از تو ای عشق در این دل چه شررها دارم

یادگار تو چه شبها چه سحرها دارم

با تو ای راهزن دل چه سفرها دارم

گر چه از خود خبرم نیست خبرها دارم

گر چه ای عشق! شکایت ز تو چندان دارم

که به عمری نتوانم همه را بشمارم

گر چه ا ز نرگس او ساخته‌ای بیمارم

گرچه ز آن زلف,گره‌ها زده‌ای در کارم

کاش دائم دل ما از تو بلرزد ای عشق!

آن دلی کز تو نلرزد به چه ارزد ای عشق!