گویا در این دنیا، همه چیز به خود انسان بستگی دارد. تعریف او از موضوعات، باعث می‌شود نگرش خاص و رفتار خاصی را در زندگی پیش گیرد.

انسان‌های خوش‌بین ـ که البته ثابت شده این موضوع ریشه ژنتیکی نیز دارد‌ ـ در این دنیا، تنها فکر به دست آوردن لحظات شاد و مفرح هستند. آن‌ها از هر چیزی شادی می‌آفرینند.

انسان‌هایی که به دنبال بهانه‌اند تا غم را مهمان خود کنند، همیشه در زندگی نیمه خالی را می‌بینند و مدام به فکر بهانه جویی و تلف کردن انرژی‌شان در حیطه غم ناباوری و نا‌امیدی هستند.

از همین روست که برخی بر این باورند همه چیز نسبی است و ما هستیم که هر گونه به اطرافمان نگاه کنیم، به‌‌ همان شکل انرژی دریافت کرده و رفتار می‌کنیم.

مثلی می‌گوید: «وظیفه ما به دنبال شادی رفتن است. غم خودش راه پیدا کردن ما را خواهد جست».

وقتی می‌توان از زندگی لذت برد، وقتی می‌توان قدرتی از خنده و شادی به دست آورد که ذهن را باز و آماده نگه داشت، برای خلق لحظات زندگی، چه نیازی به مرور مسائل تلخی است که به هر حال رخ داده و از ما کاری برنمی‌آید برای اصلاح یا حذف آن؟

ما خودمان بیش از هر کسی مسائل تلخ را باور کرده و به خود یادآوری می‌کنیم. ما نسبت به خود بسیار سختگیریم؛ بنابراین، تا هنگامی که یاد نگیریم باید و باید به خود و زندگی‌مان ارزش گذاریم و خود را بیش از همه دوست بداریم، این چرخه مرور حوادث بد، اوقات تلخ، پرخاشگری، ناله و زاری، مدام جریان خواهد داشت. بله، مقصر تنها خود ما هستیم. بهتر است این را بدانیم: هیچ کس دلش به حال ما نسوخته!

انسان‌هایی را می‌بینیم که تنها به دنبال غم هستند. این گونه انسان‌ها مسلما جز ناراحت کردن خود و دیگران بهره‌ای نمی‌برند؛ اما از آن طرف انسان‌هایی هم هستند که به اصطلاح «الکی خوشند».

معلوم نیست در این زمانه که با هزارتوی مشکلات باید کنار آمد، چرا به قول معروف «خود را بر طبل بی‌عاری زده‌اند»؟ یا اگر خودشان توانسته‌اند از بند فقر و بی‌بضاعتی برهند، چرا به دنبال کمک به دیگران نیستند و بی‌درد و دغدغه تنها به زندگی خود می‌اندیشند؟

بی‌دردی، بی‌درکی می‌آورد. رفاه زیاد، هیچ کمکی به تفکر و مطالعه و بررسی و بالا بردن شعور و فرهنگ نمی‌کند و بی‌دردی، تنها بی‌دردی می‌آورد.

این گونه هست که ما باید به هر دو دسته این انسان‌ها کمک کنیم.

فرستنده: مریم وزیری
 
کد خبر: ۲۵۶۶۵۸