زیبایی شهادت..

 

زندگی کوتاه است...

فراز و نشیب زندگی...

 

غیبت...

 

خوشبخت...

 

نادان...

 

بیشترین زیرکی و بیشترین نادانی...

 

قدرت افکار...

 

بهترین دوست شما...

 

دانا و نادان...

 

دیوار را خراب نکن...

 

دوست واقعی...

 

اگر پنج خصلت نبود...

 

بدون شرح...

 

بدون شرح...

 

بدون شرح...

 

کوری...

کوری را هرگز به خاطر آرامش تحمل مکن.

"دکتر علی شریعتی"

 

بگو يا اباالفضل...

می‌گن هر موقع آب می‌نوشی بگو “یا حسین”

این روزا وقتی آب می‌بینی و نمی‌نوشی

آروم بگو “یا ابا‌الفضل...

خدایا ما را ببخش...

آیا می‌دانید تأثیر جمله‌ي

" این مکان مجهز به دوربین مدار بسته است"

به مراتب بیشتر از جمله‌ي

" عالم محضر خداست، در محضر خدا معصیت نکنید."

می‌باشد!

خدایا ما را ببخش

 

محبوب...

نقوش دستهایم نام محبوب

مسیر اشکهایم جام محبوب

اگر هر جا روم هر جا نشینم

ببینم هستم اندر دام محبوب

خدایا دوستت دارم...

نگاهم رو به سمتِ تو‌؛ شبم آیینه‌‌ی ماهه
دارم نزدیک‌تر می‌شم‌؛ یه کم تا آسمون راهه

به دستای نیازِ من‌؛ نگاهی کن از اون بالا
من این آرامشه محضو‌؛ به تو مدیونم این روزا
 
تو دیدی من خطا کردم‌؛ دلم گُم شد دعا کردم
کمک کن تا نفس مونده‌؛
 به آغوشه تو برگردم

تو حتی از خودم بهتر‌؛ غریبی‌هامو می‌شناسی
نمی‌خوام چترِ دنیارو‌؛ که تو بارونِ احساسی

خدایا دوستت دارم‌؛ واسه هر چی که بخشیدی
همیشه این تو هستی که‌؛ ازم حالم رو پرسیدی

بازم چشمامو می‌بندم‌؛ که خوبی‌هاتو بشمارم
نمیتونم‌! فقط می‌گم‌: خدایا دوستت دارم‌. . .

خدای بی نهایت...

 

نیازمند پناه...

تغيير در دنيا...

 

بیهوده‌ترین روزها...

 

صرف زمان برای کودکان...

 

محال...

خاطره‌ای خوش...

 

چهره...

 

تحمل اجباری...

آدم موفق...

 

خدا همیشه با ماست...

 

معنای زندگی...

جشن زندگی...

 

بدون شرح...

 

بدون شرح...

 

بدون شرح...

 

بدون شرح...

 

بدون شرح...

زندگی!

امروز صبح که از خواب بیدار شدم از خودم پرسیدم: 
زندگی چي می گه؟

جوابو تو اتاقم پیدا کردم. 
کولر گفت: خونسرد باش. 
سقف گفت: اهداف بلند داشته باش. 
پنجره گفت: دنیا رو خوب بنگر.
ساعت گفت‌: هر ثانیه با ارزشه.
آیینه گفت‌: قبل از هر کاری، به بازتابش فكر كن.
تقویم گفت‌: به روز باش.
در گفت: در راه هدفهات، سختی ها ر‌و هُل بده و کنار بزن.
زمین گفت‌: با فروتنی سجده و نیایش کن.

شک ندارم...

شــک نـدارم یکی از هـمـین روزها...

هیـچ گـرسـنه‌ای باقی نمــــی‌ماند...

هـــمه سیــــر مـی‌شـوند, از زنــدگی...

 

 

عکس های خطای دید:

به عکس زیر نگاه کنید،شما آبرت انیشتین را میبینید.

ولی حالا چند متر از مانیتور خود فاصله بگیرید و به عکس نگاه کنید، Marilyn Monroe را خواهید دید.

