معمار استادیوم آزادی درگذشت:

 

عبدالعزیز فرمانفرماییان معمار استادیوم آزادی، از بنیانگذاران نظام مهندسی جدید در ایران و از تهیه‌کنندگان "نقشه جامع شهر تهران" جمعه 31 خرداد در سن 93 سالگی دار فانی را وداع گفت.
 
به گزارش خبرنگار مهر، عبدالعزیز فرمانفرماییان معمار معاصر، استاد دانشگاه تهران و از بنیانگذاران نظام مهندسی جدید در ایران روز گذشته بر اثر بیماری طولانی‌مدت در شهر "پالما د مایورکا" درگذشت و فردا در آرامگاه "مون‌پارناس" پاریس به خاک سپرده خواهد شد.
 
وی که برای دیدار با خواهرش در اسپانیا به سر می‌بُرد در آنجا درگذشت ولی برای خاکسپاری پیکرش به پاریس منتقل می‌شود.
 
وی که فرزند عبدالحسین میرزا فرمانفرما یکی از رجال اواخر دوره قاجار بود، در سال ۱۲۹۹ متولد شد و تحصیلاتش را در دانشسرای عالی ملی هنرهای زیبای پاریس (دانشکده بوزار) گذراند. وی در آوریل دهه 30 فارغ‌التحصیل شد و به ایران بازگشت و در گاراژ پدرش کار طراحی را آغاز کرد.

زنده‌یاد فرمانفرماییان پس از آن در یکی از آتیله‌های دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه تهران زیر نظر محسن فروغی همراه با مهندس "آفتن دلیان"، هوشنگ سیحون و حیدر غیایی به کار و تدریس مشغول شد.

استادیوم ورزشی، ساختمان شرکت نفت، مسجد دانشگاه تهران، ساختمان وزارت کشاورزی، برج‌های سامان، برج‌های ونک پارک، ساختمان بورس، دانشکده دامپزشکی، کاخ مادر سعدآباد، کاخ نیاوران، ساختمان اداری صدا و سیما و موزه فرش تهران برخی از آثار این هنرمند معمار به‌شمار می‌روند. شناخته‌شده‌ترین فعالیت شهرسازی زنده‌یاد فرمانفرماییان، تهیه نقشه جامع شهر تهران با همکاری "ویکتور گروئن" بود.
 
نام زنده‌یاد عبدالعزیز فرمانفرماییان در کتاب معماران ایران که دایره‌المعارفی دوزبانه (فارسی - انگلیسی) در زمینه معماری است و به معرفی 114 معمار پیشکسوت ایران می‌پردازد، آمده است.
 
وی که به روش From flow the function کار می‌کرد، علاوه‌بر طراحی معماری در طراحی شهری و شهرسازی به‌فعالیت مشغول شد و در سال‌های 1346 تا 1354 تمامی کارهای غیرصنعتی کنسرسیوم نفت شامل شهرسازی، مدرسه‌سازی، خانه‌سازی و ساخت دفاتر اداری در مناطق نفت‌خیز را به عهده داشت و شهرسازی و خانه‌سازی مجموعه شرکت مس سرچشمه کرمان، شرکت خانه در کرج، شرکت خانه در اصفهان و شرکت خانه در شرق تهران را نیز انجام داد.
 
کد خبر: ۳۲۷۵۰۷

راز سنگ قبر آیت الله بهجت:

 

پس از عروج ملکوتی آیت الله بهجت و خاکسپاری ایشان در حرم مطهر حضرت معصومه (س) تا حدود دو ماه نشان خاص و ثابتی روی مزار ایشان موجود نبود و پس از آن هم یک صندوق چوبی با پوششی سیاه و پارچه‌ای روی قبر این عالم دینی قرار گرفت. بعد از مدتی نیز آن پارچه، با بنری که نقش محراب داشت و متنی توصیفی و عربی روی آن نوشته شده بود جایگزین شد.

اما سرانجام از طرف بیت آیت الله بهجت سنگی به ابعاد ۸۰ × ۱۸۰ پیشنهاد می‌شود اما در بازار سنگ این نوع سنگ بسیار کمیاب بود و نیاز به پیگیری‌های مداوم داشت؛ از سوی دیگر برداشت از وجوهات شرعی، برای تهیه سنگ مزار به هیچ عنوان مورد نظر بیت معظم له نبود و برخی دوستداران و شاگردان آیت الله بهجت، داوطلب پرداختی به میزان توانایی خود و چند نفری نیز داوطلب پرداخت کل وجه شدند.

با گذشت بیش از یکسال نه تنها جستجوی سنگ بلکه متن، نوع خط، نوع ترکیب بندی و … مشخص نبود! گویا هیچ متنی رسا نبود تا آن شخصیت والا را توصیف و معرفی کند تا اینکه هنرمندی متعهد و از ارادتمندان خود آیت الله بهجت پیشنهاد می‌کند: «رساترین کلام در تعریف آقا امضای ایشان بود؛ العبد». این پیشنهاد مورد تأیید قرار می‌گیرد.

با پیگیری و همراهی آستانه مقدسه حضرت معصومه(س)، کارگاهی در اطراف تهران که سنگی با ابعاد مورد نظر را دارد معرفی می‌شود. اما بدلیل عدم آماده بودن وجه خرید سنگ، مدتی طول می‌کشد تا سرانجام بانی سنگ مشخص و سنگ خریداری می‌شود.

برای خطاطی و حجاری هنرمندانی از قم و اصفهان و تهران معرفی می‌شوند و تقسیم کار صورت می‌گیرد که در این میان سهم ستاد بازسازی عتبات اصفهان قابل توجه بود؛ هنرمندانی صدیق و متدین که بی‌وضو دست به کار نبردند.

به این ترتیب در وسعتی از سادگی و خلوتی سنگ، اصالت و هویتی برجسته، رخ می‌نماید: «العبد محمد تقی بهجت بن محمود». «العبد» در قطعه‌ای میناکاری نقش می‌گیرد و در هنری زیبا و کاری بسیار بدیع، روی سنگ قبر متصل می‌شود.







گذری بر زندگی پرویز شاپور:

گذری کوتاه بر زندگی و آثار پرویز شاپور به مناسبت پانزدهم مرداد سالروز درگذشتش

به یاد او که قلبش پر جمعیت ترین شهر دنیا بود...
من امروز با تخت خالی ملاقات کردم
اتاق 204
گل سرخ پرپر
به بالین او قطره های سُرُم اشک می ریخت
سفر کرد مانند یک نقش از روی بوم
سفر کرد مانند یک نور از روی بام
از آن سوی آیینه دیگر کسی
صدایش نزد
دگر گیسوان سفیدش نخواهد وزید
از آفاق چشمش فروغی نخواهد گذشت
دگر کوچه در ساعت پنج عصر
صدای عصا را نخواهد شنید

این شعر زیبا را زنده‌یاد عمران صلاحی، شاعر و طنز‌پرداز معاصر، در روز پانزدهم مرداد ۱۳۷۸، روز درگذشت «پرویز شاپور» سروده است. پرویز شاپور را بیشتر با نوشته‌های کوتاه یک یا دو جمله‌ای و اغلب طنزآمیزش می‌شناسند که نخستین بار توسط او خلق شد و احمد شاملو، نام کاریکلماتور (کاریکاتور کلمات) را بر آن‌ها نهاد. در واقع شاپور پدر کاریکلماتور است؛ اما نام این فرزندش را، شاملو برگزیده است! دکتر سیروس شمیسا در کتاب خود «انواع ادبی»، از کاریکلماتور به عنوان یک نوع ادبی تازه نام برده است. کاریکلماتور می‌تواند گاهی طنزآمیز باشد، گاهی عاشقانه و گاهی شبیه کلمات قصار.

شاپور در اسفند ۱۳۰۳ متولد شد. به تعبیر نیما یوشیج، که در مدرسه معلم او هم بود، «شاپور رودخانه‌ای است که از هر جایش می‌توان آب برداشت؛ رودخانه‌ای عمیق و زلال».

وی لیسانس اقتصاد خود را در دانشگاه تهران گرفت و در سال ۱۳۲۹ با فروغ فرخزاد ازدواج کرد. هرچند این ازدواج پنج سال بیشتر دوام نیاورد، حاصل آن فرزندی به نام کامیار بود. پوران فرخزاد، نویسنده و خواهر فروغ فرخزاد درباره شاپور چنین می‌گوید: «پرویز را خیلی دوست داشتم، آدم شوخی بود، آدم شیطانی بود، برای معاشرت خیلی خوب بود... پرویز، فروغ را دوست داشت و تا آخر عمر هم طرف هیچ زن دیگری نرفت... در واقع فروغ اصلا شعر گفتن را با پرویز شروع کرد». مجموعه نامه‌های عاشقانه فروغ فرخزاد به پرویز شاپور به کوشش عمران صلاحی و کامیار شاپور تحت عنوان «اولین تپش‌های عاشقانه قلبم» منتشر شده است.

افزون بر آثار چاپ شده در نشریاتی مانند توفیق، از پرویز شاپور هشت جلد کتاب در زمینه کاریکلماتور منتشر شده است که در سال ۱۳۸۶ مجموعه همه آن‌ها در کتابی به نام «قلبم را با قلبت میزان می‌کنم» به طبع رسید.

شاپور علاوه بر کاریکلماتور، دستی هم در کاریکاتور داشت و از سال ۱۳۴۶ به تشویق استاد اردشیر محصص، کشیدن کاریکاتور را آغاز کرد و سه کتاب موش و گربه، فانتزی سنجاق قفلی و تفریح نامه را منتشر کرد و دو نمایشگاه هم از آثار خود برگزار نمود. شاپور در مرداد سال ۱۳۷۸ درگذشت و در قطعه هنرمندان بهشت زهرا به خاک سپرده شد. بر سنگ مزارش، این کاریکلماتور حک شده است: «قلبم پرجمعیت‌ترین شهر دنیاست».

مطلب را با جمله‌ای از محمود دولت آبادی نویسنده شهیر به پایان می‌بریم: «ای نیک مرد شوخ صبور. ‌ای آدم خوب و زیبا. هرگز فراموش یاد من نمی‌شوی.‌ ای پرویز شاپور».

نمونه هایی از کاریکلماتورهای پرویز شاپور
فواصل بین میله های قفس کاریکاتور آزادی هستند.
روزگار شب، سیاه است.
گربه بیش از دیگران در فکر آزادی پرندهٔ محبوس است.
بلبل مرتاض، روی گل خاردار می‌نشیند!
شیشه عمر ماهی همان تنگ آبش است.
روزنه امید دروغی است که همه ما آن را باور می کنیم.
برای خودبزرگ بینی دربرابر آینه مقعر می ایستم.
سیاستمدار موجودی است که مردم را با قلب مصنوعی دوست دارد.
تنها محلی که انسان زیر ماشین می رود و پول دستی هم می دهد آرایشگاه است.
درخت به باد تعظیم منفی می کند.
غیرممکن است بتوانم شعارهای چپی را با گوش راستم بشنوم.
برای این که کسی در کارم دخالت نکند مدتی است اصولا کاری انجام نمی دهم.
تمام مردم دنیا به یک زبان سکوت می کنند.
به قدری حواس سایه ام پرت بود که دنبال شخص دیگری روانه شد.
عسل جزو اموال مسروقه محسوب می شود.
آدم خودپرست خیال می کند خورشید برای برنزه کردن او به کنار دریا آمده است.
چشمت آنقدر مست است که نگاهت تلو تلو خوران بسویم می آید..
مرکب کنسرو شب است.
تمام مردم پشت سر خوانندگان صفحه می گذارند.
آدم پرچانه به گوش شنونده بیش از گوش خودش احتیاج دارد.
برای بازپس گرفتن آرزوی برباد رفته ام سر در پی باد می گذارم.
حرفی دارم که نگفتنش اشک اشک به چشم م می آورد و گفتنش اشک به چشم شنونده.

گردآوری: سامان فیروزی

تصاویری از قطعه هنرمندان بهشت زهرا...

وقتی وارد قطعه نام آوران وهنرمندان در بهشت زهرای تهران می‌شوی، حس و حال عجیبی به آدم دست می‌دهد. حس گذر سریع زمان با قدم زدن در جوارقبر نامداران، تجربه ی قابل لمسی است. کسانی که همین دیروز همواره نامشان به گوش و زبانمان آشنا بود و از قضای روزگارامروز بر فراز مزارشان با چشمانی متعجب شهرتشان را بر روی سنگ قبر نظاره گریم.از پیمان ابدی که به ابد پیوست تا پوپک گلدره با یاد نرگس و دریا، از ناصر حجازی تا اکبر پوده. روزگاری با شهرت ، رسم ،هنر، جسارت و شهامتشان در عرصه های مختلف زندگی روزها و شبها سپری کردیم و اکنون با عنایت به قدمت درگذشتشان خیلی هنرمند باشیم با دیدن و شنیدن نامشان یادی از آنها خواهیم کرد. در دل خاک این قطعات انسانهایی خفته اند که روزگاری برای خودشان منزلت و جایگاهی داشتند و انگار که هیچگاه مرگ برای آنان ممکن نبود و حتی شاید خودشان هم متصور نبودند. کسانی هم به وفور پیدا خواهیم کرد که بعد از مرگشان عظمت وجودشان حس شد تازه فهمیدیم چه گوهرانی بودند که از اشاره به نامشان صرف نظر می کنیم.با دقت در میان نام و نشانها، متأسفانه نازنینهایی می بینیم که در اوج جوانی و لذت زندگی بار سفر بسته اند و اگر چرخ گردون روزگار حکم به عدمشان صادر نمیکرد چه بسا ایران زمین را به لطف نامشان بیش از پیش زبانزد می کردند و از سویی از کنار تجربه آنانی که در میانسالی و آغاز دوران بازنشستگی دعوت خالق را اجابت کردند چه شاگردانی بیشتر از امروز می توانستند از تجربیات و آموخته های گرانبهایشان بهره ببرند و افسوس و صد افسوس به اینکه واژه اگر بر سر آغاز جمله آمد و این اگر دگر بار محقق نخواهدشد. با اینحال امیدواریم شعور قدرشناسی از نامدارانی که عیار و ارزششان را مردم با فرهنگ و سواد محک زده اند و باعنوان هنرمند و نام آور خطابشان می کنند قبل از مرگشان بدانیم که بعد از رفتنشان آه وناله و اشک و اندوه و بدتر از آن پیام تسلیت و همدردی جز تسلی مختصرخاطر بازماندگان اثر و لطفی ندارد.

ادامه نوشته

علت دفن شبانه مرحوم کسایی...

فرزند ارشد استاد حسن کسایی گفت: اینکه استاد کسایی شبانه به خاک سپرده شد توافق دو طرفه‌ایی بود که بین خانواده و مسئولان به وجود آمد.

به گزارش فارس از اصفهان، محمدجواد کسایی در حاشیه سومین روز درگذشت استاد حسن کسایی که صبح امروز در مسجد سید اصفهان برگزار شد، در جمع خبرنگاران اظهار داشت: باید از بین دو گزینه یکی خاکسپاری پدر در قطعه‌ نام‌آوران باغ رضوان با تشییع جنازه‌ای باشکوه یا طبق وصیت در کناره مقبره تاج‌‌اصفهانی را انتخاب می‌کردیم.

وی ادامه داد: استاد کسایی دوست داشتند در کنار تاج‌اصفهانی در تکیه سیدالعراقین تخت‌فولاد اصفهان به خاک سپرده شوند و با پی‌گیری‌های انجام شده و گرفتن مجوز متعهد شدیم که خاکسپاری شبانه انجام شود.

فرزند ارشد کسایی دلیل خاکسباری شبانه را این‌گونه تصریح کرد: به دلیل اینکه نزدیک به سی سال است که خاکسپاری در تخت‌فولاد انجام نمی‌شود و این مورد نیز استثنایی بوده و ما نیز براساس مقررات متعهد شدیم، پنهانی و فقط با حضور خانواده و دوستان به خاک سپرده شوند.

وی اضافه کرد: مراحل دریافت مجوز در حدود یک سال به طول انجامید و یک روز قبل از فوت موفق به دریافت مجوز شدیم.

کسایی با اشاره به اینکه مقبره‌ای که برای تاج‌اصفهانی تهیه شد، افزود: امیدوارم بنای یادبودی هم برای استاد کسایی ساخته شود.

وی تاکید کرد: مرگ کسایی فی‌الواقع فقدان و ضایعه‌ای برای فرهنگ ایران است و واقعیت هم این است که یکی از شالوده‌ها و ستون‌های فرهنگ ایران را از دست داده‌ایم و این فقدان نیز از لحاظ فیزیکی و نه از لحاظ حیث و کار و آثار است.

کد خبر: ۲۵۲۱۲۸

ایرج قادری درگذشت...

ایرج قادری کارگردان بازیگر و تهیه کننده سینمای ایران در سن 76 سالگی دار فانی را وداع گفت.

به گزارش خبرآنلاین، این بازیگر سینما که سال 1314 در تهران به دنیا آمده بود، شامگاه شنبه 16 اردیبهشت درگذشت.

او در سال‌های اخیر با بیماری سرطان دست و پنجه نرم می‌کرد و از فروردین سالجاری در بیمارستان مهراد تهران بستری بود.

طی هفته های گذشته این کارگردان به کما رفته بود و از چند روز پیش ملاقات با او ممنوع شده بود.

او که تحصیلاتش را در رشته پزشکی و داروسازی ناتمام گذشته بود، سال 1334 برای نخستین بار در فیلم «چهار راه حوادث» به کارگردانی ساموئل خاچیکیان بازی کرد.

قادری طی سال‌های فعالیتش در بیش از 70 فیلم به عنوان بازیگر مقابل دوربین رفت. در کارنامه کاری او کارگردانی بیش از 40 فیلم سینمایی نیز دیده می شود.

آخرین فیلم این کارگردان «شبکه» نام داشت که همچنان در انتظار نوبت اکران است.

از دیگر فعالیت های ایرج قادری می‌توان به نگارش 5 فیلمنامه و تهیه کنندگی 9 فیلم اشاره کرد.

محمدرضا گلزار یکی از بازیگران سینمای پس از انقلاب است که برای نخستین بار در فیلمی از ایرج قادری(سام و نرگس) حضور مقابل دوربین را تجربه کرد.

اولین فیلم ایرج قادری پس از انقلاب «دادا» بود که در سال 1361 ساخته شد.

هرکول سینمای ایران درگذشت...

