خدایا... زيستن را به من بياموز...

خدايا در برابر هر آنچه انسان ماندن را به تباهی ميکشاند، مرا با نداشتن و نخواستن رويين تن کن.
خدایا به من توفيق تلاش در شکست، صبر در نوميدی، جهاد بی صلاح، کار بی پاداش، فداکاری در سکوت، دين بی دنيا، عظمت بی نام، خدمت بی نان، ايمان بی ريا، خوبی بی نمود، عشق بی هوس، تنهايی در انبوه جمعيت، دوست داشتن بی آن که دوستت بدارند روزی کن.
خدايا! بر اراده، دانش و بینيازی من بيفزا.
خدايا خودخواهی را چنان در من بکش يا چندان بر کش تا خودخواهی ديگران را احساس نکنم و از آن در رنج نباشم.
خدايا! به من زيستی عطا کن که در لحظه مرگ، بر بیثمری لحظهای که برای زيستن گذشته است حسرت نخورم و مردنی عطا کن که بر بيهودگیاش سوگوار نباشم .
خدايا چگونه زيستن را به من بياموز
چگونه مردن را خود خواهم اموخت
+ نوشته شده در یکشنبه سی ام فروردین ۱۳۸۸ ساعت 19:20 توسط اکبر زمانی
|
این وبلاگ، یک وبلاگ فنی، فرهنگی و تفریحی میباشد که مطالب گردآوری شده در آن، نقطهنظرات، سلایق و دیدگاههای نویسنده را در بر دارد.