عجائبى از آفرينش زنبور عسل:

و اوحى ربك الى النحل ان اتخذى من الجبال ببوتا و من الشجر و مما يعرشون ثم كلى من كل الثمرات فاسلكى سبل ربك ذللا يخرج من بطونها شراب مختلف الوانه فيه شفاء للناس ان فى ذلك لاية لقوم يتفكرون . (75)
(و خداوند به زنبور عسل وحى فرستاد كه در دل كوهها خانه بسازد و بر روى درختان و جاهاى بلند جاى بگيرد. سپس امر فرمود به زنبورها كه از ميوه ها و گلها استفاده كنيد و از راههاى پروردگار خود كه مسخر شما است بهره گيريد تا از شكم زنبورها شرابى رنگارنگ بيرون آيد كه شفاى دردهاى مردم است و در آن نشانى از قدرت خداوند براى قومى كه انديشه و تفكر كنند وجود دارد.)
و همچون زنبور عسل امر فرمانده را اطاعت كرد خداوند در لعاب او شفا قرار داد همچنان كه مؤ من چون امر خدا را اطاعت كرده و راز را پوشيد، خداوند هم ديدن او را و هم نشينى با وى را شفا براى هر كس قرار داده چرا كه هر كس مؤ من را نظر كند عبرت مى گيرد و به خود مى آيد و هر كس سخن او را بشنود پند گيرد و هر كس با او نشيند سعادت يابد. زنبور عسل جاندارى است كه نه احكام شرع بر او روان است و نه مشمول خطاب و تكليف است و نه آراسته عقل و تميز ليكن از روى الهام به او فرمانى مى رسد، مطيع و منقاد فرمان است . چون طاعت دارد فرمان بردارد و فروتن وار پيش آمده و خداوند لعاب او را شفاى مردم قرار داده است .
بنده مؤ من را در اين آيت اشارتى و بشارتى است ، اشارتى پيدا و بشارتى به سزا، كه چون مؤ من از فرمان حق پيش چشم خويش داشته و باطن را از ملاحظات ديگران پاك كرده ، خداوند چنين بنده را سبب نجات و سعادت خلق گرداند و ديدار وى شفاء دردمندان و سخن او پند مؤ منان و مجالست او زيادت درجه عابدان دانست . (76)
زندگى زيبا و مهيج زنبور عسل از عسلش شيرين تر است . تعاون و زندگى دسته جمعى زنبور عسل كه برگرفته از الهامات است تعجب همه متفكران عالم را به خود جلب نموده است . هر كندويى هزاران زنبور از انواع مختلف در خود جاى داده است . بخشى از زنبورها كارگرند و شغلشان اين است كه كيلومترها راه را در شبانه روزى طى مى كنند حتى آمار نشان مى دهد كه در شب پرواز بيشترى دارند و بر روى گلهاى و گياهان متنوع مى نشينند و از شيره جان گياهان مى مكند و در داخل شكم توسط اعضاى گوارشى خود تبديل به عسل مى سازند و سپس در داخل كندوها از طريق دهانشان عسل را در طبقات چيده شده به شكل شش ضلعى قرار مى دهند. خستگى براى اين موجود بى معنا است و آنچه كه برايش مهم است انجام وظيفه است كه طبق فرمان خداوند كريم بايد عمل نمايد و دست از پا خطا نخواهد كرد. بخشش از زنبورها به عنوان مادر و ملكه عمل مى كنند كه وظيفه تخم ريزى را به عهده دارند تا زنبورهاى جديد پيدا شده و باعث رونق اقتصادى جامعه گردد. قسمتى از زنبورها شغل نگهبانى از كندو را دارند كه هيچ غريبه اى نمى تواند وارد كندو شود و قبل از ورود در كندو آنان را شناسايى كرده و درجا با سلاح گرم خود آنان را نابود مى سازند. و اگر داخل كندو و اين درگيرى رخ دهد زنبور مرده را به بيرون كند و انتقال مى دهند تا تعفن آن بقيه را اذيت نكند. در تاريخ دانشين زندگى زنبور آمده است كه اين موجود كوچك در ظاهر كه دنيايى را در خود جاى داده است با پيام رسانى همانند بى سيم ، مخابره خبر مى كند. يكى از زنبور داران مى گفت : يك روز تصميم گرفتم كاسه عسلى را با يك عدد زنبور عسل از كندوهاى شخصى خودم را در يك فاصله دور قرار دهم لذا كيلومترها دور شدم . سپس كاسه عسل را پايين گذاشتم و زنبور عسل را در كنار آن رها كردم اين حيوان بر روى عسل نشست و چند بار دور زد و سپس پشت به آفتاب به سوى كندوها نشست و شروع به حركات خاصى نمود كه پس از چند دقيقه زنبورهاى زيادى را مشاهده كردم كه همه از كندوهاى شخصى خودم بودند و آنها با خوردن عسل به كندوها برگشتند و آنقدر رفت و آمد كردند تا عسل به اتمام رسيد. من از آنجا متوجه شدم كه زنبورها مى توانند پيام خود را از راه دور به دوستانشان ابلاغ كنند و اين بسيار امر مهمى است كه در اين موجودات به ظاهر ريز مشاهده مى شود.
زنبور عسل به وظايف خود بسيار آشنا مى باشد به طورى كه تا جايى كه امكان دارد از عسلى كه خود تهيه نموده استفاده نمى كند و سعى مى كند از گياهان بهره بگيرد مگر آنكه در محاصره اقتصادى سختى قرار بگيرد و به علت نبودن شهد و شيرينى گياهان از عسل خود استفاده كند تا رفع اضطرار شود. و يا زنبور داران در چنين موقعيتى از شكر براى تغذيه زنبورها استفاده مى كنند.
نكاتى چند پيرامون زنبور عسل  
1- زنبور عسل از ماده اى قندى مخصوصى كه بن و بيخ گلها است استفاده مى كند.
ولى زنبور شناسان مى گويند: احيانا از تخمدان گلها و دمبرگها و ميوه ها نيز استفاده مى كنند لذا قرآن مى فرمايد: (من كل الثمرات )
يعنى از همه ميوه ها استفاده كنند. جمله عجيبى كه از موريس مترلينگ دانشمند زيست شناس نقل شده اهميت اين تعبير قرآن را آشكار مى كند. او مى گويد همين امروز اگر زنبور عسل اعم از وحشى و اهلى از بين بروند يكصد هزار نوع از گياهان و گلها و ميوه هاى ما از بين خواهند رفت و از كجا اصولا تمدن ما از بين نرود. (77)
مراد او اين است كه زنبورهاى عسل در جابجا كردن گرده هاى نر و بارور كردن گياهان ماده و به دنبال آن پرورش ميوه ها بسيار سهم عظيمى دارند، كه بعضى از دانشمندان اين عمل آنها را از عسل سازى آنها مهمتر مى دانند.
