عاشورا از نگاه قرآن...
كهيعص (1)
از سعد بن عبدالله روايت شده است که حضرت قائم عليه السلام درباره تأويل « کهيعص » پرسيدم.
حضرت فرمود: اين حروف از خبرهاي غيبي است که خداوند بنده اش زکريا را بر آن آگاه ساخت. آن گاه داستان آن را براي محمد صلي الله و عليه و آله و سلم بيان کرده است، و داستان آن از اين قرار است که زکريا از پروردگارش درخواست نمود که وي را بر نامهاي پنج تن « پيامبر و اهل بيتش » آگاه سازد پس جبرئيل بر او فرود آمد و نام پنج تن را بر وي تعليم داد.
زکريا هرگاه ياد و ذکري از محمد و علي و فاطمه و حسن و حسين عليهم السلام مي کرد، ناراحتي و اندوهش برطرف مي شد و هرگاه متذکر نام حسين عليه السلام مي شد اشک چشمانش را مي گرفت و نفسش به شماره مي افتاد.
روزي گفت: خدايا، چرا هرگاه چهار تن از آنها را ياد مي کنم به وسيله نامهايشان از اندوه تسلاي خاطر مي يابم و هرگاه حسين را ياد مي کنم اشک در چشمانم حلقه مي زند و آه از دلم بلند مي شود؟
خداي تبارک و تعالي وي را از داستان کربلا آگاه ساخت و فرمود: « کهيعص » پس: « کاف » نشان کربلاست و « ها » نشان هلاکت عترت پاک او و « يا » نشان يزيد، کسي که در حق حسين ظلم کرد و « عين » نشان عطش است و « صاد » نشان صبر حسين عليه السلام است.
چون زکريا عليه السلام قصه کربلا را شنيد، سه روز از مسجد خارج نشد و با مردم نيز ملاقات نکرد و در اين مدت در گريه و سوگواري بسر برد و اين چنين مرثيه مي خواند: خدايا، آيا بهترين خلقت را به فرزندش سوگوار مي سازي.
خداي من، آيا اين مصيبت بزرگ را بر آستان او فرود مي آوري؟ خداي من، آيا بر قامت علي و فاطمه لباس مصيبت مي پوشاني؟ آيا اندازه اين مصيبت را بر درگاه آنان وارد مي سازي؟
پس از آن مي گفت: خدايا، به من فرزندي عطا کن که در پيري مايه چشم روشني من باشد. و چون اين فرزند را به من عطا کردي مرا ديوانه محبتش بگردان، آن گاه مرا در مصيبتش سوگوار کن همان گونه که محمد، حبيب خودت را به فرزندش سوگوار کردي. پس خداوند يحيي را به او عنايت کرد و او را در غم مصيبت « يحيي » سوگوار ساخت. و مدت حمل يحيي 6 ماه بود، همانند حسين عليه السلام.
منابع
بحارالانوار، ج 44، ص 223، حديث 1 - احتجاح، ص 239.