ایلوش خوشابه بازیگر قدیمی سینما و یکی از سرشناس‌ترین چهره زیبایی اندام ایران سه‌شنبه 29 فروردین در 80 سالگی در تهران درگذشت.

به گزارش خبرآنلاین، خوشابه که مدت‌ها بود از بیماری ریوی و کلیوی رنج می‌برد، بعد از یک هفته بستری بودن در بخش مراقبت‌های ویژه بیمارستان دی از دنیا رفت.


او متولد 1311 در شهر ارومیه بود. خوشابه سال 1327 با حضور در مسابقات زیبایی اندام کشور عنوان آقای ایران را به دست آورد. این مسئله باعث شد تهیه‌کنندگان فیلم برای بازی در فیلم‌های قهرمانی از او دعوت کنند.

خوشابه که اندامی کشیده داشت و قدش 190 سانتی‌متر بود، سال 1333 با بازی در نقش امیر ارسلان در فیلم «امیر ارسلان نامدار» وارد دنیای سینما شد و بعد در فیلم‌های «قزل ارسلان» و «بیژن و منیژه» نقش‌آفرینی کرد.

او سپس به آمریکا رفت و عنوان قهرمان زیبایی‌اندام و کشتی کج شهرهای لس آنجلس و سکرامنتو را به دست آورد. خوشابه پس از بازگشت از آمریکا در سال 1340 در فیلم «دندان افعی» بازی کرد.

او بعد از بازی در این فیلم از طرف استودیو «یولو‌فیلم» برای شرکت در فیلم «ولکان خدای جنگ» به ایتالیا دعوت شد و برای 30 سال در فیلم‌هایی چون «پسر ژوپیتر»، «علی بابا»، «هرکول، سامسون و اولیس»، «برادران شکست‌ناپذیر» و «هفت تیرکش‌های نفرین‌شده» ایفای نقش کرد.

خوشابه سال 1369 به ایران بازگشت و به اصرار گروهی از جوانان بدن‌ساز مجددا به این رشته پیوست. او سال 1371 در فیلم اکشن «افعی» به کارگردانی محمدرضا اعلامی با جمشید هاشم‌پور همبازی شد. خوشابه سپس در فیلم‌های «یاران»، «گارد ویژه» نقش‌آفرینی کرد و آخرین بار سال 1374 در فیلم «تعقیب» مقابل دوربین رفت.

او سال 1389 نشان شوالیه افسر ارشد را از سوی رئیس جمهور ایتالیا و وزیر امور خارجه این کشور دریافت کرد.

خواننده «پس از باران» از دنيا رفت...

فريدون پوررضا ـ خواننده و موسيقيدان گيلكي و صاحب نظر در زمينه موسيقي فولكلوريك اين خطه، دیروز ـ‌ 23 فروردين ماه ـ درگذشت.

به گزارش ايسنا، اين هنرمند عرصه موسيقي كه حدود يك سال با بيماري تنفسي و مشكل ريوي، دست و پنجه نرم مي‌كرد، دیروز در منزل خود از دنيا رفت.

فريدون پوررضا در سوم مهرماه 1311 در لشت نشا متولد شد، او از استادان آوازي چون يونس دردشتي و غلامحسين بنان آواز ايراني را آموخت و در سال 1333 كار تعزيه را به همراه علي به‌كيش آغاز كرد.

شش سال بعد در آزمون خوانندگي راديو گيلان رتبه اول را كسب كرد و به طور رسمي به عنوان خواننده آغاز به كار كرد.

اين هنرمند از ارديبهشت 1350 همكاري با تلويزيون را آغاز كرد و در همان سال به عنوان پژوهشگر آواهاي بومي و با همراهي مشاهير فرهنگي و هنري ايران همچون سيمين دانشور،محيط طباطبايي،‌منوچهر آتشي ‌،ايرج افشار و ديگر استادان برجسته دانشگاه تهران به لندن سفر كرد.

پوررضا در سال 1379 موسيقي تيتراژ و متن سريال «پس از باران» را اجرا كرد و يك سال پس از آن مقام اول موسيقي در فيلم و سريال‌هاي كشور را از آن خود كرد.

بی‌بی قصه‌های مجيد درگذشت...

مادر بزرگ قصه هاي مجيد در 89 سالگي بر اثر بيماري و كهولت سن، روز شنبه ۵ فروردین ۱۳۹۱ در نجف‌آباد اصفهان درگذشت.

به گزارش واحد مرکزي خبر ،‌ پروين دخت يزدانيان، در نجف آباد به دنيا آمد و داراي مدرك تحصيلي ششم ابتدايي بود.

وي داراي 12 فرزند ، 25 نوه و 5 نتيجه است كه از ميان اين تعداد فرزند کيومرث و منوچهر پوراحمد کارگردان و نويسنده سينما و تلويزيون شناخته شده هستند.

حضور يزدانيان مقابل دوربين از سال 1370 با مجموعه «قصه هاي مجيد» آغاز شد و ايفاي نقشش در سينما از سال 1371 با «صبح روز بعد» و «شرم» که هر سه به کارگرداني پسرش بود ادامه يافت.
وي در فعاليت کوتاه مدت خود در سينما ، حضور در فيلمهاي «نان و شعر» (1372)، «خواهران غريب»(1374) و «شب يلدا»(1379) را به کارگرداني فرزندش کيومرث پوراحمد و ايفاي نقش در فيلم مهريه بي بي(1373) ساخته اصغر هاشمي تجربه کرد.

کیومرث پوراحمد، فرزند زنده‌یاد پروین‌دخت یزدانیان و کارگردان مجموعه تلویزیونی "قصه‌های مجید" تأکید کرد: بی‌بی قصه‌های مجید در نوع خود یگانه بود.

کیومرث پوراحمد درباره زنده‌یاد پروین‌دخت یزدانیان و جایگاهی که او به خود اختصاص داده بود به خبرنگار مهر گفت: بی‌بی قصه‌های مجید در نوع خود یگانه بود. این را به این خاطر که زنده‌یاد پروین‌دخت یزدانیان مادرم بود نمی‌گویم بلکه به عقیده بسیاری از مردم و هنرمندان، ایشان توانست این جایگاه را به خود اختصاص دهد.

کارگردان مجموعه تلویزیونی "قصه‌های مجید" تأکید کرد: نقش‌آفرینی زنده‌یاد پروین‌دخت یزدانیان در مجموعه "قصه‌های مجید" به گونه‌ای بود که همه مردم ایران او را به عنوان مادربزرگ می‌شناختند و باور داشتند.

وی درباره علت درگذشت زنده‌یاد یزدانیان گفت: مادرم چند سالی در بستر بیماری بود و در چند سال اخیر هم زندگی ایشان به صورت نباتی بود و این شرایط جسمی در ماه‌های اخیر سخت‌تر شده بود.

پوراحمد تصریح کرد: شاید مادرم از شرایط سختی که داشت راحت شد ولی خانه را با رفتن خود سوت و کور کرد.

فرزند زنده‌یاد پروین‌دخت یزدانیان درباره مراسم خاکسپاری آن مرحوم و محل برگزاری این مراسم گفت: روز دوشنبه 7 فروردین‌ماه از ساعت 9 صبح این مراسم در مسجد "شازده محمد" شهر اصفهان برگزار می‌شود و مادرم را در کنار پدرم در شهر نجف‌آباد اصفهان به خاک خواهیم سپرد.

تصوير آخرين ديدار مجيد با بی‌بی قصه‌ها

پیکر"بی بی قصه‌های مجید" پروین دخت یزدانیان صبح روز یکشنبه ۰۶/۰۱/۹۱ تشییع شد.

تشییع جنازه‌ی پروین‌دخت یزدانیان صبح یکشنبه از مقابل منزل وی واقع در خیابان باغ دریاچه آغاز و پیکر آن مرحومه در گلستان شهدای نجف‌آباد در کنار همسرش جهانبخش پوراحمد به خاک سپرده شد.

در مراسم تشییع و خاک سپاری این هنرمند و هنرپیشه اصفهانی، بازیگرانی چون مهدی باقربیگی، مرتضی حسینی و پوراحمد حضور داشتند.

پروین دخت یزدانیان علاوه بر قصه های مجید در سریال‌هایی چون خواهران غریب، شب یلدا و سریال سرنخ ایفای نقش داشته است.

جلال ذوالفنون هم از میان ما رفت...

جلال ذوالفنون نوازنده پیشکسوت سه تار در واپسین روزهای زمستانی با این فصل همسفر شد تا بهار سال نو را نبیند.

به گزارش خبرنگار مهر، جلال ذوالفنون نوازنده صاحب سبک سه تار که حدود دوهفته پیش عمل جراحی قلب را با موفقیت پشت سر گذاشته بود، بعدازظهر دیروز یکشنبه 28 اسفندماه به علت خونریزی داخلی در بیمارستان البرز کرج جان به جان آفرین تسلیم کرد.

او متولد سال ۱۳۱۶ در آباده بود. در اوان کودکی به همراه خانواده‌اش به تهران آمد و فراگیری موسیقی را در همان دوران خردسالی آغاز کرد. برای ادامه تحصیل به هنرستان موسیقی ملی رفت و در آنجا به نوازندگی سه تار پرداخت و توامان با سازهای دیگری چون تار و ویولن آشنا شد.

نوازندگی ویولن را نزد برادر بزرگترش محمود ذوالفنون فرا گرفت. بعدها در رشته موسیقی دانشکده هنرهای زیبا راه یافت و از آموزش های نورعلی برومند و دکتر داریوش صفوت بهره های فراوان برد.

ذوالفنون از آثار و نحوه نوازندگی بزرگانی چون ابوالحسن صبا، ارسلان درگاهی و همچنین احمد عبادی تاثیرات فراوانی گرفت اما در نهایت خود به بیان مستقلی در نوازندگی سه تار دست یافت.

جلال ذوالفنون آثار متعدد مکتوب و صوتی در زمینه موسیقی ملی ایران از خود به جای گذاشته است که از آن میان آلبوم های گل صدبرگ وآتشی در نیستان از شاخص ترین آنها است.

ذوالفنون در بیست و هفتمین جشنواره موسیقی فجر که اواخر بهمن ماه امسال در تالار وحدت برگزار شد به عنوان هنرمند برجسته موسیقی سنتی مورد تجلیل و تقدیر قرار گرفت.

گلنوش ذوالفنون با اشاره به محل خاکسپاری پدرش به مهرگفت: استاد گنجه ای برای مراسم تشییع و خاکسپاری با ما تماس گرفته اند اما پدرم دوست داشت که در امامزاده طاهر کرج آرام بگیرد و لذا به محض مشخص شدن زمان و مکان مراسم، خبر آن را اعلام می کنیم.

سیمین دانشور درگذشت...

سيمين دانشور عصر پنج شنبه 18 اسفندماه پس از يک دوره بيماري در منزلش در سن 90سالگي از دنيا رفت.

به گزارش ايسنا سيمين دانشور (متولد 8 ارديبهشت سال 1300خورشيدي در شيراز) نويسنده و مترجم ايراني است. وي نخستين زن ايراني است که به شکل حرفه‌اي در زبان فارسي داستان نوشت.

مهم‌ترين اثر او رمان سووشون است که نثري ساده دارد و به 17 زبان ترجمه شده است و از جمله پرفروش‌ترين آثار ادبيات داستاني در ايران محسوب مي‌شود.

دانشور همچنين عضو و نخستين رئيس کانون نويسندگان ايران بود. 

تصاويري از مراسم ترحيم بانوي پيشکسوت ادبيات داستاني ايران در ادامه مطلب آمده است...

ادامه نوشته

ننه علی به فرزند شهیدش پیوست:

چکار داری به فرزندت بگویی که تشنگی خدمت، جای خود را به شیفتگی قدرت داده است؟ چکار داری برایش بازگو کنی که برای چهار روز نشستن روی یک صندلی چه کار‌ها که نمی‌کنند و چه تهمت‌ها و انگ‌ها که نثار خلق الله نمی‌کنند؟ چکار داری بگویی که بعضی‌ها آنقدر دروغ تحویل مردم داده‌اند که حتی آبروی نداشته دروغ را هم برده‌اند؟! چکار داری بگویی که از ارزش‌هایی که علی ات به قربان آنها رفته، چه دکان‌هایی علم شده است؟

مادر شهید «قربانعلی رخشانی مهماندوست» معروف به ننه‌علی صبح امروز در منزلش درگذشت.

به گزارش فارس مادر شهید انقلاب اسلامی "قربانعلی رخشانی مهماندوست" که حدود 90 سال از خداوند عمر پربرکتی گرفته بود و مدتی در بستر بیماری بود، صبح امروز در منزلش درگذشت.

شهید رخشانی در قطعه ۲۴ بهشت زهرا (س) نزدیک مزار شهید فهمیده دفن شده است و مادر این شهید از سال ۵۹ در یک اتاقک حلبی در کنار مزار فرزندش زندگی می‌کرد که حدود 3 سال پیش در پی نامه مقام معظم رهبری به خانه دخترش رفت و در آنجا ساکن شد.

تصاویری از تشییع پیکر ننه علی در ادامه مطلب...

ادامه نوشته

آشنایی با قاتل استیو جابز...

 سازمان بهداشت عمومی "سن خوزه" گواهی فوت استیو جابز را منتشر کرد و اعلام کرد که ایست تنفسی ناشی از سرطان پانکراس علت مرگ وی بوده است.

در سال 2004 بیماری سرطان پانکراس (لوزالمعده) در رئیس اپل تشخیص داده شد.



لوزالمعده همانند قلب یکی از ارگان‌های بسیار حیاتی بدن است و این امر یکی از دلایل مرگبار بودن سرطان لوزالمعده است.

سرطان لوزالمعده چهارمین سرطان مرگبار در جهان است.

هر فردی می‌تواند با بخشی از کبد یا روده بزرگ، و یا فقط با یک کلیه یا شش زندگی کند؛ اما لوزالمعده ارگانی است که وظیفه تولید آنزیم‌های گوارشی، انسولین و سایر هورمون‌های مورد نیاز بدن برای تولید انرژی از غذا را بر عهده دارد، و هر گونه آسیب به آن منجر به بروز اختلالات بسیار جدی در سیستم فیزیکی فرد می‌شود.

اکنون دپارتمان بهداشت عمومی شهرستان "سن خوزه" با انتشار عمومی گواهی فوت استیو جابز اعلام کرده است که وی در اثر ایست تنفسی ناشی از یک تومور "نورو- اندوکرین پانکراسی" در فاز متازتاز در گذشته است.

در این گواهی فوت آمده است: استیو جابز، در ساعت 3 بعدازظهر روز 5 اکتبر درگذشت.

در این گواهی فوت همچنین آمده است که مرگ استیو جابز به فاصله پنج سال پس از تشخیص سرطان اتفاق افتاده است. بنابراین، این مرگ در اثر سرطانی بوده است که در سال 2006 آغاز شده است. در این سال اولین علائم ناگهانی کاهش وزن استیو جابز نمایان شد.

همین بیماری موجب شد که تا سال 2009 چندین بار به طور موقت کار را ترک کند؛ تا اینکه در این سال یک پیوند کبد دریافت کرد که احتمالاً به دلیل متازتاز سرطان پانکراس در کبد بوده است.

در تعدادی از موارد پیوند کبد می‌تواند سرطان لوزالمعده را درمان کند، اما گاهی اوقات مانند مورد "استیو جابز" در عرض یک یا دو سال علایم این بیماری دوباره ظاهر می‌شود.

در حقیقت، جابز یکبار در سال 2004 به سرطان پانکراس مبتلا شده بود. این سرطان به دلیل یک شکل نادر از تومور پانکراس قابل درمان بود و بنابراین در آن زمان بیماری در وی درمان شد.

تعدادی از علایم احتمالی این بیماری عبارتند از خستگی، درد در ناحیه پشت، شکم‌درد، کاهش وزن، از بین رفتن اشتها، یرقان و حالت تهوع.

جالب آنکه در گواهی فوت ذکری از محل دفن استیو جابز نشده است.

استیو جابز، سمبل خلاقیت در گذشت...

Steve Jobs مدیرعامل Apple در سن 56 سالگی در گذشت. این خبر را خانواده او و خود شرکت اپل تایید کرده اند. وب سایت apple.com نیز یک تصویر ویژه از او نمایش داده که در آن تاریخ تولد و فوت او درج شده است. بدون شک امروز یکی از غم انگیزترین روزهای زندگی برای علاقمندان تکنولوژی و مخصوصا طرفداران محصولات اپل است.

اپل در وب سایت خود اینچنین گفته است:

اپل نبوغ خلاقانه اش را از دست داد. آنهایی که شانس کارکردن و یا آشنایی با استیو جابز را داشته اند همواره از او بعنوان یک مربی الهام بخش یاد می کنند. استیو جابز در پشت شرکتی است که فقط او قادر به ساختنش بود. روح او تا ابد بنیاد اپل خواهد بود.

هیئت مدیره اپل نیز در این رابطه گفته است:

ما عمیقا غمگین هستیم که اعلام کنیم امروز استیو جابز از دنیا رفت.

استعداد، اشتیاق و انرژی استیو جابز منبع اختراعات بی شماری است که باعث بهبود زندگی انسان شده است. جهان به خاطر وجود استیو جابز، بطور غیرقابل پیمایشی بهتر شده است.

روزی که آیت‌الله طالقانی درگذشت...

آفتاب: در روز ۱۹ شهریور ۱۳۵۸ آیت‌الله سیدمحمود علایی طالقانی، از چهره‌های شاخص انقلاب، دومین رئیس شورای انقلاب، نخستین امام جمعه تهران پس از انقلاب و عضو مجلس خبرگان قانون اساسی درگذشت.

سیدمحمود طالقانی در سال ۱۲۸۹ هجری شمسی در گلیرد طالقان به دنیا آمد. پدرش ابوالحسن علایی طالقانی فردی مومن و دیندار بود که اولین استاد وی در فراگیری علوم دینی به شمار می‌آمد. طالقانی پس از گذراندن دروس مقدماتی در مدارس رضویه و فیضیه قم تا سال ۱۳۱۷ تحصیل را تا درجه اجتهاد ادامه داد. طالقانی در سال ۱۳۱۸ با انتشار اطلاعیه‌ای در اعتراض به سیاست‌های رضا شاه در مورد کشف حجاب فعالیت سیاسی خود را آغاز کرد، به خاطر همین اقدام زندانی شد و پس از آن چند بار دیگر نیز به دلیل اعتراضاتش به رژیم به زندان محکوم شد.