2- راههاى مطمئن و رام : قرآن مى گويد خداوند به زنبور عسل وحى و الهام فرستاد كه فاسلكى سبل ربك در جاده هاى پرودگارت كه رام و تسليم تو است گام بردار. زنبور شناسان با مطالعات دريافته اند كه صبحگاهان زنبورهايى كه ماءمور شناسايى گلها هستند از كندو خارج شده و مناطق پر گل را كشف و شناسايى مى كنند و به كندو باز مى گردند و حتى سمت و جهت و فاصله محل را دقيقا به ديگران اطلاع مى دهند زنبورها براى گمراه نشدن ، مناطق را با پراكندن بوهاى مختلف نشانه گذارى مى كنند به طورى كه امكان سرگردانى نيست و احتمالا آيه اشاره به اين مطلب دارد.
3- عسل در كجاى زنبور ساخته مى شود؟ شايد هنوز بسيارى فكر كنند زنبور عسل ، شيره گلها را مكيده و در دهان خود جمع و دركند و ذخيره مى كند در حالى كه چنين نيست بلكه شيره گل را به بعضى از حفره هاى درون خود كه زنبور شناسان آنرا چينه دان مى گويند مى فرستد و در آنجا كه حكم يك كارخانه كوچك مواد شيميايى را دارد تغيير و تحولهاى مختلفى پيدا كرده و شهد گلها را به عسل تبديل نموده و مجددا زنبور، آن عسل را از دستگاه گوارش خود به وسيله دهانش خارج مى كند. عجيب اينكه سوره نحل در مكه نازل شده و در منطقه مكه نه گل و گياهى وجود دارد و نه زنبورهاى عسل ولى قرآن با اين ظرافت از آنها سخن مى گويد
تخرج من بطونها شراب مختلف الوانه .
4- رنگهاى مختلف عسل : رنگ عسل بر حسب آنكه زنبور بر روى چه گل و ثمره اى نشسته متفاوت است به همين جهت در پاره اى از موارد قهوه اى تيره ، گاهى نقره اى سفيد، بى رنگ ، زرد رنگ ، گاه شفاف و زمانى تيره و يا زرد طلايى و گاهى خرمائى مايل به سياه است . اين تنوع ذوقها و سليقه هاى مردم است . زيرا امروزه ثابت شده كه رنگ غذا در تحريك اشتهاى انسان بسيار مؤ ثر است . قديمى ها نيز گويا اين مسئله روانى را درك كرده بودند كه به غذاهاى خود زعفران ، زرد چوبه و مواد رنگى ديگر مى زدند تا از طرق بصرى نيز ميهمانها را بر سر اشتها در آورند. در كتب غذاشناسى هم بر اين مطلب تاءكيد شده است .
5- عسل ماده اى شفا بخش است : مى دانيم بسيارى از داروهاى اساسى در گياهان نهفته است كه بسيارى از آنها هنوز براى بشر ناشناخته است . دانشمندان مى گويند: زنبور عسل چنان دقتى در مكيدن شيره گياهان دارد كه مواد داروئى در آنها را نيز جذب كرده و بطور زنده در عسل حفظ مى كند.
دانشمندان براى عسل خواص بسيار زيادى گفته اند كه هم جنبه درمانى و هم پيشگيرى و نيرو بخشى دارد و براى نمونه به آنها اشاره مى كنيم :
1- عسل زود جذب خون شده و به همين جهت نيرو بخش و در خون سازى مؤ ثر است
2- عسل ايجاد عفونت در معده و روده جلوگيرى مى كند.
3- عسل بر طرف كننده يبوست است .
4- عسل براى افرادى كه دير به خواب مى روند مؤ ثر است و البته زيادى آن خواب را كم مى كند.
5- عسل براى رفع خستگى و فشردگى عضلات مؤ ثر است .
6- عسل اگر به زنان بار دار داده شود شبكه عصبى فرزند آنها قوى خواهد شد.
7- عسل ميزان كلسيم خون را بالا مى برد.
8- عسل براى كسانى كه دستگاه گوارشى آنها ضعيف است مؤ ثر است خصوصا اگر به نفخ شكم مبتلا باشد.
9- عسل به علت سرعت جذب آن ، انرژى زا و ترميم قوا مى كند.
10- عسل در تقويت قلب مؤ ثر است .
11- عسل براى درمان بيماريهاى ريوى كمك كننده خوبى است .
12- عسل بخاطر خاصيت ميكروب كشى اش براى مبتلايان به اسهال مفيد است .
13- عسل در درمان زخم معده و اثنى عشر عامل مؤ ثرى شمرده شده است .
14- عسل به عنوان معالج رماتيسم ، عضلات و ناراحتيهاى عصبى شناخته شده است .
15- عسل در رفع سرفه و صاف شدن صدا در حنجره انسان مفيد است . علاوه بر اين خواص متعدد و متنوع براى ساختن داروهاى لطافت پوست و زيبايى صورت ، طول عمر، ورم دهان و زبان ، ورم چشم ، خستگى و ترك خوردگى پوست و استخوان و مانند آن استفاده مى شود.
مواد و ويتامينها موجود در عسل بسيار است از جمله مواد معدنى : آهن ، فسفر، پتاسيم ، يد، منيزيم ، سرب ، مس ، سولفور، نيكل ، روى و سديم را براى نمونه نام برد. از مواد آلى نيز مى توان صمغ ، پولن ، اسيد لاكتيك ، اسيد فورميك ، اسيد سيتريك ، اسيد تاتاريك و روغنهاى معطر و از ويتامينها مى توان ويتامينهاى ششگانه (آ- ب - ث - د- كا - ا) را نام برد و بعضى ويتامين پ و ب را هم نام مى برند.
خلاصه اينكه عسل در خدمت درمان و بهداشت و زيبائى انسانها است . از پيامبر اسلام عليه السلام نقل شده است كه اگر هر ماه يكبار عسل خورده شود و شفائى را كه قرآن از آن ياد كرده بطلبد خداوند او را از 77 نوع بيمارى شفا مى بخشد. (78)
6- تلاش زنبور عسل براى انسانها است (للناس ):
از نكات جالبى كه زنبور شناسان ذكر مى كنند اين است كه زنبور عسل براى رفع گرسنگى خود نياز به دو يا سه گل دارد تا از آنها تغذيه كند در حالى كه در هر ساعت بطور متوسط روى دويست و پنجاه گل نشسته و كيلومترها راه مى پيمايد و اين همه فعاليت در واقع در راه زندگى انسانها و براى آسايش و سلامتى آنان است .
7- فساد نشدن عسل : عسل از غذاهائى است كه هرگز فاسد نمى شود و حتى ويتامينهاى آن هم به مرور زمان از دست نمى روند. دانشمندان علت اين امر را وجود پتاسيم در عسل مى دانند كه موانع رشد ميكروب مى شود به علاوه داراى مقدارى مواد ضد عفونى كنند اسيد فورميك است و لذا مصريان قديم از اين خاصيت استفاده كرده و مردگان خود را موميائى مى كردند تا بدنشان فاسد نشود. وقتى قبر فراعنه مصر را پس از 23 قرن شكافتند، عسل دست نخورده و سالم در كنارشان وجود داشت .