بقیه در ادامه مطلب

ادامه نوشته

حد نصاب بدهي براي قطع خطوط تلفن ثابت و همراه تعيين شد:

 

با تصويب کميسيون تنظيم مقررات ارتباطات، حدنصاب کارکرد خطوط تلفن بدون وديعه و تضمين پرداخت، براي تلفن ثابت 200 هزار ريال، تلفن همراه 300 هزار ريال و براي تلفن ثابت و همراه داراي وديعه و تضمين 80 درصد مبلغ وديعه يا تضمين تعيين شد.

فناوران- کميسيون تنظيم مقررات ارتباطات دستورالعمل نحوه برخورد دارندگان پروانه با مشترکان بدهکار تلفن ثابت و تلفن همراه را تصويب کرد. اين مصوبه که از سوي سازمان تنظيم مقررات و ارتباطات راديويي به اپراتورهاي ثابت و همراه ابلاغ خواهد شد، به منظور ايجاد شفافيت بيشتر در روابط بين ارايه‌کنندگان خدمات تلفن ثابت و همراه و مشترکان آنها، ساماندهي و ايجاد وحدت رويه در نحوه برخورد اپراتورها با مشترکان بدهکار و حفظ حقوق هر دو ذي‌نفع تدوين شده است. در اين دستورالعمل نحوه برخورد دارندگان پروانه با مشترکان بدهکار تلفن ثابت و همراه، فرآيند و شرايط اعمال محدوديت، قطع ارتباط، سلب امتياز و حد نصاب کارکردي که براساس آن يک مشترک بدهکار محسوب مي‌شود، تعريف شده است. بر اين اساس خطوط تلفن به سه دسته «تلفن پس پرداخت بدون وديعه و تضمين پرداخت»، «تلفن پس پرداخت داراي وديعه» و «تلفن پس پرداخت داراي تضمين پرداخت» تقسيم مي‌شود. «تلفن پس پرداخت بدون وديعه و تضمين پرداخت» خط تلفني است که مشترک در زمان ثبت‌نام فقط هزينه اتصال، ماليات و عوارض را پرداخت کرده و فاقد وديعه و تضمين پرداخت نزد دارنده پروانه است. «تلفن پس پرداخت داراي وديعه»، خط تلفني است که مشترک در زمان ثبت‌نام علاوه بر هزينه اتصال، ماليات و عوارض، وديعه را نيز به دارنده پروانه پرداخت کرده است. «تلفن پس پرداخت داراي تضمين پرداخت» خط تلفني که مشترک در زمان ثبت‌نام علاوه بر هزينه اتصال، ماليات و عوارض، تضمين پرداخت را نيز به دارنده پروانه پرداخت کرده است. در مصوبه نحوه برخورد دارندگان پروانه با مشترکان بدهکار، حد نصاب کارکرد خطوط تلفن پس پرداخت بدون وديعه و تضمين پرداخت، براي تلفن ثابت 200 هزار ريال و تلفن همراه 300 هزار ريال بود. براي تلفن ثابت و همراه در خطوط پس پرداخت داراي وديعه، حد نصاب کارکرد 80 درصد مبلغ وديعه تعيين شده است. همچنين براي خطوط تلفن ثابت و همراه پس پرداخت داراي تضمين پرداخت، 80 درصد مبلغ تضمين پرداخت به عنوان حدنصاب کارکرد تعيين شده است. نحوه برخورد دارنده پروانه با مشترکان بدهکار نيز به اين صورت تعيين شده که اگر کارکرد خطوط تلفن ثابت و همراه پس پرداخت بدون وديعه و تضمين پرداخت، در هر زمان به حد نصاب کارکرد برسد، دارنده پروانه ابتدا بايد نسبت به اطلاع‌رساني به مشترک و تعيين مهلت حداقل 24 ساعت براي پرداخت، اقدام کند که درصورت عدم پرداخت مبلغ کارکرد تا پايان مهلت مقرر، دارنده پروانه مجاز است خط تلفن مشترک بدهکار را براساس جزييات مصوبه کميسيون تنظيم مقررات ارتباطات قطع کند. حال اگر کارکرد خطوط تلفن ثابت و همراه پس پرداخت داراي وديعه يا تضمين پرداخت، در هر زمان به حدنصاب کارکرد برسد، دارنده پروانه پس از اطلاع‌رساني و تعيين مهلت حداقل 72 ساعت براي پرداخت مبلغ کارکرد، در صورت عدم پرداخت مبلغ کارکرد مي‌تواند خط تلفن مشترک بدهکار را قطع کند.

