روزی که تو مرا در دوران پیری ببینی، سعی کن صبور باشی و مرا درک کنی .

اگر من در هنگام خوردن غذا خود را کثیف می‌کنم، اگر نمی‌توانم خودم لباس‌هایم را بپوشم صبور باش و زمانی را به خاطر بیاور که من ساعت‌ها از عمر خود را صرف آموزش همین موارد به تو کردم.

اگر در هنگام صحبت با تو مطلبی را هزار بار تکرار می‌کنم حرفم را قطع نکن و به من گوش بده‌، هنگامی که تو خردسال بودی، من یک داستان را هزار بار برای تو می‌خواندم تا تو به خواب روی‌.

هنگامی که مایل به حمام رفتن نیستم، مرا خجالت نده و به من غر نزن؛ زمانی را به خاطر بیاور که من برای حمام بردن تو، به هزار کلک و ترفند متوسل می‌شدم.

هنگامی که ضعف مرا در استفاده از تکنولوژی جدید می‌بینی، به من فرصت فراگیری بده و با لبخند تمسخر‌آمیز به من نگاه نکن، من به تو چیزهای زیادی آموختم؛ چگونه بخوری، چگونه لباس بپوشی و چگونه با زندگی مواجه شوی.

هنگامی که در زمان صحبت، موضوع بحث را از یاد می‌برم، به من فرصت کافی بده که به یاد بیاورم که در چه موردي بحث می‌کردیم و اگر نتوانستم به یاد بیاورم، از من عصبانی نشو، مطمئن باش که آن چه برای من مهم است، با تو بودن و باتو سخن گفتن است نه موضوع بحث.

اگر مایل به غذا خوردن نبودم، مرا مجبور نکن. به خوبی می‌دانم که چه وقت باید غذا بخورم و اگر روزی به تو گفتم که نمی‌خواهم بیش از این زنده باشم و دوست دارم بمیرم... عصبانی نشو.

روزی خواهی فهمید که من چه می‌گویم. تو نباید از این که مرا در کنار خود می‌بینی احساس غم، خشم و ناراحتی کنی. تو باید در کنار من باشی و مرا درک کنی و مرا یاری دهی، همان گونه که من تو را یاری کردم که زندگی‌ات را آغاز کنی‌.

مرا یاری کن در راه رفتن. مرا با عشق و صبوری یاری ده که راه زندگی‌ام را به پایان ببرم. من نیز پاداش تو را با لبخندی و عشقی که همواره به تو داشته‌ام خواهم داد.

دوستت دارم پسرم                           دوستت دارم دخترم

برگرفته از سايت Asiyeh-Khakbaz.Blogfa.Com