وی پس از شهریور ۱۳۲۰ با تاسیس کانون اسلام به تفسیر قرآن برای عموم مردم پرداخت تا جایی که گروه‌های مختلف دانشجویی برای شرکت در این جلسات شرکت می‌کردند. اینچنین بود که وی با تشکیل این کانون عملاً به طور رسمی مبارزه خود را علیه رژیم طاغوت آغاز کرد. هرچند خود آیت‌الله درباره این موضوع می‌گوید: «من پیش از این که در کسوت یک سیاستمدار متعارف و معمول باشم یک شاگرد کوچک مکتب قرآن و معلم قرآنم.»

پس از کودتای ۲۸ مرداد ۳۲ مرحوم طالقانی به مبارزات خود علیه رژیم ادامه داد تا اینکه ساواک وی را به جرم مخفی کردن نواب صفوی در خانه‌اش دستگیر کرد و بار دیگر به زندان انداخت اما این زندان کوتاه و موقتی بود و طالقانی بزودی آزاد و فعالیت دوباره را آغاز کرد.

آیت‌الله طالقانی در سال ۱۳۳۸ به همراه میرزا خلیل کمره‌ای در کنفرانس بیت‌المقدس شرکت کرد و از طرف آیت‌الله بروجردی برای رساندن پیام ایشان به شیخ شلتوت راهی مصر شد. وی در جریان نهضت ملی نفت مبارزات فراوانی داشت و نقش موثری در آن ایفا کرد. وی در تهران با روحانیون مدافع نهضت ملی و چهره‌هایی مانند مهدی بازرگان و سحابی همراهی کرد و در سال ۱۳۴۰ به جمع بنیان‌گذاران نهضت آزادی ایران پیوست.

آیت‌الله طالقانی به دنبال مبارزات و فعالیت‌های سیاسی‌اش در سال ۱۳۴۱ همراه با اعضای نهضت آزادی برای مدتی به زندان رفت و بار دیگر در سال ۴۲ پس از قیام ۱۵ خرداد دستگیر و به ده سال زندان محکوم شد که البته در سال ۴۶ به دنبال عفو عمومی آزاد گردید.

علما پس از انتشار خبر محکومیت وی، اطلاعیه‌های فراوانی درباره این موضوع صادر کردند و به انتقاد از رژیم پرداختند. آیت‌الله طالقانی طی سال‌های متمادی با مرکزیت مسجد هدایت به تبلیغ و ترویج دین مشغول بود و در این سال‌ها به آموزش و تفسیر قرآن میان دانشجویان و مردم پرداخت به طوری که همواره مورد اعتماد مردم و مبارزان قرار می‌گرفت.

مسجد هدایت در طول سال‌های ۴۰ و ۴۱ محل حضور صد‌ها بلکه هزاران نفر از مشتاقان نهضت اسلامی بود، از این رو سخنرانی های آیت‌الله طالقانی همواره مورد استقبال مردم و جوانان بود. بیشتر سخنرانی‌های آیت‌الله طالقانی در سال‌های ۴۰ و ۴۱ انتقاد صریح نسبت به رژیم پهلوی بود به طوری که با تعابیری کنایی مانند جایگزین کردن بت‌پرستی به جای خداپرستی به شدت از رژیم سلطنتی وقت انتقاد می‌کرد. ایشان همچنین به شدت نسبت به آنچه «تسلط عده‌ای مرتد و بهایی» در پست‌های حساس رژیم می‌خواند، انتقاد می‌کرد که این امر همواره باعث عصبانیت رژیم از ایشان بود.

آیت‌الله طالقانی پس از آزادی در سال ۴۶ به دلیل طرح مسائل سیاسی و واکنش صریح نسبت به اقدامات رژیم ممنوع‌المنبر شد. وی در سال ۵۴ بار دیگر زندانی و این بار به ۱۰ سال زندان محکوم شد اما در آستانه انقلاب در آبان ۱۳۵۷ از زندان آزاد شد.

او پس از آزادی از زندان و در بحبوحه روزهای انقلاب نقش ویژه‌ای ایفا کرد و چندی بعد از سوی امام خمینی به عضویت در شورای انقلاب برگزیده شد و در انتخابات مجلس خبرگان قانون اساسی از سوی مردم تهران به عنوان نماینده انتخاب شد. یکی از یادگارهای طالقانی مساله شورا‌ها بود. وی در طول مدت کوتاهی که پس از انقلاب در قید حیات بود، بار‌ها به دفاع از اصل شورا‌ها پرداخت و آن را راه حل بسیاری از مشکلات و اختلافات دانست که زمینه حکومت مردم بر مردم را فراهم می‌آورد.

در اوایل مرداد ۱۳۵۸ بود که بنیانگذار جمهوری اسلامی، آیت‌الله طالقانی را به عنوان اولین امام جمعه تهران منصوب کرد. این اولین و باشکوه‌ترین نماز جمعه بعد از پیروزی انقلاب بود که ‌در پنجم مرداد‌‌ همان سال به امامت ایشان در دانشگاه تهران برگزار شد. بعد از انتصاب به عنوان امام جمعه تهران، آیت‌الله طالقانی موفق به برگزاری پنج نماز جمعه شد که آخرین نماز جمعه به مناسبت فرارسیدن سالگرد جمعه خونین ۱۷ شهریور در بهشت زهرا و کنار مزار شهدا برگزار شد.

آیت‌الله طالقانی در مراسم عید فطر سال ۵۸ در خطبه‌های پرشوری نسبت به گروه‌های منحرف، چپ‌ها و راست‌ها موضع گرفت و تمامی گرفتاری مسلمانان را از طرف این گروه‌ها دانست و گفت: «کسی که روبروی انقلاب بایستد باید هلاک بشود، باید نابود شود. انقلاب، انقلاب محرومان است، انقلاب ما توده مسلمان است. انقلاب، انقلاب قرآن است. انقلاب، انقلاب توحید است. هرکسی از این مسیر منحرف شود باید پایمال شود.»

آیت‌الله طالقانی که از سوی امام و انقلابیون به عنوان ابوذر انقلاب نامیده می‌شد، در نخستین ساعات سحرگاه نوزدهم شهریور سال ۱۳۵۸ پس از سال‌ها تلاش خستگی ناپذیر، فعالیت سیاسی و مبارزه با رژیم پهلوی در اثر سکته قلبی دارفانی را وداع گفت و به دیدار معبودش شتافت. پیکر آیت‌الله طالقانی‌‌ همان روز در میان اندوه هزاران نفر از مردم تهران تشییع و طی مراسمی باشکوه در بهشت‌زهرای تهران به خاک سپرده شود.

در پی درگذشت ناگهانی آیت‌الله طالقانی، بنیانگذار جمهوری اسلامی در پیامی درگذشت وی را تسلیت گفتند. متن کامل این نامه بدین شرح است:

«انالله و اناالیه راجعون

فمنهم من قضی نحبه و منهم من ینتظر

عمر طولانی این عیب را دارد که هر روز عزیزی را از دست می‌دهد و به سوگ شخصی می‌نشیند و در غم برادری فرو می‌رود. مجاهد عظیم‌الشأن و برادر بسیار عزیز حضرت حجت‌الاسلام والمسلمین آقای طالقانی از بین ما رفت و به ابدیت پیوست و به ملا اعلی با اجداد گرامیش محشور شد. برای آن بزرگوار سعادت و راحت و برای ما و امّت تأسف و تأثر و اندوه.

آقای طالقانی یک عمر در جهاد روشنگری و ارشاد گذراند. او یک شخصیتی بود که از حبسی به حبس دیگر و از رنجی به رنج دیگر، در رفت و آمد بود و هیچ‌گاه در جهاد بزرگ خود، سستی و سردی نداشت. من انتظار نداشتم که بمانم و دوستان عزیز و پر ارج خودم را یکی پس از دیگری از دست بدهم. او برای اسلام به منزلهٔ حضرت ابوذر بود. زبان گویای او چون شمشیر مالک اشتر بود، برنده بود و کوبنده. مرگ او زودرس بود و عمر او با برکت. رحمت خداوند بر پدر بزرگوار او که در رأس پرهیزگاران بود و بر روان خودش که بازوی توانای اسلام. من به امّت اسلام و ملت ایران و عائله ارجمند و بازماندگان او این ضایعه بزرگ را تسلیت می‌دهم. رحمت بر او و بر همهٔ مجاهدان راه حق.
والسلام علی عبادالله الصالحین
روح الله الموسوی الخمینی
۱۹ شهریور ۱۳۵۸ / ۱۸ شوال ۱۳۹۹»

روح الله داداشي در خاك آرام گرفت...

پيکر مرحوم داداشي پس از انتقال از بهشت سکينه به منزل آن مرحوم در حصارک کرج با حضور صدها نفر از مردم و جامعه ورزشکاران استان و کشور تشييع و در امامزاده محمد کرج در حصارک به خاک سپرده شد.

پيکر مرحوم روح الله داداشي با حضور خيل عظيم مردم کرج و مسئولين و جامعه ورزشي تشييع و در امامزاده محمد کرج به خاک سپرده شد.

به گزارش ايسنا، پيکر مرحوم داداشي پس از انتقال از بهشت سکينه به منزل آن مرحوم در حصارک کرج با حضور صدها نفر از مردم و جامعه ورزشکاران استان و کشور تشييع و در امامزاده محمد کرج در حصارک به خاک سپرده شد.

تعداد جمعيت حاضر در مراسم تشييع اين قهرمان ورزشي به حدي بود که پيکر آن مرحوم با آمبولانس به امامزاده حمل مي شد و شرکت کنندگان با دست در دست داشتن پلاکاردهايي با مضاميني نظير "پهلوانان هرگز نمي‌ميرند"، "قهرمان ايران خدا نگهدار تو"، "داداشي براي ما زنده است"، پيکر قويترين مرد جهان را تا محل تدفين آن ورزشکار نامي همراهي کردند.

پيش از انجام مراسم خاکسپاري مهدي ايران نژاد فرماندار کرج با حضور در جمع عزاداران با تاکيد بر اينکه به خاطر فوت اين جوان دلير کل ايران عزادار است، گفت: روح الله داداشي هويت مردم و جوانان کرج بود و حضور گسترده و بي نظير جوانان در مراسم تشييع او نشانگر اين هويت است.

وي افزود: امروز هر سه متهم قتل اين جهان پهلوان دستگير شدند و هر چه سريعتر جهت رسيدگي به اتهامات تحويل مراجع قضايي مي شوند.

مردم پس از شنيدن خبر دستگيري هر سه قاتل از فرمانده انتظامي کرج تقدير کردند.

روح‌الله داداشي، يکي از قويترين مردان ايران شنبه شب و در جريان يک درگيري خونين در کرج به قتل رسيد.

ادامه نوشته

یک بازیگر «ملک سلیمان» درگذشت...

مرحوم صابر که از بازیگران پیشکسوت سینما و تلویزیون بود روز سه‌شنبه 17 خرداد بعد از مدت‌ها تحمل بیماری درگذشت.

سیروس صابر بازیگر فیلم سینمایی «ملک سلیمان» دار فانی را وداع گفت.

به گزارش خبرآنلاین، مرحوم صابر که از بازیگران پیشکسوت سینما و تلویزیون بود روز سه‌شنبه 17 خرداد بعد از مدت‌ها تحمل بیماری درگذشت.

این هنرمند کرجی که سال 1389 فیلم سینمایی «ملک سلیمان» به کارگردانی شهریار بحرانی را روی پرده سینما داشت، پیش از این در فیلم‌های «مردان آنجلس» ساخته فرج‌الله سلحشور، «پرواز از اردوگاه» به کارگردانی حسن کاربخش و «سرعت» ساخته محمدحسین لطیفی و مجموعه‌های «مریم مقدس» به کارگردانی بحرانی و «پهلوانان نمی‌میرند» ساخته حسن فتحی بازی کرده بود.

درگذشت عزت‌الله سحابی و حمله‌ي قلبي دخترش هاله سحابي...

عزت‌الله سحابي فرزند يدالله سحابي در 1309 در تهران متولد شد و مدرك مهندسي خود را در رشته مكانيك، از دانشگاه تهران اخذ كرد؛ وي از اعضاي مؤسس نهضت آزادي بود و پس از پيروزي انقلاب اسلامي مسئوليت‌هايي چون عضويت شوراي انقلاب، رياست سازمان برنامه و بودجه دولت موقت، نمايندگي مجلس خبرگان قانون اساسي و نمايندگي تهران در دوره اول مجلس شوراي اسلامي را به‌عهده داشت.

عزت‌الله سحابي رئيس شوراي فعالان ملي - مذهبي نيمه شب گذشته پس از تحمل يك دوره بيماري درگذشت.

به گزارش خبرگزاري فارس، عزت‌الله سحابي كه چندي پيش پس از سكته مغزي به بيمارستان پارسيان تهران منتقل شد، طي يك هفته دو مرتبه تحت عمل جراحي قرار گرفت اما پس از عمل به كما رفت.


وي كه هفته گذشته به بيمارستان مدرس تهران منتقل شده بود، روز سه‌شنبه ۱٠/٠۳/٩٠ در سن 81 سالگي درگذشت.

عزت‌الله سحابي فرزند يدالله سحابي در 1309 در تهران متولد شد و مدرك مهندسي خود را در رشته مكانيك، از دانشگاه تهران اخذ كرد؛ وي از اعضاي مؤسس نهضت آزادي بود و پس از پيروزي انقلاب اسلامي مسئوليت‌هايي چون عضويت شوراي انقلاب، رياست سازمان برنامه و بودجه دولت موقت، نمايندگي مجلس خبرگان قانون اساسي و نمايندگي تهران در دوره اول مجلس شوراي اسلامي را به‌عهده داشت.

سحابي پس از كودتاي آمريكايي - انگليسي 28 مرداد 1332 در كميته دانشگاه "نهضت مقاومت ملي " فعال شد و مسئوليت توزيع نشريات اين گروه، از جمله اعلاميه‌ها و روزنامه "راه مصدق " را عهده‌دار و در تيرماه 1333 پس از توقيف چاپخانه روزنامه "راه مصدق " دستگير شد.

وي پس از آزادي از زندان بار ديگر فعاليت‌هاي سياسي خود را در كميته انتشارات و تبليغات نهضت مقاومت ملي به رياست مهدي بازرگان پي گرفت و فعاليت‌هاي او منجر به دستگيري دوباره او شد.

سحابي پس از پيروزي انقلاب اسلامي نيز در سال‌هاي 1379، 1380 و 1381 بازداشت و زنداني شد و در جريان انتخابات رياست جمهوري دهم، پس از آخرين بازداشت خود به جرم "تشكيل گروه با هدف برهم زدن امنيت كشور، تبليغ عليه نظام و توهين به مسئولان " به 11 سال حبس محكوم شد.

اين فعال سياسي با وجود نقش‌آفريني مؤثر در تأسيس نهضت آزادي كه از سوي دستگاه‌هاي ذي‌ربط به‌عنوان تشكلي غيرقانوني اعلام شده، پس از انقلاب به‌دليل اختلاف‌نظر در خصوص مواضع اقتصادي اين گروه، از آْن جدا شد و شوراي فعالان ملي - مذهبي تشكيل داد.

ادامه نوشته

عقاب آسیا برای همیشه پر کشید...

ناصر حجازی دروازه‌بان اسطوره‌ای فوتبال ایران و تیم استقلال ساعت 10:55 دقیقه صبح امروز دوشنبه به دلیل بیماری سرطان ریه در بیمارستان کسری تهران درگذشت.../ نفرين بر سرطان! نفرين بر مرض لاعلاجي كه پير و جوان نمي شناسد، نفرين بر مرضي كه بر جان ناصر حجازي، اسطوره فوتبال ايران افتاد. اسطوره اي كه اعتبارش را از مردم گرفت و تا آخرين روزهاي عمر فراموش نكرد، محبوبيتش را مديون چه كساني است.

ناصر حجازي از يك سال و نيم پيش با اين بيماري مهلك دست و پنجه نرم مي‌كرد و جمعه در حين تماشاي بازي استقلال و پاس دوباره بيماري‌اش عود كرد و به بيمارستان منتقل شد. او ظهر روز دوشنبه ۰۲/۰۳/۹۰در سن 62 سالگي درگذشت.

حرف خواندنی همسر ناصر حجازی

همسر ناصر حجازی نوشت: «لحظه به لحظه، تجربه کردم مردی را که هرگز جلوی کسی سرخم نکرد، خم نشد و برای یک لقمه نان چرب تر پشت دوتا نکرد و بدین شکل در دل مردم ماندگار شد...»


ناصر حجازی متولد 23 آذر 1328 در شهر تهران است. او دروازه بان اول تیم ملی فوتبال ایران در دهه پنجاه بود و دو عنوان قهرمانی در جام ملت های آسیا، یک عنوان قهرمانی در بازی های آسیایی و شرکت در المپیک و جام جهانی فوتبال را در کارنامه دارد. او همچنین به همراه تیم تاج قهرمانی در جام تخت جمشید و جام باشگاه های آسیا را تجربه کرده است. حجازی در دوران مربیگری نیز تیم استقلال تهران را به نایب قهرمانی جام باشگاه های آسیا و قهرمانی لیگ آزادگان رساند. فدراسیون بین المللی تاریخ و آمار فوتبال در انتخاب برترین های قرن بیستم، ناصر حجازی را دومین دروازه بان برتر قاره آسیا و چهل و یکمین دروازه بان شایسته جهان معرفی کرده است.

رشته ورزشی اصلی ناصر حجازی بسکتبال بود و در شانزده سالگی در تیم منتخب دبیرستان ابومسلم بازی می کرد و حتی برای تیم ملی جوانان بسکتبال ایران هم انتخاب شد. وی فوتبال را به صورت تفریحی دنبال می کرد اما حضور او در درون دروازه و روی آوردن به دنیای حرفه ای فوتبال به صورت اتفاقی شکل گرفت.

حجازی که برای تماشای مسابقات فوتبال مدارس رفته بود، به علت مصدومیت دروازه بان مدرسه وی و با توجه به بلندی قامت (185 سانتی متر) و بسکتبالیست بودنش با درخواست مربی تیم درون دروازه ایستاد و در مقابل حریف به خوبی ایستادگی کرد.این اتفاق سرآغاز سالها حضور وی در صحنه فوتبال است.



عکس کودکی ناصرحجازی

برترین دروازه بان قرن آسیا (و نه به ناحق دومین!) به رحمت خدا رفت و دوست دارانش که برای دیدار با او و دعا برای بهبودی اش به بیمارستان کسری آماده بود‌ند حریف بیماری وی نشدند...