**************************************************************************
سوره ی مبارکه الاعراف: آيه 141
وَإِذْ أَنجَيْنَاكُم مِّنْ آلِ فِرْعَونَ يَسُومُونَكُمْ سُوَءَ الْعَذَابِ يُقَتِّلُونَ أَبْنَاءكُمْ وَيَسْتَحْيُونَ نِسَاءكُمْ وَفِي ذَلِكُم بَلاء مِّن رَّبِّكُمْ عَظِيمٌ(141)
(به خاطر بياوريد) زمانى را كه از (چنگال) فرعونيان نجاتتان بخشيديم! آنها كه پيوسته شما را شكنجه مىدادند، پسرانتان را مىكشتند، و زنانتان را (براى خدمتگارى) زنده مىگذاشتند و در اين، آزمايش بزرگى از سوى خدا براى شما بود. (141)
حضرت زينالعابدين عليبنالحسين عليهالسلام فرمود:
ما در ميان قوم خود همچون بني اسرائيل در ميان خاندان فرعون گشتهايم که پسران ما را ميکشند و زنان ما را زنده ميگذارند
**************************************************************************
سوره ی مبارکه الانعام: آيه 151
قُلْ تَعَالَوْاْ أَتْلُ مَا حَرَّمَ رَبُّكُمْ عَلَيْكُمْ أَلاَّ تُشْرِكُواْ بِهِ شَيْئًا وَبِالْوَالِدَيْنِ إِحْسَانًا وَلاَ تَقْتُلُواْ أَوْلاَدَكُم مِّنْ إمْلاَقٍ نَّحْنُ نَرْزُقُكُمْ وَإِيَّاهُمْ وَلاَ تَقْرَبُواْ الْفَوَاحِشَ مَا ظَهَرَ مِنْهَا وَمَا بَطَنَ وَلاَ تَقْتُلُواْ النَّفْسَ الَّتِي حَرَّمَ اللّهُ إِلاَّ بِالْحَقِّ ذَلِكُمْ وَصَّاكُمْ بِهِ لَعَلَّكُمْ تَعْقِلُونَ(151)
بگو: «بياييد آنچه را پروردگارتان بر شما حرام كرده است برايتان بخوانم: اينكه چيزى را شريك خدا قرار ندهيد! و به پدر و مادر نيكى كنيد! و فرزندانتان را از (ترس) فقر، نكشيد! ما شما و آنها را روزى مىدهيم و نزديك كارهاى زشت نرويد، چه آشكار باشد چه پنهان! و انسانى را كه خداوند محترم شمرده، به قتل نرسانيد! مگر بحق (و از روى استحقاق) اين چيزى است كه خداوند شما را به آن سفارش كرده، شايد درك كنيد! (151)
امام صادق عليهالسلام فرمود:
«کسي را که خداوند خونش را حرام شمرده بود کشتند: حسين عليهالسلام را در ميان خانوادهاش به قتل رساندند.»
**************************************************************************
سوره ی مبارکه الحجر:آيه 75
إِنَّ فِي ذَلِكَ لآيَاتٍ لِّلْمُتَوَسِّمِينَ(75)
در اين (سرگذشت عبرتانگيز)، نشانههايى است براى هوشياران! (75)
از امام رضا عليه السلام سؤال شد: چگونه است که شما از آنچه در دل مردم است خبر مي دهيد؟
حضرت فرمود: آيا فرمايش پيامبر خدا به شما نرسيده است که فرمودند: « اتٌقوا فراسة المؤمن فانٌه ينظر بنور الله؟ » سوال کننده پاسخ داد: بله.
حضرت فرمود: هيچ مؤمني نيست جز آنکه براي او فراست و زيرکي و تيزهوشي است، به اندازه ايمان و روشن بيني و دانشش با نور خدا مي بيند « و به باطن افراد و اشياء پي مي برد » و خداوند آنچه را از اين فراست در تمامي مؤمنان پراکنده ساخته است، همه را براي امامان ما جمع نموده است و در کتابش فرموده است: « ان في ذلک لايات للمتوسٌمين ».
اولين از « متوسٌمين » رسول خدا صلي الله عليه و آله است، پس از آن علي بن ابي طالب و بعد از آن حسن و حسين و امامان از فرزندان حسين عليهم السلام تا روز قيامت هستند.