8- نيش زنبور عسل خاصيت درمانى دارد: دانشمندان پى برده اند كه نيش ‍ زنبور عسل براى بيماريهائى مانند رماتيسم ، مالاريا، درد اعصاب و بعضى ديگر از امراض مؤ ثر است البته نيش زدن زنبور به عنوان خودكشى زنبور محسوب مى شود و با نيش زدن مى ميرد. قابل توجه است كه گزش يك يا چند زنبور معمولا قابل تحمل است ولى گزش دويست تا سيصد عدد زنبور باعث فلج شدن دستگاه تنفسى و احتمالا مرگ است . (79)
با توجه به خواص متعدد غذائى و دارويى كه در زنبور عسل و عسل آن نهفته است كمتر موجودى بين موجودات عالم يافت مى شود كه اين همه اثرات مفيد و خواص متعدد در خود جاى داده باشد. همه زحمات زنبور عسل براى آن است كه بر روى سفره غذاى انسان ، غذائى مقوى و خوش ‍ طعم و خوش رنگ وجود داشته باشد كه با بهره ورى از آن و خواص دارويى آن لحظه اى به خود آيد و به شكرانه اين نعمت عظماى الهى بر سر سفره تفكر و انديشه بنشيند و خداى منان را سپاس گويد و موجب شناخت بيشتر انسان نسبت به خالق چنين موجود عجيبى گردد.
مقايسه زنبور عسل با مردم با ايمان  
كار مؤ من از چند جهت مانند كار زنبور عسل است
1- زنبور عسل از كثافتها و پليديها دورى مى كند. چون خداوند به زنبور وحى فرستاد كه در جاهاى بلند خانه و عسل بسازد و آدم با ايمان هم از گناه و نافرمانى و سرپيچى از احكام خدا پرهيز دارد.
2- همه پرندگان چون شب در رسد به لانه هاى خود روند جز زنبور عسل كه در شب براى گرفتن شيره گلها بيش از روز پرواز مى كند و همين گونه مردم چون شب فرا رسد همگى در بستر راحت مى نمايند. ليكن مرد با ايمان بر پا خاسته و در حضور خداى خويش به عبادت مى پردازد و درد دل خود را با خدا در ميان مى نهد.
3- زنبور عسل ، سر خود و از روى هوى و هوس كار نمى كند بلكه به فرمان خالق خويش انجام وظيفه مى كند همين گونه مرد مؤ من هم به ميل خود و به هواى نفس عمل نمى كند بلكه فرمان حق را اطاعت مى نمايد.
4- زنبور عسل از انواع پرندگان بيم دارد ليكن خود، آزارى به كسى نمى رساند.
و مرد مؤ من هم آزار مردم را تحمل مى كند ولى به كسى آزارى نمى رساند.
5- زنبور عسل خاتمه اعمال خود را بر رفتن در كندو وبستن درب انجام مى دهد همين گونه مرد مؤ من ، لذت شيرينى عبادت را نمى يابد جز وقتى كه در تنهائى و خلوت غير از خداوند كسى او را نمى بيند.
يكى از عارفان مشهور مى گويد. راهبى را ديدم كه در ديرى نشسته بود. كسى از او پرسيد روزگارت چون است ؟ گفت گفت روزگارت چون است ؟ گفت روزگارم در نماز مى گذرد كه نماز سبب سعادت و پيرايه شهادت به مظنه مشاهدت است . عارف پرسيد آرزوى تو در دنيا تا كجا است و چند است ؟ راهب گفت : هرگز گامى برنداشته و نگذاشته ام مگر اينكه پيوسته مرگ را ميان دو گام مى بينم !آنگاه گفت اى مرد تو هم حال خود را با من بگوى . او گفت : من آن قدر سر بر خاك نهم و سجده كنم و همى گويم تا از آب چشم من گياه از زمين سبز شود!راهب گفت : اگر بخندى و به گناهان خود اقرار كنى ، بهتر است تا گريه كنى و به عمل خود بنازى چون اين حالت خود بينى و خود پسندى است . پس اى جوانمرد بدان كه خنده و شادى و اعتراف به گناه از گريه و زارى كه آن را نزد خداوند عملى پندارى و سزاوار پاداشى باشى به مراتب بهتر و بالاتر است ! آنگاه او را پند داد و گفت : خداوند را بپرهيز و زهد و تقوى پيشه كن و با مردم دنيا رقابت و چشم هم چشمى مكن و مانند زنبور عسل باش كه اگر مى خورى پاك و پاكيزه بخور و اگر مى نهى پاكيزه بخور و اگر مى نهى پاكيزه و مفيدنه و اگر بر شاخ گلى يا درختى نشينى آن را نشكن . خداوند چند چيز عزيز و گران را در چند چيز حقير و كوچك قرار داده است : چون سنت خداوند است كه هر چه عزيز و شريف تر است در كم بهاتر و حقيرتر قرار دهد. چنان كه عسل با حلاوت را در زنبور نحيف و ابريشم را در كرمكى ضعيف و مرواريد را در صدفى وحشى و مشك را در ناف آهوى دشتى پديد آورده است . خداوند در آيات مربوط به زنبور عسل از روى اشارت مى فرمايد: اى محمد ما آن روز كه امت تو را ستوديم و كنتم خير امة گفتيم آن در از عمران بسيار طاعت راهم مى ديديم .
آن روز كه زنبور ضعيف را عسل داديم بازوان توانا هم مى ديديم . آن روز كه كرمك را ابريشم داديم آن مارهاى با اهميت را هم مى ديديم . آن روز كه آهوى دشتى را مشك داديم آن شيران با صولت را هم مى ديديم . آن روز كه بلبلان را آواز خوش داديم ، طاووسان زيبا را هم مى ديديم و آن روز كه اين مشتى خاك يعنى امت تو را ثنا گفتيم ، فرشتگان صف زده را در راه خدمت هم مى ديديم .

زان پيش كه خواستى منت خواسته ام

عالم ز براى تو بياراسته ام

در شهر مرا هزار عاشق بشيند

تو شاد بزى كه من تو را خواسته ام (80)

از عجائب ديگر زنبور عسل
در مؤ سسه حشره شناسى واشنگتن آمريكا حدود 000/20 نوع كتاب پيرامون زندگى زنبور عسل و مورچه وجود دارد.
زنبور عسل براى طول عمر خود 135 گرم عسل تهيه مى كند و براى 400 گرم عسل بايد 000/80 بار از كندو خارج شود كه با اين مقدار رفت و آمد مى تواند محيط كره زمين را دو بار دور بزند. (81)
هر كندو بين 000/30 تا 000/80 جمعيت دارد كه به سه گروه ملكه و نر و كارگر تقسيم مى شوند.
