من خدا را دارم...
من خدا را دارم.
کوله بارم بر دوش.
سفری میباید؛ سفری بی همراه.
گم شدن تا ته تنهایی محض...
سازکم با من گفت: هر کجا ترسیدی! از سفر لرزیدی!
تو بگو از ته دل: من خدا را دارم... من خدا را دارم.
من و سازم چندیست... که فقط با اوئیم...
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و هفتم مهر ۱۳۹۱ ساعت 19:30 توسط اکبر زمانی
|
این وبلاگ، یک وبلاگ فنی، فرهنگی و تفریحی میباشد که مطالب گردآوری شده در آن، نقطهنظرات، سلایق و دیدگاههای نویسنده را در بر دارد.