایین کشیده‌اند کلید ماشین را برداشته و همراهش را به شدت کتک زده و قربانی را به داخل گندم زار برده و با تهدید چاقو و کتک کاری به او تجاوز کرده‌اند.

ادامه نوشته

شرح جزییات تجاوز وحشیانه به زن کاشمری...

5، 6 نفر موتور سوار، این مرد را از ماشین پیاده کردند و مورد ضرب و شتم شدید قرار دادند و پول، مدارک، طلا و تلفن همراه هر دوی ما را به زور گرفتند. آنها مرا به یک گندمزار بردند و جلوی چشم همدیگر به من تجاوز کردند. یکی از آنها با دوستان دیگرشان تماس گرفت و آنها هم آمدند و به من تجاوز کردند...

«منیره .خ»، زن جوان کاشمری که چندی پیش مورد تجاوز دسته‌جمعی اراذل و اوباش قرار گرفته بود، در گفتگو با خبرنگار «نسیم» جزئیات تکان‌دهنده‌ای از این حادثه را تشریح کرد.

«منیره .خ»، زن جوان کاشمری در گفتگو با خبرنگار اجتماعی «نسیم» با تشریح جزئیات حادثه تجاوز دسته جمعی تعدادی از اراذل و اوباش منطقه کاشمر به وی گفت: شوهر من اعتیاد دارد و چند سالی است که من و دو فرزندم را به حال خود رها کرده‌ است. مدتی است که با مرد سالم و متشخصی آشنا شده‌ام و بخاطر کمک هایی که به من می‌کرد به او اعتماد کردم. در تاریخ دوم اردیبهشت ماه امسال به همراه این مرد و در حال بازگشت از محل کار به خانه بودیم. محل کار من مشرف به روستای قوژد است. در حالی‌که در بین راه توقف کرده بودیم و در حال صحبت بودیم، صدای چند موتور سوار را شنیدیم که در اطراف ماشین توقف کردند.

وی ادامه داد: 5، 6 نفر موتور سوار، این مرد را از ماشین پیاده کردند و مورد ضرب و شتم شدید قرار دادند و پول، مدارک، طلا و تلفن همراه هر دوی ما را به زور گرفتند. آنها مرا به یک گندمزار بردند و جلوی چشم همدیگر به من تجاوز کردند. یکی از آنها با دوستان دیگرشان تماس گرفت و آنها هم آمدند و به من تجاوز کردند. پس از مدتی تصمیم گرفتند که مرا با موتور به یک محل دیگری منتقل کنند. در بین آنها فردی به نام "چوپان" بود که من او را می‌شناختم و او هم مرا می شناخت.

این زن قربانی تجاوز اضافه کرد: با التماس و گریه از او خواستم که به من کمک کند. او پس از آنکه مرا شناخت، با چاقو، دوستانش را تهدید کرد و مرا سوار یک نیسان کرد و به خانه‌ای برد که دو زن در آنجا بودند و آنها به من لباس و غذا دادند و بعد از کمی استراحت، و به دلیل اوضاع جسمی بدی که داشتم به بیمارستان رفتم. مسئولان بیمارستان به دلیل وخیم بودن حال من، علت آن را پرسیدند که پس از صحبتهای من، آنها مسئولان نیروی انتظامی را در جریان قرار دادند و هم اکنون نیز پرونده در دادسرا در جریان است.

اعتراض امام جمعه کاشمر به تجاوز گروهی در روستای قوژد...

هر چند هیچ یک از مسئولان شهرستان کاشمر حاضر به اطلاع رسانی دقیق در این باره نیستند و تنها به ذکر جملات کلی در بیان این جرم، اکتفا می‌کنند، ولی یکی از ضابطان قضایی سپاه پاسداران، جزئیات پرونده روستای قوژد را بیان می‌کند.

امام جمعه کاشمر از فاجعه تجاوز گروهی در روستای قوژد خبر داده است. گفته می‌شود در این تجاوز گروهی، بیش از 10 نفر یک زن را مورد آزار و اذیت قرار دادند.