زنبور كارگر كه از ملكه و زنبور نر كوچكتر است دارى 5 چشم مى باشد كه دو چشم در دو طرف سر كه هر يك بيش از 6000 عدسى دارد كه در هر لحظه مى تواند 12000 تصوير را ببيند در حالى كه انسان مى تواند دو تصوير را در يك لحظه ببيند. سه چشم ديگر در سه گوشه اى كه در ميان دو چشم مركب بوجود آمده يعنى روى پيشانى قرار گرفته است مى باشد. زنبور كارگر نه بينى دارد و نه گوش ولى شاخكهاى آن دارد هزارها عضو بسيار كوچك است كه حس بويايى و شنوايى در آن تعبيه شده است .
سراسر اين شاخكها را موهاى بسيار ريز پوشانده كه زنبور در تاريكى به وسيله آنها راه خود را پيدا مى كند. (82)
زنبور عسل چهار نوع سلول و حنجره براى خود مى سازد.
1- حجره هاى سلطنتى كه محل زندگى ملكه است كه سمت پادشاهى دارد.
2- حجره هاى بزرگتر براى پرورش جنس نر و انبار آذوقه است .
3- حنجره و خانه هاى كوچك كه محل پرورش تخمها و نوزادان است كه حدود هشت دهم شانه هاى كندو را تشكيل مى دهند. خانه هاى كند و شش ‍ ضلعى است كه محكمترين شكل هندسى است . قطر حنجره هاى كندو 11 ميلى متر است كه زنبور مى تواند از داخل آن عبور كند و حداكثر قطر حجره ها 22 ميلى متر است . (83)
ملكه براى باور شدن ، همه زنبورهاى نر را به سوى خود مى كشد و با پرواز كردن ملكه ، همه زنبورهاى نر كند و به همراه او پرواز مى كنند. زنبورهاى نر در يك مسابقه سنگين در فضا شركت مى كنند، كه در اين مسابقه فقط يك زنبور نر به عنوان برنده مسابقه معرفى مى شود كه اين زنبور پيروز، موفق به ازدواج با ملكه مى شود و ملكه باور شده به كندو بر مى گردد و آن زنبور نر پس از عروسى در فضا مى ميرد و بقيه زنبورهاى نر به كندو بر مى گردند و تا جايى كه غذا هست استفاده مى كنند و زنبورهاى كارگر اگر ببينند غذاى كندو كم شده زنبورهاى نر را مى كشند، و جسدهاى آنها را به بيرون كند و انتقال مى دهند.
در آفرينش مورچه ها  
و ما من دابة فى الارض الا على الله رزقها و يعلم مستقرها و مستودعها كل فى كتاب مبين (84)
(و هيچ جنبنده اى در زمين نيست جز آنكه روزيش بر خدا است و خداوند قرارگاه و آرامشگاه او را مى داند و همه احوال موجودات در دفتر علم از لى خداوند كريم ثبت و ضبط است .)
با كمى تاءمل پيرامون رزق و روزى موجودات عالم به جايى مى رسيم كه از تصور انسان خارج است . چقدر عظمت و قدرت لازم است كه تا همه موجودات از زمين و در زمين ، در هوا و فضاى لايتناهى ، درياها و اقيانوسها و اعماق آنها هيچ موجود زنده اى از گياه و نبات و حيوانات و انسانها نباشند مگر روزى بدست آنها برسد. خدايا چگونه در اعماق درياها به موجودات ريز و درشت غذا مى رسانى !موريانه هاى در اعماق زمين از روزيها برخوردار مى شدند و هر يك به اندازه سهم خود از دنيا توشه اى بر مى گيرند تا به حيات خود ادامه دهند. و از مسلمات است كه همه موجودات حتى جوامد، به ذكر و ياد خداوند قادر متعال با زبان بى زبانى مشغولند الا اينكه انسان مغرور و متكبر از نعمات خداوندى ، خود را از ياد خدا غافل مى كند و با چشمانش حقائق عالم را مى بيند ولى با وساوس شيطان بيرون و درون ، چشم دل را باز نمى كند تا وجود خداوند را در لابلاى هستى و پديده هاى عالم ببيند.
عجائبى از حيله هاى مورچه ها بشنويد  
انظروا الى النملة فى صغر جئتها و لطافة هيئتها (85)
(با دقت به مورچه بنگريد با آن بدن كوچكش و هيكل ظريفش .)
خداوند براى اين موجود ريز، چشم و گوش و استخوان و پوست آفرينش ‍ است و بدن اين موجود در عين كوچك بودنش كامل است و هيچ نقصى ندارد.
مورچه بخاطر كوچك بودن كمتر مورد توجه انسان است ولى اگر انسان به همين مورچه نگاه متدبرانه داشته باشد، به خالق هستى پى خواهد برد. زندگى دستجمعى مورچه ها بسيار ديدنى است كه چگونه در جاهاى بلند لانه مى سازد تا آب ، آن را فرا نگيرد. و در فصل گرما و كار و تلاش ، آذوقه هاى فصلهاى سرما بيكارى را ذخيره مى سازند تا از اندوخته ها استفاده نمايند.
گفته مى شود كه هيچ موجودى نمى تواند بيش از وزن خود حمل كند و يا بسيار كم هستند مگر مورچه كه به راحتى حبه گندم كه بيش از خودش وزن و حجم دارد را حمل مى كند.
رزق و روزى اين حيوان كوچك هم آماده شده است تا به تناسب نياز خود از آن بهره مند گردد و خداوند روزى همه موجودات را مهيا نموده است كه با تلاش خود آن را بدست آوردند. يكى از عجائب اين حيوان به ظاهر ريز اين است كه اگر خوانندگان محترم توجه كرده باشند شايد ديده باشند كه مورچه پس از آنكه حبه گندم يا حبوبات ديگر را براى ذخيره سازى به آشيانه مى برد، آن را نصف مى كند و اين نصف كردن دانه ها علتى خاص ‍ دارد چون دانه ها اگر مقدارى بمانند سبز مى شوند و جوانه مى زنند ولى اگر نصف شوند جوانه نمى زنند مگر تخم گشنيز كه اگر دو نيم شود باز سبز مى شود مگر آنكه به چهار تكه تبديل شود لذا مورچه تخم گشنيز را چهار قسمت مى كند تا سبز نشود. حال بفرماييد چه كسى به اين موجود ريز آموخته است كه تخم گشنيز بايد چهار تكه شود و دانه گندم به دو نيم گردد؟ يكى از خصوصيات زندگى مورچه ها دستجمعى زندگى نمودن است . اگر مورچه اى نتواند غذايى را حمل كند به سراغ دوستانش مى رود و آنان را به همراه خود مى آورد و دستجمعى غذاى مورد نظر را به آشيانه حمل مى كنند.