ادامه نوشته

سنگ قبر آیت‌الله بهجت...

به این ترتیب در وسعتی از سادگی و خلوتی سنگ، اصالت و هویتی برجسته، رخ می‌نماید: «العبد محمد تقی بهجت بن محمود». «العبد» در قطعه‌ای میناکاری نقش می‌گیرد و در هنری زیبا و کاری بسیار بدیع، روی سنگ قبر متصل می‌شود.

پس از عروج ملکوتی آیت الله بهجت و خاکسپاری ایشان در حرم مطهر حضرت معصومه (س) تا حدود دو ماه نشان خاص و ثابتی روی مزار ایشان موجود نبود و پس از آن هم یک صندوق چوبی با پوششی سیاه و پارچه‌ای روی قبر این عالم دینی قرار گرفت. بعد از مدتی نیز آن پارچه، با بنری که نقش محراب داشت و متنی توصیفی و عربی روی آن نوشته شده بود جایگزین شد.

به گزارش تریبون مستضعفین، اما سرانجام از طرف بیت آیت الله بهجت سنگی به ابعاد ۸۰ × ۱۸۰ پیشنهاد می‌شود اما در بازار سنگ این نوع سنگ بسیار کمیاب بود و نیاز به پیگیری‌های مداوم داشت؛ از سوی دیگر برداشت از وجوهات شرعی، برای تهیه سنگ مزار به هیچ عنوان مورد نظر بیت معظم له نبود و برخی دوستداران و شاگردان آیت الله بهجت، داوطلب پرداختی به میزان توانایی خود و چند نفری نیز داوطلب پرداخت کل وجه شدند.

با گذشت بیش از یکسال نه تنها جستجوی سنگ بلکه متن، نوع خط، نوع ترکیب بندی و … مشخص نبود! گویا هیچ متنی رسا نبود تا آن شخصیت والا را توصیف و معرفی کند تا اینکه هنرمندی متعهد و از ارادتمندان خود آیت الله بهجت پیشنهاد می‌کند: «رساترین کلام در تعریف آقا امضای ایشان بود؛ العبد». این پیشنهاد مورد تأیید قرار می‌گیرد.

با پیگیری و همراهی آستانه مقدسه حضرت معصومه(س)، کارگاهی در اطراف تهران که سنگی با ابعاد مورد نظر را دارد معرفی می‌شود. اما بدلیل عدم آماده بودن وجه خرید سنگ، مدتی طول می‌کشد تا سرانجام بانی سنگ مشخص و سنگ خریداری می‌شود.

برای خطاطی و حجاری هنرمندانی از قم و اصفهان و تهران معرفی می‌شوند و تقسیم کار صورت می‌گیرد که در این میان سهم ستاد بازسازی عتبات اصفهان قابل توجه بود؛ هنرمندانی صدیق و متدین که بی‌وضو دست به کار نبردند.

به این ترتیب در وسعتی از سادگی و خلوتی سنگ، اصالت و هویتی برجسته، رخ می‌نماید: «العبد محمد تقی بهجت بن محمود». «العبد» در قطعه‌ای میناکاری نقش می‌گیرد و در هنری زیبا و کاری بسیار بدیع، روی سنگ قبر متصل می‌شود.







رضا صفدری، مجري با سابقه تلويزيون درگذشت...

زنده ياد صفدري متولد 22 بهمن سال 1342 در تهران بود. او از سال 1364 وارد سازمان صدا‌وسيما شد و پس از تجربه كار دوبله و گويندگي راديو، سال 1374 به طور جدي كارش را به عنوان مجري تلويزيون آغاز كرد.
 

«رضا صفدري» مجري با سابقه تلويزيون بر اثر حمله قلبي درگذشت.

به گزارش فارس، رضا صفدري مجري و تهيه‌كننده تلويزيون ساعاتي پيش بر اثر حمله قلبي درگذشت.

بنابراين گزارش، زنده ياد صفدري متولد 22 بهمن سال 1342 در تهران بود. او از سال 1364 وارد سازمان صدا‌وسيما شد و پس از تجربه كار دوبله و گويندگي راديو، سال 1374 به طور جدي كارش را به عنوان مجري تلويزيون آغاز كرد.

صفدري سبك جديد اجرايش را كه چندين سال در راديو پايه‌گذاري كرده بود، در برنامه هشت و نيم تلويزيون به مرحله ظهور گذاشت و با همين اجراي متفاوت به مخاطبان معرفي شد.

صفدري همچنان به تجربه‌اندوزي ادامه داد و به سمت كار تهيه‌كنندگي و كارگرداني سريال و برنامه‌هاي تركيبي رفت و معروف‌ترين سريالش، باغچه مينو بود كه از شبكه تهران پخش شد.

محمدعلی ورشوچی، هنرپیشه قدیمی سینما درگذشت...

او با همکاری نعمت‌الله گرجی، یک گروه تئاتر تاسیس کرده بود و با این گروه در شهرهای مختلف، نمایش اجرا می کرد.

واحد مرکزی خبر نوشت:

محمد علی ورشوچی، هنرپیشه قدیمی سینما، تلویزیون و تئاتر، امروز در یکی از بیمارستان های تهران درگذشت.

این هنرمند در سال 1304 در تهران به دنیا آمد.

او با همکاری نعمت‌الله گرجی، یک گروه تئاتر تاسیس کرده بود و با این گروه در شهرهای مختلف، نمایش اجرا می کرد.

بازی مرحوم ورشوچی در نقش آسپیران غیاث آبادی در دایی‌ جان ناپلئون (مجموعه تلویزیونی)، یکی از به یاد ماندنی‌ترین نقش‌های وی است.

مفاخر درگذشته ایران در سالی که گذشت...

سال 89 را با همه تلخی و شیرینی هایش پشت سر گذاشتیم. سالی که به رسم روزگار چند تن از هنرمندان و اساتید را از دست دادیم و امسال را بدون حضور آنها اما به یادشان آغاز کردیم.

سال 89 را در حالی پشت سر گذاشتیم که تعدادی از هنرمندان و اساتید هنرهای سنتی، باستان شناسی و تاریخ ایران از جمله، سیف الله کامبخش فرد، ایرج افشار و استاد روح الامینی رخت سفر به تن کردند و از میان جدا شدند.

به گزارش خبرنگار مهر، سال 89 را با همه تلخی و شیرینی هایش پشت سر گذاشتیم. سالی که به رسم روزگار چند تن از هنرمندان و اساتید را از دست دادیم و امسال را بدون حضور آنها اما به یادشان آغاز کردیم.

ادامه نوشته

«محمود ماهرالنقش» پدر كاشي‌كاري ايران درگذشت...

خبرگزاري فارس: محمود ماهرالنقش، استاد كاشي‌كاري ايران و عضو كميته هنرهاي سنتي فرهنگستان هنر صبح امروز درگذشت.


به گزارش خبرگزاري فارس، محمود ماهرالنقش، استاد كاشي‌كاري ايران، سال 1301 در اصفهان متولد شد. وي تحصيلات ابتدايي و متوسطه خود را در اصفهان و تهران گذراند و در سال 1338 به دعوت دانشگاه علم و صنعت ايران براي تدريس دانسته‌هاي خود، به اين دانشگاه رفت و از سال‌ 1342 تا 1344 طراح سوالات كنكور، براي داوطلبان رشته ساختمان بود.
ماهرالنقش نخستين مؤلف كتاب‌هاي رشته ساختمان بود و اولين كتاب خود را با نام اصول عملي ساختمان در سال 1344 به رشته تحرير در آورد. از او كتاب‌هاي متعددي در زمينه ساختمان، هنر آجركاري و كاشي‌كاري ايران به يادگار مانده است. وي عضو كميته معماري سنتي فرهنگستان هنر بود كه به دليل كارهاي ارزشمندش در سي و يكم تير 1387 مورد تقدير اين فرهنگستان قرار گرفت.
پيكر اين استاد جليل‌القدر فردا ساعت 8:30 از خيابان دكتر فاطمي غربي، خيابان سيندخت جنوبي، كوچه منيژه ، پلاك 15 به سمت بهشت زهرا، قطعه هنرمندان، تشييع مي‌شود.

درگذشتگان سينمای ايران در سال 89...

سينماي ايران در سالي كه گذشت در سوگ 27 هنرمند خود نشست.

به گزارش فارس، سينماي ايران در سالي كه گذشت تعدادي از هنرمندانش را از دست داد و در سوگ آنان نشست كه از جمله آنان مي‌توان به: «مهدي دانش‌رفتار»، «رضا كرم‌رضايي»، «محمود بنفشه‌خواه»، «كيومرث ملك‌مطيعي»، «حميده خيرآبادي»، «نعمت حقيقي»، «طاهره سادات هاشمي»، «علي اصغر اوجاني»، «محمدرضا اعلامي»، «آرام شهيدي»، «قربانعلي ترابي»، «محمود بهرامي»، «محمد باقر آشتياني»، «فرامرز فرازمند»، «بهنام صفري»، «مهين شهابي»، «ناصر اسماعيل‌زاده»، «رضا خندان»، «منوچهر حقاني‌پرست»، «معصومه اسكندري»، «محمد رازدشت»، «اسماعيل رياحي»، «مهدي آريان‌نژاد»، «حسين باغي»، «محسن يوسف‌بيگ»، «عباس اميري» و «مهري وداديان»، 27 هنرمندي هستند كه در سال 1389 از ميان ما رفتند و به ديار باقي شتافتند.

ادامه نوشته

ایران شناس برجسته درگذشت...

ايرج افشار از دنيا رفت.

به گزارش ايسنا، اين تاريخ‌پژوه، نسخه‌شناس، ايران‌شناس و جهانگرد برجسته‌ي قرن معاصر دقايقي پيش در سن 85سالگي در بيمارستان درگذشت.

افشار كه مدتي بود از بيماري رنج مي‌برد، از شامگاه 12 اسفندماه در بخش مراقبت‌هاي ويژه‌ي بيمارستان جم بستري بود.



ايرج افشار متولد 16 مهرماه سال 1304 در تهران بود و «اسكندرنامه»، «انجونامه»، «پرونده‌ي صالح»، «گاه‌شماري در ايران قديم»، «رياض‌الفردوس» و «جستارها درباره‌ي نسخه‌ي خطي» از جمله نزديك به 300 عنوان كتاب منتشرشده‌ي او در زمينه‌هاي تصحيح، تأليف و ترجمه هستند.

افشار قرار بود در ماه سپتامبر در رشته‌ي تاريخ از دانشگاه اسكاتلند دكتراي افتخاري بگيرد.

پروفسور «حسين آقابزرگ» درگذشت...

پروفسور آقابزرگ از اعضاي مؤسس و هيأت امناي بنياد فردوسي و عضو هيأت علمي دانشگاه تربيت معلم امروز (دوشنبه، 16 اسفندماه) به دليل ابتلا به بيماري سرطان، چشم از جهان فروبست.

حسين آقابزرگ، پژوهشگر، درگذشت.

به گزارش ايسنا، پروفسور آقابزرگ از اعضاي مؤسس و هيأت امناي بنياد فردوسي و عضو هيأت علمي دانشگاه تربيت معلم امروز (دوشنبه، 16 اسفندماه) به دليل ابتلا به بيماري سرطان، چشم از جهان فروبست.





در معرفي بنياد فردوسي از اين چهره‌ي فرهنگي آمده است: پروفسور حسين آقابزرگ از نام‌دارترين پ‍ژوهشگران ايراني است كه موفق شد طي آخرين آمار رسمي مؤسسه جهاني اطلاعات علمي (ISI) در سال 2010 با دارا بودن 250 مقاله علمي - پژوهشي در نشريه‌هاي معتبر داخلي و خارجي در جمع يك درصد نخست پژوهشگران جهان در رشته‌هاي گوناگون علمي قرار گيرد و از برترين دانشمندان بين‌المللي شناخته شود.

اين چهره‌ي علمي كشور در 16 تيرماه سال 1327 در شهر تهران ديده به جهان گشود و مدارج علمي خود را در دانشگاه تهران و دانشگاه فلوريداي آمريكا تا مقطع فوق دكترا به پايان رساند و در طول حيات علمي خود، 25 كتاب درسي دانشگاهي و 250 مقاله‌ي علمي - پژوهشي به يادگار گذاشت.

پروفسور حسين آقابزرگ داراي عنوان‌هاي پژوهشگر برگزيده نوزدهمين جشنواره بين‌المللي خوارزمي در سال 1384 و پژوهشگر برتر كشوري در هفتمين جشنواره پژوهش و فناوري كشور در سال 1385 بود.

بنياد فردوسي ضمن تسليت به بازماندگان و دوستداران پروفسور حسين آقابزرگ كه در سال‌هاي پربركت علمي‌اش هماره در راه شناساندن فرهنگ ايران‌زمين كوشيد، از همه مردم دعوت كرده تا در مراسم تشييع و آيين يادبود «اين فرزند برومند و نام‌آشناي ميهن» حضور پرشور داشته باشند.

مراسم تشييع پيكر آقابزرگ از مقابل دانشگاه تربيت معلم تهران واقع در خيابان مفتح در روز سه‌شنبه، 17 اسفند، از ساعت 9 صبح برگزار خواهد شد.

همچنين دو مراسم يادبود در تاريخ 19 اسفند از ساعت 15:30 تا 17 در مسجد حجت ابن الحسن (ع) واقع در سيدخندان، ابتداي خيابان سهروردي شمالي و در تاريخ 22 اسفند از ساعت 15 تا 16:30 در مسجد صاحب الزمان (عج) واقع در خيابان دولت، خيابان اختياريه جنوبي برپا خواهد شد.

خداحافظي با بانوي نجوم ايران...

دكتر آلينوش طريان، نخستين بانوي ايراني كه به مقام استادي در رشته فيزيك نايل شده بود، در آخرين روزهاي 90 سالگي‌اش از ميان ما رخت بربست.

طريان كه متولد سال 1299 تهران بود، بعد از دريافت درجه كارشناسي فيزيك از دانشكده ‌علوم دانشگاه تهران، در آزمايشگاه دانشكده علوم مشغول به خدمت شد. سپس با هزينه شخصي به فرانسه رفت و در دانشگاه سوربن، مدرك دكتراي خود را در رشته فيزيك دريافت كرد و با وجود پيشنهاد استادي در دانشگاه سوربن به ايران بازگشت و در دانشگاه تهران به سمت استادي منصوب شد. طريان درباره بازگشتش به ايران بعد از تحصيل در فرانسه بارها گفته بود: «خيلي‌ها به من گفتند كه آنجا بمانم؛ اما من به ايران برگشتم تا به فرزندان اين كشور كمك كنم.»

البته اين علاقه آنقدر قوي و پايدار بود كه پس از جدايي از دانشگاه و دانشجويانش هنوز هم مادرانه خاطرات روزهاي حضور در كلاس درس را مرور مي‌كرد و با وجودي كه در سال 1358 بازنشسته شده بود، اما علاقه‌اش به علم و دانش سبب شد تا وصيتنامه‌اي تنظيم كند و منزل مسكوني خود را پس از مرگ به ارامنه جلفا و دانشجوياني كه محل اسكان مناسبي ندارند، ببخشد.

آلينوش طريان از بزرگاني بود كه علم كشور بخصوص حوزه فيزيك و نجوم هيچ‌گاه فراموشش نخواهد كرد. او كه براي نخستين‌بار درس‌هاي فيزيك خورشيدي و اخترفيزيك را ارائه داد، پايه‌گذاري نخستين رصدخانه فيزيك خورشيدي و پايه‌گذاري نخستين تلسكوپ خورشيدي را در كارنامه پربارش براي هميشه ثبت كرد.

امروز در حالي پيكر اين بزرگ‌بانوي علمي كشور ساعت يك بعدازظهر از كليساي مريم مقدس واقع در تهران ـ خيابان جمهوري ـ بين حافظ و استانبول ـ خيابان ميرزاكوچك‌خان تشييع مي‌شود كه بسياري از اساتيد و دانشجويان كشور آنچه هستند را مديون او و ديگراني مي‌دانند كه زندگيشان را وقف ايران و ايراني كرده‌اند.

آیت‌الله سید حسن فقیه امامی، یکی از علمای مشهور اصفهان درگذشت...

این عالم ربانی پس از تحصيلات دبيرستانی خود به حوزه علميه اصفهان وارد شده و سال هاي متمادي نزد اساتيد بزرگ اين حوزه، همچون مرحوم حاج سيد علي بهبهاني، سيد حسين خادمي، حاج شيخ علي مشکاة و مرحوم معلم حبيب‏ آبادي و مولي محمد علي عالم حبيب‏ آبادي در زمينه ادبيات، منطق و فلسفه، فقه و اصول، هيئت و قانون به تحصيل پرداخت.

به گزارش شیعه آنلاین، آیت الله سید حسن فقیه امامی، از علمای سرشناس شهر اصفهان صبح امروز دار فانی را وداع گفت.

گفتنی است ایشان در سال 1313هجری شمسی در محله درب امام اصفهان متولد شد. وي از سلسله سادات امامي است که نسبشان به امامزاده ابوالحسن زين‏العابدين، مدفون در درب امام مي‏رسد و نسب ايشان نيز به "علي بن جعفر" فرزند امام صادق (ع) مي‏ رسد.

این عالم ربانی پس از تحصيلات دبيرستانی خود به حوزه علميه اصفهان وارد شده و سال هاي متمادي نزد اساتيد بزرگ اين حوزه، همچون مرحوم حاج سيد علي بهبهاني، سيد حسين خادمي، حاج شيخ علي مشکاة و مرحوم معلم حبيب‏ آبادي و مولي محمد علي عالم حبيب‏ آبادي در زمينه ادبيات، منطق و فلسفه، فقه و اصول، هيئت و قانون به تحصيل پرداخت.

ايشان تا پیش از درگذشتشان در حوزه علميه اصفهان به تدريس اشتغال داشته و افزون بر اين منشأ خدمات شايسته‏اي در راه‏ اندازي، بازسازي و اداره مدارس علميه حوزه اصفهان و نيز فعاليت‏هاي انجمن‏هاي خيريه اين شهر بوده است. شبکه ماهواره ای سلام نیز زیر نظر ایشان اداره می شد.

ادامه نوشته

تصاویری از مراسم تشييع پيكر مهري وداديان...

مهري وداديان ـ بازيگر قديمي تئاتر، سينما و تلويزيون ـ عصر روز گذشته ـ ‌9 اسفند ماه ـ در سن 74 سالگي از دنيا رفت.