 

 

برگرفته از سایت ‏TCE.Ir

آرای ۶ کاندیدای ریاست جمهوری به تفکیک استانی:

میزان آرای ۶ کاندیدای ریاست جمهوری به تفکیک ۳۱ استان کشور منتشر شد.
 
به گزارش خبرگزاری تسنیم، میزان آرای 6 کاندیدای انتخابات یازدهمین دوره ریاست جمهوری به تفکیک 31 استان کشور به شرح ذیل توسط خبرگزاری تسنیم منتشر شد:
ادامه نوشته

میراث اقتصادی محمود احمدی‌نژاد:

میراث اقتصادی محمود احمدی‌نژاد

 

هفته نامه تجارت فردا در مطلبی به قلم نادر حبیبی، استاد دانشگاه براندیس و ترجمه جعفر خیرخواهان نوشت:
محمود احمدی‌نژاد که ششمین رئیس‌جمهور ایران در سال‌های پس از انقلاب اسلامی است، ریاست‌جمهوری خویش را در سال 1384 به عنوان یک قهرمان مردمی و مدافع فقرا شروع کرد. وعده‌های وی در رابطه با باز‌توزیع ثروت، گسترش فرصت‌های اقتصادی و مبارزه با فساد مالی نقش مهمی در پیروزی انتخاباتی سال 1384 وی ایفا کرد. به دنبال آن وعده‌ها وی طی دو دوره چهار‌ساله‌ای که بر سر کار بود، پاره‌ای اصلاحات و سیاست‌های اقتصادی مهم اجرا کرد که اثرات عمیقی بر اوضاع اقتصادی-اجتماعی ایران داشته است. در عین حال، دوره ریاست‌جمهوری وی مصادف با گسترش و تشدید تحریم‌های بین‌المللی علیه ایران نیز بود.

در این گزارش به تجزیه و تحلیل سیاست‌های اقتصادی رئیس‌جمهور احمدی‌نژاد از مرداد 1384 می‌پردازیم و یک ارزیابی از چگونگی تاثیرگذاری این سیاست‌ها بر اقتصاد ایران خواهیم داشت. تجزیه و تحلیل این سیاست‌ها و چگونگی اجرای آنها، به ما کمک خواهد کرد درک بهتری از نقاط ضعف و قوت بلندمدت اقتصاد ایران داشته باشیم...

ادامه نوشته

معمار استادیوم آزادی درگذشت:

 

عبدالعزیز فرمانفرماییان معمار استادیوم آزادی، از بنیانگذاران نظام مهندسی جدید در ایران و از تهیه‌کنندگان "نقشه جامع شهر تهران" جمعه 31 خرداد در سن 93 سالگی دار فانی را وداع گفت.
 
به گزارش خبرنگار مهر، عبدالعزیز فرمانفرماییان معمار معاصر، استاد دانشگاه تهران و از بنیانگذاران نظام مهندسی جدید در ایران روز گذشته بر اثر بیماری طولانی‌مدت در شهر "پالما د مایورکا" درگذشت و فردا در آرامگاه "مون‌پارناس" پاریس به خاک سپرده خواهد شد.
 
وی که برای دیدار با خواهرش در اسپانیا به سر می‌بُرد در آنجا درگذشت ولی برای خاکسپاری پیکرش به پاریس منتقل می‌شود.
 
وی که فرزند عبدالحسین میرزا فرمانفرما یکی از رجال اواخر دوره قاجار بود، در سال ۱۲۹۹ متولد شد و تحصیلاتش را در دانشسرای عالی ملی هنرهای زیبای پاریس (دانشکده بوزار) گذراند. وی در آوریل دهه 30 فارغ‌التحصیل شد و به ایران بازگشت و در گاراژ پدرش کار طراحی را آغاز کرد.

زنده‌یاد فرمانفرماییان پس از آن در یکی از آتیله‌های دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه تهران زیر نظر محسن فروغی همراه با مهندس "آفتن دلیان"، هوشنگ سیحون و حیدر غیایی به کار و تدریس مشغول شد.

استادیوم ورزشی، ساختمان شرکت نفت، مسجد دانشگاه تهران، ساختمان وزارت کشاورزی، برج‌های سامان، برج‌های ونک پارک، ساختمان بورس، دانشکده دامپزشکی، کاخ مادر سعدآباد، کاخ نیاوران، ساختمان اداری صدا و سیما و موزه فرش تهران برخی از آثار این هنرمند معمار به‌شمار می‌روند. شناخته‌شده‌ترین فعالیت شهرسازی زنده‌یاد فرمانفرماییان، تهیه نقشه جامع شهر تهران با همکاری "ویکتور گروئن" بود.
 