منابع
بحار الانوار، ج 24، ص 133، حديث 1 - مناقب آل ابي طالب، ص153
**************************************************************************
سوره ی مبارکه التوبه: آيه 36
إِنَّ عِدَّةَ الشُّهُورِ عِندَ اللّهِ اثْنَا عَشَرَ شَهْرًا فِي كِتَابِ اللّهِ يَوْمَ خَلَقَ السَّمَاوَات وَالأَرْضَ مِنْهَا أَرْبَعَةٌ حُرُمٌ ذَلِكَ الدِّينُ الْقَيِّمُ فَلاَ تَظْلِمُواْ فِيهِنَّ أَنفُسَكُمْ وَقَاتِلُواْ الْمُشْرِكِينَ كَآفَّةً كَمَا يُقَاتِلُونَكُمْ كَآفَّةً وَاعْلَمُواْ أَنَّ اللّهَ مَعَ الْمُتَّقِينَ(36)
تعداد ماهها نزد خداوند در كتاب الهى، از آن روز كه آسمانها و زمين را آفريده، دوازده ماه است كه چهار ماه از آن، ماه حرام است (و جنگ در آن ممنوع مىباشد.) اين، آيين ثابت و پابرجا(ى الهى) است! بنابر اين، در اين ماهها به خود ستم نكنيد (و از هرگونه خونريزى بپرهيزيد)! و (به هنگام نبرد) با مشركان، دسته جمعى پيكار كنيد، همان گونه كه آنها دسته جمعى با شما پيكار مىكنند و بدانيد خداوند با پرهيزگاران است! (36)
جابر جعفي مي گويد: از امام باقر عليه السلام درباره تأويل قول خداي عزوجل: « انٌ عدة الشهور عندالله اثنا عشر شهراً في کتاب الله يوم خلق السماوات و الارض منها اربعة حرم ذلک الدين القيم فلاتظلموا فيهن انفسکم » سؤال کردم .
حضرت آهي کشيد و فرمود: اي جابر، اما سنه « سال » جدٌم رسول خدا صلي الله عليه و آله است و ماههاي آن 12 ماه است که از اميرالمؤمنين شروع مي شود تا من و تا امام دوازدهم حضرت مهدي.
در روايتي ديگر آمده است که چهار شهر حرام، علي و حسن و حسين و قائم عليهم السلام هستند به دليل «ذلک الدين القيم»
منابع
بحار الانوار، ج 24، ص 240، حديث 2و3
**************************************************************************
سوره ی مبارکه البقره: آيات 136-137
قُولُواْ آمَنَّا بِاللّهِ وَمَآ أُنزِلَ إِلَيْنَا وَمَا أُنزِلَ إِلَى إِبْرَاهِيمَ وَإِسْمَاعِيلَ وَإِسْحَقَ وَيَعْقُوبَ وَالأسْبَاطِ وَمَا أُوتِيَ مُوسَى وَعِيسَى وَمَا أُوتِيَ النَّبِيُّونَ مِن رَّبِّهِمْ لاَ نُفَرِّقُ بَيْنَ أَحَدٍ مِّنْهُمْ وَنَحْنُ لَهُ مُسْلِمُونَ(136) فَإِنْ آمَنُواْ بِمِثْلِ مَا آمَنتُم بِهِ فَقَدِ اهْتَدَواْ وَّإِن تَوَلَّوْاْ فَإِنَّمَا هُمْ فِي شِقَاقٍ فَسَيَكْفِيكَهُمُ اللّهُ وَهُوَ السَّمِيعُ الْعَلِيمُ(137)
بگوييد: «ما به خدا ايمان آوردهايم و به آنچه بر ما نازل شده و آنچه بر ابراهيم و اسماعيل و اسحاق و يعقوب و پيامبران از فرزندان او نازل گرديد ، و (همچنين) آنچه به موسى و عيسى و پيامبران (ديگر) از طرف پروردگار داده شده است، و در ميان هيچ يك از آنها جدايى قائل نمىشويم، و در برابر فرمان خدا تسليم هستيم (و تعصبات نژادى و اغراض شخصى، سبب نمىشود كه بعضى را بپذيريم و بعضى را رها كنيم.)» (136) اگر آنها نيز به مانند آنچه شما ايمان آوردهايد ايمان بياورند، هدايت يافتهاند و اگر سرپيچى كنند، از حق جدا شدهاند و خداوند، شر آنها را از تو دفع مىكند و او شنونده و داناست. (137)
از امام باقر عليه السلام درباره قول خداي تعالي؛ « امنا بالله و ما انزل علينا»؛ (سوره بقره، آيه 136) روايت شده است که: پيامبر خدا از ضمير « امنٌا »: « ما ايمان آورديم » علي و فاطمه و حسن و حسين را قصد کرده است و بعد از اينها در ائمه عليهم السلام نيز جاري است يعني ما به خدا و آنچه بر ما نازل شده است ايمان آورديم .