ابن ابى الحديد شارح نهج البلاغه از عده اى نقل مى كند به اينكه مورچه ها زندگى ما را مختل نموده بودند به طورى كه سفره هاى غذاى ما هميشه مملو از مورچه ها مى شد. به اين فكر افتاديم كه در وسط ايوان حوضى درست كنيم و در وسط حوضچه ستونى قرار داده تا بر روى آن سفره غذا را قرار دهيم . پس از آماده سازى اين حوضچه و آب ريختن در آن ، سفره غذا را در وسط آب روى ستون قرار داديم پس از مدتى وقتى سفره را برداشتيم باز مورچه هاى زيادى را در آن مشاهده كرديم . وقتى دقت كرديم ديديم مورچه ها زيادى را در آن مشاهده كرديم . وقتى دقت كرديم ديديم مورچه ها از روى ديوار خودشان را به سقف رساندند و وقتى در مقابل سفره رسيدند همانند چتر بازان در فضا خود را به وسط سفره انداختند. و اين نشان از هوش ظريفى است كه خداوند به اين موجودات داده است تا روزى آنها تاءمين گردد. در ضمن نكته ظريف ديگرى در اينجا انسان را به فكر وا ميدارد كه ورود اين مورچه ها با چتر بازى بود ولى خروج آنان چگونه است ؟ جواب بسيار آسان است كه اين موجودات غير از سفره نانى را كه بدست آورده اند، چيز ديگرى از خداوند نمى خواهند و اين سفره روزى آنان به اندازه عمرشان كفايت مى كند و شاكر خداوند رزاق خواهند بود. آرى بسيار زيبا خواهد بود كه انسان با ديدن مورچه به تفكر فرو رود كه چگونه موجود به اين كوچكى داراى چشم و گوش و دهان است كه در سر كوچك اين حيوان جاسازى شده اند و داراى هوش سرشارى هم هست و داراى شكمى كوچك است كه هاضمه اين حيوان است و غذا را در خود هضم مى كند.
در نهايت بايد اظهار عجز كنيم به آن چرا كه خداوند آفريده است كه هرگز دانشمندان عالم نخواهند توانست حتى يك مورچه را خلق كنند. و حتى راه هاى ساختن آن را نمى توانند پيدا كنند چه برسد به اينكه آن موجود را خلق و ايجاد كنند.
شگفتى هاى مورچه و زندگى آن  
طبق آمارى كه دانشمندان ارائه داده اند تا كنون حدود 7000 نوع مورچه شناسايى شد و حدود 000/20 نوع كتاب پيرامون زندگى مورچه در مؤ سسه حشره شناسى آمريكا موجود است .
مورچه دارى سر بسيار كوچكى است كه پنج چشم در دو طرف آن دارد. يعنى سه چشم روى پيشانى و دو چشم درطرفين سر قرار دارد. و هر كدام از اين دو چشم از 200 الى 400 چشم تشكيل شده اند كه سلسله اعصاب هر يك به مغز كوچك سر آن حيوان متصل و مرتبط است . دهان مورچه داراى آرواره هاى قوى است كه دانه هاى خشك را مى شكند و خرد مى كند. آب دهان مورچه همانند زهر زنبور است كه با گاز گرفتن ، زهرش را در پوست تن انسان تزريق مى كند.
مورچه با شاخكهاى خود بوها را استشمام مى كند. شاخكها داراى چند بند هستند كه هفت بند آن مركز حس شامه است و هر يك از بندها براى بوئيدن يك نوع از انواع مختلف بو مى باشد.
مثلا بوى آشيانه زنبور يك بوى خاص است كه با بند آخر شاخك حس ‍ مى كند و بوى كارگران خانواده مورچه ها به وسيله بند ما قبل آخر و بوى رد عبور ديگر مورچگان با بند سوم صورت مى گيرد. و اگر آخرين بند اين عضو را قطع كنند مورچه ديگر قادر به پيدا كردن منزل خود نيست و راه را گم مى كند و بى جهت به هر طرف مى چرخد و در نهايت به آشيانه ديگران مى رود و مورد هجوم نگهبانان آنجا قرار مى گيرد.
در يكى از بندهاى شاخك ، حس بوئيدن ملكه است و بند ديگر براى تشخيص دوست از دشمن است . مورچه ها با شاخكها با همديگر سخن مى گويند. وقتى شاخكها را به هم مى زنند به يكديگر پيام مى دهند. (86)
مورچه ساختمان مسكونى خود را در جاى بلند و مرتفع مى سازد تا از دسترس آب و دشمن در امان باشد. مدخل ورودى آن باريك و پنهان است و داراى پيچ و خم است تا دشمن به راحتى آنها را پيدا نكند. مورچه ها بعضا خانه خود را سى يا چهل طبقه مى سازند و در هر طبقه اى راهرو، تالار، سرداب ، و انبار وجود دارد و قسمتى از طبقات براى پرورش تخمها است و بعضى از طبقات محل استقرار ارتش است . اين طبقات داراى توالتهاى بهداشتى عمومى است .
تخمها را روى طبقات بالائى قرار مى دهند كه به صورت محدب است تا نور آفتاب را به خوبى جذب كنند تا تخمها پرورش بهترى داشته باشند.
شهرهاى مورچگان گاهى به 10 متر و به عمق 2 متر مى رسند (87) مورچه ها با آرواره هاى خود به وسيله خاك ، خشت مى زنند و همانند آجر روى هم مى چينند و ديوار مى سازند و روى آن را سقف مى زنند كه با برگها و خاشاك مى پوشانند.
مورچه ها شبانه روز كار مى كنند. آن چرا كه انسان در روز شاهد تلاش آنها است ، ذره اى از درياى بيكران زحمات آنان در داخل لانه تاريك است .
اگر مورچه ها را از لانه خارج كنيم خواهيم ديد كه پس از چندى مواد غذايى آنان فاسد مى شود. حال مورچگان در داخل آشيانه چه مى كنند كه همانند زنبورها كه با بال زدن عسل را خنك نگه مى دارند و هواى داخل كندو را متعادل دارند، مورچه ها هم حركاتى را با زحمات فراوان از خود نشان مى دهند كه سيلوهاى غذائى آنها سالم بماند و مواد غذائى خراب و فاسد نگردد.
مورچه ها علاوه بر كار و تلاش لحظاتى از زندگى خود را براى تفريحات سالم و ورزش اختصاص مى دهند تا خستگى ناشى از كار سنگين از تنشان خارج شود (88)

مورچه ها، شته ها را اسير مى گيرند  
مورچه ها با اسير گرفتن شته ها از عسل مخصوصى كه رشته ها درست مى كنند استفاده مى كنند و آنها را تحت سيطره خود در مى آورند. شته ها با توليد شيره خوش مزه اى كه براى مورچه ها توليد مى كنند نظر اين موجودات ريز زحمتكش را به خود جلب مى كنند. مورچه ها اين شته ها را با اسارت مى گيرند و آنها را اهلى كرده و از وجودشان بهره مى برند. (89)
مورچه ها كشاورزى مى كنند  
مورچه ها برگها را ريز ريز نموده تا به عنوان كود شيميايى براى كشاورزى بكار گرفته شود. مورچه ها با توليد يك نوع از قارچ غذاى لذيذى براى خود تهيه مى كنند.