نام زنده‌یاد عبدالعزیز فرمانفرماییان در کتاب معماران ایران که دایره‌المعارفی دوزبانه (فارسی - انگلیسی) در زمینه معماری است و به معرفی 114 معمار پیشکسوت ایران می‌پردازد، آمده است.
 
وی که به روش From flow the function کار می‌کرد، علاوه‌بر طراحی معماری در طراحی شهری و شهرسازی به‌فعالیت مشغول شد و در سال‌های 1346 تا 1354 تمامی کارهای غیرصنعتی کنسرسیوم نفت شامل شهرسازی، مدرسه‌سازی، خانه‌سازی و ساخت دفاتر اداری در مناطق نفت‌خیز را به عهده داشت و شهرسازی و خانه‌سازی مجموعه شرکت مس سرچشمه کرمان، شرکت خانه در کرج، شرکت خانه در اصفهان و شرکت خانه در شرق تهران را نیز انجام داد.
 
کد خبر: ۳۲۷۵۰۷

گفتنی‎های مادر حسن روحانی درباره پسرش:

«سکینه پیوندی» مادر پیر حسن روحانی رییس‌جمهور منتخب مدت یک سال است در شهر سمنان و در خانه شخصی خودشان زندگی می‌کند. او پیش از این و برای بیش از 70 سال به همراه همسرش حاج‌اسدالله فریدون در شهر سرخه و محل اصلی زندگی‌شان بود. اما پس از فوتحاج‌اسدالله در نهم مهرماه سال 90 تنها شد و برای آنکه بیش از پیش به محل زندگی دخترانش نزدیک باشد خانه ویلایی و زیبای خود و شوهرش در بن‌بست نظامی شهر سرخه را ترک کرد و حالا در خانه‌ای آپارتمانی در شهر سمنان زندگی می‌کند. این خانه چند سال پیش به همت شیخ حسن روحانی در زمینی بازمانده از پدر ساخته شد. مادر آقای روحانی سن و سالی دارد که نه گوش‌هایش خوب می‌شنود و نه چشم‌هایش به قدر کفایت می‌بیند.

شرق در ادامه نوشت: راه‌رفتنش مادر روحانی به مدد واکر است، این مادر حافظه‌اش آنقدر قوی هست که جزییاتی دقیق از کودکی و جوانی پسرش که حالا رییس‌جمهور ایران شده را با دقت تعریف کند. او به‌جز این در حرف زدن و آگاهی از امور روزانه هم چابک است و چیره‌دست. هم مناظره‌های انتخاباتی را دنبال می‌کرد و هم وعده‌های انتخاباتی پسرش خوب یادش است. ظهر روز دوشنبه 27 خردادماه و دو روز پس از اعلام قطعی نتیجه انتخابات ریاست‌جمهوری یازدهم به دیدار مادر رییس‌جمهور جدید رفتیم. گفت‌وگویی که در ادامه می‌آید، حاصل این دیدار است.
 
مادر جان، از کودکی آقای روحانی برایمان بگویید، آن روزها چطور پسری بود. شما از او راضی بودید؟
 
از بچگی همیشه خوب بود، ساکت بود، حرف پدر و مادر را گوش می‌داد و احترام می‌گذاشت. هر کاری که رضای خدا بود انجام می‌داد. تا کلاس ششم درس خواند، بعد چون درس و حافظه‌اش خوب بود رفت حوزه.
برای درس حوزه کجا رفت؟ رفت سمنان.
 
آنجا چند سال درس خواند؟
 
یک‌سال سمنان حوزه علمیه بود، آنجا حجره نداشت، خانه حاجی اسماعیل خوشوقت می‌رفت و شب و روز درس می‌خواند.
 
از کی برای درس‌خواندن به قم رفت؟
 
چون حافظه خوبی داشت 15ساله بود که رفت قم درس طلبگی بخواند، باید 16سالگی می‌رفت اما سر 15سالگی رفت حوزه آنجا.
 