به گزارش ايسنا،اين هنرمند چندي قبل به دليل عفونت شديد ريه بالا بودن قند خون و نارسايي قلبي در بيمارستان «سجاد» بستري بود.

وداديان متولد 1315 است و از عمده فيلم‌هايش مي‌توان از «شوهر آهوخانم»، «كميته مجازات» علي حاتمي،«معادله» ابراهيم وحيد‌زاده، «مرد آفتابي» همايون اسعديان، «الوالو من جوجوم» مرضيه برومند، «رابطه» پوران درخشنده، «گل‌هاي داوودي» رسول صدرعاملي، «شازده احتجاب» بهمن فرمان‌آرا، «صبح روز چهارم» كامران شيردل،«رگبار» بهرام بيضايي و... نام برد.
 
 
 

 
ادامه نوشته

تصاویری از تشييع پيكر شهيد صانع ژاله در تهران و پاوه...

ادامه نوشته

مادری که در کنار مزار فرزندان شهیدش جان سپرد:

قر‌ةالعين ناوان مادر شهيدان «مجيد و محسن صادقي» روز پنجشنبه ۳۰/۱۰/۸۹ در حالي كه به همراه همسر و خانواده به قطعه 28 بهشت زهرا (س) رفته بود، در هنگامه اذان ظهر و غبارروبي مزار فرزندان شهيدش در 69 سالگي جان سپرد.

به گزارش رجانیوز، به گفته خانواده شهيدان صادقي روز گذشته وضعيت جسمي وي مساعد بود و عروج ملكوتي‌اش به صورت ناگهاني اتفاق افتاد .

پيكر مادر شهيدان صادقي صبح جمعه ۱/۱۱/۸۹ با حضور همرزمان شهيدان، خانواده شهدا و ايثارگران و امت حزب‌الله تشييع و در قطعه 55 بهشت زهرا (س) به خاك سپرده شد.

سردار شهيد «مجيد صادقي» متولد 15 مرداد 1339بود كه در عمليات «والفجر 4» با مسئوليت نيروي اطلاعات عمليات لشكر 10 سيدالشهدا (ع) در 12 آبان 1362 در منطقه پنجوين در حالي كه در انتظار تولد اولين فرزندش بود، در 23 سالگي، به شهادت رسيد.



سردار سپاه اسلام شهيد «محسن صادقي» متولد 21 فروردين 1344، پس از شهادت برادرش، در عمليات‌هاي مختلف دوران دفاع مقدس حضور يافت تا اينكه در عمليات مرصاد با مسئوليت فرماندهي گروهان از سپاه مخصوص ولي امر و در خط مقدم، طي شناسايي از سوي منافقان و پرتاب نارنجكي از سوي آنها، در تاريخ 6 مرداد 1367 به شهادت ‌رسيد و پيكر مطهرش پس از ساعت‌ها تلاش به عقب بر‌گردانده شد.

شهيد «محسن صادقي» نيز همانند برادرش در 23 سالگي و در حالي در آرزوي بر آغوش گرفتن نخستين فرزندش بود، به شهادت رسيد.

برگرفته از سایت KheradNews.Com

عهدنامه‌ای که با خون امضا شد...

ما امضاکنندگان ذیل در حضور خداوند تبارک و تعالی و انبیاء و اولیاء و ملائکة الله و شهدا با یکدیگر عهد و پیمان می بندیم هرگاه که فیض عظمای شهادت نصیب هر کدام از ما گردید و خداوند متعال اذن شفاعت داد ، شفاعت دیگر یاران و امضاکنندگان ذیل(منوظ به پذیرفتن رسالت خون ما بعد از ما) را نمائیم.

لشکر 32 انصارالحسین(صلوات الله علیه) که از رزمندگان همدانی تشکیل شده در سال های دفاع مقدس افتخارات بسیاری را به نام خود ثبت کرد. شاخص ترین نیروی این لشکر، شهید علی چیت سازیان بود که فرماندهی اطلاعات و عملیات این یگان را بر عهده داشت و از زبده ترین نیروهای اطلاعات و عملیات در طول سال های جنگ به شمار می رود.

لشکر 32 انصارالحسین(صلوات الله علیه) در عملیات کربلای 4 نیز حاضر بود و در شب چهارم دی ماه سال 1365 ، غواصان این لشکر، به عنوان نیروی خط شکن وارد عمل شدند. گردان غواصان لشکر 32 ، به نام مبارک حضرت جعفر طیار(علیه السلام) خوانده می شد و نیروهای آن در عملیات کربلای 4 ، به علت لو رفتن عملیات و هوشیاری دشمن بعثی ، شهدای بسیاری را تقدیم  آستان اباعبدالله الحسین(صلوات الله علیه) نمود. جمعی از نیروهای این گردان ، چند شب مانده به آغاز عملیات ، اقدام به تنظیم یک شفاعتنامه  نمودند، کاری که آن روزها در برخی یگان ها رایج بود. این شفاعتنامه روی پارچه ای سفید نوشته شده و 25 نفر از غواصان بسیجی آن را با خون خود انگشت زده و امضا کرده اند.

متن این شفاعتنامه به شرح زیر است:

منهم من ینتظر و ما بدلو تبدیلا(سوره احزاب آیه23)

ما امضاکنندگان ذیل در حضور خداوند تبارک و تعالی و انبیاء و اولیاء و ملائکة الله و شهدا با یکدیگر عهد و پیمان می بندیم هرگاه که  فیض عظمای شهادت نصیب هر کدام از ما گردید و خداوند متعال اذن شفاعت داد ، شفاعت دیگر یاران و امضاکنندگان ذیل(منوظ به پذیرفتن رسالت خون ما بعد از ما) را نمائیم.

1-عباس نوریان

2-مصطفی تیموری

3-فرهاد ترک

4-حسین رضایی

5-حسین سلیمی

6-ناصرقاضیانی

7-احمد محمودی رئوف

8-محسن نقی زاده

9-عباس عزیزی

10-احمد قرائتی

11-حمید تاجدوزیان

13-آقای نورخدا ساکی

12ـ حسن سهامی

14-حمید ترکمان

15-علی(اکبر)مؤینی

16-تقی گودرزی

17-رضا عسگری

18-پرویز ذبیحی

19-داراب زمانی

20-اکبر بهنامجو

21-علی اکبر درشته(امیر)

22-سید محمد حسن سلیمانی

23-علی رضا نادری

24-شکرالله محمدی

25-حمید حسام

که یاران می روند نوبت به نوبت                خوش آنروزی که نوبت بر من آید



منبع: مشرق

یکی از خاطرات کودکان دهه 60 درگذشت...

بنا بر اين گزارش، محسن يوسف‌بيك در نقش «هشيار» همراه با عليرضا خمسه در نقش «بيدار» اجراي مسابقه «هشيار و بيدار» را برعهده داشتند كه در زمان پخش خود، يكي از پربيننده‌ترين برنامه‌هاي ويژه كودكان و نوجوانان بود.

«محسن يوسف‌بيك» بازيگر نقش هشيار در برنامه «هشيار و بيدار» درگذشت.

به گزارش فارس «محسن يوسف بيك» مجري و بازيگر سال‌هاي دهه 60 پيش از ظهر دیروز پس از سپري كردن يك دوره بيماري درگذشت.

بنا بر اين گزارش، محسن يوسف‌بيك در نقش «هشيار» همراه با عليرضا خمسه در نقش «بيدار» اجراي مسابقه «هشيار و بيدار» را برعهده داشتند كه در زمان پخش خود، يكي از پربيننده‌ترين برنامه‌هاي ويژه كودكان و نوجوانان بود.

زنده‌ياد محسن يوسف‌بيك حضور در چند فيلم سينمايي و تلويزيوني را نيز در كارنامه هنري خود داشت.

تحلیل یک کاپیتان از سقوط هواپیما...

کاپیتان بهروز مدرسی، از خلبانان قدیمی کشورمان در سایت خود موضوع سقوط هواپیمای مسافری در نزدیکی ارومیه را این چنین توصیف کرده است:

در ابتدای سخن.. فاجعه دردناک سقوط يک فروند هواپيماي بوئينگ ۷۲۷ در حوالي اروميه را به مردم شريف و بزرگوار ايران و خانواده‌هاي داغدار تسليت مي‌گويم.

همان‌گونه که بار‌ها اعلام کرده‌ام، آگاهي از دلايل سقوط هر هواپيمايي نياز به بررسي و تحقيق کارشناسان خبره دارد. که بعد از بازخواني مکالمات نوار درون جعبه سياه و مشاهده مختصات ثبت شده هواپيما قبل از سقوط و بررسي دقيق بر روي لاشه همچنين تحقيق از شاهدان عيني رسمآ از سوي سازمان‌هاي ذيصلاح اعلام مي‌شود. و هرگونه اظهار نظري تا قبل از اعلان نظر رسمي فاقد اعتبار علمي است. اما اين پروسه در کشور ما اغلب تحقق نمي‌پذيرد! و بلافاصله بعد از هر سانحه‌اي اظهار نظر‌هاي ضد و نقيضي از سوي مردم و حتي اگاهان آغاز مي‌شود..! و اغلب اين امر باعث بروز شايعات گوناگوني در سطح جامعه مي‌شود. که به نظر من.. تنها علت آن عدم اطلاع رساني دقيق از سوي سازمان‌هاي مربوطه است! براي اثبات عرايض ام کافي است سري به رسانه‌هاي مکتوب و مجازي در بيست و چهار ساعت گذشته بزنيد! هيچ گونه وحدت نظري در آن‌ها مشاهده نمي‌شود! از محل دقيق سانحه گرفته تا تعداد تلفات. و هر خبر با ديگري متفاوت است..!

از اين رو تصميم گرفتم بعد از کسب اطلاعات کامل از منابع موثق نظر شخصي خودم رو در باره اين حادثه اعلام کنم. لذا مطلبي که در ذيل مي‌خوانيد حاصل تجربه قديمي خودم در نيروي هوايي است. و رسمآ اعلام مي‌کنم.. به هيچ عنوان قصد زير سوال بردن زحمات مسئولان محترم سازمان هواپيمايي رو ندارم و هر ان چه به ذهن ام مي‌رسد را صادقانه مطرح مي‌کنم. لازم به ذکر است بعد از تکميل اطلاعات دريافتي ام، پرسش‌هايي در ذهن ام متبلور گشت که با درج ان و مخاطب قرار دادن آقاي «بهبهاني» وزير محترم راه و ترابري آن‌ها رو مطرح مي‌کنم. شايد کليدي براي جلوگيري از سوانح بعدي باشد. کلام آخر اين که.. اميدوارم اين آخرين سانحه در کشور عزيزمون باشد...


بهانه‌اي براي مقدمه...


ديشب وقتي از اخبار ۲۰:۳۰ خبر سانحه رو شنيدم سريعا دست به کار شدم. ابتدا به هر دوست و آشنايي که در سازمان هواپيمايي و فرودگاه مي‌شناختم زنگ زدم. حال روز همه اون‌ها بدتر از من بود! و همگي سخت شوکه شده بودند.. از اين روي از خير اطلاع رساني گذشته و تصميم گرفتم بعد از تکميل تحقيقاتم در باره پرواز ياد شده تحليل فني ام رو ارايه دهم. چون اغلب سايت‌ها و رسانه‌ها خبر‌هاي اوليه رو منتشر کرده‌اند.

يک تقاضا...


همين الان مطلع شدم شکر خدا يکي از مهمانداران پرواز به نام خانم «زهرا آهويي» به همراه يکي از برادران امنيت پرواز زنده هستند. خانم آهويي در حالت کماء به سر مي‌برد که دقايقي پيش به زير تيغ عمل جراحي رفت.. براي اين دو عزيز دعا کنيد.

نکته...


آيا مي‌دانيد ۵ سال قبل، يعني دقيقا نوزدهم ديماه سال ۱۳۸۴ هواپيماي جت فالکون فرمانده شهيد سپاه پاسداران سردار کاظمي به اتفاق همراهان بزرگوارش در اروميه و در شرايط جوي مشابهي سانحه داد!؟‌ حتي شنيدم محل سقوط هم در يک منطقه بوده است...!

 اصل خبر چي بود..!؟


روز يکشنبه ۱۹ دي ماه يک فروند هواپيماي بوئينگ ۷۲۷ ايران اير، با شماره پرواز ۲۷۷ به خلباني کاپيتان «فريدون دادرس» بعد از يک ساعت تاخير فرودگاه بين المللي مهرآباد رو به مقصد اروميه ترک مي‌کند. اين هواپيما داري ۹۴ نفر مسافر ( که دو نفر ان‌ها خردسال بودند ) و ۱۶ نفر کروي پروازي بود. بعد از رسيدن به منطقه اپروچ باند اروميه به دليل بارش شديد برف و مشخص نبودن باند فرود، کاپيتان تصميم به بازگشت مي‌گيرد.. اما دقايقي بعد در پانزده کيلومتري شهر و در منطقه‌اي موسوم به «ترمنه» به دلايل نامعلومي به زمين مي‌خورد. شماره ريجستر هواپيما «EP - IRP» بود. و ۳۷ سال از عمر پر فراز و نشيب اش مي‌گذشت.

 

اسامي کروي پروازي

1_ فریدون دادرس: خلبان
2_ محمدرضا قره تپه: كمك خلبان
3_ مرتضی رستگار: مهندس پرواز
4_ نسیم شهروی: مهماندار
5_ نیما مزرعتی تاجآبادی: مهماندار
6_ منیره حاجمحمودی: مهماندار
7_ سیدمحمد لاجوردی: مهماندار
8_ زهرا آهویی: مهماندار
9_ مهدی غفوری: سرمهماندار
10_ محسن عسگرزاده:امنیت پرواز
11_ جمشیدی: امنیت پرواز
12_ محمدحسینی رحیمی: مكانیك پرواز

کالبد شکافي سانحه


همان گونه که در بالا اشاره شد، من هيچ گونه شناخت و آگاهي از سيستم سازمان هواپيمايي خصوصآ‌ دستور العمل‌هاي پروازي خطوط هوايي «ايران اير» ندارم. و اطلاعاتم منوط به نقل قول‌هاي دوستان و آشنايان است. و ممکنه صحيح نباشد. به هر حال با کنار هم قرار دادن اطلاعات و داده‌هاي دريافتي و تجارب پروازي تحليل خودم رو بيان کرده و نکات مهم رو به عرض مي‌رسونم.. يادتون باشه که تمام سوانح هوايي حاصل سه عامل مهم شامل خطاي انساني، شرايط جوي و عوامل فيزيکي که همان نقص فني است مي‌باشد. که گاهي يک يا دو عامل و بعضآ هر سه مورد سبب ساز سوانح دردناک هوايي مي‌شوند. و من سعي دارم با توجه به فاکتور‌هاي اشاره شده به اين حادثه توجه کنم.

تأخير اعلام شده...

در ابتداي امر بدنبال علل تاخير يک ساعته پرواز ۲۷۷ بودم. نخستين حدس و گمان ام بر اين پايه بود که کاپيتان «فريدون دادرس» استند باي پيش بيني وضعيت هواي مقصد بوده است. که بعد از اعلام اداره هواشناسي با يک ساعت تاخير تيک آف مي‌کند.. اما اين نظريه ام متآسفانه مردود اعلام شد..! طبق اطلاعات دريافتي.. اين تآخير به دليل «تعويض هواپيما» بوده است..! زيرا طبق جدول تنظيم شده پروازي قرار بود يک فروند هواپيماي «فوکر ۱۰۰» به روال هميشگي انتقال مسافران رو عهده دار شود. اما متآسفانه به دلايل نقص فني، در اخرين لحظات هواپيماي بوئينگ ۲۰۰ - ۷۲۷ جايگزين فوکر مي‌شود!

خب.. با اين حساب ( اگر اين فرضيه صحيح باشد ) اولين حلقه اشتباه شکل گرفته است...! چون:

الف - اولآ در شرايط مشابه جوي هواپيماهاي فوکر به دليل دارا بودن سيستم‌هاي مدرن ناوبري ( که در ادامه همين مطلب مفصلآ به آن اشاره خواهم کرد ) بهتر از هواپيماهاي قديمي بوئينگ ۷۲۷ با عمر ۳۷ ساله از پس مشکل يا مشکلات بر مي‌امدند!

ب - خلبانان فوکر ۱۰۰ در مقايسه با خلبانان ساير مدل‌هاي هواپيما از جمله کروي پروازي بوئينگ ۷۲۷ بدليل پرواز‌هاي مستمر به اروميه، شناخت بيشتري به منطقه دارند. و اصطلاحآ مثل کف دستشون اون جا‌ها رو مي‌شناسند..! و به تعبير پروازي اشراف کاملي بر «مينيموم‌ها» و سخت افزار‌هاي ناوبري دارند..! ( البته اين احتمال بسيار ضعيف است. و همه کاپيتان‌ها با دارا بودن نقشه‌هاي پروازي در هر فرودگاه ناشناخته‌اي به راحتي فرود مي‌آيند ) منظور بنده در شرايط سخت اضطراري است که هر احتمالي رو نبايد از نظر دور داشت..


اولين پرسش..

اگه تنها نيم در صد اين احتمال رو بپذيريم که هر هواپيمايي غير از بوئينگ ۷۲۷ جايگزين اين پرواز مي‌شد ممکن بود براحتي باند فرودگاه اروميه رو پيدا مي‌کرد. حال اين پرسش پيش مي‌آيد.. مسئول اين گونه تصميمات کارشناسي و حساس با کيست..!؟ به عنوان مثال هواپيماهاي «ا تي آر - ۷۲» يا همان «فوکر - ۱۰۰» و حتي ايرباس‌ها کارايي بهتري در پيدا کردن باند در شرايط جوي نامساعد داشتند.

 پيش بيني هوا..

