اون قدیما حرف مردا حرف بود

هر زمستان شهر ما پر برف بود

اون قدیما حرف حق در زندگی

بندگی بود نی فقط دارندگی

اون قدیما درد مردم درد بود

گرمی بازار کوفه سرد بود

اون قدیما کربلا پولی نبود

درمیان شهرها خولی نبود

اون قدیما کوخ‌نشینی افتخار

انقلابی بودن ما اعتبار

اون قدیما ریشه‌ها در ریش بود

قیمت دلبر ز دل‌ها بیش بود

اون قدیما مرتضی ویلا نداشت

هر کی مجنون رفته بود لیلا نداشت

اون قدیما یک صدا فریاد بود

دوره‌ی شیرینی فرهاد بود

اون قدیما صحبتی از نان نبود

این‌ قدر در شهرمان زندان نبود

اون قدیما مجرمی شاکی نبود

هر لباسی بهتر از خاکی نبود

اون قدیما جز حسین ناجی نبود

این قدر در جبهه‌ها حاجی نبود

اون قدیما هر کجا نواب بود

نیمه شب‌ها کسروی بی‌خواب بود

اون قدیما حرف اول جنگ بود

حرف صلح و رابطه یک ننگ بود

اون قدیما ناخدا‌ها باخدا

با خدا بودن ولی بی ادعا

اون قدیما شهر ما یک‌رنگ بود

عاری از هرحقه و نیرنگ بود

اون قدیما برج بنز مطرح نبود

جز شهیدان هیچ کس اصلح نبود

جای تصویر شهید در قاب نیست

هر که خیبر رفته است در خواب نیست

کربلا جز کربلای پنج نیست

چون بسیجی مهره‌ی شطرنج نیست

آری آری ما عقب افتاده‌ایم

ما ز کوچ عاشقان جا مانده‌ایم

بر گرفته از سايت Hayatidigar.Blogfa.Com