جملاتی از دکتر شریعتی درباره امام حسین (ع)...
در عجبم از مردمی که خود زیر شلاق ظلم و ستم زندگی میکنند
اما برای حسینی که آزاده زندگی کرد٬ میگریند.
#####################
حسین بیشتر از آب تشنه ی لبیک بود.
افسوس که به جای افکارش، زخم های تنش را نشانمان دادند
و بزرگترین دردش را بی آبی نامیدند.
#####################
حسین (ع) یك درس بزرگتر ازشهادتش به ما داده است
و آن نیمهتمام گذاشتن حج و به سوی شهادت رفتن است.
مراسم حج را به پایان نمیبرد تا به همه حجگزاران تاریخ، نمازگزاران تاریخ،
مؤمنان به سنت ابراهیم، بیاموزد كه اگر هدف نباشد، اگر حسین (ع) نباشد
و اگر یزید باشد، چرخیدن بر گرد خانه خدا، با خانه بت، مساوی است.
#####################
این كه حسین (ع) فریاد میزند:
آیا كسی هست كه مرا یاری كند و انتقام كشد؟ «هل من ناصر ینصرنی؟»
مگر نمی داند كه كسی نیست كه او را یاری كند و انتقام گیرد؟
این سؤال، سؤال از تاریخ فردای بشری است و این پرسش از آینده است و از همه ماست.
#####################
امام حسین (ع) یك شهید است
كه حتى پیش از كشته شدن خویش به شهادت رسیده است؛
نه در گودى قتلگاه، بلكه در درون خانه خویش،
از آن لحظه كه به دعوت ولید - حاكم مدینه - كه از او بیعت مطالبه مى كرد، «نه» گفتُ .
این، «نه» طرد و نفى چیزى بود كه در قبال آن، شهادت انتخاب شده است
و از آن لحظه، حسین شهید است.
#####################
حسین ضعیفی که باید برای او گریست نبود...
آموزگار بزرگ شهادت اكنون برخاسته است
تا به همه آنها كه جهاد را تنها در توانستن مى فهمند
و به همه آنها كه پیروزى بر خصم را تنها در غلبه،
بیاموزد كه شهادت نه یك باختن، كه یك انتخاب است؛
انتخابى كه در آن، مجاهد با قربانى كردن خویش در آستانه معبد آزادى و محراب عشق،
پیروز مى شود .
و حسین «وارث آدم» - كه به بنىآدم زیستن داد -
و «وارث پیامبران بزرگ» - كه به انسان چگونه باید زیست را آموختند ...
#####################
آنها كه تن به هر ذلتى مى دهند تا زنده بمانند،
مرده هاى خاموش و پلید تاریخند
و ببینید آیا كسانى كه سخاوتمندانه با حسین به قتلگاه خویش آمده اند
و مرگ خویش را انتخاب كرده اند
در حالى كه صدها گریزگاه آبرومندانه براى ماندنشان بود
و صدها توجیه شرعى و دینى براى زنده ماندن شان بود
توجیه و تأویل نكرده اند و مرده اند، اینها زنده هستند؟
آیا آنها كه براى ماندنشان تن به ذلت و پستى، رها كردن حسین و تحمل كردن یزید دادند،
كدام هنوز زنده اند؟
#####################
ما داستان کربلا را از روز تاسوعا می دانیم و عصر عاشورا ختمش می کنیم؛
بعد دیگر نمی دانیم چه شد! داستان کربلا, نه از آغاز تاسوعا و یا محرم شروع می شود
و نه به عصر عاشورا و اربعین تمام می شود.
این است که از دو طرف قیچی اش کردیم و آن را از معنی انداختیم,
مثل قلبی که از داخل بدن در بیاوریم, که دیگر قلب نیست.
باید قلب را در این سینه و اندام بزرگ بشری
و در تسلسل عظیم یک دست تاریخ انسان بگذاریم؛
و آن وقت تپش پیدا می کند و آن وقت خون “حسین”, خون می شود.
اما الان از آن ماده تخدیری درست کرده ایم.
#####################
آنان که رفتند، کاری حسینی کردند.
آنان که ماندند باید کاری زینبی کنند،
و گرنه یزیدیاند.
این وبلاگ، یک وبلاگ فنی، فرهنگی و تفریحی میباشد که مطالب گردآوری شده در آن، نقطهنظرات، سلایق و دیدگاههای نویسنده را در بر دارد.