 يادش بخير.. بيست سال و اندي پيش که ما با قارقارک هامون پرواز مي‌رفتيم و هيچ خبري از سيستم‌هاي مدرن ماهواره‌اي «هواشناسي» نبود، قبل از پرواز مسئولان عمليات و ديسپچر‌ها نه تنها هواي حاضر ( اکچوال ) مبدآ، مسير پروازي و مقصد رو در اختيار مون قرار مي‌دادند، بلکه خيلي راحت پيش بيني هواي مسير و مقصد براي يک تا سه ساعت آينده رو در اختيارمون مي‌گذاشتند!‌ حتي يادمه طفلکي‌ها با اون تلفن‌هاي هندلي آخرين تغيرات رو جويا مي‌شدند! و خلبان قبل از پرواز از همه هشدار‌هاي مربوط به هوا ( سيگمنت )‌ها آگاه مي‌شد.. چطور ممکنه در عصر هواشناسي مدرن قرن بيست و يکم که از يک هفته قبل جريانات هوا رو به خوبي پيش بيني مي‌کنند، کاپيتان پرواز زنده ياد «فريدون دادرس» که دست بر قضا معلم خلبان بوئينگ ۷۲۷ هم بوده است. از وضعيت فرودگاهي که قرار بود فرود بيايد بي اطلاع بوده است..!؟ البته اين نکته رو اضافه کنم.. بر و بچه‌هاي ايران اير در پاسخ به اين پرسش بنده فرمودند.. بار‌ها اتفاق افتاده بود که پيش بيني‌هاي ارايه شده هوا کاملآ غلط از آب در مي‌امد.. و دوستان مثال‌هاي فراواني در اين مورد به خاطر مي‌آوردند..! اما صادقانه عرض کنم.. از يک استاد خلبان با تجربه کم اهميت دادن به اين اصل بسيار مهم واقعآ بعيد به نظر مي‌رسد. اين احتمال وجود دارد که.. وضعيت هواي گزارش شده به خلبان، شرايط هوا و ديد رو نرمال ( استاندارد ) گزارش کرده باشند! يا اين که بر اساس همان اصل بي اعتمادي خدا بيامرز ترجيح داده بود براي فرار از اتلاف وقت خود و مسافران و لحظات کشدار انتظار، خود از نزديک شرايط رو بررسي کند.. يادمون باشه «گزارش خلبان از وضعيت هوا، دقيق ترين استناد است» به هر حال اين نظريه به خاطر ثبت شدن اطلاعات هواشناسي قابل اثبات است..

پرواز تا منطقه اپروچ...

زنده ياد «فريدون دادرس» به اتفاق خلبان دوم هواپيما روانشاد «محمد رضا قره تپه» بدون هيچ مشکي از فرودگاه مهرآباد تيک آف کرده و ساعت ۱۹:۴۰ دقيقه آمادگي خود رو براي فرود به مسئول برج مراقبت فرودگاه اروميه اعلام مي‌نمايد. به عبارت صحيح تر هواپيما ارتفاع خود رو کاهش مي‌دهد، فلاپ‌ها به مقدار نظر کاپيتان باز شده و پائين مي‌آيند.. چرخ‌ها بدون هيچ مشکلي باز مي‌شوند. از قبل از کاهش ارتفاع مهمانداران هشدار‌هاي لازم رو به مسافران داده‌اند.. کمر بند همه بسته شده است. و علايم اخطار بستن کمربند و نکشيدن سيگار روشن شده است.. برف شديدي در حال بارش است و رفلکت شديدي از تابش پرژکتور‌هاي هواپيما به دانه‌هاي برف ايجاد شده است. کنترل هواپيما به عهده خود کاپيتان است. مرحوم «مرتضي شايسته» مهندس پرواز هواپيما از قبل مقدار بنزين داخل باک‌ها رو طراز کرده است.. چک ليست قبل از فرود توسط کمک خلبان خوانده شده است.. و همه دستگاه‌ها حاکي از نرمال هستند.. به دليل کاهش ارتفاع لرزش‌هاي متناوبي به هواپيما وارد مي‌شود.. بعضي از مسافران حالت تهوع مي‌يابند ( به نقل از مسافران مجروح ) بعضي‌ها ناخواسته وحشت زده‌اند.. و با هر تکان هواپيما، محکم به دسته‌هاي صندلي چنگ مي‌اندازند.. و تعدادي هم زير لب دعا مي‌خوانند.. هواپيما خيلي راحت به کمک سيستم‌هاي ناوبري اش بدون درد سر به منطقه اپروچ رسيده است... ارتفاع هر لحظه کم و کم تر مي‌شود.. طبق قاعده طبيعي بايد باند مقابل روي آن‌ها باشد. اما متآسفانه چنين نيست.. ( و از اين لحظه شمارش معکوس براي سانحه رقم مي‌خورد )..

 قانون مي‌گويد.. در صورت صفر بودن عمق ديد، خلبان بايد از فرود انصراف داده و بدون انجام هر گونه ريسکي مراجعت نمايد. آيا اين اتفاق رخ داده بود..!؟ معمولآ اغلب اوقات خلبانان با تجربه با اعتماد به سيستم‌هاي ناوبري فرودگاه و هواپيما، با هماهنگي برج مراقبت پرواز ( گو اراند ) کرده و با يک چرخش ۳۶۰ درجه‌اي به صورت کور ( آي. اف. آر ) فرود مي‌آيند. به گفته منابع موثق ظاهرآ خلبان چنين تصميمي داشته است.. و با هدف چرخش، از فرود انصراف داده ( ميس اپروچ ) و با دادن موتور و جمع کردن فلاپ‌ها از فراز باندمي گذرد.. اما متآسفانه اين چرخش ( هولدينگ ) انجام نمي‌شود و در هشت کيلومتري شهر ( بعضي‌ها پانزده کيلومتر اعلام کرده‌اند..! ) به زمين برخورد مي‌کند..!

 دو فرضيه متناقض..!

راستش رو بخواهيد نظرات گوناگوني براي بعد از اون لحظه ( انصراف از فرود ) روايت شده است. برخي معتقدند که کاپيتان قصد بازگشت به تهران را داشته است.. عده‌اي هم مي‌گويند به قصد تقرب دوباره اقدام به چرخش کرده است.. تعدادي هم افزوده‌اند : زنده ياد دادرس اعلام فرود اضطراري کرده بود..! البته هر يک از اين فرضيه‌ها هم که باشد، در کل هيچ فرقي براي عامل بوجود آمدن سانحه نمي‌کند! اشتباه از لحظه انصراف از فرود ( ميس اپروچ ) شکل گرفته است..

چرا هواپيما زمين خورد..!؟‌

آن چه مسلم و واضح است، ارتفاع هواپيما پائين تر از حد معمول بوده است..!‌ که اين امر به دلايل متعددي مي‌تواند باشد.. علاوه بر قراين موجود ( که هيچ نقص فني و يا کوچک ترين اشکالي در کنترل هواپيما وجود نداشته است و خلبان ارتباط اش تا قبل از برخورد با زمين با برج مراقبت برقرار بوده است ) همچنين به گفته يکي از کارکنان فرودگاه اروميه که در روستاي محل سانحه ساکن است.. با شنيدن صداي هواپيما در فاصله بسيار نزديک به زمين بيرون آمده و مي‌بيند هواپيمايي در ارتفاع خيلي پائين ( او پانزده تا بيست متر اعلام کرده است ) در حال عبور است..! وي به قصد تماس با مسئول برج مراقبت و هشدار به خلبان سراسيمه به سمت تلفن منزل مي‌دود.. اما متآسفانه بعد از بيست تا سي ثانيه هواپيما از مقابل ديدگانش دور شده و بلافاصله صداي انفجار شديدي رو مي‌شنود.. آن چه مسلم است.. فاکتور ( شرايط جوي ) دليل بعدي براي رقم خوردن زنجيره اشتباهات قبل از سانحه است. که معمولآ با عامل ديگر ( هيومن فکتوري ) يا همون عامل «خطاي انساني» همراه است. طبق اطلاعات دريافت شده.. روز نوزدهم ديماه به دليل شرايط نا مساعد جوي همه پرواز‌ها به مقصد اروميه کنسل اعلام شده بود..! و سازمان هواشناسي هوا را براي فرود هر نوع هواپيمايي نا مساعد اعلام کرده بود.. پرسش دوم اين است : در شرايطي که همه پرواز‌ها به اين مرکز باطل اعلام شده بود و هواشناسي هم هوا را نامساعد اعلام کرده بود.. به دستور چه کسي اين هواپيما اون هم بعد از غروب آفتاب ( سان ست ) به سمت اروميه پرواز کرده است..!؟ البته در اي ميلي که دريافت کردم، دوستان از اروميه نام و مقام اون شخص رو اعلام کرده‌اند. اما به خاطر عدم تآئيد رسمي، اين مهم رو به گروه تحقيق و بررسي سانحه واگذار مي‌کنم.. که اثبات آن زياد مشکل نيست.. و خوشبختانه همه اسناد در رابطه با وضعيت هوا، تغير هواپيما، صدور دستور پرواز و.. به ثبت رسيده‌اند..

 خطاي انساني...

 اگر چه نام بردن از خطاي انساني آن هم به فاصله يک روز بعد از سانحه غير منطقي و غير علمي به نظر مي‌رسد.. اما همان گونه که اشاره کردم براي بررسي بهتر و کالبد شکافي سانحه براي رسيدن به حقايق بايد همه احتمالات رو در نظر گرفت.. اما در اغلب سوانح اين مهم به اثبات رسيده است که هر عامل جوي هميشه با خطاي انساني همراه است. و غير از اين نمي‌تواند باشد..! چه از ايمني روي زمين و قبل از پرواز ( تعويض هواپيما + چک کردن هواي مقصد ) و چه بعد از پرواز که دقيقآ بعد از مشاهده نشدن باند فرود آغاز شد. راستش رو بخواهيد حسي به من مي‌گويد.. گروه پروازي در حفظ ارتفاع دچار اشتباه شده بودند. که دلايل گوناگوني مي‌تواند داشته باشد..

۱ - همان گونه که در بالا عرض کردم، سيستم ناوبري هواپيماهاي ۷۲۷ نسبت به ساير هواپيماهاي ناوگان هواپيمايي ما ضعيف تر هستند. دليل اين عرايض ام نداشتن ابزاري چون «جي. ان. اس» و يا «جي.پي. اس» است. که بقيه هواپيماهاي ايران اير دارا مي‌باشند. و فاقد نقشه بودن در شرايط مشابه‌اي که باند در ( شورت فاينال ) ديده نشود آن ابزار به راحتي به خلبان کمک مي‌کند که باند رو به راحتي پيدا کرده و فرود آيد.. البته اضافه کنم در شرايط عادي هواپيماهاي ۷۲۷ هيچ مشکلي براي انجام ماموريت و حمل مسافر ندارند.. و هواپيماي بسيار امني است. اما در شرايط اضطراري و نامساعد بودن هوا و يا خرابي هر يک از سيستم‌هاي ناوبري زمين مثل ( آي. ال. اس ) خلبان رو به اشتباه مي‌اندازد



نمونه‌هايي از دستگاه جي. ان. اس


 ۲- خرابي و يا ايراد داشتن سيستم ( آي. ال. اس ) فرودگاه احتمال ديگري است که باعث اشتباه خلبان و تنظيم ارتفاع استاندارد است. دليل ديگري که در اين شرايط متصور مي‌شود، عدم هماهنگي سيستم‌هاي ديجيتال ناوبري با سيستم‌هاي آنالوگ ۷۲۷ است. که باز هم تاکيد مي‌کنم تا امروز هيچ نشانه‌اي از اختلال مشاهده نشده است.. و به خوبي طفلکي‌ها کار مي‌کنند.. اما احتمالات رو بايد هميشه در نظر گرفت.. و در باره اش تحقيق کرد..

۳- صرف نظر از دلايل پائين بودن ارتفاع هواپيما در موقع ( ميس اپروچ ) که چه بخواهيم با نخواهيم به هر حال خطاي انساني تلقي مي‌شود، به گفته عزيزاني که با ۷۲۷ پرواز مي‌کنند اين هواپيما نسبت به ساير پرندگان کمي کند.. يا بهتر بگم تنبل هستند! و قبراقي ساير هواپيماها رو در موقع وضعيت انصراف از فرود را ندارند..! به عبارتي به هر دليلي که فرض کنيم.. هواپيما پائين تر از ارتفاع مقرر ( مينيموم ) بوده است.. بعد از اين که تا نزديکي باند هم اپروچ کرده ولي باند فرود ديده نمي‌شود، کاپيتان دستور انصراف رو صادر مي‌کنه.. و به دليل همان تنبلي که عرض کردم، تا بخواهند فلاپ‌ها رو جمع کرده و پاور بدهد ( چون نزديک زمين بوده است ) و احتمال قريب به يقين خلبان نمي‌دونسته در حداقل ارتفاع قرار گرفته است.. و از طرفي هم دور موتور‌ها هم گرفته شده بودند.. کشش شديد قوه جاذبه زمين به حالت واماندگي «استال» در امده و بلافاصله زمين خورده است..



پرسش از آقاي بهبهاني..


جناب آقاي بهبهاني پرسش‌هايي بعد از اين سانحه دردناک پيش امده است که اميدوارم سازمان متبوع شما در اين زمينه اطلاع رساني نمايند.

الف - آيا سيستم‌هاي هواشناسي کشور با وجود بهره گيري از تکنولوژي‌هاي مدرن ماهواره‌اي قادر به اعلام وضعيت دقيق هواي‌هاي کشور است يا خير..!؟‌ ( رجاي واثق دارم که پاسخ مثبت است ) و آيا دقيقآ اين سازمان توانايي پيش بيني هواي کشور حداقل براي يکي دو ساعت را دارد يا خير..!؟ اگر پاسخ مثبت است. که قطعآ چنين است. چرا خلبان پرواز شماره ۲۷۷ به مقصد اروميه از خرابي وضعيت هواي مقصد بي اطلاع بوده است..!؟ اگر اطلاع داشته است، چه نظارت و اهرم‌هايي براي اين گونه ريسک‌هاي خطرناک در دست داريد..!؟

ب- چه کسي مجوز انجام پرواز رو صادر کرده بود..!؟‌ و اگر گفته‌هاي همکاران شما صحيح باشد، طبق چه تعريف کارشناسانه‌اي هواپيماي ۷۲۷ را جايگزين فوکر -۱۰۰ شده است..!؟

ج - در صورت خرابي هواي يکي از فرودگاه‌هاي کشور و باطل اعلام کردن کليه پرواز‌ها، چه نظارت و کنترلي براي رعايت ايمني پرواز و عدم پرواز به فرودگاه مربوطه داريد..!؟

د - شما در مصاحبه‌هاي خود اصرار مسافران پرواز شماره ۲۷۷ را عامل اصلي انجام پرواز در شرايط غير استاندارد اعلام فرموده ايد..! آيا واقعآ شما در مقابل هر اصرار و خواهش و تمنا قوانين رو زير پا مي‌گذاريد..!؟ اگه پاسخ مثبت است.. لطفآ بفرماييد اگه فردا عده‌اي جلوي وزارت خانه متبوع شما جمع شده و دوستانه خواهش کنند.. مثلآ قيمت بليط‌ها نيمه بهاء اعلام شود.. يا اصلآ از شما بخواهند استعفاء دهيد، آيا واقعآ مي‌پذيريد...!؟

ه- جناب وزير محترم.. شما از وزراي تحصيل کرده دولت هستيد.. چرا راه کاري ارايه نمي‌دهيد تا با تکيه بر افکار عمومي جهان يا از روش‌هاي قانوني ثابت کنيد که شرکت‌هاي هواپيمايي ايران دولتي نيستند و تحريم‌ها غير انساني است.. و خواهان آزاد شدن فروش هواپيماهاي نو به ايران شويد ؟ کافي است يک حرکت همگاني رو برنامه ريزي کنيد تا در روز خاصي ميليون‌ها نفر در جلوي دفاتر سازمان ملل جمع شده و اعتراض به حق خود رو به گوش جهانيان برسانند ؟ بر فرض هم اثر نکرد، لااقل وجدانمان در مقابل خانواده‌هاي داغدار و مردم شريف آسوده است..

و - آقاي بهبهاني چرا تمهيداني رو به کار نمي‌بريد که يک سيستم اطلاع رساني دقيق در بخش هواپيمايي کشور راه‌اندازي شود و فراتر از اختيارات بعضي از روابط عمومي‌هاي منفعل اخبار واقعي و صحيح رو در اختيار مردم قرار دهيد ؟ با اين کار نه تنها از بروز شايعات جلوگيري کرده ايد، بلکه موجب جلب اعتماد مردم به سازمان هواپيمايي مي‌شويد. وقتي واقعيت‌ها در چارچوب خطوط قرمز نظام اطلاع رساني شود، ديگر مردم به رسانه‌هاي مغرض توجه‌اي نمي‌کنند..

ز - جناب وزير محترم.. در پايان استدعا مي‌کنم تکليف دانش اموختگان دختر خلباني رو روشن کرده و اجازه دهيد اين عزيزان با استعداد هم از تسهيلات شغلي طبق قانون بهره مند شوند. و با راه‌اندازي اکادمي‌هاي ارزان پرواز و اعتبارات بانک‌ها خيل ميليوني جوانان مشتاق به پرواز رو تسهيل فرماييد. کلام آخر اين که تکليف بيمه سوانح هوايي رو شفاف سازي فرموده و دستور دهيد همه بازماندگان خانواده‌هايي که در سوانح قديم عزيزي رو از دست داده‌اند به حق و حقوق خود برسند..

 سانحه به روايت تصوير...




















































تصاویری از تشییع قربانیان سانحه‌ی هوایی در ارومیه...

پیکر 27 تن از 77 جان باخته سانحه هوایی بویینگ 727 ارومیه در باغ رضوان این شهرستان به خاک سپرده شد.



























زندگی‌نامه شهید احمد کاظمی به روایت تصویر...



سردار کاظمی در نوجوانی؛ وی در ۲ مرداد ۱۳۳۷ در نجف آباد اصفهان به دنیا آمد.




وی در سن ۱۸ سالگی، پس از تحصیلات دوره دبیرستان در به مبارزین در جبهه‌های جنوب لبنان پیوست.




احمد کاظمی با پيدايش جرقه هاي انقلاب اسلامي به مبارزه عليه رژيم ستم شاهي پرداخت و در بيست و سومين بهار زندگي خود، در اوايل سال 59 به کردستان رفت تا با رزمي بي امان، دشمنان داخلي انقلاب را منکوب نمايد.




همچنین احمد کاظمی پس از اغاز جنگ تحمیلی با یک گروه ۵۰ نفره در جبهه‌های آبادان حضور یافت و در براب اشغالگران عراقی ایستاد.




کاظمی و دوستانش در دوران جوانی.




حضور مستقیم وی در خط مقدم جبهه باعث شد از ناحیه پا ، دست ، و کمر بارها مجروح گردیده و یک بار نیز انگشت دستش قطع شود.




کاظمی جوان در جبهه جنگ با عراق.








کاظمی در دوران مبارزه با رژیم طاغوت.