یعنی یک‌سال زودتر رفت؟
 
بله یک‌سال زودتر رفت، آیت‌الله (استادش) گفت چون درس و حافظه‌اش خوب است باید به او حجره بدهیم، همین‌طور هم بود شکر خدا.
 
وقتی رفت حوزه علمیه، شما دلتنگش نمی‌شدید، سمنان که بود به سرخه نزدیک بود می‌توانست به شما سر بزند، اما وقتی رفت قم از شما دور شد، دلتان برایش تنگ نمی‌شد؟
 
می‌شد، اما خوشحال بودم این راهی که رفته برای رضای خداست، دل همه تنگ می‌شود، اما چون پسرم راه خرابکاری نرفته بود و هر کاری می‌کرد خوب بود برایش خوشحال بودم.
 
بعد از آنکه رفت حوزه قم وقتی به سرخه برمی‌گشت اینجا چه کارهایی می‌کرد، برای کارهای مزرعه و مغازه به پدرش کمک می‌کرد؟
همیشه به پدرش در کار زمین کمک می‌کرد مغازه هم می‌رفت، آن سال‌ها آقای نطنزی امام جماعت سرخه بود، مکتب‌خانه داشت و به بچه‌ها قرآن درس می‌داد، آشیخ حسن که از قم می‌آمد به او کمک می‌کرد تا بتواند به کارهای دیگر هم برسد.
 
حاج‌خانم حالا ماجرای عروسی آقای روحانی را برای ما تعریف کنید، عروس‌خانم را کی انتخاب کرد خودش یا شما، عروسی چطور برگزار شد؟
 
20سالش بود که با دخترخاله‌اش ازدواج کرد، دختر خواهر من بود. ما رفتیم برای او انتخاب کردیم، به او گفتیم که وقت ازدواج است، برایت چیکار کنیم؟ گفت اختیار من دست پدر و مادرم است، هرچه شما بگویید. برایش رفتیم خواستگاری، آنها هم گفتند به روی چشم، دختر مال شماست.
 
وقتی که می‌خواست ازدواج کند، لباس روحانیت می‌پوشید یا هنوز نه؟
 
بله لباس می‌پوشید، از اینجا که رفت عمامه سر کرد. وقت ازدواج هم لباس آخوندی داشت.
 
عروسی چطور برگزار شد؟
 
عروسی آن‌موقع مذهبی بود، ما هم برایش مذهبی عروسی گرفتیم، مثل حالا نبود که سروصدا و... داشته باشد.
 
وقتی قم بود شما برای دیدنش می‌رفتید یا فقط او به سرخه می‌آمد؟
 
نه، ما هم می‌رفتیم قم.
 
از وقتی رفت تهران هم خانه‌اش می‌رفتید؟
 
همیشه ما را می‌برد تهران، ما را نگه می‌داشت، دو پسرم هر دو پسرهای خوبی هستند، هم شیخ حسن هم حسین.
 
وقتی رفت خارج که نمی‌توانست برای دیدن شما زود بیاید دلتان برایش تنگ نمی‌شد؟
 
خارج خیلی وقت نبود، 18 ماه آنجا بود، زود انقلاب شد آمد ایران، به حرف آیت‌الله خمینی خیلی معتقد بود، از سال 42 اولین کسی بود که رفت زیارت آیت‌الله خمینی.
 
زمان جنگ که می‌رفت به جبهه‌ها شما ناراحت نمی‌شدید که شاید اتفاقی بیفتد؟
نه، می‌گفتم برای خداست باید برود، من افتخار می‌کردم که اگر قدمی برمی‌دارد برای رضای خدا و امام‌زمان باشد. همیشه می‌گفتم برو مادرجان، اگر نروی انقلاب حفظ نمی‌شود ما هم تو را می‌سپاریم دست خدا. او از اول هم ترسی نداشت، اعلامیه می‌فرستاد برای پدرش، او هم پخش می‌کرد، برای چهلم پسر امام‌خمینی هم در تهران به منبر رفت.
بچه‌های آشیخ حسن که نوه‌های شما هستند اینجا می‌آیند؟ به شما سر می‌زنند؟
 
همیشه می‌آیند اینجا، هر وقت هم ما برویم تهران یک ماه یا دو ماه آنجا می‌مانیم.
 