بعضى از آنها دهليزى به طول 70 متر مى سازنند كه در آن به كشت و زرع قارچها مى پردازند.
كشت ديگر مورچه ها، كشت نوعى برنج مورچه است . طرز كاشت اين برنج توسط مورچه ها شبيه كشت برنج متداول در بين انسانها مى باشد كه در مرحله اول در يك قطعه بزرگتر نشاء مى كنند و با فرا رسيدن زمان درو با دهانشان درو، مى كنند و به مصرف خود مى رسانند.
در زمان حمل و نقل آذوقه به داخل سيلوها و انبارها، تعدادى از مورچه ها به عنوان ماءمورين بهداشت تغذيه متوجه بهداشت و سلامت كالا هستند تا غذاى فاسد وارد انبار نشود. و در صورت مشاهده كالاى فاسد، حاملين را موظف مى كنند تا برگردانند. (90)
لشگر كشى مورچه ها باعث مرگ چهار كودك شد  
مورچه ها داراى لشگر مسلح و آماده اى هستند تا در صورت احساس خطر وارد عمل مى شدند.
مثلا در اخبار آمده است كه مورچگان با يك لشگر عظيم ، ايالت بقهقرا در مصر را حمله كردند و 4 كودك را خوردند و همه مزارع را نابود كردند. (91)
نوعى از مورچه ها در آفريقا زندگى مى كنند كه بدنشان همانند زره پوش ‍ است و شاخكهاى آنها مانند داس است . البته خودشان نمى توانند غذا تهيه كنند بلكه مورچه هاى ديگر غذا را آماده مى كنند و آنها مصرف مى كنند.
عضلات مورچه همانند مفقول سيمى پيچيده است  
موريس مترلينگ و ديگران مى گويند تمام عضلات مورچه حتى روده هاى آن مانند مفتول سيمى (كابل ) است كه چندين رشته بهم پيوسته و پيچانده شده است و معده اش آنقدر قوى است كه همه گونه غذا را هضم مى كند.
على عليه السلام مى فرمايد: به مورچه نگاه كنيد در مجارى خوراكش و ديگر بدنش و استخوانهاى دنده اش و معده اش در چشم و گوشش كه در سر او جا دارد (لذا ثابت مى شود كه مورچه ها قوه شنوايى دارد كه در قسمت سر او قرار دارد). (92)
 

فراهم كند روزى مار و مور
 

اگر چند بى دست و پايند و زور
 

زندگى اعجاب انگيز موريانه ها 
دانشمندان حشره شناس تا كنون 12000 تا 15000 نوع موريانه را شناسايى نموده اند. موريانه همانند مورچه چالاك و داراى بال نيست و با نور خورشيد تلف مى شود. موريانه از مورچه خيلى مى ترسد و با نور خورشيد تلف مى شود. موريانه از مورچه خيلى مى ترسد و مورچه دشمن سر سخت موريانه مى باشد. موريانه از مورچه خيلى مى ترسد و مورچه دشمن سر سخت موريانه مى باشد. موريانه غالبا در زير زمين ، درها و پنجره هاى چوبى و كمد و بسيارى از وسائل چوبى زندگى مى كند. خانه هاى موريانه ها در دل زمين قابل تخريب نيست و با بيل و كلنگ نمى شود خراب كرد مگر با بمبها و مواد منفجره . موريانه ها تا چندين متر زير زمين لانه مى رساند كه از دسترس بشر خارجند. در بعضى از آشيانه ها حدود 3 ميليون موريانه زندگى مى كنند. نوع ساختمان سازى و مهندسى و طراحى ساختمانها بسيار قوى است .
با توجه به اينكه موريانه ها نابينا هستند و كار ساختمان سازى را خودشان نمى بينند با اين حال بسيار زيبا و عجيب مى سازند. (93)
موريانه ها قدرت تخريب زيادى دارند بطورى كه مى توانند پايه هاى يك ساختمان چند طبقه را فرو بپاشند و يا درختان سر به فلك كشيده را سر نگون كنند. اگر چه در باب تفكر كمتر كسى پيدا مى شود كه انگشت به پيشانى بگيرد و با ديدن يا شنيدن زندگى اعجاب انگيز موريانه ها به تفكر فرو رود و به خداى يكتا ايمان واقعى آورده و سر تسليم فرود آورد و از تكبر و غرور فاصله بگيرد و به كبريايى ذات حق اقرار نموده و خود را مشغول ذكر حق كند.
آفرينش ملخ  
على عليه السلام مى فرمايد: خداوند براى ملخ دو چشم سرخ آفريده و دو حدقه به شكل ماه روشن كرده است و براى آن گوش پنهان قرار داده است و دهن معتدل و كامل براى آن گشود و حس نيرومندى در آن قرار داد و دو دندان كه با آنها درو كند و بچيند خلق فرمود. (94) كشاورزان براى زراعتشان از آن دفاع كنند. اين حيوان با پروازهاى خود وارد كشترزارها مى شود و روزى خود را تهيه مى كند و اين در حالى است كه به اندازه يك انگشت كوچك دست انسان است پس آفرين باد بر آن قدرتى كه هر چه در آسمانها و زمين است براى او سجده و كرنش مى كنند و همه تسبيح گويان كوى اويند.
روش تخم گذارى ملخ اينگونه است كه با دم بسيار كوچك خود در سنگ شكافى ايجاد مى كند و سپس تخم گذارى مى كند.
چگونه با دمش همانند الماس و سنگبر سنگ را مى شكافد و تخمهاى خود را در آن شكاف سنگ قرار مى دهد! پاهاى ملخ اره اى است كه حالت گيرندگى خوبى دارد كه هيچ باد و طوفانى نمى تواند اين حيوان كوچك را از جايش حركت دهد.