پس از آن خدا درباره مردم مي فرمايد: « فان امنوا» اين مردم اگر ايمان آوردند « بمثل ما انتم به » به مثل آنچه علي و فاطمه و حسن و حسين و امامان بعد از ايشان ايمان آوردند « فقد اهتدوا و ان تولوٌا فانٌما هم في شقاق »؛ (سوره بقره، آيه 137 ) البته هدايت يافته اند و اگر سرپيچي کنند از حق جدا شده اند.
منابع
بحار الانوار، ج 24، ص 5، حديث 16 - تفسير قمي، ص 716.
**************************************************************************
سوره ی مبارکه البقره: آيه 84
وَإِذْ أَخَذْنَا مِيثَاقَكُمْ لاَ تَسْفِكُونَ دِمَاءكُمْ وَلاَ تُخْرِجُونَ أَنفُسَكُم مِّن دِيَارِكُمْ ثُمَّ أَقْرَرْتُمْ وَأَنتُمْ تَشْهَدُونَ(84)
و هنگامى را كه از شما پيمان گرفتيم كه خون هم را نريزيد و يكديگر را از سرزمين خود، بيرون نكنيد. سپس شما اقرار كرديد (و بر اين پيمان) گواه بوديد. (84)
رسول خدا صليالله عليه و آله فرمود: شأن نزول آية:
و آن هنگام که پيمان از شما برگرفتيم که خونهايتان را نريزيد، دربارة يهود است، آنان که پيمان خدا را شکستند و پيامبران الهي را تکذيب کردند و اولياء خدا را کشتند.
سپس فرمودآيا شما را آگاه نسازم از کساني که همانند يهوديان اين امت هستند؟
گفتند: بلي اي رسول خدا. فرمود:
آنان گروهي از امت من هستند که گمان ميبرند بر آيين من ميباشند، و حال آنکه فرزندان گرانمايه و نسل پاک مرا ميکشند، و شريعت و سنت مرا دگرگون ميکنند، و دست به خون دو فرزندم حسن و حسين را ميآلايند چنانکه گذشتگان يهود، زکريا و يحيي را کشتند.
سوره ی مبارکه البقره: آيه 124
وَإِذِ ابْتَلَى إِبْرَاهِيمَ رَبُّهُ بِكَلِمَاتٍ فَأَتَمَّهُنَّ قَالَ إِنِّي جَاعِلُكَ لِلنَّاسِ إِمَامًا قَالَ وَمِن ذُرِّيَّتِي قَالَ لاَ يَنَالُ عَهْدِي الظَّالِمِينَ(124)
(به خاطر آوريد) هنگامى كه خداوند، ابراهيم را با وسايل گوناگونى آزمود. و او به خوبى از عهده اين آزمايشها برآمد. خداوند به او فرمود: «من تو را امام و پيشواى مردم قرار دادم!» ابراهيم عرض كرد: «از دودمان من (نيز امامانى قرار بده!)» خداوند فرمود: «پيمان من، به ستمكاران نمىرسد! (و تنها آن دسته از فرزندان تو كه پاك و معصوم باشند، شايسته اين مقامند)». (124)
از امام صادق عليه السلام که درباره قول خداي عزوجل: « و اذا ابتلي ابراهيم ربٌه بکلمات فاتمهٌن » سؤال شد. که اين کلمات چه بود؟
حضرت فرمود: اين کلماتي بود که آدم عليه السلام آنها را از پروردگارش دريافت نمود و بر اثر آنها توبه اش پذيرفته شد.
حضرت آدم گفت: « اسألک بحق محمد و علي و فاطمة و الحسن و الحسين الاٌ تبت علٌي »؛ يعني خدايا، تو را به حق محمد و علي و فاطمه و حسن و حسين مي خوانم که توبه مرا بپذيري و خداوند توبه اش را پذيرفت چرا که او بسيار توبه پذير و مهربان است.
