ضربالمثل ژاپنی...
به خاطر میخی نعلی افتاد ..
به خاطر نعلی اسبی افتاد..
به خاطر اسبی سواری افتاد..
به خاطر سواری جنگی شکست خورد..
و همه ی این ها به خاطر کسی بود که میخ را خوب نکوبیده بود..
به خاطر میخی نعلی افتاد ..
به خاطر نعلی اسبی افتاد..
به خاطر اسبی سواری افتاد..
به خاطر سواری جنگی شکست خورد..
و همه ی این ها به خاطر کسی بود که میخ را خوب نکوبیده بود..
· «از اسب فرود آمد و بر خر نشست.»
· «از خر میپرسند چهارشنبه کی است.»
· «از روی لاعلاجی به خر میگه خانباجی!»
· «اسب و خر را که پهلوی هم ببندند، اگر همخو نشوند، همبو میشوند.»
· «با حرف خر از آسمان جو نمی بارد.»
· «به خر دستش نمیرسد، پالانش را میزند»
· «پالان ترمه خر را عوض نمیکند!»
· «جوان را مفرست به زن گرفتن، پیر را مفرست به خر خریدن!»
· «حیف صابون که سر خر را با آن بشویند.» ضربالمثل ایتالیایی
· «خدا خر را شناخت، شاخش نداد.»
· «خر اگر بازار نرود بازار میگندد.»
· «خر برهنه را پالان نتوان گرفت.»
· «خر به فکر جو است و خربنده به فکر دو»
· «خر پیر و افسار رنگین»
· «خر چهداند قدر حلوای نبات»
· «خر دادن و خیار ستدن»
· «خر داده و زر داده و سر داده.»
· «خر را جایی میبندند که صاحب خر راضی باشد»
· «خر را که به عروسی میبرند، برای خوشی نیست، برای آبکشی است.»
· «خر را گم کرده پی افسارش (پالانش - نعلش) میگردد.»
· «خر سوار خمره شده»
· «خر سواری را حساب نمیکند.»
· «خر و گاو را با یک چوب میراند»
· «خر سیشاهی پالان دوزار (دوهزار)!»
· «خر سیصنار پالان هفصنار!»
· «خر عیسی به آسمان نرود!»
· «خر که جوش زیاد شد لگد و جفتک میپراند»
· «خر که یک بار پایش به چاله رفت، دیگر از آن راه نمیرود.»
· «خر مال کسی است که سوار است.»
· «خر همان خر است پالانش عوض شده»
· «خریت نه تنها علفخوردن است»
· «خری زاد و خری زید و خری مرد»
· «راه رفتن را از گاو یاد بگیر، آب خوردن را از خر!»
· «زبان خر را خلج داند.»
· «سر خر بودن بهتر از دم اسب بودن است»
· «قدر لوزینه خر کجا داند»
· «قسمت را باور کنم یا عرعر خر را؟»
· «قیمت زعفران چه داند خر»
· «کار کردن خر، خوردن یابو»
· «کاه را پیش سگ و استخوان را پیش خر میریزد.»
· «کره خر از خریت پیش پیش مادر است.»
· «گر نبودی چوب تر، فرمان نبردی گاو و خر»
· «مرگ خر عروسی سگ است.»
· «مزد خرچرانی، خرسواری است!»
· «هرچه داره به بر داره، به خونه دست خر داره!»
· «هرکه خر شد بارش میکنند.
· «هرکه خر شد سوارش میشوند.»
· «هر که خری ندارد، غمی ندارد»
· «یاسین به گوش خر خواندن.»
برگرفته از سايت Fa.Wikiquote.Org