به گزارش خبر آنلاین، پس از انتشار جرئیات فاجعه تجاوز گروهی به جمعی از زنان در خمینی شهر اصفهان، این بار خبر از تجاوز گروهی دیگری در روستای قوژد (ghoojd) از توابع کاشمر واقع در استان خراسان رضوی می‌رسد. گفته می‌شود در این ماجرا، بیش از 10 نفر به زنی در اراضی اطراف روستای قوژد از توابع بخش مرکزی شهرستان کاشمر، به صورت گروهی، تجاوز به عنف کرده‌اند.

به گفته ضابطان قضایی این شهرستان، هم اکنون بیش از 10 نفر از متجاوزان، در زندان وکیل آباد مشهد، در بازداشت به سر می‌برند و قاسم یعقوبی، امام جمعه این شهر نیز روز گذشته از دستگاه قضایی و نیروی انتظامی، درباره روند رسیدگی به این پرونده انتقاد کرده است. امام جمعه کاشمر و نماینده ولی فقیه در این شهر در خطبه‌های نماز جمعه دیروز خود گفت: «تجاوزات دسته جمعی و سازماندهی شده به نوامیس مردم در شهر دارالمومنین مایه تأسف است.»

خباز، نماینده این شهرستان نیز در گفتگو با خبرآنلاین از وقوع تجاوز جمعی در یکی از روستاهای حوزه انتخابیه خود خبر داد و به ذکر این توضیح کلی بسنده کرد که: «جزئیات این تجاوز را نپرسیده ام و در جریان موضوع نیستم.»

فاجعه روستای قوژد

هر چند هیچ یک از مسئولان شهرستان کاشمر حاضر به اطلاع رسانی دقیق در این باره نیستند و تنها به ذکر جملات کلی در بیان این جرم، اکتفا می‌کنند، ولی یکی از ضابطان قضایی سپاه پاسداران، در گفت‌وگو با خبرآنلاین، جزئیات پرونده روستای قوژد را بیان می‌کند.

مصطفی قریشی می‌گوید: «یک ماه و نیم پیش، مردم روستای قوژد در تماس تلفنی با ضابطان قضایی، خبر از یک تجاوز جمعی در اراضی اطراف این روستا به یکی از زنان اهل روستا می‌دهند. نیروهای بسیج به محل اعزام می‌شوند و تعدادی از متهمان را بازداشت و به کلانتری مربوطه ارجاع می‌دهند. ولی به دلیل اینکه فرد مورد تجاوز، توسط متجاوزان از محل دور شده بود، شاکی خصوصی حضور نداشت و به همین دلیل، اراذل و اوباش دستگیر شده، آزاد می‌شوند.»

هر چند وی از برخورد مقامات قضایی با نیروهای بسیج به دلیل آنچه «فقدان شاکی خصوصی در پرونده» گفته شد، خبر داد، اما در تشریح نحوه دستگیری مجدد متجاوزان توضیح می‌دهد: «پس از یکی دو روز و درمان خانم مورد تجاوز، وی با مراجعه به دادسرا، طرح شکایت می‌کند و به دلیل اینکه پرونده مربوط به شکایت «تجاوز به عنف» بوده، در صلاحیت دادگاه کیفری استان در مشهد قرار می‌گیرد. با هماهنگی دادستان استان، اکیپی از نیروی انتظامی، وارد روستای قوژد می‌شود و تعدادی از متهمان را دستگیر و به زندان وکیل آباد مشهد منتقل می‌کند.»

گفته می‌شود بیش از 15 نفر از متجاوزان در بازداشت به سر می‌بردند که تعدادی از آنها آزاد شده‌اند. مظلومی دادستان کاشمر حاضر نشد به خبرآنلاین درباره جزئیات این پرونده، چیزی بگوید و به ذکر این نکته بسنده کرد که: «پرونده در اختیار دادستانی استان است و قرار شده از طریق اداره کل روابط عمومی استان، اطلاع رسانی شود.»