منابع
**************************************************************************
سوره ی مبارکه البقره: آيه 143
وَكَذَلِكَ جَعَلْنَاكُمْ أُمَّةً وَسَطًا لِّتَكُونُواْ شُهَدَاء عَلَى النَّاسِ وَيَكُونَ الرَّسُولُ عَلَيْكُمْ شَهِيدًا وَمَا جَعَلْنَا الْقِبْلَةَ الَّتِي كُنتَ عَلَيْهَا إِلاَّ لِنَعْلَمَ مَن يَتَّبِعُ الرَّسُولَ مِمَّن يَنقَلِبُ عَلَى عَقِبَيْهِ وَإِن كَانَتْ لَكَبِيرَةً إِلاَّ عَلَى الَّذِينَ هَدَى اللّهُ وَمَا كَانَ اللّهُ لِيُضِيعَ إِيمَانَكُمْ إِنَّ اللّهَ بِالنَّاسِ لَرَؤُوفٌ رَّحِيمٌ(143)
همانگونه (كه قبله شما، يك قبله ميانه است) شما را نيز، امت ميانهاى قرار داديم (در حد اعتدال، ميان افراط و تفريط) تا بر مردم گواه باشيد و پيامبر هم بر شما گواه است. و ما، آن قبلهاى را كه قبلا بر آن بودى، تنها براى اين قرار داديم كه افرادى كه از پيامبر پيروى مىكنند، از آنها كه به جاهليت بازمىگردند، مشخص شوند. و مسلما اين حكم، جز بر كسانى كه خداوند آنها را هدايت كرده، دشوار بود. (اين را نيز بدانيد كه نمازهاى شما در برابر قبله سابق، صحيح بوده است) و خدا هرگز ايمان ( نماز) شما را ضايع نمىگرداند زيرا خداوند، نسبت به مردم، رحيم و مهربان است. (143)
از امام باقر عليه السلام درباره قول خداي تعالي: « و کذلک جعلناکم امٌة وسطاً لتکونوا شهداء علي الناس و يکون الرسول عليکم شهيداً »؛ (سوره بقره، آيه 143) آمده است که در هر زمان از ما شاهد و گواهي هست؛ علي بن ابي طالب «ع» در زمان خودش گواه و شاهد بر مردم بود و حسن عليه السلام در زمان خودش و حسين عليه السلام در زمان خودش و هر کسي از ما که مردم را به امر خدا فرا مي خواند گواه و شاهد بر مردم زمان خودش است.
منابع
**************************************************************************
سوره ی مبارکه آل عمران: آيه 33
إِنَّ اللّهَ اصْطَفَى آدَمَ وَنُوحًا وَآلَ إِبْرَاهِيمَ وَآلَ عِمْرَانَ عَلَى الْعَالَمِينَ(33)
خداوند، آدم و نوح و آل ابراهيم و آل عمران را بر جهانيان برترى داد. (33)
در روز عاشورا شخصي از لشکريان عمربن سعد بنام محمدبن اشعث پسر قيس کندي به امام حسين عليهالسلام عرض کرد:
اي حسين پسر فاطمه! کدام منزلت و برتري از پيامبر خدا صلياللهعليهوآله در شماست که در ديگري وجود ندارد؟
امام حسين عليهالسلام اين آيه را تلاوت فرمود:
همانا خداوند آدم و نوح و خاندان ابراهيم و خاندان عمران را بر جهانيان برگزيد.
پس امام حسين عليهالسلام فرمود:
بخدا قسم پيامبر اکرم صلياللهعليه و آله از خاندان ابراهيم عليهالسلام و عترت هدايتگر عليهمالسلام از خاندان پيامبر اکرم صلياللهوعليهوآله ميباشد.