در خلقت پشه  
و كيف ولو اجتمع جميع حيوانها... على احداث بعوضة ما قدرت على احداثها... (95)
على عليه السلام پيرامون خلقت موجود كوچكى همچون پشه سخن به ميان آورده است . حضرت مى فرمايد اگر همه خلائق عالم جمع شوند از حيوانات ذوى العقول و از صاحبان عقول و زيركان و دانشمندان دنيا استفاده كنند، هرگز نخواهند توانست راه ايجاد و خلقت يك پشه را پيدا كنند چه برسد به ساختن و خلقت آن و اگر اقدام به جمع آورى امكانات علمى و مادى هم نمايند پس از عجز و ناتوانى و نا اميد شدن اقرار به ضعف خود خواهند كرد. پشه موجود ريزى است كه با فيل برابرى مى كند و حتى بخاطر داشتن دو بال از فيل بالاتر است چرا كه آنچرا فيل در خود دارد پشه هم دارا مى باشد. پشه با خرطوم بسيار ريز و ظريف خود در پوست انسان و حيوان نفوذ مى كند و خون را از زير پوست مى مكد، از جهت مبارزه هم مى تواند فيل را هم به زانو در آورد و حتى سلاطين و پادشاهان را به زانو در آورد همانطور كه نمرود را به هلاكت رساند. جالب است كه حضرت مى فرمايد: نه تنها انسانها در خلقت پشه عاجزند در دفاع از پشه هم عاجز خواهند بود مگر آنكه از ابزارى چون سموم بهره گيرند.
مذعنة بالضعف عن افنائها
در نهايت انسان به ضعف خود در از بين بردن و دور كردن پشه اقرار مى كند همانطور كه مدر خلقت آن اقرار به عجز مى كند.
از عجائب زندگى عنكبوت بشنويد  
شايد براى همه حتى شما خواننده محترم اين سوال در رابطه با زندگى عنكبوت ايجاد شده باشد كه چطور عنكبوت خودش در دامى كه بر سر راه حشرات پهن نموده گرفتار نمى شود!مگر عنكبوت با حشرات ديگر چه فرق دارد وقتى كه وارد كمينگاه مى شود تا حشراتى كه به دام افتاده اند را شكار كند و زنده زنده به زندگى آنها خاتمه دهد با توجه به اينكه با پاهايش ‍ وارد ميدان مين مى شود ولى خودش اسير بافته هاى خودش نمى شود؟!
راستى سئوال بسيار جالب و به جايى است . حالى آيا مى دانيد جواب اين معما چيست ؟ اگر نمى دانيد بشنويد.
خداوند حكيم و دانا هر موجودى را كه آفريد راه رسم زندگى را به آن آموخت مثلا به زنبور عسل آموخت كه چگونه زندگى كند. و با دشمن و دوست چگونه بر خورد كند و همين طور همه موجودات را تعليم داد تا راه و رسم زندگى را بخوبى بدانند. از جمله همين عنكبوت را آموخت كه چگونه وارد كمينگاهى شود كه هر موجود ريز را به خود جذب كند. تارها به گونه اى است كه به پاهاى حشرات مى چسبد و به دور پاها و بالهاى حشرات مى پيچند ولى عنكبوت را نگاه كنيد كه چگونه عمل مى كند. اين حيوان كوچك در بين اين همه تارها كه به شكل هندسى منظمى در آورده راههاى ورود و خروج خاصى را براى خودش قرار مى دهد به طورى كه بتواند به همه زوايا و جاهاى آن دام تنيده شده سر بزند لذا معبرهاى مخصوصى را براى وارد شدن در كمينگاه براى خارج شدن از آن در نظر مى گيرد كه هيچ موجودى بجز خود عنكبوت ، آن معبرها و راهها را نمى داند.
عنكبوت ، نام يكى از سوره هاى قرآن است و اين نشان از شگفتى هاى اين موجود دارد.
عنكبوت از جمله موجوداتى است كه تعجب انسان را بر مى انگيزد كه با تار تنيدن خود و شكار حشرات با حيله هاى متفاوت و شگفت انگيز، غذاى خود را به راحتى تهيه مى كند.
عنكبوت به وسيله بزاق دهان تارهايى را مى تند كه نوعى پروتئين در آب است .
در عصر حاضر با پيشرفت علوم پزشكى از تارهاى عنكبوت براى امور پزشكى و حتى در صنايع نظامى استفاده مى كنند. از جهات مقاومت تار عنكبوت پنج برابر فولاد و آهن استحكام دارد.
يكى از عجائب زندگى اين موجود عجيب اين است كه با تارهاى خود، كمينگاه زيبا و مستحكمى مى سازد كه علاوه بر زيبائى خاصى كه دارد دام بسيار محكمى براى حشرات ديگر است . با كوچكترين برخورد حشرات با تارهاى عنكبوتى باعث به دام افتادن آنها مى شود كه به هيچ وجه نمى توانند نجات پيدا كنند و در دام و مرصاد قرار گرفتن همان و در چنگال عنكبوت اسير شدن همان . حال اى صاحب عقل و تدبير به خلقت اين موجود ريز حيله گر بينديش كه چگونه و از كجا اين درس را فراگرفته است كه با بزاق دهانش مى تواند طنابهاى نازكى را ببافد و از لابلاى هم عبور داده و با يك شكل هندسى منظم ، كمينگاهى براى موجودات ريز ديگر بسازد.
باز خوب به زندگى اين موجود بنگر كه چگونه با چتر بازى خود را در فضا آويزان مى كند و چندين متر تار مى تند و از فاصله زياد به پايين مى آيد و اگر بخواهد به بالا برگردد از همان تارى كه با بزاق دهانش ساخت و به وسيله آن آويزان شد و خود را به پايين رساند حال خود را به بالا مى كشد و با جمع كردن آن تار باز به جايگاه اول خود بر مى گردد. اگر انسان به همين مقدار عميقا به فكر وادار شود به وجود خداوند متعال ايمان مى آورد.
پروانه ها سخن مى گويند  
دانشمندان و محققين تا كنون به 000/100 نوع پروانه دست يافتند. پروانه ها از زيباترين حشرات از جهات شكل و رنگ ، به زيبائى طبيعت افزودند همه ما كم و بيش در باغها و گلخانه ها با انواع مختلف پروانه ها آشنا هستيم .
پروانه داراى پولكهاى مخملى است و رنگهاى متنوعى هم دارد بدن پروانه داراى هزاران ماهيچه است تا حركات آن به آسانى انجام گيرد. در سر پروانه دو چشم قرار دارد كه هر يك از آنها از چندين هزار چشم ديگر تشكيل شده اند. لذا پروانه بدون برگشتن قادر است پشت سر و اطراف خود را به راحتى ببيند. (96)
پروانه ها علاوه بر نقش داشتن در شادابى و طراوت طبيعت ، براى بارور نمودن گلها در گرده افشانى آنها كمك مى كنند و با نشستن روى گلهاى نر گرده گلهاى نر را گرفته و به گلهاى ماده انتقال مى دهند تا گلهاى ماده بدين وسيله بارور شوند درست همان كارى را كه زنبورها انجام مى دهند.
شكل و اندازه ، نقشه و نقاشى ، كيفيت پرواز و دور زدن و سوختن دور شمع و چراغ همه و همه ، ما را به خالقش رهنمون مى كنند كه اى انسان ، فضاى اطراف خود را بنگر گلها و پروانه ها را نظاره كن تا درس خداشناسى و توحيد بياموزى . همه اين پديده ها حتى پروانه كوچك هم با ما سخن مى گويد كه اى بنده خدا، كه در خود همچون پيله ابريشم ، گم شده اى از زندان غفلت به در آى تا ببينى آن چرا كه عارفان ديده اند.
