زلزلهی آذربایجان...

این روزهـــا یکی مدالهای المپیکش را میشمارد،
یکی گناهانــــش را میشمـــارد و میگوید؛ خدایا، العفو..
و شاید کودکی در همین نزدیـــکی،
اعضای خانوادهاش را میشمارد که چند نفر باقی ماندهاند.
این زلزله یك فاجعه بود و حتماً رخ ندادنش یه فاجعهي بدتر که صلاح این بود كه شد.
ولی یادمان نرود كه فاجعه، آدمها را به هم نزدیک میکند.
این نزدیکی را از هموطنهای آذربایجانیمان که شاید الان چشم انتظار دستی باشند که کمکشان کند دریغ نکنیم و شاید یك روز، همین بلا گریبانگیر ما شود و ما انتظار یاری داشته باشیم.
شایــــد خیلی از کسانی که زیر آوار مانـــدهاند، بچههایی بودند که حتی فرصت مزه کردن و چشیدن زندگی را نداشتهاند. ما هم همراه تمام ایران داغداریم و سیاه پوش...
+ نوشته شده در جمعه بیست و هفتم مرداد ۱۳۹۱ ساعت 7:22 توسط اکبر زمانی
|
این وبلاگ، یک وبلاگ فنی، فرهنگی و تفریحی میباشد که مطالب گردآوری شده در آن، نقطهنظرات، سلایق و دیدگاههای نویسنده را در بر دارد.