سوره ی مبارکه آل عمران : آيه 61
فَمَنْ حَآجَّكَ فِيهِ مِن بَعْدِ مَا جَاءكَ مِنَ الْعِلْمِ فَقُلْ تَعَالَوْاْ نَدْعُ أَبْنَاءنَا وَأَبْنَاءكُمْ وَنِسَاءنَا وَنِسَاءكُمْ وَأَنفُسَنَا وأَنفُسَكُمْ ثُمَّ نَبْتَهِلْ فَنَجْعَل لَّعْنَةُ اللّهِ عَلَى الْكَاذِبِينَ(61)
هرگاه بعد از علم و دانشى كه (در باره مسيح) به تو رسيده، (باز) كسانى با تو به محاجه و ستيز برخيزند، به آنها بگو: «بياييد ما فرزندان خود را دعوت كنيم، شما هم فرزندان خود را ما زنان خويش را دعوت نماييم، شما هم زنان خود را ما از نفوس خود دعوت كنيم، شما هم از نفوس خود آنگاه مباهله كنيم و لعنت خدا را بر دروغگويان قرار دهيم. (61)
امام موسيبن جعفر عليهالسلام فرمودند:
خداوند تبارک و تعالي فرمايد: هرگاه بعد از علم و دانشي که به تو رسيده (باز) کساني با تو به محاجه و ستيز برخيزند،
به آنها بگو:
بياييد ما فرزندان خود را دعوت کنيم، شما هم فرزندان خود را؛ ما زنان خويش را دعوت نماييم، شما هم زنان خود را؛
ما از نفوس خود دعوت ميکنيم، شما هم از نفوس خود. پس تأويل پسران ما، امام حسن و امام حسين عليهماالسلام، و زنان ما، فاطمه سلاماللهعليها و نفوس ما، حضرت علي عليهالسلام ميباشد.»
**************************************************************************
سوره ی مبارکه آل عمران: آيه 154
ثُمَّ أَنزَلَ عَلَيْكُم مِّن بَعْدِ الْغَمِّ أَمَنَةً نُّعَاسًا يَغْشَى طَآئِفَةً مِّنكُمْ وَطَآئِفَةٌ قَدْ أَهَمَّتْهُمْ أَنفُسُهُمْ يَظُنُّونَ بِاللّهِ غَيْرَ الْحَقِّ ظَنَّ الْجَاهِلِيَّةِ يَقُولُونَ هَل لَّنَا مِنَ الأَمْرِ مِن شَيْءٍ قُلْ إِنَّ الأَمْرَ كُلَّهُ لِلَّهِ يُخْفُونَ فِي أَنفُسِهِم مَّا لاَ يُبْدُونَ لَكَ يَقُولُونَ لَوْ كَانَ لَنَا مِنَ الأَمْرِ شَيْءٌ مَّا قُتِلْنَا هَاهُنَا قُل لَّوْ كُنتُمْ فِي بُيُوتِكُمْ لَبَرَزَ الَّذِينَ كُتِبَ عَلَيْهِمُ الْقَتْلُ إِلَى مَضَاجِعِهِمْ وَلِيَبْتَلِيَ اللّهُ مَا فِي صُدُورِكُمْ وَلِيُمَحَّصَ مَا فِي قُلُوبِكُمْ وَاللّهُ عَلِيمٌ بِذَاتِ الصُّدُورِ(154)
سپس بدنبال اين غم و اندوه، آرامشى بر شما فرستاد. اين آرامش، بصورت خواب سبكى بود كه (در شب بعد از حادثه احد،) گروهى از شما را فرا گرفت اماگروه ديگرى در فكر جان خويش بودند (و خواب به چشمانشان نرفت.) آنها گمانهاى نادرستى -همچون گمانهاى دوران جاهليت- درباره خدا داشتند و مىگفتند: «آيا چيزى از پيروزى نصيب ما مىشود؟!» بگو: سخللّههمه كارها (و پيروزيها) به دست خداست!» آنها در دل خود، چيزى را پنهان مىدارند كه براى تو آشكار نمىسازند مىگويند: «اگر ما سهمى از پيروزى داشتيم، در اين جا كشته نمىشديم!» بگو: «اگر هم در خانههاى خود بوديد، آنهايى كه كشتهشدن بر آنها مقرر شده بود، قطعا به سوى آرامگاههاى خود، بيرون مىآمدند (و آنها را به قتل مىرساندند). و اينها براى اين است كه خداوند، آنچه در سينههايتان پنهان داريد، بيازمايد و آنچه را در دلهاى شما (از ايمان) است، خالص گرداند و خداوند از آنچه در درون سينههاست، با خبر است. (154)
بگو (اي پيغمبر) اگر در خانههاي خود هم بوديد، باز آنان که کشته شدن برايشان مقرر شده بود، قطعاً به سوي آرامگاههاي خود بيرون ميآمدند.