آميب موجود تك سلولى  
آميب ها و انفوزوارها موجودات تك سلولى هستند كه در مردابها و لجن زارها زندگى مى كنند و از همه گونه خصوصيات زندگى برخوردارند از غذا خوردن و تنفس و تكثير و اگر خود را در خطر ببينند در داخل يك پوسته اى كه مى تنند زندانى مى شوند كه آن را كيست مى گويند و در هر 24 ساعت 1000 بار توليد مثل مى كنند. آنفوزوارها دقيق تر هستند كه داراى دهان و شكم مخصوصى و لوله اى در شكم آنان كشيده شده كه نوعى مرى است . بعضى ها ماده سمى از خودشان توليد مى كنند. حتى در مبارزه با دشمنان موفق به كشتن ماهيان بزرگ مى شوند و بعضى ها روى نان مرطوب لكه هاى قرمز رنگ ايجاد مى كنند. نوع ديگرى از ميكروبها شير را در تابستان فاسد مى سازند.
در تفسير آيه هو اللطيف الخبير امام رضا عليه السلام مى فرمايد: خداوند لطيف و دانا موجودات ريزى را آفريد كه با چشم ديده نمى شوند و تكثير آنان هم به راحتى انجام مى گيرد و رنگهاى متفاوت هم به خود مى گيرند.
با آنكه اين موجود تك سلولى است و به چشم سر انسان نمى آيد مگر اينكه با ميكروسكوپ ملاحظه و تشريح شود چگونه غذا مى خورد و چگونه مى بيند و تكثير نسل آن به چه صورت انجام مى گيرد و بسيارى از سوالات ديگر است كه به مجهولات انسان افزوده مى شود. مهم آن است كه انسان از اين همه ظرافت در خلقت موجودات درس خداشناسى بياموزد.

1- سوره لقمان آيه 27
2- نهج البلاغه
3- بحارالانوارج 15 ص 195
4- سوره يوسف آيه 105
5- كشف الاسرار خواجه عبدالله انصارى ج 2
6- سوره جائيه آيه 5
7- سوره رعد آيه 12.
8- سوره آل عمران آيه 190.
9- سوره صافات ، آيه 6.
10- سوره مؤ من آيه 57.
11- سوره ص آيه 27.
12- سوره انبياء آيه 16.
13- سوره زخرف ، آيه 10.
14- سوره نباء آيه 6.
15- نهج البلاغه خطبه 228.
16- نهج البلاغه خطبه 228.
17- نهج البلاغه خطبه 228.
18- نهج البلاغه خطبه 186.
19-اصول و مبانى جغرافياى رياضى .
20- سوره نحل آيه 15.
21- سوره نحل 81
22- سوره يس آيه 37.
23- سوره رعد آيه 2.
24- سوره لقمان آيه 20.
25- سوره فصلت آيه 11.
26- سوره انبياء آيه 30.
27- تمدن و علوم اسلامى و عصر فضا.
28- بحارالانوار ج 3. ص 114.
29- سوره يس آيه 38.
30- سوره ملك آيه 5
31- دانش عصر فضا.
32- سوره صافات آيه 6.
33- دانش عصر فضا.
34- دانش عصر فضا
35- مرزهاى نجوم ص 251.
36- از اتم تا ستاره حس 89
37- از اتم تا ستاره ص 96.
38- مرزهاى نجوم ص 176.
39- مرزهاى نجوم ص 338.
40- دنياى ستارگان .
41- تفسير طنطاوى ج 26.
42- تمدن و علوم اسلام در عصر فضا.
43- مجله علمى .
44- اصول و مبانى جغرافياى رياضى زمين در فضا.
45- مجله جوان ارديبهشت ماه سال 80
46- اصول و مبانى جغرافياى رياضى .
47- سوره نحل آيه 18.
48- نهج البلاغه خطبه 228.
49- سوره ياسين آيه 36.
50- تفسير كشف الاسرار خواجه عبدالله انصارى .
51- تفسير كشف الاسرار خواجه عبدالله انصارى .
52- سوره حجر، آيه 29.
53- سوره روم آيه 22.
54- نقل از كتاب طب العموم .
55- طب العموم .
56- مجله دانشمند.
57- طب العموم طبيب خانه .
58- نهج البلاغه خطبه 228.
59- طب العموم .
60- طب العموم
61- طب العموم
62- سوره بقره آيه 233.
63- كتاب كافى و من لايحضره الفقيه .
64- مجله علمى از دكتر عارفى
65- سوره زخرف آيه 32.
66- سوره نحل آيه 8.
67- سوره غاشيه آيه 17.
68- كتاب توحيد مفضل ص 31.
69- سوره اعراف آيه 179.
70- سوره نحل آيه 79.
71- شگفتى هاى جهان پرندگان .
72- سوره جائيه آيه 4.
73- شگفتى هاى جهان پرندگان .
74- شگفتى هاى جهان پرندگان .
75- سوره نحل آيه 69-68.
76- كشف الاسرار خواجه عبدالله انصارى ج 1.
77- اولين دانشگاه جلد 5 ص 55.
78- سفينة البحار جلد 2 صفحه 190.
79- اخلاق اسلامى در نهج البلاغه مكارم شيرازى .
80- تفسير كشف تالاسرار خواجه عبدالله انصارى .
81- جهان حشرات
82- كتاب زنبور عسل موريس مترلينگ .
83- شگفتى هاى آفرينش .
84- سوره هود آيه 6.
85- نهج البلاغه خطبه 227.
86- كتاب مورچگان موريس مترلينگ .
87- شگفتى هاى آفرينش
88- شگفتى هاى آفرينش .
89- جهان حشرات .
90- شگفتى هاى آفرينش .
91- روزنامه كيهان 2/5/1341 .
92- نهج البلاغه خطبه 227.
93- شگفتى هاى آفرينش
94- نهج البلاغه خطبه 228
95- نهج البلاغه خطبه 228.
96-كتاب پروانه ها ص 11.
97- سوره لقمان آيه 20.
98- سوره لقمان . آيه 20.
99- سوره نحل آيه 13.
100- سوره هود آيه 6.
101- سوره فاطر آيه 9.
102- سوره رعد آيه 4.
103- تفسير كشف الاسرار ج 1.
104- سوره انبياء آيه 30.
105- سوره حج آيه 5.
106- سوره نحل آيه 14.
107- نهج البلاغه خطبه 228.
108- سوره انعام آيه 95.
109- سوره واقعه ، آيه 66.
110- سوره شعراء آيه 7.
111- سوره حجر آيه 22.
112- توحيد مفضل .
113- شگفتى هاى آفرينش .

برگرفته از سايت Mim2006.Blogfa.Com