گلایه‌های امام جمعه

شاید به دلیل آزادسازی ابتدای وقوع جرم و پس از آن، دستگیری مجدد متهمان و گذشت بیش از یک ماه از دستگیری این افراد است که قاسم یعقوبی، امام جمعه کاشمر این چنین به نیروی انتظامی و قوه قضائیه، از تریبون نماز جمعه انتقاد می‌کند: «دستگاه قضایی و نیروی انتظامی باید به موقع وارد عمل شوند زیرا اگر مردم ببینند دستگاه قضا و نیروی انتظامی توان و فرصت این کار را ندارند خود وارد عمل خواهند شد.»

وی با اشاره به اینکه اگر مردم ببینند در روز روشن به ناموسشان تجاوز می‌شود و کسی نیست که برخورد کند، افزود: «در این شرایط هرج و مرج به وجود می‌آید که اثرات آن بدتر است.»

یعقوبی در نماز جمعه گذشته کاشمر گفته است: «کسانی که به صورت گروهی، سازماندهی شده و با سلاح به نوامیس مردم تجاوز می‌کنند، مصداق روشن مفسد فی‌الارض هستند.»

امام جمعه کاشمر در گفت‌وگو با خبرآنلاین، بار دیگر گلایه‌های خود را از دستگاه قضایی مطرح کرد: «هنوز هیچ کاری برای پرونده نشده و نظرم، همان است که در نماز جمعه گفتم.»

در روزهای اخیر، اخباری از تجاوز جمعی اراذل و اوباش به مردم، در کشور منتشر شده. در آخرین این موارد، گروهی از اراذل خمینی شهر به باغی در حومه این شهر حمله کردند و با بستن دست مردان، به صورت گروهی، زنان را مورد اذیت و آزار قرار دادند. در این پرونده، 12 متهم مورد شناسایی قرار گرفته‌اند که با اقدام پلیس، 8 تن دستگیر شده و بقیه، فراری هستند.

اعدام متجاوز به عنف در شهرکرد...

تجاوز به عنف صورت گرفته به یکی از پزشکان شهر بروجن بوده است که در یک میهمانی از پیش طراحی شده صورت گرفت. این تجاوز بین افکار عمومی بازتاب گسترده ای داشته است.

متجاوز به عنف سحرگاه امروز در زندان مرکزی شهرکرد به دار مجازات آویخته شد.

به گزارش واحد مرکزی خبر، دادستان عمومی و انقلاب شهرکرد گفت: محکوم 13 مهر پارسال اقدام به تجاوز به عنف و اجبار و ایراد صدمات عمدی بدنی یک خانم پزشک کرده بود که پس از دستگیری وی ، پرونده به صورت ویژه در شعبه پنجم دادگاه کیفری استان مورد بررسی قرار گرفت.

احمد بهرامی با اشاره به محکومیت نامبرده به حکم اعدام با طناب دار، پرداخت دیه و حبس در دادگاه استان افزود : این رای 22 اسفند پارسال در شعبه 31 دیوان عالی کشور به تایید رسید.

تجاوز به عنف صورت گرفته به یکی از پزشکان شهر بروجن بوده است که در یک میهمانی از پیش طراحی شده صورت گرفت. این تجاوز بین افکار عمومی بازتاب گسترده ای داشته است.

شهر بروجن در زمره شهرهای بزرگ استان است که در 55 کیلومتری شهرکرد قرار دارد.

دستگيري 8 رمال متجاوز با 45 شاكي...

رييس پليس آگاهي استان تهران و البرز با بيان اينكه از سال گذشته 8 رمال و دعانويس دستگير و روانه زندان شدند گفت: تاكنون 45 مالباخته از اين رمالان شكايت كردند.

سرهنگ حميدرضا گل‌صباحي در گفت‌وگو با خبرنگار «حوادث» خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، با بيان اينكه در دو ماهه سالجاري سه تن كه اقدام به فالگيري و رمالي در سطح حوزه استحفاظي استان تهران و البرز مي‌كردند توسط ماموران دستگير شده‌اند، گفت: سال گذشته نيز پنج رمال و فالگير دستگير شدند.