عکسی از فرماندهان سپاه ایران در جنگ با عراق ایستاده از راست : یحیی رحیم صفوی، احمد کاظمی ـ نشسته از راست حسین خرازی ، بقایی ، محسن رضایی ، حسن باقری،




عکس یادگاری کاظمی و رهبر انقلاب در جبهه.




وی پس از جنگ به تحصیل پرداخت و مدرک کارشناسی خود را در رشته جغرافیا و کارشناسی ارشد را در رشته مدیریت دفاعی گذراند و موفق شد دانشجوی دکتری در رشته دفاع ملی گردد.




کاظمی به علت کفایت و شجاعت از سوی آیت‌الله خامنه‌ای ۳ مدال فتح دریافت کرد.



سردار کاظمی و جمعی از فرماندهان سپاه در کنار رهبر انقلاب. وی در اواسط سال ۱۳۸۴ از سوی فرمانده کل سپاه، به فرماندهی نیروی زمینی منصوب شده بود.




عکس یادگاری سردار کاظمی و دو پسرش در سال های پایانی عمر خود.




سانحه هوایی سقوط هواپیمای فالکن در نزدیکی ارومیه که به شهادت جمعی از فرماندهان سپاه از جمله سردار کاظمی منجر شد.




رهبر انقلاب بر بالای پیکر شهید کاظمی.

تصاویر از: فرارو

جزییات ترور شهید شهریاری به روایت همسر...

«عهدی که همسر شهید شهریاری با شوهرش بسته است»
دشمن بداند ما فرزندان امام روح اله هستم و با این شهادتها و مصائب از میدان خارج نمی شویم و دکتر شهریاری هم خود را فرزند امام می دانست و درک کردن دوران امام راحل را از الطاف خداوندی برای خود می‌خواند.

فردا چهلمین روز شهادت دکتر شهریاری استاد دانشگاه است که به دست عوامل بیگانه به شهادت رسید.

جزئیات ترور شهید شهریاری

به گزارش جهان همسر این شهید بزرگوار در گفتگوی اختصاصی با مرآتی خبرنگار واحد مرکزی خبر ماجرای ان حادثه تلخ و فراموش نشدنی را اینگونه توصیف می کند.

روز قبل از حادثه دکتر از دانشگاه به من زنگ زد و گفت در دانشگاه جلسه ای هست که من هم باید بروم، چون من یک طرح در دست اجرا داشتم که مدتی بود به مشکل خورده بودم و دکتر گفت مشکل طرح من در آن جلسه حل می شود . فردای آن روز من خیلی خوشحال بودم. صبح روز بعد با دکتر از منزل بیرون رفتیم . بعلت آلودگی هوا و زوج و فرد شدن خودروها،‌ دکتر نمی توانست خودرو بیاورد به همین دلیل با خودروی من رفتیم و به پسرم محسن هم گفتیم با ما بیاید اما گفت کلاس دانشگاه او ساعت ۱۰ صبح است و نیامد و این لطف خدا بود که نیاید تا شاهد این حادثه تلخ نباشد. دکتر و راننده جلو نشستند و من هم عقب، دکتر مطابق معمول که بیشترین استفاده را از وقتش می کرد در ماشین شروع به گوش کردن تفسیر قرآن آیت اله جوادی آملی کرد، حدود پانصد ، ششصد متر در بزرگراه ارتش رفته بودیم که یک موتوری نزدیک ماشین شد در همین حین راننده فریاد زد دکتر برو بیرون . دکتر پس از فریاد راننده گفت چی شده ؟‌ من چون کمربند نداشتم بلافاصله از ماشین پیاده شدم راننده هم سریع پیاده شد من رفتم در سمت دکتر را باز کنم تا دکتر سریع پیاده شود که در همین حین بمب جلوی صورت من منفجر شد . بیهوش نشدم ، فقط حرارت اولیه انفجار را در صورتم احساس می کردم . خواستم بروم به مجید کمک کنم اما نمی توانستم حرکت کنم و فقط میگفتم مجید من . راننده آمد بالای سر من به او گفتم برو مجید را کمک کن اما راننده که آمد بالای سر مجید ، دیدم توی سر خود می زند . یک نگاه به من می کرد و یک نگاه به مجید .

دیدم کسی نبود کمک کند خودم را کشان کشان رساندم به درب خودرو دیدم مجید بی سر و صدا سرش به سمت راننده بی حرکت افتاده فهمیدم که مجید شهید شده در این دقایق من فقط داد می زدم و ناله می کردم مجید من .

لحظه ای بعد فهمیدم روی برانکارد نیروهای امداد هستم ، بی اختیار تا یاد مجید افتادم صحنه کربلا به ذهنم خطور کرد که سر فرزند زهرا (س ) را بریدند و چه بلاهایی که بر سر اهل بیت نیاوردند اما مجید من که خاک پای انها هم نمی شود . پس از ان گفتم الحمدلله .

همسر و همرزم شهید شهریاری گفت من چون نزدیک بمب بودم خیلی صدمه دیدم و یکی از ترکشها تا نزدیکی قلبم نفوذ کرده بود و واقعا معجزه الهی بود که خطر مرگ رفع شد ، پای چپ من هم از ده جا شکسته و تکه تکه شده بود که پزشکان با پیوند عضله آن را ترمیم کردند .

خون شهید شهریاری مایه عزت و افتخار ایران

همسر استاد شهریاری با تشکر از فرد فرد ملت فهیمده و شهید پرور ایران می گوید از اینکه خون شهید ما برای عزت و افتخار ایران و هموطنان ریخته شده افتخار می کنم البته همه ملت ایران می دانند که امریکا و اسرائیل با پیشرفتهای ایران در همه زمینه های علمی و غیر علمی مخالفند .

بعد از شهادت دکتر علی محمدی به ما هم تذکر داده بودند که مراقب باشیم و ما هم جدی گرفته بودیم اما می گفتیم هر چه خدا بخواهد می شود حتی برخی اوقات در جمع دوستان خانوادگی شوخی می کردیم که این بار شهادت نوبت همسر شماست یا من . در مجموع دوری مجید خیلی برای من و فرزندان سخته. البته فقدان مجید برای جامعه علمی هم دشواره . اما مطمئنم که راه مجید ادامه پیدا خواهد کرد .

همسر شهید شهریاری می افزاید مجید واقعا آماده شهادت بود چون وقتی زندگی این مرد را مرور می کنم می بینم رویه مجید در زندگی هیچ سرانجامی جز شهادت نداشت .

شهید شهریاری فردی متدین ، با اخلاق و متواضع

اوایل ازدواجمان بود نیمه های شب از خواب بیدار می شدم می دیدم مجید نیست می رفتم می دیدم در اتاق مشغول نماز شب است این رویه مجید بود ، بسیار به ندرت اتفاق می افتاد نماز شب مجید قضا شود ، بویژه در ماههای اخیر به شدت در نماز شب گریه می کرد و صدای الهی العفو شبانه او همچنان در گوش من زنگ می زند . همسر دکتر شهریاری تواضع و حجب و حیای او را مثال زدنی می خواند و می گوید به جرات می گویم در تمام زندگی مشترکمان کلمه ای از مجید دروغ نشنیدم بهمین دلیل است که میگویم اگر مجید شهید نمی شد عجیب بود .

همسر استاد شهریاری که در دانشگاه هم همکار او بوده است گفت مجید آنقدر انسان با اخلاقی بود که علاوه بر بعد علمی از نظر اخلاقی هم همکاران و دانشجویان از او درس می گرفتند و من چون همکار مجید بودم این مطلب را عملا در دانشگاه مشاهده می کردم به همین دلیل اگر یک مجید شهریاری از دست ما رفت در آینده ای نزدیک شهریاری های فراوانی تربیت خواهند شد .

دکتر قاسمی می افزاید شهریاری شدن خیلی سخت نیست فقط باید مقداری مراقب رفتار و احوالات درونی خود بود .

همسنگر مجید شهریاری ،‌ او را واقعا پشت و پناه ، همدل و هم راز و همسنگر خود در زندگی میخواند و میگوید :تاعمر دارم شاخه های گل مریم را که همراه با یک دنیا محبت و پشتگرمی به من هدیه می داد فراموش نمیکنم او در وصف دوری از همسر شهیدش می گوید :هر وقت مجید چند روز ماموریت می رفت واقعا حالم خراب می شد گریه می کردم وابستگی ما خیلی شدید بود اما اکنون مجید چهل روز است که خانه نیامده و من به لطف خدا این دوری را تحمل کرده و می کنم .

دشمن بداند ما با این شهادتها و مصائب از میدان خارج نمی شویم

همسر استاد شهریاری خود را مدیون شوهر میداند و می گوید باید تلاش کنیم در عرصه انرژی هسته ای یک جایگزین برای مجید پیدا کنم و طرحهای نیمه تمام او را تمام کنیم وگرنه دین خودم را به او ادا نکرده ایم . ضمن آنکه دشمن بداند ما فرزندان امام روح اله هستم و با این شهادتها و مصائب از میدان خارج نمی شویم و دکتر شهریاری هم خود را فرزند امام می دانست و درک کردن دوران امام راحل را از الطاف خداوندی برای خود میخواند

پایان مصاحبه مرآتی خبرنگار واحد مرکزی خبر با دکتر بهجت قاسمی همسر شهید شهریاری با نکته ای خاص همراه است . دکتر قاسمی می گوید با همسر شهیدش عهدی بسته است که به کسی نمی گوید فقط خدا شاهد وفای به عهد او خواهد بود .

پیرترین پزشك ایران درگذشت...

 
 
 
 
 
 
 
 
پس از فارغ التحصیلی دكتر باقری به دلیل مصادف شدن با جنگ دوم جهانی به عنوان پزشك گردان مهندسی در جبهه خرمشهر در خط مقدم انجام وطیفه كرده و به مدت سه ماه نیز به اسارت دشمن درآمد و سپس آزاد شد.

دكتر قاسم باقری، پیرترین پزشك ایران و دانش آموخته دانشكده پزشكی دانشگاه علوم پزشكی تهران در سن 100 سالگی درگذشت.

به گزارش  مهر، دكتر قاسم باقری دانش آموخته سال 1318 دانشكده پزشكی در سال 1290 در تهران متولد شد و پس از تحصیل در رشته پزشكی در سال 1318 در رشته پزشكی از دانشكده پزشكی دانشگاه تهران فارغ التحصیل شد.

وی در بیمارستان سینا به عنوان دستیار پروفسور لقمان ادهم فعالیت داشت و دانشنامه تحصیلی خود را با عنوان اتوهموتراپی در معالجه بیماران روانی در بیمارستان رازی به پایان رساند.

پس از فارغ التحصیلی دكتر باقری به دلیل مصادف شدن با جنگ دوم جهانی به عنوان پزشك گردان مهندسی در جبهه خرمشهر در خط مقدم انجام وطیفه كرده و به مدت سه ماه نیز به اسارت دشمن درآمد و سپس آزاد شد.

دكتر باقری مدت 25 سال در بیمارستان نجات به معالجه بیماران پوست و بیماریهای آمیزشی پرداخت و از سوی انجمن پوست كه ریاست آن را در آن زمان دكتر ملكی برعهده داشت، مجوز كار به عنوان متخصص پوست به وی داده شد.

تعدادی از فرزندان و نوادگان آن مرحوم نیز در حرفه طبابت مشغول به فعالیت هسند كه دكتر امیرعلی سهراب پور نوه ایشان و عضو هیئت علمی دانشگاه علوم پزشكی تهران در بیمارستان شریعتی مشغول به كار است.

مجلس بزرگداشت ترحیم این پزشك قدیمی ساعت 10 صبح روز پنجشنبه 9 دیماه جاری در مسجد الغدیر برگزار می شود.

صداپیشه «سیا ساکتی» درگذشت...

باغی در تیزرهای انیمیشن راهنمایی و رانندگی به جای "سیا"، "داوود خطر" و "هومن" صحبت کرده و در آخر هم در نقش پلیس وظیفه شناس کاراکترهای خلافکار را نصیحت می‌کند. گویندگی‌اش در نقش بابا برقی، آقای ایمنی گاز و شخصیت "پاک یادت نره" برای همه خاطره انگیز است.
محمد حسین باغی هنرمند و صدای آشنای عرصه گویندگی و دوبلاژ عصر دوشنبه در تهران دار فانی را وداع گفت.
 
به گزارش واحد مرکزی خبر  ، این هنرمند پیشکسوت متولد 1329 در تهران بود و از سال 1346 وارد حرفه دوبلاژ شد.

باقی در عرصه صدا و سپس در اجراهای تلویزیونی و گویندگی تبلیغات بازرگانی فعالیت داشت.

وی متولد ۱۳۲۹ در تهران بود و ورود او به عرصه حرفه صداپیشگی از سال ۱۳۴۶ اتفاق افتاد.

به گزارش برنا: محمدحسین باغی هنرمند و صدای آشنای عرصه گویندگی و دوبلاژ صداپیشه "بابا برقی"و شخصیت دوست‌داشتنی "چهار دست" فارغ التحصیل مدرسه عالی ترجمه و از سال۱۳۵۵ کار دوبله را حرفه‌ای شروع کرده بود. او علاوه بر صداپیشه فیلم،گوینده آنونس و فیلم‌های تبلیغاتی و مستند هم بود.

باغی گویندگی فیلم‌های تبلیغاتی را از سال ۱۳۴۶، گویندگی آنونس را از۱۳۵۰ و اجرای رادیویی را از سال۱۳۶۳آغاز کرد.

نقش‌هایشاخص‌ او در مجموعه‌های تلویزیونی کارآگاه کاستر، ارتش سری، راهقدس(امپراطوررم) در کارتون فوتبالیست‌ها (گزارشگر)، نیکو(چهاردست) و درفیلم: غازهای وحشی(راجرمور) هستند.

باغی در تیزرهای انیمیشنراهنمایی و رانندگی به جای "سیا"، "داوود خطر" و "هومن" صحبت کرده و درآخر هم در نقش پلیس وظیفه شناس کاراکترهای خلافکار را نصیحت می‌کند.گویندگی‌اش در نقش بابا برقی، آقای ایمنی گاز و شخصیت "پاک یادت نره" برایهمه خاطره انگیز است.

تصاویري از آنان که مرگ را به دوش می‌کشند...

راننده در این شهر بسیار است؛ برخی زندگان را با خود جابجا می‌کنند و برخی مردگان را.









































استاد محمد نوری هم به دیار باقی شتافت...

 پیکر استاد محمد نوری ساعت 9:30 از مقابل تالار وحدت تشییع شد ، همچنین مراسم یادبود آن مرحوم چهارشنبه ۱۳/۰۵/۸۹ ساعت 14:00 الی 15:30 در مسجد جامع شهرک غرب برگزار می‌گردد.





 
برگرفته از سايت PersianV.Com
ادامه نوشته

تشییع پیکر بازیگر معروف محمود بهرامی (تصویری):

پیکر زنده‌یاد مرحوم محمود بهرامی بازیگر پیشکسوت سینما، تئاتر و تلویزیون، صبح امروز پنج‌شنبه ۱٧ تيرماه با حضور هنرمندان و علاقمندان به سینما در محل خانه سینما تشییع شد.


گردآوری : گروه اینترنتی نیک صالحی

حميده خيرآبادي. بانوي پيشكسوت سينما و تئاتر درگذشت:

حمیده خیرآبادی (نادره) شب گذشته(30 فروردين) در سن 86 سالگي براثر كهولت سن درگذشت. وي تاكنون در بيش از 150 فيلم سينمايي بازي كرده است. مراسم خاكسپاري اين هنرمند در سكوت خبري؛ صبح امروز(31 فرودين) در بهشت زهرا برگزار شد.

به گزارش ايلنا، خيرآبادي متولد 1303رشت و مادر ثريا قاسمي(بازيگر) است. وي براثر كهولت سن درگذشته است.
خيرآبادي فعاليت خود درعرصه هنررا ازسال 1326 با تئاتر فرهنگ آغاز كرد. اسامي برخي آثاري كه خيرآبادي قبل و پس از انقلاب در آنها حضور داشته است: امیر ارسلان نامدار(شاپور یاسمی - 1334)/ خروس بی محل (1340)/ عروس فرنگی (نصرت الله وحدت - 1343)/ ترانه های روستایی (1343)/ سه کار آگاه خصوصی (1344)/ الماس 33 (داریوش مهرجویی - 1346)/ ولگردها (1346)/ دنیای پرامید (1348)/ قصه شب یلدا (1349)/ علی بی غم (1349)/ رضا موتوری (مسعود کیمیایی - 1349)/ طوقی (علی حاتمی - 1349)/ دزد و پاسبان (1349)/ کاکو (شاپور قریب - 1350)/ بابا شمل (علی حاتمی - 1350)/ کافر (1351)/ شیر تو شیر (1351)/ مهدی مشکی و شلوارک داغ (1351)/ قصه شب (1352)/ اوستا کریم نوکرتیم (محمود کوشان - 1353)/ عروس پابرهنه (1353)/ ممل آمریکایی (شاپور قریب - 1353)/ مهدی فرنگی (1353)/ صلوه ظهر (1353)/ همسفر (مسعود اسداللهی - 1354)/ پاشنه طلا (نظام فاطمی - 1354)/ شاهرگ (1354)/ مادر جونم عاشق شده (1355)/ ماه عسل (فریدون گله - 1355)/ کلک نزن خوشگله (1355)/ همکلاس (1356)/ خدا قوت (عباس کسایی - 1356)/ شب آفتابی (سیروس الوند - 1356)/ پیراک (کوپال مشکوه - 1363)/ شب شکن (خسرو ملکان - 1363)/ مدرک جرم (منوچهر حقانی نسب - 1364)/ خانه ابری (اکبر خواجویی - 1365)/ اجاره نشین ها (داریوش مهرجویی - 1365)/ سایه های غم (شاپور قریب - 1366)/ هی جو (منوچهر عسگری نسب - 1367)/ زرد قناری (رخشان بنی اعتماد - 1367)/ ریحانه (علیرضا رئیسیان - 1368)/ بچه های طلاق (تهمینه میلانی - 1368)/ مادر (علی حاتمی - 1368)/ شب بیست و نهم (حمید رخشانی - 1368)/ سایه خیال (حسین دلیر - 1369)/ در آرزوی ازدواج (اصغر هاشمی - 1369)/ علی و غول جنگل (بیژن بیرنگ - مسعود رسام - 1369)/ جستجو در جزیره (مهدی صباغزاده - 1369)/ بانو (داریوش مهرجویی - 1370)/ جیب برها به بهشت نمی روند (ابوالحسن داودی - 1370)/ گرگ های گرسنه (سیروس مقدم - 1370)/ یک مرد یک خرس (مسعود جعفری جوزانی - 1371)/ تماس شیطانی (حسن قلی زاده - 1371)/ عیالوار (پرویز صبری - 1371)/ مریم و می تیل (فتحعلی اویسی - 1371)/ هنرپیشه (محسن مخملباف - 1371)/ راز چشمه سرخ (علی سجادی حسینی - 1371)/ روز واقعه (شهرام اسدی - 1373)/ بازی با مرگ (حمید تمجیدی - 1373)/ کلاه قرمزی و پسر خاله (ایرج طهماسب - 1373)/ تحفه هند (محمدرضا زهتابی - 1373)/ ماه مهربان (قاسم جعفری - 1374)/ سلام به انتظار (کریم آتشی - 1374)/ مرد آفتابی (همایون اسعدیان - 1374)/ پاک باخته (غلامحسین لطفی - 1374)/ روزی که خواستگار آمد (فریال بهزاد - 1375)/ سفر به خیر (داریوش مودبیان - 1375)/ بازیگر (محمدعی سجادی - 1377)/ توکیو بدون توقف (سعید عالم زاده - 1381) و سرود تولد (علی قوی تن - 1383).