امام حسين عليهالسلام در روز عاشورا فرمود:
آيا کتاب خدا را که بر جدم پيامبر خدا صلياللهعليهوآله فرو فرستاده شده نخواندهايد:
هر جا که باشيد مرگ شما را در مييابد اگر چه در دژهاي محکم و سرافراشته باشيد. و خداي منزه و پاک فرمايد:
قطعاً آنان که کشته شدن برايشان مقرر شده بود به سوي آرامگاههاي خود بيرون ميآمدند.
اگر من در جاي خود بمانم، اين مردم نگونبخت چگونه آزموده ميشوند؟
به چه چيزي مورد آزمايش قرار ميگيرند؟
و چه کسي در گودال من در کربلا ميآرمد؟
و به تحقيق در روزي که خدا زمين را گسترانيد، آن (کربلا) را براي من برگزيده و آن را پناهگاه شيعيان ما قرار داد تا در آنجا در دنيا و آخرت امن و آسايش يابند
**************************************************************************
سوره ی مبارکه الصافات: آيه 107
وَفَدَيْنَاهُ بِذِبْحٍ عَظِيمٍ(107)
ما ذبح عظيمى را فداى او كرديم، (107)
و" فديناه بذبح عظيم."
«و ما قرباني بزرگي را فداي او ساختيم.»
امام رضا عليهالسلام فرمود:
چون خداي عزيز و شکوهمند ابراهيم عليهالسلام را امر نمود که جاي فرزندش اسماعيل گوسفندي را که خدا برايش فرو فرستاده بود قرباني نمايد، ابراهيم درخواست نمود که فرزندش اسماعيل را با دستش ذبح نمايد و اگر او به کشتن گوسفند امر نميشد همين کار را ميکرد تا آن داغي را که به قلب پدري که عزيزترين فرزندانش را با دست خود قرباني نموده وارد شده به دل او هم وارد شود، و به اين ترتيب سزاوار بلندترين درجات اهل ثواب بر بلاها گردد.
پس خداي بزرگ و بلندمرتبه به او وحي نمود:
اي ابراهيم چه کسي از آفريدگانم را بيشتر دوست داري؟ گفت: پروردگارا تو کسي را نيافريدي که از دوستت محمد صلياللهعليهوآله محبوبتر باشد. خدا بدو وحي نمود: آيا او را بيشتر دوست داري يا نفس خود را؟ گفت: بلکه من او را بيشتر از خود دوست دارم. فرمود: فرزندش نزد تو محبوبتر است يا فرزند خودت؟ گفت:
بلکه فرزند او. فرمود: کشته شدن فرزند او به ستم و ظلم به دست دشمنانش دل تو را بيشتر به درد ميآورد يا کشته شدن فرزندت به دست خودت در راه اطاعت از من؟
پروردگارا بلکه کشته شدن او به دست دشمنانش قلب مرا بيشتر به درد ميآورد. فرمود:
اي ابراهيم، پس همانا گروهي که گمان ميکنند که از امت محمد صلياللهعليهوآله هستند بزودي بعد از او دست به خون فرزندش آغشته ميسازند و او را به ظلم و ستم همچون گوسفندي ميکشند، و بدين واسطه مستوجب خشم من خواهند شد.
پس ابراهيم بخاطر آن بيتاب شد و دلش به درد آمد و به گريستن پرداخت. خداي بزرگ و بلند مرتبه بدو وحي فرمود:
اي ابراهيم به تحقيق فدية بيتابي بر فرزندت اسماعيل يعني اگر او را ذبح ميکرديبه اندوهگينيات بر حسين عليهالسلام و کشته شدنش برابر گشت، و براي تو بلندترين درجات اهل ثواب بر مصيبتها خواهد بود، و آن سخن خداي عزوجل است .
که فرمود: «ما قرباني بزرگي را فداي او ساختيم.»
این وبلاگ، یک وبلاگ فنی، فرهنگی و تفریحی میباشد که مطالب گردآوری شده در آن، نقطهنظرات، سلایق و دیدگاههای نویسنده را در بر دارد.