وي با بيان اينكه از ميان رمالان دستگير شده دو زن و شش نفر مرد بودند، گفت: تاكنون 45 نفر مالباخته از اين رمالان شكايت كردند.

گل صباحي در تشريح پرونده‌هاي اين رمالان گفت: سال گذشته ماموران پليس از طريق تماس و اطلاعات مردمي دريافتند زني به نام «سعيده» با دريافت عكس دختران دم‌بخت و افرادي كه دچار مشكلاتي بودند اقدام به رمالي و دعانويسي به صورت حضوري براي مردم مي‌كرد.

وي با بيان اينكه پس از دريافت اين اطلاعات كارآگاهان براي دريافت صحت و سقم اين مسئله ‌وارد شدند؛ گفت: پس از تحقيقات مشخص شد اين زن بي‌سواد كه اقدام به رمالي و دعانويسي براي حل مشكلات مردم مي‌كرد از فرزندش براي تحرير دعاها استفاده مي‌كرد.

به گفته رييس پليس آگاهي استان تهران و البرز تاكنون چهار نفر كه بيشتر آنان را زنان و دختران جوان تشكيل مي‌دهند از اين رمال بي‌سواد شكايت كردند.

وي در ادامه افزود: چندي پيش نيز با شكايت زن جواني از فردي به نام «امير» پرونده‌اي تحت عنوان تجاوز به عنف پيش روي ماموران پليس آگاهي گشوده شد.

گل‌صباحي با بيان اينكه اين زن جوان در اظهارات خود عنوان كرده بود كه براي حل مشكلات و بخت‌گشايي به سراغ امير رفته است، گفت: اين زن جوان مدعي شد كه اين رمال با وعده‌هاي پوچ و براي حل مشكل بخت‌گشايي وي به او تعرض كرده است.

رييس پليس آگاهي استان تهران و البرز افزود: ماموران با انجام تحقيقات نامحسوس از فعاليت اين فرد مطمئن شده و با انجام مستندسازي نسبت به دستگيري اين رمال متجاوز وارد عمل شدند.

وي به ايسنا گفت: كارآگاهان در تحقيقات گسترده دريافتند اين رمال به بهانه نوشتن دعاي حل مشكلات و دعاي گشايش بخت بر روي بدن زنان با زعفران و گلاب به آنان تعرض مي‌كرده است.

گل‌صباحي افزود: تاكنون 15 زن و دختر جوان از اين رمال بخت‌گشاي شيطان‌صفت شكايت كرده‌اند.

رييس پليس آگاهي استان تهران و البرز تصريح كرد: چندي پيش ماموران پليس آگاهي نسبت به دستگيري فردي به نام «احمد» با نام مستعار «سيد» كه پس از فريب زنان و دختران آنان را به بهانه‌هاي پوچ اغفال كرده بود اقدام كردند و پس از دستگيري اين متهم تعداد زيادي كتب رمالي، سنگ و فلز و پوست حيوانات در منزل وي كشف و ضبط شد.

گل صباحي افزود: تاكنون شش نفر از اين رمال شكايت كرده‌اند.

به گفته رييس پليس آگاهي استان تهران و البرز، شخصي به نام «سيدمحمد» كه در منزلش واقع در حصارك اقدام به رمالي و دعانويسي مي‌كرد دستگير و تاكنون تعداد زيادي عليه اين فرد اقامه دعوي كردند.

گل‌صباحي با بيان اينكه چندي پيش زني جوان با مراجعه به پليس مدعي شد كه به سفارش دوستان و آشنايان و براي رفع بيماري به فرد رمالي به نام «حسين» مراجعه كرده است، گفت: اين فرد علاوه بر دعانويسي براي افراد مختلف داروهاي گياهي نيز تجويز مي‌كرده كه نه تنها گره‌اي از مشكلات اين افراد نگشوده بود بلكه سبب تشديد بيماري اين زن جوان شده بود.

رييس پليس آگاهي استان تهران و البرز با بيان اينكه ماموران پس از اخذ دستور قضايي «حسين» را در منزلش دستگير و تعداد زيادي گياهان دارويي و كتب دعانويسي در منزل وي كشف و ضبط كردند، گفت: تاكنون شش نفر از اين رمال شكايت كرده‌اند.