کدامشان بیشتر سر می‌زند، کدام را شما بیشتر دوست دارید؟
 
همه‌شان برای من یکی هستند همه بچه‌های من هستند. یک‌اندازه دوستشان دارم. بچه‌های خوبی هستند و حرف پدر و مادرشان را گوش می‌کنند.
وقتی آشیخ حسن می‌خواست برای ریاست‌جمهوری ثبت‌نام کند شما می‌دانستید؟ به شما گفته بود؟
اول که می‌خواست ثبت‌نام کند به هیچ‌کس نگفت، بروز نداد. اول رفت مسافرت قبل از عید، به من زنگ زد گفت مادر من عید نمی‌آیم سمنان، گفتم چرا، گفت کاری دارم دور و ور، فقط این آقای ناهیدی (به او اشاره می‌کند) می‌دانست که باجناقش است. نمی‌خواست پخش بشود، شاید یک وقت نمی‌شد، یا پشیمان می‌شد می‌خواست کار درست بکند.
 
این روزها به شما زنگ می‌زند؟ هر چند روز یک‌بار شما با او حرف می‌زنید؟
 
همیشه، هر روز برای من زنگ می‌زند حتی روزی که جلسه داشته باشد یا قبل از همین ریاست‌جمهوری به خانمش می‌گوید به مادر بگو که امروز جلسه دارم. هر کاری‌اش اگر قطع بشود زنگ‌زدنش به من قطع نمی‌شود. حسین هر روز به من زنگ نمی‌زند، اما او همیشه زنگ می‌زند. می‌گوید مادرجان هرچه داریم از تو داریم.
شب‌های انتخابات و مناظره‌ها که آشیخ حسن می‌آمد توی تلویزیون و صحبت می‌کرد شما برنامه‌ها را نگاه می‌کردید؟
بله، همیشه می‌دیدم، گوش می‌کردم، این بچه‌ها (اشاره به دخترانش) به من می‌گفتند برو بخواب مادرجان، این برنامه‌ها به درد تو نمی‌خورد، من می‌گفتم تمام مردم ایران دارند گوش می‌کنند، من مادرش هستم، اینجا گوش می‌کنم برایش هم دعا می‌کنم. خودش هم به من گفت مادرجان مردم زحمت کشیدند به من رای دادند، اما اگر دعاهای شما نبود من به جایی نمی‌رسیدم.
وقتی توی تلویزیون آمد برای صحبت کردن، به‌نظرتان خوب حرف می‌زد؟
 
آره خوب حرف می‌زد، البته برای من که حرف نمی‌زد برای مردم باید خوب باشد.
بقیه کاندیداها که با آشیخ حسن در انتخابات بودند را می‌شناختید؟
آره می‌شناختم، از نزدیک نه اما از دور می‌شناسم، همین قالیباف و اینها بودند.
 
وقتی آقای روحانی قبول شد مردم محل برای تبریک گفتن پیروزی پیش شما آمدند؟
آره مردم سمنان همیشه دوستش داشتند. خیلی‌ها برای تبریک آمدند.
آقای روحانی از قدیم با آقای هاشمی‌رفسنجانی دوست بود و همیشه با او رابطه خوبی داشت، در این مدت آقای هاشمی خانه شما هم آمد؟
 
مراسم پسر آقای روحانی آقای هاشمی آمد، همان یک‌بار من او را دیدم.
 
حالا که آقای روحانی رییس‌جمهور شده است حتما کارش خیلی زیاد می‌شود و وقت ندارد زیاد به شما سر بزند یا با شما تلفنی صحبت کند از این اتفاق ناراحت نیستید؟
نیاید، من افتخار می‌کنم که برای مردم کاری بکند.
رییس‌جمهور قبلی آقای احمدی‌نژاد به‌نظرتان چطور بود؟ به نظر شما خوب کار می‌کرد؟
 
من با او کاری ندارم، ولی با پسرم خوب بود، رییس‌جمهوری محترم است هرکس باشد خوب است. تا خوب نباشد که رییس‌جمهور نمی‌شود.
 
دوست دارید حالا که آشیخ حسن رییس‌جمهور شد برای مردم چه کاری بکند؟
 
باید کاری بکند که رضای خدا و مردم باشد، بتواند به مردم کمک کند که برایش رای انداختند و دستش را گرفتند، او هم دست آنها را بگیرد.
الان گرانی و بیکاری خیلی زیاد شده و مردم گرفتار شده‌اند، به‌نظر شما پسرتان می‌تواند این مشکلات را حل کند؟
پسرم گفت گرانی را تمام می‌کنم، بیکاری را تمام می‌کنم، اینها را توی تلویزیون گفت. گفت این جوانان را می‌برم سر کار، بیکاری تمام می‌شود و گرانی قطع می‌شود. انشاءالله که خدا کمک کند.
 