خيرآبادي درباره زندگي خودش در مصاحبه‌اي گفته است:‌ در 13 سالگی ازدواج کردم و 20 سال پیش درحالیکه یک دختر داشتم با همسرم متارکه کردم. 

وي درباره نحوه علاقه‌مندي خود به كار سينما نيز گفته است: دقیقا خاطرم نیست چه موقع، ولی سالها پیش یک کارگردان که از اقوام من بود ازمن خواهش کرد در فیلمش نقش یک مادر را بازی کنم و منهم قبول کردم واز آن پس اینکارشد حرفه من و جالب اینکه از سالها پیش که خیلی جوان بودم تا حالا من در اکثر فیلم‌هایم نقش مادر را بازی می‌کردم و هنوز هم این وضع ادامه دارد. من بدون استثنا در فیلم‌های مختلف مادر همه هنرپیشه‌های معروف و مشهوری که مردم می‌شناسند، بوده‌ام.
ادامه نوشته

کیومرث ملک​مطیعی در سن 74 سالگی درگذشت:

بازیگر پیشکسوت سینما، تئاتر و تلویزیون امروز شنبه بر اثر ایست قلبی در 74 سالگی در بیمارستان شریعتی تهران از دنیا رفت.

به گزارش خبرآنلاین، زنده‌یاد کیومرث ملک‌مطیعی که به دلیل سابقه مشکلات گوارشی مدتی در بیمارستان شریعتی بستری شده بود، ساعت 14:50 امروز دار فانی را وداع گفت.  


این هنرمند پیشکسوت سال 1315 در بندرانزلی متولد شد. او بازی در تئاتر را از سال 1330 در رشت و بازی در سینما را از سال 1350 با «یک چمدان» به کارگردانی محمد متوسلانی شروع کرد.

مرحوم ملک‌مطیعی در حدود پنج دهه فعالیت بازیگری در ده‌ها تئاتر و اثر تلویزیونی و بیش از 40 فیلم سینمایی نقش‌آفرینی کرد. از فیلم‌های سینمایی او می‌توان به «سایه‌های بلند باد»، «برنج خونین»، «سفیر»، «شیلات»، «بازجویی یک جنایت»، «مردی که زیاد می‌دانست»، «ترن» و «قاعده بازی» اشاره کرد.

ملک‌مطیعی که ساکن کرج بود، آخرین بار فیلم «حلقه‌های ازدواج» را روی پرده سینماها داشت. دو فیلم «پسر آدم، دختر حوا» و «صبح روز هفتم» با بازی وی هنوز اکران نشده است.

تاریخ مراسم تشییع پیکر زنده‌یاد ملک‌مطیعی هنوز اعلام نشده است.

خبرآنلاین درگذشت مرحوم کیومرث ملک‌مطیعی را به خانواده او و جامعه هنری تسلیت می‌گوید و برای بازماندگان وی آرزوی شکیبایی دارد.

برگرفته از سایت KhabarOnline.Com

رضا كرم‌ رضايي، بازيگر قديمي سينما و تئاتر، درگذشت...

فارس: رضا كرم‌ رضايي بازيگر تئاتر و سينما در بيمارستان مهر تهران در 73 سالگي درگذشت.

اين بازيگر قديمي صبح امروز پس از هفته‌ها بستري شدن به دليل عفونت ريوي در بيمارستان مهر، در پي ايست قلبي درگذشت.

كرم‌رضايي متولد 1316 سنقرآباد كرمانشاه،‌ بازيگر سينما و تلويزيون و مترجم،بازيگر، كارگردان و مدرس تئاتر بوده است.

او فارغ التحصيل از هنرستان هنرپيشگي؛ 1338، فارغ التحصيل از انستيتو فيلم و تلويزيون و تئاتر دانشگاه مونيخ، 1346اخذ عنوان درجه يك هنري مدرك دكترا، روند تجربي از شوراي ارزشيابي وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي و وزارت علوم؛ 1361 بوده است.

آغاز كار هنري با عضويت در جامعه باربد زير نظر "رفيع حالتي "؛ 1334 بوده و تدريس كارگرداني در آموزشگاه خصوصي‌؛ 1350، تدريس نمايشنامه‌نويسي در دانشگاه تهران؛ 1357 – 1352 و تدريس بازيگري و نمايشنامه‌نويسي در فرهنگسراي نياوران؛ 1374-1367 از فعاليت‌هاي وي است.

رضا کرم رضایی درگذشت


از جمله فعاليت‌هاي نمايشي وي در سال‌هاي پس از انقلاب مي‌توان به موارد زير اشاره كرد:

اجراها: نمايش

نويسنده:
"ننه خضيره " (كارگرداني گروهي)؛ تهران، تئاترشهر، تالار اصلي(چاپ نشده)؛ 1358
"نطفه‌ شوم "(چاپ نشده)؛ 1359
‌‌ "تجاوزگران " به كارگرداني "ايرج راد "، تهران، سالن سنگلج، 1360
"سوگ مضحكه آدم "، انتشارات نمايش، 1377

نويسنده و كارگردان‌:
‌ "توراندخت "؛ تهران، تئاترشهر، تالار اصلي؛ 1367
‌ "يك مضحكه "؛ تهران، تئاترشهر، تالار قشقايي؛ 1379

نويسنده، كارگردان، بازي:
"مضحكه‌ آقابزرگ‌ها "؛ تهران، تالار مولوي، 1380

نويسنده و بازي:
"بازرس مخفي "(خسرو شجاع‌زاده) جبهه‌هاي گيلان غرب و تهران، تالار هنر، 1364

كارگرداني:
‌‌ "مستاجر جديد " (اوژن يونسكو)‌ تهران، تئاترشهر، تالار چهارسو، 1364
‌ "سوگ مضحكه آدم "، تهران، تئاترشهر، تالار اصلي، 1373

كارگرداني و بازي:
"شاه مي‌ميرد "‌ تهران، تئاتر كوچك؛ 1358
‌ "نطفه‌‌ شوم "، تهران، تالار هنر؛ 1360

سريال
بازي:
"دندان طلا " (حسين فردرو)؛‌1370

فيلم سينمايي
بازي:
"اعدامي " (محمدباقر خسروي)؛ 1359
‌ "قرنطينه " (مسعود اسداللهي)؛ 1361
‌ "زخمه " (خسرو ملكان)؛ 1362
‌ "بنفشه زار " (محمدباقر خسروي)؛ 1362
‌ "جنجال بزرگ " (سياوش شاكري)؛ 1363
‌ "طغيان " (جهانگير جهانگيري)؛ 1364
‌ "محكومين " (ناصر محمدي)؛ 1366
‌ "گرفتار " (منصور تهراني)؛ 1366
‌ "شاخه‌هاي بيد " (امرا... احمدجو)؛ 1367
‌ "آخرين لحظه " (فرخ انصاري بصير)؛ 1367
‌ "رانده شده " (جهانگير جهانگيري)؛ 1368
‌ "نرگس " (رخشان بني‌اعتماد)؛ 1370
‌ "دندان طلا " (حسين فردرو)؛ 1370
‌ "ايليا، نقاش جوان " (ابوالحسن داودي)؛ 1370
‌ "آواز تهران " (كامران قدكچيان)؛ 1370
‌ "رابطه پنهاني " (جهانگير جهانگيري)؛ 1371
‌ "از بلور خون " (جمشيد عندليبي)؛ 1371
‌ "سهراب تا سهراب(قطب مخوف) " (عباس شيخ‌بابايي)؛ 1372
‌ "نيش " ب(همايون اسعديان)؛ 1373
‌ "مي‌خواهم زنده بمانم " (ايرج قادري)؛ 1373
‌ "ديوانه‌وار " (كامران قدكچيان)؛ 1373
‌ "در كمال خونسردي " (سيامك شاكري)؛ 1373
‌ "آقاي شانس " (رحمان رضايي)؛ 1373
"فصل پنجم " (رفيع پيتز)؛ 1375
‌ "مسافر ري " (داود ميرباقري)؛ 1379
‌ "سالاد فصل " (فريدون جيراني)؛ 1383

روحش شاد...

شعر و صوت مثنوي شهادت...

فایل صوتی شعر زیر را می‌توانید از این جا دانلود کنید

اثري از قاسم الهياري، فرزند شهيد الهياري

مثنوی شهادت

روزگاری شهر ما ویران نبود ..................... دین‌فروشی اینقدر ارزان نبود

صحبت از موسیقی و عر فان نبود ................. هیچ صوتی بهتر از قرآن نبود

دختران را بی حجابی ننگ بود .................. رنگ چادر بهتر از هر رنگ بود

د ختر باحجب و حیا قرتی نبود ...................... خانه‌ي فرهنگ کنسرتی نبود

مرجعیت مظهر تکریم بود ........................... حکم او عالمی را تسلیم بود

یک سخن بود و هزاران مشتری ............. آن هم از لوث قرائت‌ها بری

وای که در سال‌های سیاه دوهزار .................. کار فرهنگی شده پخش نوار

ذهن صاف نوجوانان محل ................................ پر شد از فیلم‌های مبتذل

پشت پا بر دین زدن آزادگی‌است ........ حرف حق گفتن عقب افتادگی‌است

آخر ای پرده نشین فاطمه ............................ تو برس بر داد دین فاطمه

بی تو منکر‌ها همه معروف شد .............کینه توزی با ولی مکشوف شد

در به روی رشوه‌گیران باز شد .................... دشمنی با نائبش آغاز شد

بی تو دلهامان به جان آمد بیا .................... کاردها بر استخوان آمد بیا

گوش کن اینک نوای جنگ را ................ قصه‌ای از شهر بعد از جنگ را 

قصه‌ای پر سوز و تاب و التهاب ................... قصه‌ای تلخ و سراسر اضطراب

قصه‌ی شهری که غرق درد بود .................. آتش شهوت درونش سرد بود

شهر ما شب‌های خیبر یاد داشت ............. رمز یا زهرا و حیدر یاد داشت

شهر ما همت درونه سینه داشت ........... با شهادت انس از دیرینه داشت

شهر ما روح خدا در دست داشت ...... صد هزاران عاشقِ سرمست داشت

ناگها‌ن این شهر ما بی درد شد ................. آتش غیرت درونش سرد شد

حال راز‌ها در شهر قصه چپ شده ............... پوشش خاکی لباس رپ شده

دیگر از جبهه در این جا رنگ نیست .................. دیگر آن حال و هوای جنگ نیست

یا خمینی ای خلیل بت‌شکن .............................. خیز و بنگر فتنه‌های شهر من

جبهه و یاران من گم گشته‌اند .................. غرق در نسیان مردم گشته‌اند

پس چه شد یاد پرستوهای جنگ؟ ................... یاد جبهه یاد آن خونین تفنگ

شهر من حجب و حیایت پس چه شد ............ ناله‌ي مهدی بیایت پس چه شد

ای بسیجی کو صفای جبهه‌ها‌؟ ................. کفر نگویم کو خدای جبهه‌ها‌؟

ای جماعت ناله‌ام را بشنوید ..................... درد چندین ساله‌ام را بشنوید

ای شما آن سوی آتش رفتگان ................... ای شما ‌آغوش لیلا خفتگان

بنگرید این لکه‌های ننگ را ......................... فتنه‌های شهر بعد از جنگ را

عده‌ای با نامتان نان می‌خورند ............... ای شهیدان خو‌نتان را می‌خورند

رفت جنگ و شهر ما تاریک شد ....................... راه وصل عاشقان باریک شد

شما رفته مردم ریایی شدند ....................... و بر‌خی دگر شیمیایی شدند

نه آن شیمایی که در جنگ بود ............. نه آن گاز سمی که بی‌رنگ بود

همانانی که رنگ ریا می‌زنند ......................... و بر سینه سنگ خدا می‌زنند

همانانی که یادی ز دل می‌کنند ....................... فضا را پر از ادکلن می‌کنند

به یک چک رشوه‌خور می‌شوند .................. به یک حکم مسئول کل می‌شوند

همانانی که در بی‌حجابی تک‌اند ........................ سزاوار یک قبضه نارنجک‌اند

به سنگ تهاجم محک می‌شوند ..................... و ز مثل عروسک بزک می‌شوند

از این‌ها بپرسيد مهران کجاست؟ ....... شلمچه حلبچه دوكوهه هويزه فاو و مریوان کجاست؟

از این‌ها بپرسید رزمنده كيست؟ ................. ببينيد آن گه كه شرمندگي است

از اين‌ها بپرسيد که بابایی که بود ........ رجایی حسن‌پور الله‌یاری که بود‌؟

کسی فکر گل‌های این باغ نیست ................ کسی مثل آن روزهای داغ نیست

همه ناگهان عافیت‌خو شدند ................. و ز یک شب از این رو به آن رو شدند

کسی بر شهیدان سلامی نگفت ............................. رضای خدا را کلامی نگفت

بیایید مردم که بهتر شویم .................................. در این آبشار خدا تر شویم

بیایید تجدید پیمان کنیم ................................... نگاهی به قبر شهیدان کنیم

آیت‌الله منتظری ديروز‌، ا‌مروز و مراسم تشییع:

من در منتظری خلاصه می‌شوم نه یک بار بلکه چندین بار...            امام خميني ره

بسم الله الرحمن الرحیم

   
اطلاع یافتیم كه فقیه بزرگوار آیت الله آقای حاج شیخ حسینعلی منتظری رحمة الله علیه دار فانی را وداع گفته و به سرای باقی شتافته‌اند. ایشان فقیهی متبحّر و استادی برجسته بودند و شاگردان زیادی از ایشان بهره بردند. دورانی طولانی از زندگی آن مرحوم در خدمت نهضت امام راحل عظیم الشأن گذشت و ایشان مجاهدات زیادی انجام داده و سختی‌های زیادی در این راه تحمل كردند.
در اواخر دوران حیات مبارك امام راحل امتحانی دشوار و خطیر، پیش آمد كه از خداوند متعال می‌خواهم آن را با پوشش مغفرت و رحمت خویش بپوشاند  و ابتلائات دنیوی را كفاره‌ی آن قرار دهد. اینجانب درگذشت ایشان را به همه‌ی بازماندگان به ویژه همسر مكرّمه و فرزندان محترم آن مرحوم تسلیت می‌گویم و رحمت و مغفرت الهی را برای وی مسألت می‌كنم.

سیّد علی خامنه ای
29/ آذر/ 1388

ادامه نوشته

حاج احمد کافی - شهید عشق:

بسیاری از نوجوانان و شاید جوانان امروز با حجه الاسلام حاج شیخ احمد کافی آشنایی ندارند هرچند تا امروز کمتر سخنران و واعظی در بین مردم عزیز ایران به این پایه از محبوبیت و تاثیر گذاری رسیده است.

کسانی که در آن روزگار (دهه ی 40 و 50) منبر های سراسر شور و حال او را دیده اند هنوز با شنیدن صدای نوار آن مجالس منقلب می شوند و کمتر کسی ناله ی جانسوز "یابن الحسن" و نغمه ی شورانگیز و محزون او در دعای ندبه را فراموش کرده است.

منبرهای او را باید معجونی از عشق ورزی به امام زمان (عج)، شور حسینی ، توبه و پایبندی به شریعت ، انتقاد از رژیم شاه و آشنایی مردم با نهضت اسلامی دانست.

آثار اجتماعی ،فرهنگی و سیاسی او را می توان این گونه برشمرد:
- تاسیس درمانگاه ها و مراکز امور خیریه و ارتقاء سطح فرهنگ نیکوکاری
- آشنا کردن توده مردم خصوصا نسل جوان با اسلام و احکام الهی
- توبه ی بسیاری از افراد شراب خوار و تبدیل شراب فروشی ها به کتابفروشی
- تاسیس مهدیه ی تهران ومهدیه های متعدد در شهرستان ها
- ترویج دعای ندبه و زیارت مسجد جمکران , ...

متاسفانه علی رغم دفاع او از امام خمینی (ره) و انقلابیون خصوصا علمای مبارز تبعید شده ، رساندن پیام انقلاب اسلامی به گوش  توده ی مردم  و انتقادهای  مختلف از رژیم با صراحت لهجه و چندین مرتبه بازداشت (اولین بار در سال 41)، تبعید(سال 54)، ممنوع المنبر و ممنوع الخروج شدن های مکرر وی توسط ساواک ، نسل امروز او را در فهرست علمای مبارز و انقلابی نمی شناسد.
امروز بیست و نهمین سالگرد درگذشت اوست. رحلت او در سال 57 که (به گفته مردم انقلابی) شهادت نام گرفت و مجالس ختم و ترحیم وی در نقاط مختلف ایران موجب جوشش و تحریک حرکت انقلابی مردم شد. رضوان الله علیه


بی حسرت از جهان نرود هیچ کس به در    الا شهیدعشق به تیر از کمان دوست



هدیه به ارواح طیبه شهدا صلوات
 
برگرفته از سایت Shahab-Moradi.Ir

پایان ابدی برای پیمان ابدی:

پیکر پیمان ابدی بزرگترین بدلکار تاریخ سینمای ایران در بهشت زهرا آرام گرفت...

پيکر پيمان ابدي  طراح و مجري صحنه‌هاي اکشن صبح روز جمعه با حضور جمعي از اهالي سينما و تلويزيون و بدلکاران از خانه سينما به سمت بهشت زهرا ( س) تشييع و در قطعه هنرمندان خاکسپاري شد.
ادامه نوشته