وي در ادامه با تشريح علل گرايش افراد به رمالان و دعانويسان به ايسنا گفت: بر اساس مدارك موجود گره‌گشايي از مشكلات، علاج بيماري، بخت‌گشايي، انداختن مهر به دل فردي ديگر و نوشتن ادعيه براي گره‌گشايي علل گرايش افراد به رمالان و دعانويسان بوده است.

گل‌صباحي با بيان اينكه اكثر مالباختگان زنان و دختران جوان بودند، گفت: برحسب انواع پرونده، نوع متهم و ميزان شهرت و مقبوليت رمالان مبالغي بين 20هزار تا 300هزار تومان دريافت و در برخي موارد مبالغ قابل توجهي تا سقف پنج ميليون تومان نيز از شكات دريافت شده است.

به گفته رييس پليس آگاهي استان تهران و البرز چنانچه مردم يا افرادي كه در زمره شكات قرار دارند داراي اعتقاد قوي و شرعي باشند هيچ‌گاه طعمه افراد سودجو قرار نمي‌گرفتند.

گل‌صباحي در ادامه افزود: افراد داراي مشكلات خانوادگي به جاي مراجعه به اين افراد سودجو به مراكز مشاوره‌اي داراي پايه علمي مراجعه كنند و براي حل مشكلات و مسائل خانوادگي به جاي دنبال كردن رمل و اسطرلاب و معجون با متخصصان و روانشناسان صحبت كنند.

وي در مورد شيوه فعاليت بسياري از اين رمالان و دعانويس گفت: بسياري از اين افراد از طريق بستگان و آشنايان خود اقدام به بازار گرمي و جلب مشتري مي‌كنند و در پاسخ به سوالات مراجعه‌كنندگان به كلي‌گويي مي‌پردازند و يك نسخه كلي را به اصطلاح براي تمام مشتريان خود مي‌پيچند كه مي‌توان حرف‌هاي كلي آنان را به بسياري از مسائل مرتبط دانست.

وي افزود: اغلب رمالان به واسطه آشنايانشان اطلاعاتي را از فرد مراجعه‌كننده دريافت و با پرورش اين اطلاعات اعتماد مالباخته را جلب مي‌كنند.

رييس پليس آگاهي استان تهران و البرز با بيان اينكه رمالان با استفاده از مواد شيميايي اقدام به تغييرات شيميايي در مايعات همچون تغيير رنگ مواد، دود و قل‌قل مايعات مي‌كنند گفت: اين در حالي است كه تنها آنان با استفاده از پودر آهك و مواد شيميايي اين‌گونه تغييرات را ايجاد مي‌كنند.

وي افزود: علاوه بر مواردي كه به صورت حرفه‌اي مبادرت به اينگونه جرايم مي‌كنند در بسياري از مواقع مشاهده شده است كه در مجالس و مهماني‌ها افرادي صرف‌نظر از نيت‌شان اقدام به پيشگويي و گرفتن فال به بهانه حل مشكلات مي‌كنند كه اين نيز يكي از مصاديق رمالي است چرا كه سبب فريب و القاء افكار غلط مي‌شود.

رييس پليس آگاهي افزود: به هيچ عنوان اين افراد قابل اعتماد نيستند و مردم نبايد با شنيدن هر نوع راه‌گشايي و حل مشكلات به اين افراد كلاهبردار و سودجو اعتماد كنند چرا كه در بسياري از موارد مراجعه به اين‌گونه افراد به جز از هم پاشيدگي خانواده و ايجاد دشمني بين افراد، ضرر و زيان مالي و معنوي براي مخاطبان هيچ نتيجه‌اي ندارد.

گل‌صباحي در پايان خاطرنشان كرد: پليس برحسب وظايف ذاتي نه تنها با رمالان بلكه با كليه مجرمان و متخلفان اعم از كلاهبرداران، جاعلان و كليه افرادي كه نظم و امنيت آرامش مردم را برهم مي‌زنند برخورد قانوني خواهد كرد.