 
کد خبر: ۳۲۷۴۸۹

سرود ملی جمهوری اسلامی چگونه تغییر کرد؟

متولدین دهه‌ شصت، یادشان می‌آید که سرود ملی ایران در آن دوره با «شد جمهوری اسلامی به پا» آغاز می‌شد.
 
آن‌ها احتمالاً خواندن دسته‌جمعی این سرود را در مدرسه به یاد می‌آورند. یا وقتی ساعت برنامه‌های تلویزیون به اتمام می‌رسید، این سرود پایان‌ برنامه‌های تلویزیون را اعلام می‌کرد.
 
دهه‌ شصتی‌ها گروهی هستند که دو سرود ملی را در انقلاب اسلامی تجربه کردند. البته پدران و مادران دهه‌ شصتی‌ها سرودهای دیگری را هم تجربه کرده‌اند و نسل بعدی با «سر زد از افق...» سرود ملی خود را در پیروزی‌های ملت زمزمه می‌کند.
 
اولین سرود ملی
 
سرود ملی نماینده‌ هویت هر ملت است و شاید به همین دلیل است که هر بار نواخته می‌شود، همگان به احترام آن بپامی‌خیزند. اما این فقط دهه‌ شصتی‌ها نیستند که به سرود ملی حس نوستالژیک دارند.
 
پیشینه‌ سرود ملی در ایران به عهد ناصری برمی‌گردد. گویا ناصرالدین‌شاه که در سفرهایش به فرنگ، شاهد اجرای سرودهایی توسط گروه‌های موسیقی نظامی بود، تصمیم ‌گرفت یک سرود مشابه برای اجرا در دربار و مراسم رسمی تهیه شود. از دولت فرانسه کمک خواستند و وزیر جنگ فرانسه یک موسیقی‌دان را روانه‌ ایران ‌کرد. او در دارالفنون کرسی موسیقی دایر ‌کرد. حاصل این تلاش‌ها یک قطعه موسیقی بی‌کلام با نام «سلام شاه» بود. این سرود را اخیراً با شعر «ایرانِ جوان» بر روی موسیقی آن، بارها از رادیو و تلویزیون شنیده‌اید...
ادامه نوشته

قرآن كتابي است فراتر از نياز...

بیشترین استفاده از قرآن در بین ما: 

تو مجالس ترحیم و قبرستون‌ها برای مرده‌هامون‌!

یه کتاب دکوری روی طاقچه‌ها و قفسه‌ي کتاب‌هامون!

رد کردن مسافرامون از زیرش برای دفع بلا‌!

چهار قل و ان یکادشو سر در خونه‌ها و مغازه‌هامون برای برکت و رفع چشم زخم آویزون می‌کنیم‌!
یکی از ملزومات تزئین سفره‌ي عقد، هفت سین، شب چله و...!

کسب انواع عناوین و القاب هنری به خاطر نوشتن آیاتش در ابعاد میلیمتری یا کیلومتری و امثال این‌ها...

ابزار کار رمال‌ها!

قسم خوردن به اون‌، هرجا که بخوایم حرفمونو باور کنن
(‌حتی یه بچه 7 ساله هم هر جا نیازش باشه می‌گه: به قرآن قسم‌!‌)


 استخاره باهاش برای خرید و فروش و ازدواج و طلاق...!

می‌مونه یه سؤال!‌:

آيا قرآن برای همین‌ها اومده؟

فقط همین استفاده‌ها رو بايد از قرآن بکنیم؟ ...........همین؟!!

آخرالزمان...

مواظب باشیم...!!

نگه داشتن دین و ایمان در آخرالزمان...
 مثل نگه داشتن ذغال گداخته در کف دست است.

 

 

پیامبر اکرم(ص) فرمودند که...
در آخرالزمان کارهای زشت به عنوان کار خوب معرفی می‌شوند...
و زنان موی سر خودشان را مانند کوهان شتر زینت می‌دهند..!!

 

نکنه روز قیامت شرمنده بشیم...